جوخه جنایت در یک دانشگاه!

سعید ونکی، گروه سیاسی الف،   4011126066 ۱۲۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۰۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

نشست اخیری که در دانشگاه جرج تاون برگزار شد، واضح‌ترین سند برای بی‌اعتباری، بی‌هویتی، بیگانگی و شقاوت اپوزیسیونی است که صدا و تصویرشان  ماه‌هاست روی ذهن جامعه ایرانی رژه می‌رود.

در این نشست چهار نفر از داعیه‌داران براندازی، حضور فیزیکی داشتند و حسرت بزرگی که به دلمان ماند، غیبت چهار چهره‌ای بود که هر روز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از فردای آزادی سخن می‌گفتند. ای کاش بودند و می‌دیدیم که چگونه می‌خواهند سخن‌وری کنند و توان نمایندگی خود را به رخ بکشند. میل به حضورشان داشتیم تا جمع اضداد در این نشست تکمیل و این نمایش کمیک دیدنی‌تر گردد. آن بازیگر و فوتبالیست و فمینیست و تجزیه‌طلب جای‌شان خالی بود تا در کنار سمپات مجاهدین، حامی حقوق زنان، یک بیگانه تازه از راه رسیده و سلطنت‌طلب تواب بنشینند و از ایران سخن گویند.

ورای چنین مسئله‌ای، این نشست دو نکته را به وضوح عیان کرد؛ وزن کم اپوزیسیون و شقاوت ذاتی‌شان. بی‌اعتباری و بی‌وزنی‌شان از این جهت که در فضایی دور از واقعیت و بیگانه با اتمسفر جامعه ایران و مختصات آن، سخن‌پراکنی می‌کنند که فی‌نفسه فاقد کمترین ارزشی است.

اما عیان‌کردن شقاوت ذاتی‌ این جوخه، مسئله‌ای است که باید به آن پرداخت و از آن دم زد؛ جماعتی تحریم‌خواه، جنگ‌طلب و کاسب خون ملت‌ ایران که برای رسیدن به آمال و آرزوهای خود از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند. این جماعت با تمام تفاوت‌های ذاتی‌شان، نگرش‌های متفاوتشان، اختلاف‌های درونی‌شان بر سر یک چیز اتحاد نظر دارند؛ تحریم مردم ایران و موید این نکته، اظهاراتی است که فرزند شاه مخلوع بر زبان راند و دیگران تایید کردند: «ادامه فشار حداکثری» و این فشار حداکثری چیزی نیست جز فشار بر ملت ایران.

هر چند این لفظ فشار حداکثری در زرورق فشار بر حکومت ایران از سوی اپوزیسیون بسته‌بندی و عرضه می‌شود اما کیست که نداند سمت‌وسوی این فشار حداکثری مردم و زندگی روزمره و معیشت‌شان است که حالا از سوی سرکرده‌های اپوزیسیون به وجه آشکاری بیان می‌شود. 

این نشست با همه سر و صداهایی که به پا کرد برای جامعه ایران نبود؛ مخاطب آن آمریکا و دولت‌های غربی بودند؛ برای ادامه سیاست فشار حداکثری؛ برای دست‌نکشیدن از تروریسم اقتصادی؛ برای حمله نظامی و در یک کلام برای تئوریزه‌کردن جنایت. این جوخه برای ادامه حیات خود نیاز به خون دارد، زندگانی آن‌ها وابسته به خون ملت ایران است و برای زنده‌ماندن دست به هر اقدامی می‌زند.