آتش بس قره باغ از منظر تهدیدات امنیتی علیه‌ ایران

دکتر علی آجورلو* ،   3991217112 ۴۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۴۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
آتش بس قره باغ از منظر تهدیدات امنیتی علیه‌ ایران

نزدیک به چهار ماه از اجرایی شدن توافقنامه آتش بس میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان می گذرد. هرچند این رخداد سیاسی و امنیتی از تصاعد یک بحرانِ منطقه ­ای در قفقاز جنوبی و خونریزی بیشتر دولت جلوگیری نمود و همین نتیجه نیز خشنودی ملت و دولت ایران را نیز به دنبال داشت، لیکن همانند هر پدیده خارجی دیگر، جنگ 44 روزه و متعاقب آن، آتش­ بس قره ­باغ مجموعه ­ای از فرصتها و تهدیدهای محیطی خارجی برای کشورمان به دنبال خواهد داشت که شناسایی و مدنظر قرار دادن آنها در سیاستگذاری خارجی و دفاعی ـ امنیتی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

 این نوشتار با تمرکز بر نتایج ژئوپلیتیکی آتش بس قره باغ، مهمترین تهدیدات امنیتی علیه کشورمان را مورد بحث و بررسی قرار خواهد داد.

در یک نگاه کلی، جنگ قره باغ نتایج ژئوپلیتیکی مختلفی را در قفقاز جنوبی به دنبال دارد که برخی از آنها هم اکنون به منصه ظهور رسیده و برخی دیگر نیز در آینده نه چندان دور نمایان خواهند شد.

 افزایش مرزهای مشترک ایران و جمهوری آذربایجان از40 کیلومتر به حدود 134 کیلومتر، کاهش وابستگی ژئوپلیتیکی آذربایجان به جمهوری اسلامی ایران به واسطه اتصال جغرافیایی این کشور با جمهوری خودمختار نخجوان از طریق یک کریدور ارتباط زمینی، امکان پذیر شدن اتصال جغرافیایی جمهوری آذربایجان و ترکیه از طریق جمهوری خودمختار نخجوان، جابجایی و تغییر نسبی ترکیب جمعیتی مناطق آزاد شده در قره باغ بخصوص مناطق هم مرز با ایران، فراهم شدن زمینه برای گسترش و نفوذ تفکر وهابی تکفیری در جدار مرزهای شمال غربی ایران در قفقاز جنوبی، کاهش جذابیت ترانزیتی ایران برای کشورهای آسیای میانه و قفقاز جنوبی به جهت اتصال زمینی جمهوری آذربایجان به اروپا از طریق ترکیه و در نهایت، از بین رفتن ظرفیت حداقلی ژئوپلیتیکی ایران در تأمین و انتقال انرژی آسیای میانه و قفقاز به اروپا از مهمترین نتایج ژئوپلیتیکی آتش بس قره باغ برای ایران می باشند. 

مجموعه چنین نتایجی می توانند بسترساز شکل گیری چالش های تهدیدزا علیه منافع امنیت ملی کشورمان در آینده (میان مدت) شوند که از مهمترین آنها می تواند به موارد زیر اشاره نمود: 

اول) گسترش زمینه های جغرافیایی عملیات اطلاعاتی ـ امنیتی رژیم صهیونیستی علیه ایران:

با در نظر گرفتن روابط موسّع جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی طی سه دهه گذشته و نقش تعیین کننده کمک­ها و پشتیبانی تسلیحاتی این رژیم در پیروزی آن کشور بر ارمنستان در جنگ اخیر، با افزایش مرزهای زمینی کشورمان با آذربایجان، این رژیم بیش از گذشته قادر خواهد بود تا علاوه بر ایفای نقش بازوی مکمل ناتو و آمریکا در قفقاز جنوبی، با اتخاذ راهبردهای سیاسی ـ امنیتی تهاجمی، بیش از گذشته موجبات ایجاد شکاف، تفرقه و نفاق بین ایران و جمهوری آذربایجان را فراهم نماید.

 طرح ریزی و انجام عملیات­ های جاسوسی و اقدامات تروریستی، تلاش برای مهار قدرت ایران و ایجاد تحرکات قومی در داخل کشور از اثرات مهم دفاعی ـ امنیتی فراهم شدن زمینه ­های بیشتر استقرار رژیم صهیونستی در جوار مرزهای شمال غربی ایران خواهد بود. 

دوم) خنثی شدن اهرم فشار ژئوپلیتیکی ایران بر آذربایجان:  

تا قبل از جنگ اخیر قره باغ، مسیر دسترسی زمینی جمهوری آذربایجان به منطقه نخجوان ـ و همچنین به  ترکیه ـ از داخل خاک ایران گذر می کرد که اهرم ژئوپلتیکی نسبتاً قابل توجه در روابط بین ایران با آن کشور بود. با ایجاد کریدور مستقیم جهت اتصال منطقه خودمختار نخجوان به آذربایجان، اهرم ژئوپلیتیکی مزبور عملاً از دست ایران خارج خواهد شد و همین موضوع موجب تنزل ظرفیت های ژئوپلیتیکی کشورمان در آینده نسبت به آذربایجان و همچنین ترکیه خواهد شد. زیرا پیش از این، تقریباً کلیه نیازمندی های اقتصادی، تبادلات بازرگانی ـ تجاری، تأمین الزامات دفاعی ـ امنیتی منقطه خودمختار نخجوان از طریق خاک ایران انجام می شد، لیکن این نیازمندی ها بدون وابستگی جغرافیایی به ایران تأمین خواهند شد.  

سوم) تقویت سیاست تفرقه افکنی قومی­­ (پان­ترکسیم) در مناطق شمال غربی ایران: 

احزاب کنونی حاکم بر جمهوری آذربایجان و ترکیه و بویژه رهبران و برخی از نخبگان سیاسی این دو کشور از هواداران اصلی گروه ­های قومیت­ گرا در جهان به شمار می روند که این جریان فکری را از طریق نهادهای مدنی و رسانه های وابسته به خود حمایت می کنند. 

فراهم شدن الحاق سرزمینی دو کشور (از طریق نخجوان) موجب خواهد شد تا این دو کشور بیش از گذشته بر سیاست قومیت­ گرایی خود تأکید و از جریان ­های قومیتی در منطقه حمایت نمایند.

 تحقیقاً، خوانش اشعار ناظر بر جدایی آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان در مراسم نمادین «رژه پیروزی در باکو» با هدف یادآوری مجدّد این سیاست و نشان دادن چراغ سبز به گروه­ های قومیتی تجزیه طلب بوده است.

 هر چند اشعار جاری شده بر زبان اردوغان مغایر با نیّت شاعر بود و بعداً نیز مقامات ترکیه بر غیرهدفمند بودن این حرکت نمادین اصرار داشتند، لیکن نمادسازی از موضوعات مناقشه برانگیز قومی در یک مراسم بین المللی پرده از نیات پنهانی امنیتی آنها برای مناطق شمال غربی ایران دارد؛ ضمیر پنهان جریان ­های سیاسی قومیت ­گرا و دولت ­های هوادار آنها، با نقشه الحاق مناطق آذری زبان شمال غربی ایران به جمهوری آذربایجان جهت توسعه مرزهای مشترک آن کشور با ترکیه شکل گرفته و همین موضوع مرکز ثقل تهدید جدّی امنیتی است.  

چهارم) فراهم شدن زمینه برای واگرایی ارمنستان از ایران: 

بر خلاف جنگ های اوایل دهه 1990م. و همه تنش های نظامی طرفین در خلال سه دهه گذشته که ایران سیاست بی طرفی و راهبرد سکوت سیاسی ـ امنیتی را در قابل بحران قره باغ در پیش گرفته بود و علیه هیچ یک از طرفین مناقشه اعلام موضع نمی­کرد، ولی در جنگ اخیر به واسطه کشیده شدن موضوع جنگ به افکار عمومی داخلی و تحریک شدن جمعیت آذری زبان ایران (بخصوص شهرهای اصلی شمال غربی کشور) و فعال شدن برخی تریبون های سیاسی ـ مذهبی به نفع جمهوری آذربایجان و تلاش های دیپلماتیک آن کشور در قرار دادن سیاست اشغالگری ارمنستان مقابل قطعنامه های چهارگانه شورای امنیت سازمان ملل، برای اولین بار شاهد تغییر جدّی و آشکار مواضع و رویکرد کشورمان نسبت به بحران قره باغ و جنگ اخیر بودیم .

اعلام صریح و رسمی ضرورت رفع اشغال مناطق اشغالی آذربایجان و توقف ارسال محموله های لجستیکی ارمنستان از خاک ایران از مصادیق این تغییر رویکرد بود که بارها مورد تشکر مقامات جمهوری آذربایجان نیز قرار گرفت.

 هر چند ارمنستان همچنان دارای مرز زمینی محدود (نزدیک به 40 کیلومتر) با کشورمان می باشد، لیکن سیاست های اِعلامی و اِعمالی ایران در جنگ اخیر موجب خواهد شد تا اعتماد سیاسی دولت و افکار عمومی ارمنستان به کشورمان تنزل یافته و زمینه‌‌‌های همکاری و تعاملات اقتصادی و سیاسی مثبت و سازنده ایروان با تهران در بلند مدت کاهش یابد. نظر به حضور فرصت طلبانه رژیم صهیونیستی در قفقاز جنوبی، احتمال ارتباطگیری مستقیم یا غیر مستقیم این رژیم با ارمنستان جهت ایجاد خلل و یا تنزّل روابط آن کشور با ایران دور از ذهن نیست.

(5) فراهم شدن حضور و نقش آفرینی بیشتر نظامی ـ امنیتی ترکیه در جمهوری آذربایجان: 

با عنایت به اینکه آتش بس میان آذربایجان و ارمنستان با میانجی­گیری مستقیم روسیه حاصل گردید، براساس مفاد سند امضا شده، مسکو به طور مستقل در تمامی مناطق حساس و شریان های ارتباطی منطقه حضور داشته و تمامی مسیر های قره باغ کوهستانی به ارمنستان و همچنین کریدور ارتباطی بین آذربایجان به نخجوان را تحت کنترل و نظارت امنیتی خواهد داشت.

 در همین راستا، به واسطه نقش آفرینی مستقیم ترکیه در پیروزی آذربایجان در جنگ و محقق شدن آتش بس، آنکارا نیز با دعوت باکو اقدام به حضور نظامی در این کشور نموده و قرار است نیروهای نظامی آن کشور در کنار نیروهای روسی در مسیر ارتباطی آذربایجان به منطقه نخجوان طی پنج سال آینده استقرار یابند.

 هر چند روابط نظامی ترکیه و آذربایجان دیرینه و عمیق است، لیکن شرایط جدید نوعی افزایش وابستگی نظامی ـ امنیتی باکو به آنکارا را به دنبال خواهد اشت. 

(6) تبدیل شدن جریان های وهابی ـ تکفیری به اهرم فشار امنیتی آذربایجان و ترکیه علیه ایران: 

با توجه به اسکان نزدیک به دو هزار نفر از عناصر تکفیری ـ تروریستی وابسته به ترکیه در مناطق آزاد شده قره‌باغ پس از جنگ، ایران عملاً تقریباً در تمامی مرزهای مشترک با آذربایجان با خطر بالقوه شکل گیری و تقویت هسته های فکری و سیاسی ـ امنیتی جریان های تکفیری ـ تروریستی و بعضاً عناصر گروهک منافقین (به صورت پنهانی) مواجه خواهد شد. 

پایدار شدن حضور و نفوذ تفکر وهابی ـ تکفیری در مرزهای مشترک با آذربایجان را باید سرآغاز مزید شدن یک نقطه بحران ساز امنیتی به مدار اول امنیتی کشورمان در شمال غرب کشور قلمداد کرد که ابعاد جغرافیایی آن تا کنون به این اندازه وسیع نبوده است. 

طبیعی است حضور عناصر رژیم صهیونستی در کنار تروریست های تکفیری، علاوه بر فراهم شدن زمینه برای نفوذ بیشتر عوامل تهدید و گسترش تبلیغ تفکرات وهابی و تکفیری در منطقه، تبعات امنیتی جدّی برای کشور را به دنبال خواهد داشت که نیازمند تمهید تدابیر ایجابی و سلبی مقتضی است. 

 *کارشناس مسائل دفاعی و امنیتی