قدرت روایت و روایت قدرت

محمدکاظم انبارلویی،   4020723130 ۱۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۴ تکراری یا غیرقابل انتشار

گاهي در مورد قدرت كشوري قصه‌پردازي و روایت‌سازی مي‌شود. سازه‌هاي اين قصه هر قدر از دروغ و فريب و جعل واقعيت برخوردار باشد كارايي خود را تا يك حدي مي‌تواند حفظ كند اما اگر از حد گذشت به سوي خودويرانگري از درون و بيرون مي رود. روایت سازی از قدرت اسرائيل همين گونه است. شكست اعراب در جنگ 6 روزه آغاز قصه‌پردازي در مورد قدرت اسرائيل بود.
با ظهور انقلاب اسلامي كه سران رژيم صهيونيستي، آن را زلزله در جهان توصيف كردند روياي شكل‌گيري دولتي به گستره از نيل تا فرات را به فراموشي كشاند. صهيونيست‌ها براي حفظ خود و براي مصون ماندن از تعرضات همان كساني كه براي آنها قصه‌پردازي مي‌كردند مجبور شدند دور خود ديوار بكشند. ديري نپاييد كه اين ديوار در جنگ 33 روزه و نبردهاي پس از آن به‌ويژه در عمليات طوفان‌الاقصي ترك برداشت و آنها به پايان قصه‌پردازي خود رسيدند.
از ميان غوغاي اين قصه‌پردازي و گردوخاك رسانه‌اي و شعبده‌بازي‌ها، سروكله يك قدرتي اكنون پيدا شده است كه از آن به عنوان «روایت اصلی قدرت» ياد مي شود. قدرتي كه متكي بر اراده نسلي است كه سرزمين او اشغال شده ، ملت او بارها مورد قتل‌عام واقع شده است. اين قدرت محصول خشم و نفرت فشرده شده نزديك به نيم قرن است.
قدرتي كه امروز در محور مقاومت هراز چندي خود را نشان مي‌دهد داراي ارتشي است كه از كودكان داخل رحم زنان قهرمان فلسطيني گرفته تا پيران و سالخوردگان در آن حضور دارند و ستون فقرات آن را جواناني تشكيل مي‌دهند كه اراده آنان از فولاد سخت‌تر است و ايمان آنها تنه به ايمان ياران پيامبر اكرم (ص) در صدر اسلام مي‌زند.
به جمع‌بندي نبرد حماس و جهاد اسلامي در دهمین روز نبرد مي‌پردازيم:

1- 15 مهر 1402 در تاريخ مبارزات ملت فلسطين، يك نقطه عطف محسوب مي شود.
جوزف ناي معتقد است ؛ اسرائيل به سمت «خودويرانگري» با سرعت زياد در حركت است.
فريدمن هم مي‌گويد؛ «بزرگترين تهديد براي اسرائيل تهديد از درون است.»
ضربه 15 مهر ميزان اين شكنندگي و ويراني را به رخ جهانيان كشاند.
سيل جمعيتي كه به سوي فرودگاه بن‌گورين براي فرار مي‌بينيم كساني هستند، كه ديگر سرزمين‌هاي اشغالي را امن براي زندگي نمي‌دانند. آنها غصبي بودن آن را فقط زير ضربات مهلك مقاومت ادراك مي‌كنند. اين ضربات طي سال‌هاي گذشته و سال‌هاي آینده كوبنده‌تر وارد خواهد شد.
سازه‌هاي امنيتي ،نظامي و اطلاعاتي رژيم صهيونيستي به شدت آسيب ديده فروريزي ديوار حائل و نفوذ رزمندگان فلسطيني و حضور قدرتمند آنها در شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين درجه اين آسيب‌زايي را با صدها كشته و اسير و مجروح نشان مي‌دهد.

2- نتانياهو مسئول اصلي شكست طوفان‌الاقصي است. با فروكش كردن طوفان او همان جايي خواهد رفت كه شارون رفته است. او با بمباران وحشيانه غزه مي‌خواهد بر روي اين واقعيت سرپوش بگذارد. قدرت قصه‌پردازي صهيونيست‌ها از بين رفته، نمي‌دانند در برابر يك شكست غيرقابل ترميم چه كنند؟

3- هزاران كودك، زن و زنان و مردان سالخورده زير خروارها خاك و سنگ و سيمان در اثر بمباران‌هاي وحشيانه هوايي و موشكي درغزه به فجيع‌ترين وضع ممكن به شهادت رسيده‌اند. اين يك جنايت جنگي تمام‌عيار است. رسانه‌هاي تحت نفوذ صهيونيسم كه سال گذشته از مرگ طبيعي يك خانم در يك قرارگاه پليس در ايران يك فاجعه حقوق بشري خلق كردند و افكار عمومي جهان را سر كار گذاشتند الان با پنهان سازي جنايات جنگي ارتش اشغالگران صهيونيستي نمي‌دانند چكار كنند؟!
آنها با اين پنهان سازي دارند به شعور بشريت در نقض حقوق بشر اهانت مي‌كنند. مردم جهان در 5 قاره جهان با برگزاري تظاهرات ضدصهيونيستي پاسخ اين اهانت را دادند.
بايدن، رئيس جمهور آمريكا با بي‌شرمي تمام در پاسخ به اعتراضات جهاني در مورد جنايات جنگي رژيم صهيونيستي اعلام كرده است : «صريح و شفاف مي‌گويم در كنار اسرائيل مي‌ايستيم!!»

4- نتانياهو با اين شكاف آنتاگوئيستي در داخل و ضربه به عادي‌سازي روابط برخي اعراب و باز شدن پرونده جديد از جنايات جنگي و ... چه مي‌خواهد بكند؟
آيا او قادر است همه ساكنان غزه را قتل عام كند، خانه‌ها را ويران كند و اگر چنين كرد مشكل امنيت رژيم اشغالگر قدس حل مي‌شود؟ ‌آيا او با ارتش منسجم و پرقدرت نيروي مقاومت در منطقه هم همين كار را مي‌تواند بكند؟ آيا او قادر است همين قتل‌عام را در كرانه باختري راه‌اندازي كند؟!
اكنون يك حالت جنون و ديوانگي در اتاق جنگ رژيم صهيونيستي حاكم است!
قدري از اين جنون فاصله بگيرند به فكر آزاد كردن ژنرال هاي به اسارت گرفته شده و سربازان اسيري كه تعداد آن را هم نمي‌دانند خواهند افتاد. آن وقت بايد هزينه همه ديوانگي را يكباره پرداخت كنند. غير از اين پرداخت راهي ديگر ندارند. آنها در جنگ 33 روزه همين مسير را رفتند.

5- آمريكا اعلام كرده است در كنار اسرائيل مي‌ايستيم. اگر اين ايستادگي از جنس ايستادگي در افغانستان و عراق و سوريه است تكليف آن از همين حالا معلوم است.
اگر هيچ كس نداند ژنرال‌هاي ناتو مي‌دانند اگر ايران اراده كند ميليون‌ها تن از ارتش مقاومت در محورهاي مختلف در يمن، سوريه، عراق، افغانستان و لبنان مثل صاعقه بر سر آنها فرود خواهند آمد. آنها ديگر طوفان‌الاقصي را فراموش مي‌كنند آنها بايد حيات و ممات خود را در عمليات «صاعقه‌الاقصي» به تماشا بنشينند.
صاعقه‌اي كه سابقه تاريخي آ‌ن را فقط در سرنوشت هلاکت بار قوم لوط ، عاد و ثمود مي‌شود سراغ گرفت.
نيروي مقاومت «روایت جدیدی» از یک قدرت نوظهور است كه مورخان معاصر دارند ابعاد آن را مي‌نويسند.
امپراطوري رسانه‌اي غرب نمي‌تواند در اين روایت سازی اخلال كند.