به گزارش الف اين افراد دندانپزشكاني جوان هستند كه در طول دو سال اخير از دانشگاههاي دولتي فارغ التحصيل شده اند. طبق قانون، آنها ملزم هستند يك دوره دو ساله تعهد خدمت را در مراكزي كه دانشگاههاي علوم پزشكي تعيين مي كنند، بگذرانند. اين مراكز مي تواند از مركز هر استان تا ديگر شهرها و روستاهاي بزرگ آن كه داراي امكانات درماني هستند، را در بربگيرد. با اين حال، تقريبا همه اين دندانپزشكان جوان از شرايط خود اظهار نارضايتي مي كنند و دليل اصلي آن را مديريت نادرست مراكز، فقدان امكانات و تجهيزات لازم و عدم كنترل و نظارت كافي بر شرايط پزشكان طرحي بر مي شمارند.
آنها مي گويند ما را به عنوان دندانپزشك براي خدمت به مردم فرستاده اند اما نه تجهيزات مناسب و نه مواد مناسب براي فعاليت ما را تامين مي كنند و در نتيجه، كار ما اغلب در حد دندان كشيدن است و يا اينكه ناچاريم حداقل خدمات لازم را ارايه كنيم چون يا تجهيزاتمان مناسب و استاندارد نيست و يا اينكه مواد مناسبي براي ترميم دندان در اختيار ما نمي گذارند.
دندانپزشكان يادشده كه خبرنگار الف با آنها مصاحبه كرده است، ترجيح مي دهند نام آنها انتشار نيابد زيرا از پيامدها و عواقب انتشار آن و رفتاري كه از سوي مسئولان مستقيم مراكزي كه در آنها فعاليت دارند، نگران هستند.
آنها از اين موضوع گلايه دارند كه به جاي آنكه براي حفظ و ترميم دندانهاي معيوب بيماران تمركز كنند، فقدان امكانات و تجهيزات موجب شده است آنها بيشتر وقت خود را به كشيدن دندانهاي بيماران بگذرانند و در نتيجه، از تخصص آنها صرفا در همين حد استفاده مي شود.
علاوه بر آن، وجود انبوه بيمار و كمبود امكانات و تجهيزات در مراكز درمانگاهي دولتي موجب شده است كه دندانپزشكان يادشده بسيار بيش از حد استاندارد فعاليت كنند و اين كار موجب مي شود آنها به سرعت خسته و فرسوده شوند.
يكي از اين دندانپزشكان جوان كه در يكي از شهرهاي استان آذربايجان شرقي فعاليت مي كند، مي گويد: من روز حدود 60 تا 70 دندان از بيماران مي كشم ولي تعداد دندانهايي كه ترميم مي كنم حتي به عدد انگشتان يك دست هم نمي رسد.
دندانپزشكان يادشده مي گويند:« فعاليت ما به عنوان دندانپزشك طرحي سراسر مشكل و گرفتاري است. ما را به عنوان دندانپزشك به مراكز درماني اي اعزام كرده اند كه از بديهي ترين و ضروري ترين امكانات لازم هم بي بهره است. بطور مثال، يونيت دندانپزشكي در آنجا هست اما مواد و ديگر تجهيزات درماني اين كار را ندارد.»
يكي از آنها با خنده اي تاسف آميز مي گويد: اين كار مثل اين است كه تفنگ بي فشنگ براي جنگيدن به شما بدهند. با يك تفنگ خالي چه مي توان كرد؟!
ديگري مي گويد: «ما درگير مسائل بسيار ريز و پيش افتاده در كار خود هستيم چون حتي وقتي هم مواد درماني در اختيار ما مي گذارند، اغلب مناسب و استاندارد نيست.»
يكي از دندانپزشكان يادشده كه در يكي از شهرهاي غرب كشور فعاليت مي كند، توضيح مي دهد:« مساله اصلي ما اين نيست كه مواد موردنياز را از چه مارك و برندي بخرند كه در كيفيت خدمات ما بسيار مهم است بلكه درگير مسائل خيلي ريز هستيم. بطور مثال، براي ما دستكش اندازه و مناسب نمي خرند. اغلب مي گويند پول نداريم وقتي هم دارند جنس هاي بنجل و بي كيفيت مي خرند. »
اما چرا جنس هاي موردنظر، بنجل و بي كيفيت است. آيا فقط ارزان بودن ملاك خريد مواد و تجهيزات موردنياز بخش دندانپزشكي در بخش هاي دولتي است؟
او پاسخ مي دهد:« دليل اين كار فقط بي پولي نيست. يك دليل مهم آن، اين است كه مسئول خريد مواد و تجهيزات دندانپزشكي در منطقه محل خدمت ما، فرد ناوارد و غير متخصصي است در حالي كه او بايد دندانپزشك باشد، رشته و كار ما را بشناسد و حتي از ما بپرسد شما دقيقا به چه ابزار و اجناسي نياز داريد. مثلا، كسي باشد كه بداند چه وسيله، تجهيزات يا موادي براي ما لازم است كه بايد آن را بخرد. او بايد تفاوت سايز و شكل تجهيزات و يا اهميت رنگ مواد را بداند اما وقتي اينطور نيست، او به صورت رندوم و يا اتفاقي چيزهايي را مي خرد و در اين شرايط، فروشندگان هم از بي اطلاعي او، سوءاستفاده مي كنند و كالاهايي را مي فروشند كه براي عموم دندانپزشكان و كلينك ها كاربرد چنداني ندارد. بطور نمونه، براي ما، فرز تراش روكش دندان مي خرند در حالي كه در كل كلينيك ما، هيچ دندانپزشكي روكش نمي تراشد يا ريزترين سايز ممكن براي فرز تراش پوسيدگي دندان را خريداري مي كنند كه اصلا نمي توان با آن كار كرد و عملا، هيچ كاربردي ندارد.»
اين خانم دندانپزشك مي افزايد:«متاسفانه، مسئول خريد مركز هيچ پرسش و مشورت قبلي در اين زمينه با دندانپزشكان كلينيك ما نمي كند. ما به مسئول كلينيك مي گوييم چه چيزهايي لازم داريم اما مسئول خريد در اينجا مستقر نيست بلكه در مركز بهداشت اصلي و معاونت بهداشت شهرستان مستقر است. به همين دليل، مواد و تجهيزات موردنياز را براي كل شهرستان مي خرد و آنها را بين مراكز و كلينيك ها تقسيم مي كند بي آنكه هيچكس حاضر شود بپرسد آيا اين مواد و تجهيزاتي كه براي شما خريداري شده، آيا خوب و كاربردي بود؟!»
آيا از وزارت بهداشت، بازرسي به سراغتان نمي آيد تا مشكلات شما را بررسي و برطرف كند؟
در پاسخ به این پرسش مي گويد: در طول يك سال و اندي كه به عنوان دندانپزشك طرحي در يك مركز معتبر دولتي فعاليت دارم، بازرسي سراغم نيامده است كه شرايط ما را بررسي كند و درد دل هاي ما را بشنود اما چون ما پزشك خانواده هم محسوب مي شويم، هر چند وقت يكبار، مسئول بيمه سلامت خدمات درماني مي آيد تا وضعيت بيماران روستايي و مشمولين طرح سلامت را پايش كند و ببيند آيا همه كارها بخوبي پيش مي رود يا نه چون روستاييان هيچ پولي براي دريافت خدمات طرح پرداخت نمي كنند و كل هزينه هاي درمان آنها بر عهده بيمه است. به همين دليل، خيلي سختگيرانه در اين حوزه عمل مي كنند . از طرف ديگر، براي دولت مهم است كه مراكز بهداشت به بيماران روستايي توجه جدي داشته باشند و خدمات لازم را به آنها ارايه كنند.
اين دندانپزشك جوان مي افزايد: در حالي كه براي دولت موضوع ارايه خدمات دندانپزشكي به بيماران روستايي بسيار مهم است اما چون اين خدمات رايگان است، مراكز بهداشتي و درماني ترجيح مي دهند به جاي آنها، بيماران عادي و آزاد را پذيرش كنند و خدمات بدهند چون چند برابر بيماران روستايي هزينه مي كنند.
«وقتي بازرس (بيمه سلامت) مي آيد، مي پرسد در اين ماه چه اقداماتي در زمينه عصب كشي، جرم گيري، ترميم دندان و ديگر خدمات دندانپزشكي ارايه كرده ايم؟ حتي در مورد مرخصي ما هم مي پرسد تا اگر به مرخصي رفته باشيم، از وجوه پرداختي به مركز درماني ما كم كند در حالي كه مرخصي حق هر پزشك و كارمند است اما از سوي ديگر، اصلا نمي پرسد كه آيا شما براي ارايه خدمات خود، امكانات و تجهيزات لازم را در اختيار داريد يا نه؟ و اگر نيست، علت چيست؟ »
- چرا خودتان چيزي به بازرس نمي گوييد؟
به من پاسخ مي دهد: «از يك طرف، او در باره وضعيت تجهيزات و مواد نمي پرسد چون جزو وظايفش نيست. از طرف ديگر، گلايه كردن از اينگونه مشكلات، براي پزشك و دندانپزشك طرحي دردسر درست مي كند.»
او در اين زمينه خاطره اي را تعريف مي كند و شرح مي دهد كه چگونه يكبار كه او و دستيارانش در باره شرايط موجود با بازرس بيمه صحبت كرده بودند، تا مدتها مورد اعتراض، بدرفتاري و بدخلقي مسئولان كلينيك قرار گرفتند.
به گفته اين دندانپزشك جوان، فعاليت دندانپزشكان طرحي گرفتار «يك چرخه معيوب و وحشتناك» است و همين وضعيت موجب شده هم كارايي آنها افت كند و هم خود دندانپزشكان انگيزه خود را براي فعاليت هاي درخشان از دست بدهند.
او براي توضيح اين« چرخه معيوب» دلايل ديگري هم بر مي شمارد: «نظارتي چنداني روي بخش ما صورت نمي گيرد چون خدمات ما در حوزه بخش بهداشت است اما بخش بهداشت بر حوزه پيشگيري متمركز است و ديدن نتايج اقدامات پيشگيرانه كاري زمانبر و چند ساله است، در نتيجه، گزارش آماري و عددي از آن در نمي آيد. به همين دليل، بودجه آن اندك است و بودجه اصلي را به بخش درمان مي دهند چون بخش درمان است كه آمار و اعداد ميزان ويزيت، جراحي و ... را بالا مي برد.»
اين دندانپرشك طرح تعهد خدمت، ريشه برخي مشكلات را در ساختار وزارت بهداشت مي داند و مي گويد: چون براي همه دولت ها عدد و آمار براي گزارش عملكرد اقدامات مهم است، در بخش درمان به راحتي مي توان عددسازي كرد. مثلا، گزارش مي دهند ما اين تعداد مريض را جراحي يا درمان كرده ايم و به آنها خدمت رسانده ايم اما در حوزه پيشگيري نمي توان چنين آمارهايي داد چون چهار تا پنج سال طول مي كشد تا اقدامات پيشگيري، نتايج خود را نشان دهد و اين هم براي دولت ها و هم مسئولان جذاب نيست چون در كارنامه آنها بلافاصله چيزي نوشته نمي شود. اين وضعيت باعث شده است كه خود وزرا و وزارتخانه هم عملا تمايلي به سرمايه گذاري و تزريق بودجه مناسب به بخش بهداشت از خود نشان ندهند. »
يك دليل ديگر تداوم چرخه معيوب يادشده، نابساماني وضعيت پرداخت كارانه ها است. دندانپزشكان طرحي مي گويند: اگر بابت خدمات و تلاشهاي ما در حوزه پزشكي كارانه اي به مركز تعلق گيرد، مديران مركز همواره اين كارانه را به خودشان و يا كارمندان معمولي و غيرپزشكان مراكز مي دهند ولي به خود ما كه دكتر هستيم و كار اصلي را انجام مي دهيم، چيزي نمي رسد. به عبارت ديگر، روي كاغذ كارانه داريم اما در عمل يك ريال هم به ما نمي دهند.»
از سوي ديگر، بايد پذيرفت كه كار خوب در حوزه پزشكي و دندانپزشكي مبتني بر عدد نيست بلكه بر كيفيت است. بطور مثال، يك ترميم خوب دندان بيمار ممكن است حدود يك ساعت وقت دندانپزشك را بگيرد و در يك شيفت كاري، او مي تواند حداكثر دندان پنج يا شش بيمار را ترميم كند نه ده نفر يا بيشتر را. در نتيجه، «در پايان ماه، وقتي كلينيك، عملكرد دندانپزشكان خود را جمع بندي مي كند، از يكسو، تعداد اينگونه خدمات بالا نيست و از سوي ديگر، چون همه خدمات دندانپزشكي كلينيك دولتي ما براي روستاييان، مجاني است و يا بيماران جامعه هدف بيمه سلامت را پذيرش مي كند كه پول ناچيزي در قبال آنها از بيمه سلامت مي گيرد (حدود يك سوم مبلغ بيماران آزاد و ساير بيمه ها). در نتيجه، پول ناچيزي از اين ناحيه به كلينيك مي رسد.»
علاوه بر آن، در حالي كه دندانپزشكان قراردادي و مشاركتي مي توانند خدمات گوناگون نظير جراحي و عصب كشي براي بيماران خود انجام دهند كه هزينه هاي آن بسيار بالا است، اما دندانپزشكان طرحي فقط بايد خدمات بيمه سلامت و بيمه روستايي را ارايه دهند كه عصب كشي، جراحي و ...در زمره آن نيست. اين وضعيت، موجب اختلاف درآمد شديد دندانپزشكان طرحي با ساير دندانپزشكان شده است.
همه اينها باعث شده است تا پزشكان طرحي كه در بخش هايي همچون دندان فعاليت مي كنند و خدمات آنها در حوزه پيشگيري تعريف مي شود، مورد بي توجهي قرار بگيرند و فقدان نظارت ها و بازرسي هاي لازم از سوي مراجع ذيربط نيز به اين وضعيت دامن زده است.
اما، چوب اين وضعيت را فقط دندانپزشكان طرحي نمي خورند بلكه خود بيماران از نخستين قربانيان بي توجهي به اين بخش هستند.
آنها مي گويند: متاسفانه در بسياري از مراكز دولتي، امكانات، وسايل و مواد لازم براي خدمات دندانپزشكي ارايه نمي شود. بطور مثال، بدون داشتن ماده آمالگام يا تامين آن از ميان بدترين آمالگام موجود در بازار نمي توان يك ترميم خوب دندان را انجام داد.
يكي از دندانپزشكان مرد كه در يكي از روستاهاي بزرگ خراسان رضوي دوره انجام تعهد خدمت خود را مي گذراند، مي گويد: چون وسايل، مواد و تجهيزات مناسب درماني را در اختيار نداريم، فقط دندان بيماران را مي كشيم.
دندانپزشك طرحي مستقر در آذربايجان شرقي هم با تاييد اين وضعيت مي گويد شرايط ما به قدري تاسف آور و بغرنج است كه همواره دعا مي كنيم يونيت دندانپزشكي ما با كوچكترين مشكلي روبرو نشود چون يكبار كه اين اتفاق افتاد و لامپ آن سوخت، بيش از يك هفته كارمان تعطيل شد چون كسي نبود همين مشكل فني پيش پا افتاده را برطرف كند.
اين موضوع را يك دندانپزشك در استان زنجان هم تاييد مي كند. او مي گويد: در كلينيك ما نزديك 10 يونيت دندانپزشكي وجود دارد اما فقط دو دستگاه كار مي كند چون حتي بخاطر خرابي يك قطعه ريز هم يونيت ها را از سرويس خارج كرده اند.
وي يكي از دلايل اين وضعيت را عدم اختصاص بودجه مناسب براي تعمير يونيت ها مي داند و مي افزايد: در ايران يونيت هاي دندانپزشكي را مي توان از صفر تا صد براحتي بازسازي كرد. در بخش خصوصي اين كار را براحتي انجام مي دهند اما چون مراكز دولتي هزينه خدمات آنها را نمي دهند، در نتيجه پشتيباني فني از يونيت ها انجام نمي شود و با بروز كوچكترين نقص فني، يك دستگاه يونيت كه قيمت آن در حال حاضر بيش از يكصد ميليون تومان است، بطور كامل از فعاليت باز مي ماند.
حرف و سخن دندانپزشكان تعهد خدمت در اين زمينه بسيار است و به نظر مي رسد بايستي مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بايستي هر چه سريعتر رسيدگي به اين بخش را در دستور كار خود قرار دهند.
مروري كوتاه بر آنچه گفته شد نشان مي دهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي تحقق اهداف و برنامه هاي خود در حوزه خدمات دندانپزشكي و بهره گيري بهتر و مناسب تر از ظرفيت متخصصان اين حوزه نيازمند بررسي و بازنگري جدي در فعاليت هاي خويش است و هر روز كه ديرتر كه به اين موضوع توجه كند، زيان هاي بيشتري به سلامت مردم وارد شده و دندانپزشكان طرحي نيز دلسردتر و بي انگيزه تر خواهند شد.