جدایی بحرین از خاک ایران
در دورههای مختلف سلطنت در ایران، برهههای مختلفی بهخاطر میآید که خاک ایران ازدسترفته و ایران کوچک شده است. در برخی موارد ناکارآمدی شاهان و غفلتشان موجب ازدسترفتن خاک ایران شده، در موارد دیگر هم شکست در نبردها، خاک ایران را در اختیار اجنبی قرار داده است. اما ماجرای جدایی بحرین از ایران، یکی از موارد منحصربهفرد در تاریخ است. زمانی که رژیم حاکم خود دست به خودکشی زده است و خاک ایران را دودستی تقدیم کرد. نکته مهم آن بود که جدایی بحرین تنها استقلال بخشی از خاک ایران نبود. بلکه این جدایی عملاً نقشه سیاسی خلیجفارس را تغییر داد و مرزهای جغرافیایی و سیاسی منطقه، دچار تغییر شد.
پیش از جدایی بحرین، انگلیسیها با سوءاستفاده از ضعف حکومت حاکم در این منطقه، اعمالنفوذ زیادی پیدا کرده بودند. همین اعمالنفوذ نیز موجب شد که انگلیس در امور داخلی بحرین دخالت کند و خواستار جدایی استقلال بحرین شود. محمدرضا پهلوی در 14 دی 47 در کنفرانس مطبوعاتی در دهلی در مورد بحرین گفت: «این جزیره صد و پنجاه سال پیش به دست انگلیسیها از وطن جدا شده و انگلیسیها یک امپراتوری با سیاست استعماری در آنجا برپا کردهاند.» و در ادامه هم اشاره کرد که اگر مردم بحرین نمیخواهند به ایران ملحق شوند، به زور متوسل نخواهد شد.
پس از آنهم نظرسنجی نمایشی از مردم بحرین اتفاق افتاد و نهایتاً 21 مرداد 50، یوسف شراوی، رئیس اداره عمران و امور مهندسی بحرین و فرستاده ویژه امیر بحرین، به ایران سفر کرد و قصد دولت بحرین برای اعلام استقلال را به طور رسمی به ایران اعلام کرد. 30 شهریور سال 50، دولت بحرین به عنوان کشور مستقل به رسمیت شناخته شد و این بخش از خاک ایران پس از کشمکشی 100 ساله از ایران جدا شد.
قانونی برای تحقیر ملت ایران
«ورود سگ و ایرانی ممنوع!» یکی از تلخترین اتفاقات در زمان حکومت رژیم پهلوی تصویب قانون کاپیتولاسیون بود. قانونی که به تحقیر ایرانیان رسمیت میبخشید و نکته مهمتر آنکه این قانون درون سیستم سیاسی در ایران، تصویب شده بود. اگرچه این قانون بهصورت نانوشته در دورههای مختلف حضور قدرت بیگانه در ایران، اجرا شده و اجنبی بهنوعی از مصونیت قانونی برخوردار بود؛ اما در مهر 42 کابینه علم لایحهای تحت عنوان کاپیتولاسیون را تصویب میکند که در مهر 43 در مجلس سنا به تصویب میرسد؛ لایحهای که موانع حقوقی و قانونی حضور نیروهای آمریکایی در ایران و تضمین امنیت آنان توسط شاه را مورد توجه قرار داده بود.
حسین خطیبی نایبرئیس وقت مجلس شورای ملی، در شرح چگونگی تصویب این لایحه در سنا میگوید: «یکباره دیدم منصور با کلیه وزیران کابینه، وارد مجلس شدند. تعجب کردم؛ زیرا لوایح موجود، اهمیتی نداشت که همه کابینه در جلسه حاضر شوند. پس از لحظاتی بیمقدمه دکتر ناصر یگانه که وزیر مشاور در امور پارلمانی بود برخاست و با قید سه فوریت تقاضا کرد، این لایحه در دستور کار قرار گیرد. رأی گرفتم، اکثریت موافقت کردند، چون اکثر نمایندگان عضو حزب ایران نوین بودند و بهاینترتیب، لایحه مطرح شد.»
تصویب این لایحه واکنش تاریخی امام را به همراه داشت و ایشان در سخنرانی در 4 آبان سال 43 در جمع مردم و روحانیون گفتند: «عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت. عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند. قانونی را به مجلس بردند که در آن ما را ملحق کردند به پیمان وین... والله گناهکار است کسی که فریاد نکند.» با همه این اعتراضات، قانونی که بهنوعی تحقیرکننده ملت و مردم ایران بود به قوت خود باقی ماند تا نهایتاً در 23 اردیبهشت ماه سال 58 مصونیتها و معافیتهای قرارداد وین، لغو شد.
عملیاتی برای خوشامد انگلیسها
پهلویها فقط با جدایی بحرین از ایران در راستای منافع انگلیسیها در منطقه حرکت نکردند. همزمان با اعلام خروج انگلیس از منطقه خلیجفارس ناآرامیهایی در منطقهای در عدن در حال وقوع بود، حوالی سال 51 مردم ظفار که به شیوه انسانهای بدوی زندگی میکردند، علیه فقر و استعمار انگلیس، شورش میکنند. موضوعی که تا مدتها در رسانهها سانسور شد. محمدبلوری روزنامهنگار روزنامه کیهان که در آذر سال 54 به این منطقه فرستاده میشود. روایت میکند که ایران برای مقابله با مردم ظفار نیروهایی نظامی خود را به این منطقه اعزام کرده بود.
از آنجا که رژیم پهلوی، حد اعلای سانسور را در روایت این اتفاق، اجرا کرده بود. آمار دقیقی از کشتهها و مجروحان این حادثه منتشر نشده و اظهارنظرها متناقض است. اما نکته مورد توجه آن است که حکومت پهلوی در جریان 3 سال و اندی جنگ در این منطقه تنها در راستای حفظ منافع انگلیس و جلوگیری از تغییر وضعیت منطقه خلیجفارس، تبدیل به نیروی نیابتی انگلیس و آمریکا شده بود. چرا که تبعاً، اصل حضور ایران در این منطقه، آوردهای چه به لحاظ نظامی و چه سیاسی به همراه نداشت.
*روزنامه فرهیختگان