استراتژی ۴ مرحله‌ای اسرائیل برای بقای موجودیت خود در منطقه چگونه شکست خورد؟

گروه جهان الف،   4010621092
استراتژی ۴ مرحله‌ای اسرائیل برای بقای موجودیت خود در منطقه چگونه شکست خورد؟

 

رژیم صهیونیستی با یک استراتژی 4 مرحله‌ای از ابتدای اشغال فلسطین تاکنون در تلاش برای عادی‌نمایی حضور خود در منطقه بوده که هیچ یک از آنها به نتیجه نرسیده‌ است. 

به گزارش الف، صهیونیست‌ها بعد از تاسیس رژیم جعلی خود در اراضی اشغال شده فلسطین قصد داشتند ضمن گسترش این اشغالگری در سایر زمین‌های عربی، یک حکومت جهانی یهودی برای خود تشکیل دهند.  بعد از شکست اعراب در جنگ ژوئن 1968 که البته به اعتراف خودِ صهیونیست‌ها آخرین پیروزی اسرائیل مقابل کشورهای عربی بود، اسرائیلی‌ها تصور می‌کردند که مسیر تحقق این هدفشان هموار شده است. رژیم صهیونیستی به این منظور برای تثبیت و عادی کردن حضور نامشروع خود در منطقه یک استراتژی 4 مرحله‌ای تنظیم کرد.

برتری نظامی: ارتش رژیم صهیونیستی تحت حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی توانست به طور خاص در سطح نیروی هوایی به یک برتری در برابر ارتش‌های عربی دست پیدا کند و نیروی هوایی اسرائیل تا سال‌ها اسطوره این رژیم و عامل بقای موجودیت صهیونیسم محسوب می‌شد. این روند برتری نظامی در جنگ‌های مختلف اسرائیل با اعراب از جمله فلسطینی‌ها ادامه داشت تا اینکه با ظهور جنبش مقاومت اسلامی لبنان در جریان حمله صهیونیست‌ها به این کشور در سال 1982 شرایط تغییر کرد.

حزب‌الله لبنان که طی دو دهه اخیر یکی از برجسته‌ترین اعضای محور مقاومت منطقه محسوب می‌شود علاوه بر اخراج خفت‌بار اشغالگران اسرائیلی از جنوب لبنان در سال 2000 یک شکست تاریخی دیگر در جولای 2006 به رژیم صهیونیستی وارد کرد. در جریان جنگ 33 روزه‌ای که در این تاریخ اتفاق افتاد مقاومت لبنان علاوه بر در اختیار داشتن پیشرفته‌ترین تجهیزات دفاعی جهت مقابله با حملات هوایی دشمن صهیونیستی، نشان داد که از سال 2000 تا 2006 تا چه اندازه در تجهیز خود به موشک‌های دقیق موفق بوده است.

برخلاف جنگ‌های قبلی که اعراب به دلیل قدرت نیروی هوایی اسرائیل نمی‌توانستند جنگ را به داخل فلسطین اشغالی بکشانند، حزب‌الله با انجام عملیات‌های موشکی دقیق و پی در پی در عمق اراضی اشغالی ضمن به چالش کشیدن برتری هوایی اسرائیل نشان داد که این رژیم در دفاع از جبهه داخلی تا چه اندازه آسیب‌پذیر است. به همین علت است که تل‌آویو از آن زمان تاکنون جرات هیچگونه تقابل نظامی با حزب‌الله را نداشته است. باید اشاره کنیم که حزب‌الله نه به عنوان ارتش رسمی لبنان بلکه به عنوان یک گروه مقاومت مردمی توانست تا این اندازه قدرت نظامی ارتش اسرائیل را زیر سوال ببرد.

 عادی‌سازی با کشورهای عربی: خشم و واکنش منفی ملت‌های عربی و اسلامی به حضور رژیم صهیونیستی در منطقه و عدم به رسمیت شناختن این رژیم همواره یکی از دغدغه‌های اصلی سران صهیونیست در دوره‌های مختلف بوده و آنها تلاش کردند با نفوذ در میان رژیم‌های پادشاهی و دیکتاتوری عربی راه عادی سازی اعراب با اسرائیلی‌ها را باز کنند. 

صهیونیست‌ها معتقد بودند که برای مقابله با فلسطینیان و اخراج آنها از سرزمین خودشان باید سایر اعراب را با خود متحد و آنها را وادار کنند که دست از حمایت از ملت و آرمان فلسطین بکشند. هرچند که بعد از امضای توافق سازش میان برخی رژیم‌های عربی همچون امارات و بحرین با اسرائیل طی دو سال گذشته صهیونیست‌ها احساس کردند می‌توانند این توافق‌ها را گسترش داده و در میان ملت‌ها نیز نفوذ کنند. اما مردم کشورهای عربی نه تنها در سازش با اشغالگران کنار حاکمان خود نایستادند بلکه جنبش‌های اعتراضی متعددی در واکنش به آن تشکیل دادند.

-ایجاد ائتلاف نظامی با اعراب علیه ایران و محور مقاومت: رژیم صهیونیستی بعد از عادی‌سازی با چند کشور عربی در مرحله دوم تلاش زیادی برای ایجاد یک ائتلاف نظامی بزرگ عربی-اسرائیلی ضد ایران و محور مقاومت انجام داد و تلاش داشت این طرح را در جریان سفر اخیر «جو بایدن» رئیس جمهوری آمریکا به منطقه عملی کند. اما هیچ یک از کشورهای مذکور حاضر به تشکیل چنین ائتلافی نشدند.

 

از آن گذشته امارات که یکی از کشورهای سازشکار با اسرائیل بوده و طی سال‌های گذشته اختلافاتی با ایران داشت ضمن تلاش برای همگرایی با کشورمان اعلام کرد که سفیر خود را به تهران بازمی‌گرداند. عربستان سعودی نیز که یکی از امیدهای اصلی اسرائیل برای ائتلاف علیه ایران بود تلاش زیادی برای احیای روابط خود با تهران انجام داده و بعد از چند دور مذاکره برخی اطلاعات نشان می‌دهد که احتمال بازگشایی سفارتخانه‌های دو طرف نیز وجود دارد.

-بهره‌برداری از جریان تروریسم در منطقه و فتنه‌افروزی میان سنی و شیعه: بعد از حمله تروریست‌های تکفیری به سوریه در سال 2011 تحت حمایت آمریکا رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا ضمن سوءاستفاده از سوریه برای دور کردن کشورهای عربی از یکدیگر و ضربه زدن به محور مقاومت، به شکل غیرمستقیم در مسیر اختلاف افکنی بین اهل تشیع و اهل سنت قرار بگیرد. البته این روند از سال 2003 و بعد از اشغالگری آمریکا در عراق آغاز شده بود اما بعد از بحران سوریه به اوج رسید.

سران صهیونیست در کنفرانس امنیتی هرتزلیا در سال 2013 اعلام کردند که تداوم مناقشه سنی و شیعه برای تشکیل یک محور سنی از کشورهای منطقه و نیز مصر و ترکیه برای مقابله با محور منطقه‌ای به رهبری ایران (محور مقاومت) ضروری است. در همین چارچوب رژیم صهیونیستی تلاش کرده با استفاده از اصطلاح «هلال شیعی» برای محور مقاومت، خود را در جبهه اعراب اهل تسنن قرار داده و ادعای حمایت از آنها کند.

حمایت رژیم صهیونیستی از هرگونه فتنه و آشوب در کشورهای عربی در راستای همین هدف است. اما ملت‌های عربی به ویژه در جریان جنگ با داعش در عراق و سوریه به عینه مشاهده کردند که در میان حمایت‌های محور آمریکایی از تروریسم، رزمندگان محور مقاومت از همه ملت‌‌های این کشورها از هر نژاد و فرقه‌ای دفاع کرده و آنها را از چنگال تکفیری‌ها نجات دادند.

در نتیجه علیرغم همه حمایت‌های نظامی و اقتصادی و سیاسی آمریکا و غرب و سایر طرف‌های بین‌المللی از رژیم صهیونیستی، این رژیم هنوز نتوانسته خود را به عنوان یک نهاد رسمی در میان مردم جهان به رسمیت بشناساند و همانطور که خود اسرائیلی‌ها نیز اعتراف می‌کنند موجودیت صهیونیسم در سرزمین غصبی فلسطین دوامی نخواهد داشت.