به گزارش الف، افراد بی تابعیت یا اصطلاحا «بدونها» کسانی هستند که شهروند هیچ کشوری محسوب نمیشوند و هیچ ملیتی ندارند. انسانها در سراسر جهان تابعیت خود را یا از بدو تولد از طریق پدر و مادر خود و مکانی که والدینشان متعلق به آنجا هستند پیدا میکنند یا از طریق ازدواج. بنابراین بدون، به فردی گفته میشود که در چارچوب قانونی، از هیچ طریقی نتوانسته تابعیت هیچ کشوری را برای خود به ثبت برساند.
این دسته از افراد در سراسر جهان با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند و این پدیده رنجآور تقریبا در همه کشورها وجود دارد و میلیونها انسان بدون تابعیت، با شرایط سختی برای یک زندگی ابتدایی مواجه هستند. در این میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله کشورهایی محسوب میشوند که پدیده بدونها در آنجا به شکل قابل توجهی برجسته شده است.
بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی و آغاز روند استقلال کشورهای عربی، مردمی که ساکن این کشورها بودند به تدریج با مفهوم شهروندی آشنا شدند و سازو کار تعیین هویت و ملیت اعراب آغاز شد. تعیین ملیت هر فرد بستگی به وضعیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشوری داشت که در آن ساکن بود. اما یکی از بزرگترین فجایعی که در این روند اتفاق افتاد، بدون تابعیت ماندن بسیاری از مردم بود که این امر دلایل مختلفی دارد.
عمده علت بدون شدن یا بیتابعیت ماندن افراد در آن دوره، عدم آشنایی با راهکارهای قانونی برای ثبت هویت بود؛ به طوری که بخش زیادی از انسانهای بادیه نشین در منطقه عربی هرگز برای دریافت هیچ سندی که بیانگر تعلق آنها به کشور خاصی باشد اقدام نکردند. این افراد طبق سیره زندگی بدوی خود دائما در حال کوچ از محلی به محل دیگر بودند و اساسا به مسئله هویت و ملیت توجهی نداشتند.
عامل بعدی بدون تابعیت ماندن افراد در کشورهای عربی، مهاجرت است. در دهه 40 میلادی بسیاری از افراد از کشورهای شرق آسیا به دلیل مشکلات اقتصادی و دینی و یا جنگها به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مهاجرت کردند. برخی از این افراد توانستند تابعیت کشورهای مذکور از جمله عربستان را دریافت کرده و در آنجا اقامت بگیرند اما بعد از گذشت چند سال و با تغییر قوانین تابعیت، این افراد در زمره بدونها قرار گرفتند.
اما گذشته از عوامل بدون تابعیت ماندن انسانها، این افراد با چالشهای بیشماری مواجه هستند و در هیچ کجای جهان نمیتوانند حقوق اولیه یک شهروند عادی را داشته باشند. این وضعیت در کشورهای حوزه خلیج فارس به مراتب بدتر است.
این چالشها از ابتدای تولد برای بدونها وجود دارد و حتی به دلیل قوانین تبعیضآمیز در کشورهای عربی علیه زنان، ملیت از مادر قابل انتقال به فرزند نیست.
بدونها در کشورهای عربی تا حد زیادی از حق تحصیل محروم هستند و اگر موفق به تحصیل نیز بشوند، بیشتر از مقطع دبیرستان نمیتوانند درس بخوانند. البته تا همین مقطع نیز افرادی که بضاعت مالی لازم را داشته باشند میتوانند ادامه تحصیل دهند. آنها همچنین مجوز کار نیز دریافت نمیکنند و اگر ازدواج بکنند نیز ازدواجشان جایی ثبت نمیشود؛ بنابراین فرزندانی که از آنها متولد میشوند نیز هیچ هویت و تابعیتی ندارند و نسل آنها به همین شکل ادامه پیدا میکند.
حتی زنان بی تابعیت در کشورهای عربی برای زایمان نیز خدمات لازم را دریافت نمیکنند و در بیمارستانها پذیرش نمیشوند؛ مگر اینکه به شکا غیرقانونی از شناسنامه فرد دیگری استفاده کنند. در این کشورها همچنین برای بدونها برگه فوت نیز صادر نمیشود.
از آن گذشته محلههایی که برای سکونت بدونها در کشورهای عربی در نظر گرفته شده، در مناطق حاشیه نشین قرار دارد و ابتداییترین خدمات بهداشتی و به طور کلی زندگی در اختیار آنها قرار نمیگیرد. همین مسئله موجب شیوع انواع بیماریها در میان این افراد میشود. از سوی دیگر با توجه به عدم وجود فرصت شغلی برای بی تابعیتها در کشورهای حوزه خلیج فارس، میزان جرم و جنایت و گرایش به خلاف نیز در میان آنها بسیار بالاست.
از آنجایی که توجهی به مشکلات بدونها در سراسر دنیا و به ویژه کشورهای عربی وجود ندارد، معمولا در رسانهها خیلی به این پدیده پرداخته نمیشود. سازمانهای حقوق بشری نیز توجه چندانی به این مسئله ندارند و بنابراین آمار دقیقی از بدونها در کشورهایی چون عربستان و امارات و قطر و کویت و سایر شیخ نشینان خلیج فارس ارائه نشده است. اما تخمین زده میشود که بیش از صدهزار نفر، بی تابعیت در این کشورها زندگی میکنند.
همانطور که گفته شد بدونها شناسنامه ندارند، به همین علت برای سکونت در کشورهای عربی طبق قوانین این کشورها، برگههایی موسوم به کارتهای سیاه دریافت میکنند که هر 5 سال یک بار باید تمدید شود و اگر موفق به تمدید نگردند، چالشهای بیشتری پیش روی آنها خواهد بود. از سوی دیگر کشورهای عربی به منظور جلوگیری از برهم خوردن توازن جمعیتی، حاضر به ارائه راهکاری برای اعطای تابعیت به بدونها نیستند.
در این میان با توجه به شرایط اسفباری که بدونها در کشورهای حوزه خلیج فارس دارند، لغو تابعیت تبدیل به یکی از روشهای جدید سرکوبگری در این کشورها شده است. بحرین یکی از شیخنشینان خلیج فارس است که سلب تابعیت را تبدیل به روشی سازمانیافته برای ساکت کردن مخالفان به کار میبرد. در یک دهه گذشته رژیم بحرین قانونی را تصویب کره که به موجب آن «آسيب رساندن به منافع پادشاهي يا رفتاري که مخالف با وظايف وفاداري از حکومت باشد» جزو مواردي قرار مي گيرد که مي توان مطابق با آن تابعيت شهروندان را لغو کرد.
از سال 2011 تاکنون که موج تازهای از اعتراضات مردمی در بحرین علیه رژیم آل خلیفه آغاز شد، این رژیم تابعیت بیش از 900 نفر را سلب کرده و این روند همچنان ادامه دارد. اغلب افرادی که در بحرین لغو تابیعت میشوند، شیعه هستند که در حالت عادی نیز از بسیاری از امکانات زندگی محروم اند.
