گروه تعاملی الف - عیسی مسلمان:
چرا به فراخور شرایط و علاقهمندیها و رشتهی تحصیلی دانشآموزان، کاربردیترین و همچنین اصولیترین قوانین کشور را به عنوان یک از دروس قابل تدریس در تمام طول دوران تحصیل دانشآموزان، به آنها آموزش نمیدهیم؟ البته از سالها پیش به دانشآموزان شاخه کاردانش، «قانون کار» تدریس میشود. ولی مثلاً در مورد قوانین تجارت و مالیات، آموزش خاصی داده نمیشود. انگار قرار است همه هنرستانیها صرفاً کارگر شوند و نه کارفرما. وگرنه طبعاً آموزش «قانون کار» در کنار «قانون تجارت» و قوانین مالیاتی و بیمه، خیلی دلپذیرتر بود.
لابد میفرمائید که دانشآموزان هنوز به سنّ قانونی نرسیدهاند و اصلاً چرا باید چیزهایی را یاد بگیرند که برایشان کاربردی نیست و به دردشان نمیخورد. در اینصورت لطفاً به این پرسش نیز پاسخ دهید که مگر چند درصد از دروسی که به دانشآموزان آموزش میدهیم، اکنون برایشان کاربردی است و یا در آینده برایشان کاربردیتر از تسلط به قوانین جاری کشور است؟
ما حتّی قوانین راهنمایی و رانندگی را هم به دانشآموزان آموزش نمیدهیم. البته از نظر بنده آموزش اصل ۳۰ قانون اساسی و نیز آموزش تمام قوانینی که به نحوی مربوط به حقوق و وظایف اجتماعی دانشآموزان است، بهترین راهکار ممکن برای پشتیبانی از مطالبهگری قانونی نسلهای آینده است. زیرا در شرایطی که فقط در حدود پنجاه درصد از دانشآموزان تبدیل به دانشجو میشوند، مدرسه آخرین مکان آموزش رسمی و همگانی و روزمرّه برای حداقل پنجاه درصد از نسلی است که در آینده مالکیت و ادارهی این آب و خاک را عهدهدار میشوند. ولی خُب متأسفانه در طول دوران تحصیلاتشان آموزش چندان قابل اتکایی در مورد قوانین و قانونمداری نمیبینند.