دستگیری ۸۵۰ تبهکار و خلافکار در تهران/ مجرمانی با انگیزه‌های عجیب

حوادث،   3991206083 ۴ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

روز گذشته (سه‌شنبه) با اجرای همزمان ۲ طرح «صاعقه» و «اقتدار» از سوی پلیس پایتخت، ۸۵۰ تبهکار در نقاط مختلف تهران بازداشت شدند.

دستگیری ۸۵۰ تبهکار و خلافکار در تهران/ مجرمانی با انگیزه‌های عجیب

همشهری‌ نوشت: سردار حسین رحیمی فرمانده انتظامی پایتخت در جمع خبرنگاران گفت: یکی از طرح‌های اجراشده، ششمین مرحله از طرح صاعقه بود که هدف آن برخورد با سارقان، زورگیران و مالخران بود و دیگری طرح اقتدار که به‌منظور برخورد با اراذل و اوباش صورت گرفت.

با اجرای طرح صاعقه ۴۶۳ کیف‌قاپ، موبایل‌قاپ، زورگیر و مالخر دستگیر شدند که از آنها ۶۲ دستگاه خودروی مسروقه کشف شد و ۴۷ باب منزل که دارای ۱۴۷ اتاقک بودند و البته پاتوق مجرمان، که همگی پلمب شدند.

در طرح اقتدار نیز ۲۱۹ نفر از اراذل و اوباش، توزیع‌کنندگان موادمخدر، گردانندگان مراکز قمار و فساد و همچنین ۱۲۷ نفر دیگر درخصوص حمل سلاح بازداشت شدند و ۱۴۰۰ قبضه سلاح سرد نامتعارف از قبیل قمه، شمشیر و... جمع‌آوری شد.

در این طرح ۴۱ نفر اراذل و اوباش سطح‌دار که تحت تعقیب بودند نیز دستگیر شدند. به‌گفته سردار رحیمی، با دستگیری این افراد ۱۲۹ پرونده درخصوص شرارت، درگیری، عربده‌کشی، قدرت‌نمایی، ضرب و جرح و... تشکیل شد و ۱۲۱ محله و منطقه و از جمله قهوه‌خانه‌ها، سفره‌خانه‌ها، باشگاه‌های بدنسازی، پارک‌ها و... پاکسازی شدند و یک‌میلیون ‌و ۲۳۷ هزار و ۸۶۳ عدد انواع مواد محترقه کشف شد.

وی با اشاره به فعالیت برخی از اراذل و اوباش در فضای مجازی نیز گفت: با اجرای طرح اقتدار، ۲۰ صفحه مجازی مجرمانه شناسایی، ۴ مورد از آنها مسدود و ۴ نفر از گردانندگان و ادمین‌های کانال‌های اراذل و اوباش در بستر فضای مجازی احضار و توجیه شدند.

مردی که به یک شهروند ۶۵ ضربه چاقو زد

«مردی دیوانه‌وار با چاقو به راننده ۲۰۶ ضربه می‌زند و تلاش افراد رهگذر برای میانجیگری بی‌نتیجه است.» این بخشی از فیلم هولناکی است که چند روز قبل در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست گشت و جنجالی شد. ضارب حدود ۶۵ ضربه چاقو به راننده زد و پا به فرار گذاشت و پس از آن جوان زخمی به بیمارستان انتقال یافت و تحت درمان قرار گرفت. با انتشار این فیلم، مأموران کلانتری جنت‌آباد ضارب فراری را در جریان طرح صاعقه به دام انداختند و او دیروز در میان متهمان دستگیرشده بود.

  • چرا با بی‌رحمی ۶۵ ضربه به راننده ۲۰۶ زدی؟

جنون سراغم آمده بود. دلیلش هم این بود که آنها برادرم را با چاقو زده بودند و من فکر کردم او فوت شده است.

  • منظورت از آنها کیست؟

همان راننده‌ای که حالا در بیمارستان است و دوستش. آنها چند روز قبل ماشین‌شان را مقابل پارکینگ ساختمان ما پارک کرده بودند که برادرم به آنها اعتراض کرد. ظاهرا بر سر این موضوع درگیر شدند و از برادرم کینه به دل گرفته بودند. به همین دلیل روز حادثه سراغ برادرم آمدند تا انتقام بگیرند. آنها با چاقو ضرباتی به برادرم زدند که خوشبختانه زنده ماند اما من در آن لحظه تصور کردم او فوت شده است.

  • بیشتر توضیح بده.

ماجرای فیلم منتشرشده درباره روزی است که من داخل خانه نشسته و در حال تماشای فیلم بودم. ناگهان صدای درگیری از بیرون شنیدم. مقابل پنجره رفتم و دیدم برادرم با ۲ مرد ناشناس درگیر شده است. یعنی همان راننده مجروح و دوستش. من روی برادرم خیلی حساسم و نمی‌توانم ببینم کسی او را اذیت می‌کند.

به‌سرعت خودم را به خیابان رساندم و با صحنه وحشتناکی روبه‌رو شدم. برادرم خون‌آلود روی زمین افتاده بود و با دیدن این وضعیت کنترلم را از دست دادم. فکر کردم برادرم مُرده. در حالی که به‌شدت عصبانی بودم، به سمت سرنشینان ۲۰۶ هجوم بردم و چاقو را از دست یکی از آنها قاپیدم و شروع کردم به ضربه زدن. اصلا دیوانه شده بودم و متوجه چیزی نبودم.

  • از کسی که او را با چاقو زدی خبر داری؟

بله. خوشبختانه زنده مانده. من ضربه‌ها را به جاهای حساس بدنش نزدم.

سارقی با عدد شانسِ ۱۹۷۰

یکی از سیاستمداران چند روز قبل به دام یک زورگیر خشن گرفتار شد. زورگیری با خالکوبی عدد ۱۹۷۰ پشت گردنش. این مشخصات که شاکی به‌خاطر سپرده بود به کمک پلیس آمد و باعث شد مأموران کلانتری عباس‌آباد که چند روز قبل در جریان طرح صاعقه سارقی را هنگام زورگیری دستگیر کرده بودند، با دیدن خالکوبی۱۹۷۰ پشت گردنش راز سرقت قبلی وی را هم فاش کنند. با دستگیری دزد ۲۶ ساله مشخص شد وی ظرف مدت ۲‌ ماه حدود ۱۳ سرقت در مرکز تهران انجام داده است.

  • انگیزه‌ات از زورگیری چه بود؟

۲‌ ماه قبل برادرم کشته شد. بعد از مرگ او به‌شدت دچار افسردگی شدم و تصمیم گرفتم زورگیری کنم تا کمی به آرامش برسم.

  • می‌خواستی با زورگیری به آرامش برسی؟

هرکس با انجام کاری به آرامش می‌رسد. آدم‌ها با هم فرق دارند. من هم با زورگیری به آرامش می‌رسم.

  • چرا برادرت کشته شد؟

به‌خاطر اختلافات خانوادگی به خودش چاقو زد.

  • از چند نفر سرقت کردی؟

حالم خوب نیست؛ نمی‌دانم از چند نفر سرقت کرده‌ام اما می‌گویند ۱۳ نفر.

  • چرا حالت خوب نیست؟

به‌خاطر برادرم. نمی‌دانم چرا این کار را کرد. فکر نمی‌کردم خودش را بکشد. من هم مثل برادرم اهل درگیری هستم. جای ضربه چاقو روی سرم را می‌بینید؟ به‌خاطر این است که همیشه دعوا می‌کنم.

  • ظاهرا یکی از طعمه‌هایت، مرد سیاستمداری بوده که از روی عددی که پشت گردنت خالکوبی کردی شناسایی‌ات کرده است؟

من عاشق عدد ۱۹۷۰ هستم و این عدد را مدت‌ها قبل پشت گردنم خالکوبی کردم. عددی که همیشه فکر می‌کردم عدد شانس من است شد بلای جانم. یکی از شاکیانم که من گوشی موبایلش را سرقت کردم ظاهرا یک سیاستمدار بوده. البته هنگام سرقت او را نشناختم. مثل یک آدم عادی بود. بعدا که دستگیر شدم به من گفتند که او یکی از سیاسیون بوده است.

حمله خونین به متهم مقابل دادسرا

ماموران پلیس پایتخت در تازه‌ترین طرح صاعقه، پسری را دستگیر کردند که مقابل یکی از دادسراهای تهران به سمت متهمی هجوم برده  و او را با چاقو زخمی کرده بود. او که خودش با قرار وثیقه از زندان آزاد شده می‌گوید برای انتقام‌جویی چنین نقشه‌ای را کشیده بود.

  • چطور جرأت کردی مقابل دادسرا با قمه به سمت متهم حمله کنی؟

اشتباه کردم. هر وقت عصبانی می‌شوم نمی‌توانم خودم را کنترل کنم. او برادرم را کتک زده بود و من برای انتقام‌جویی دست به چنین کار اشتباهی زدم.

  • پس او به اتهام ضرب و شتم برادرت دستگیر شده بود؟

بله. او در سفره‌خانه‌ای مهمان برادرم بود. در این مهمانی دوستانه متهم با یکی از دوستان برادرم درگیر شد. ظاهرا دعوایشان بر سر این بود که دوست برادرم پشت سر رفیق متهم حرف زده بود. ناگهان دعوا بالا گرفته و متهم با سر به‌صورت برادرم که قصد میانجیگری داشت زد و از سفره‌خانه بیرون رفت. او و دوستش همان شب در خیابان به اتهام قدرت‌نمایی دستگیر شدند. روز بعد به دادسرا رفتم و به متهم گفتم چرا برادرم را زدی و او در جواب گفت خوب کاری کردم. همین باعث شد تا از او کینه به دل بگیرم و نقشه انتقام‌جویی بکشم.

  • از روز حادثه بگو؟

آن روز متوجه شدم قرار است متهم را با وثیقه آزاد کنند. من هم برای انتقام‌جویی مقابل دادسرا رفتم و با قمه به سمت وی حمله‌ور شدم. چند ضربه به او زدم و زخمی‌اش کردم اما همان‌جا دستگیر شدم.

  • روی دسـتــت خالکوبی کردی «خدایا توبه»؛ دلیلش چیست؟

من سابقه دارم و چندماه قبل وقتی از زندان آزاد شدم توبه کردم که دور خلاف را خط بکشم. به همین دلیل روی دستم خالکوبی کردم خدایا توبه. 

  • به توبــه‌ات پایبند بودی؟

نه خیلی زود آن را شکستم. حالا هم دوباره باید به زندان برگردم.

سرقت برای هیجان

عاشق خودروی سمند بود و برای هیجان و تفریح شیشه خودروهای سمند را سرقت می‌کرد. خودش می‌گوید تبحر خاصی در سرقت شیشه‌های ماشین سمند داشته و فقط برای هیجان و تفریح تبدیل به دزد شده است. او سرانجام به دام مأموران کلانتری ابوسعید افتاد و حالا می‌گوید به‌شدت پشیمان است.

  • فقط برای هیجان و تفریح سرقت می‌کردی؟

عاشق هیجان دزدی هستم. خودم مغازه دارم و به هیچ عنوان مشکل مالی ندارم. شاید باورتان نشود اما وضع مالی خیلی خوبی هم دارم و فقط به‌خاطر هیجان دست به سرقت می‌زدم.

  • حالا چرا شیشه خودروهای سمند را سرقت می‌کردی؟

راستش من عاشق ماشین سمندم؛ یعنی حاضر نیستم سمند را با بنز، بی‌ام دبلیو یا پورشه عوض کنم. دوره دیدم و خوب بلدم با ابزاری خاص شیشه خودروی سمند را از جا دربیاورم و بدزدم. هر بار که سرقت می‌کنم احساس خوبی دارم. از اینکه می‌توانم از مهارتم استفاده کنم یا بهتر بگویم از استعدادی که دارم! لذت می‌برم.

  • سابقه داری؟

سابقه که بله دارم. سرقت لوازم خودرو. سرقت شیشه خودروهای سمند. حدود ۳ یا ۴بار به زندان رفتم و جمعا ۹سال حبس کشیدم.

  • و باز هم به کارهای خلافت ادامه دادی؟

گفتم که از هیجانش خوشم می‌آید. به شکل تفریح نگاهش می‌کنم.

  • ارزش این را دارد که هر بار زندانی شوی؟

خب این بخش زندان رفتنش اصلا خوب نیست! از زندگی در زندان بیزارم.

  • با شیشه‌های سرقتی چه می‌کردی؟

یکی را برای خودم برمی‌داشتم و مابقی را می‌فروختم.