چه کسی آن دنيا را ديده!

محمدكاظم انبارلويي،   4000221058 ۱۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳ تکراری یا غیرقابل انتشار
چه کسی آن دنيا را ديده!

مسئله بهشت و جهنم، قيامت و زندگي پس از مرگ از دغدغه‌هاي بزرگ بشر از ابتداي پديداري او در زمين بوده است. پيامبران و اولياي خدا آمدند تا بگويند اين «دغدغه» جدي است.

اما بشر در رفتار ، گفتار و كردار خود نشان مي‌دهد، اگرچه معاد ‌را قبول كرده يا محتمل مي‌داند اما جدي نگرفته است.

اين جمله «كي اون دنيا را ديده» را همواره از كساني شنيده‌ايم كه وقتي آن‌ها را به حساب و كتاب روز جزا و زندگي پس از مرگ و قيامت هشدار مي‌دهيم، بي‌مهابا آ‌ن‌را تكرار مي‌كنند.امروز بشر و دنياي علم نشان داده به دغدغه دنياي پس از مرگ ورود كرده و پاسخ‌هاي درست، واقعي و علمي براي آن پيدا كرده است. علما و دانشمندان بزرگي رفته اند سراغ كساني كه «اون دنيا» را ديده‌اند به گفت‌وگو نشسته‌اند و روايت‌هاي آن‌ها را از تجربه ديدن آن دنيا را مورد بررسي و راستي‌آزمايي علمي قرار داده‌اند. شبكه 4 سيما پارسال و امسال ايام ماه مبارك رمضان اين دستاورد بزرگ علمي را در برنامه «زندگي پس از زندگي» براي بينندگان خود به اشتراك گذاشت.

گزاره‌هاي گوناگون كساني كه تجربه مرگ موقت يا نزديك به مرگ را داشته اند حاكي است؛ ما وارد جهاني مي‌شويم وسيع‌تر و واقعي‌تر از اين دنياي مادي كه ؛ سازه‌هاي اصلي آن جهان محصول «قول» ، «فعل» و «تقرير» ما در اين جهان است.اين گزاره‌ها حاكي است؛ آن جهان امتداد واقعي اين جهان است و ترديدي در آن نيست.

كساني كه همه علائم حياتي خود را از دست داده‌اند.كساني كه جسد آن‌ها روي تخت بيمارستان يا جايي كه در اثر حادثه‌اي اين جهان را ترك كرده‌اند. چشم وگوش و زبان آن‌ها از كار افتاده است و روح از بدن آن‌ها به ديار باقي رفته و پزشكان مرگ آن‌ها را گواهي داده‌اند، اما پس از اندك زماني روح آن‌ها به جسد برگشته گفته‌اند، حقايقي را ديده‌اند و نيز شنيده‌اند كه با گزاره‌هاي قرآني و روايي و نيز گزاره‌هاي حقيقي در اديان الهي مطابقت دارد.

كار علمي و تحقيقاتي برادر بزرگوار جناب آقاي دكتر عباس موزون به عنوان يك پژوهشگر و ارتباط او با ديگر مراكز علمي جهان كه در موضوع زندگي پس از مرگ، كار پژوهشي و علمي مي‌كنند پاسخ مثبت به اين پرسش كليدي است كه ؛ «كي آن دنيا را ديده» است! 

يقين به زندگي ابدي و دنياي پس از مرگ خيلي ساده نيست حتي كساني كه به لحاظ عقلي و شناخت فلسفي به آن رسيده‌اند نتوانستند به باور يقيني به گونه‌اي برسند كه آن را در سبك زندگي نشان دهند.

از آتش ار علمت يقين شد به سخن
پختگي جو در يقين منزل مكن

تا نسوزي نيست آن علم اليقين
اين يقين خواهي در آتش در نشين

نمونه‌هايي كه آقاي عباس موزون در برنامه «زندگي پس از زندگي» با آن‌ها گفت‌وگو كرده و نيز در خارج از كشور به ويژه در اروپا و آمريكا مورد مطالعه و بررسي علمي قرار گرفته، نشان مي‌دهد آن‌ها براي درك اين يقين يعني مسئله قيامت ، بهشت ، جهنم و زندگي پس از مرگ وسط اين آتش نشسته و به علم حضوري رسيده‌اند.

آن‌ها با يك يقيني از آن سخن مي‌گويند كه جاي هيچ ترديدي حداقل براي خودشان نيست. تجربه‌گراياني كه از آن وادي آمده‌اند هيچ اصراري براي اين‌كه براي ما ثابت كنند «اون دنيا را ديده‌اند» ندارند. حتي شمار زيادي از آن‌ها از بازگوكردن آن ابا دارند. آن‌را تجربه منحصر به فرد خود مي‌دانند و نشان داده اند اگر تا ديروز مسيري را طي كردند پس از آن تجربه، مسير درستي كه حاكي از اعتقاد عميق به زندگي پس از مرگ و حساب و كتاب آن دنيا است را آغاز كرده‌اند!‌

گزاره‌هاي آن‌ها حاكي است انسان وارد جهاني مي‌شود كه نه «وهم» است و نه «خيال» به لحاظ واقعي بودن فراتر از واقعي بودن همين جهان است!

آن‌ها بي‌آنكه بگويند با مفهومي به نام «ابديت» و زندگي «ابدي» آشنا شده‌اند، از فقد «زمان» و «مكان» در آن جهان سخن گفتند.تكيه آن‌ها روي درك مفهومي چون «عشق» ، «زيبايي» و «مهرباني خداوند» است. آن‌ها از هوشياري و ادراكاتي سخن مي‌گويند كه جنس ابزار آن چشم و گوش و حس پنجگانه زميني نيست.آن‌ها بدون استثنا مي‌گويند؛ ما در كسري از ثانيه همه اعمال و كردار و گفتار و زندگي خود را با جزئيات آن ديده‌ايم. از نتايج اعمال خوب خود آن‌قدر خوشحال و شادمان شده اند كه هرگز نمي‌خواسته‌اند به اين دنيا برگردند و از نتايج اعمال بد خود به قدري آزار ديده‌اند و تقاضا كرده‌اند برگردند و جبران كنند.

آنانكه موفق شدند برگردند دو دسته اند و دو پيام آوردند. دسته اول كساني كه تجربه خوب و زيبايي داشته‌اند به ما مي‌گويند ؛ «ما آن دنيا را ديده‌ايم و يك حقيقت انكارناپذير است». دسته دوم كساني هستند كه اجازه يافته بيايند و بدي‌ها را جبران كنند و با يك كارنامه مثبت به آن دنيا بروند. هر دو اين جماعت يك پيام واحد نيز دارند ما وظيفه اي جز صدق ، كمك به خلق ، دوست داشتن و عشق‌ورزي نداريم. 

و از همه مهم‌تر كمك به خلق خدا! آن‌ها يك صدا مي‌گويند؛ مرگ فقط يك پله براي رسيدن به جهان واقعي است.

من همواره به اين دغدغه آيت‌الله حسن‌زاده آملي در الهي‌نامه فكر مي‌كنم كه فرمود: 
«خدايا عاقبت چه خواهد شد، با ابد چه بايد كرد.»

از صدا و سيما در ايام ماه مبارك رمضان بايد تشكر كرد كه اقيانوسي از معارف الهي را در قالب‌هاي گونا‌گون از علما، دانشمندان اسلامي و گزارش‌هاي هوشمندانه از شب‌هاي قدر و ... در دسترس مردم قرار داد تا جان و تن و روح خود را در اين اقيانوس شستشو دهند. از اين ميان برنامه «زندگي پس از زندگي» شبكه 4 كه ساعتي قبل از افطار پخش مي شد واقعا آموزنده ، رهگشا، هوشمندانه مسئله مرگ ، قبر ، قيامت ، بهشت و جهنم و بهتر بگويم «معادشناسي» را با زباني علمي و تجربي براي بينندگان خود به اشتراك گذاشت.

رفتار و گفتار برخي در اين ايام به گونه اي است كه گويا فرياد مي‌زنند «كي آن دنيا را ديده» است. در ايام انتخابات يك فايلي براي هر رجال سياسي و مذهبي و هوادارانشان باز مي شود كه بعدها مي‌توانند آن را تحت عنوان «معصيت‌هاي سياسي» در قعر جهنمي كه خود مهيا كرده‌اند ببينند. البته برخي همين فايل را تحت عنوان «ثواب‌هاي سياسي» ببينند. اين فايل‌ها در همين دنيا هم براي اهل نظر قابل رويت است.

برخي به گونه‌اي حرف مي‌زنند و وارد كارزار انتخاباتي شده‌اند كه گويي از مرز «سكولاريسم» عبور كرده اند و به «لائيسم» رسيده‌اند. خوب است در اين ايام براي خودمان و آن‌ها از خداوند بزرگ دعاي عاقبت به خيري طلب كنيم.
شهيد رجايي تنها دولتمردي بود كه در زمان حيات خود صادقانه از سؤال‌هاي كليدي و احتمالي خود پس از مرگ آن‌هم در پايين‌ترين نقطه جهنم خبر داده بود.