آمریکا، اروپا و مکانیسم ماشه

محسن زاهدي موحد، گروه تعاملی الف،   3990612016 ۱۷ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار
آمریکا، اروپا و مکانیسم ماشه

برای تحلیل مواضع اروپا و آمریکا در مورد وضعیت فعلی برجام و اهداف ایشان در مورد آن ضروری بنظر می‌رسد کمی از ظرف زمان حال دور شویم و وضعیت کلی منطقه را نیز در نظر داشته باشیم. شاید مهمترین نکته مغفول در تحلیل شرایط فعلی این باشد که اگر آمریکا مایل بود برجام را به طور کامل نابود کند چرا بجای بیرون آمدن از آن همان زمان مکانیسم ماشه را فعال نکرد تا بشکل قانونی و اتوماتیک برجام منحل وقطعنامه‌ها بازگردد.

این سوال کلیدی است که نمی‌توان آن را با نادانی و جهل دولت آمریکا و... توجیه نمود و پاسخ این سوال بسیاری از ابهامات کنونی را برطرف می‌نماید. آمریکا پس از برجام و اجرای تعهدات ایران دلیلی برای تداوم اجرای تعهداتش و عموما تعهدات طرف مقابل (آمریکا و اروپا) نمی‌دید و همانگونه که شاهد بودیم حتی قبل از آمدن ترامپ نیز عدم اجرای تعهدات را کلید زده بود که روشن‌ترینش تحریم ویزایی تجاری که به ایران سفر کنند، از سوی دولت اوباما بود.

اما آمریکا و غرب عموما با یک تناقض روبرو بود که اگر عدم اجرای تعهداتشان به انحلال رسمی برجام منجر شود و ایران نیز بسرعت بسوی ماقبل برجام برگردد، آیا توان مقابله با شرایط (باهزینه قابل قبول) را دارند؟ خصوصا آنکه بنظر می‌رسد لااقل در سال‌های اول ترامپ (و تا کنون) شرایط ورود به درگیری نظامی برای آمریکا فراهم نبود. در این شرایط و برای حل این تناقض اجرای همین سناریوی در دست اجرا تنها راه حل بنظر می‌آید.

آمریکایی‌ها که در عمل طرف اصلی (برای اجرای تعهدات برجامی غرب) بوده و هستند، آرام آرام تعهدات خود را زیر پا گذاشته و با تسلطی که بر شریان‌ها اقتصادی غرب و جهان دارند، بهره ایران از اقتصاد برجامی را به صفر نزدیک کنند و اروپا با نمایش ضرورت حفظ برجام و پایبندی به آن، تعهدات ایران در برجام را تا حدممکن زنده نگاه دارد و یا لااقل از بازگشت سریع آن به ماقبل برجام جلوگیری نماید. این اتفاقی است که اکنون افتاده و تداوم دارد. در ادامه این روند اکنون امریکا به حدی از اطمینان دست یافته است که ایران فعلا قصد یا امکان بازگشت سریع به شرایط قبل را ندارد و همین می‌تواند دلیل ورود به فاز اعلام مکانیسم ماشه بدون همراهی اروپا باشد. آمریکا در ادامه عملا مکانیسم ماشه را اجرا می‌کند و با توجه به تسلط فعلی سعی در اجرای آن در محیط بین المللی می‌نماید و در عین حال عدم همراهی ظاهری ( و نه عملی) اروپا ضمن حفظ تعامل ذکر شده با ایران، امکان بازگشت برای آمریکا را در صورت وقوع سناریوهای غیر قابل انتظار (مانند واکنش‌های چین وروسیه) را فراهم می‌نماید. هدف کلی آمریکا (با همراهی اروپا) از این روند تنها می‌تواند فروپاشی ایران در زیر فشار حداکثری با کمترین اقدامات منجر به هزینه برای آمریکا و هم‌پیمانانش باشد و البته نکته مهم هم در همین جا است که نشان می‌دهد علیرغم اعمال قدرت عریان، توان کلی ایشان برای پرداخت هزینه در برابر آنچه می‌کنند، تا چه حد شکننده می‌باشد.

این وضعیت تا حدودی آینده را هم روشن می‌سازد، امید دادن به ایران برای روی کار آمدن بایدن و یا حتی امکان سازش با ترامپ برای حفظ و ثبات شرایط نامتعادل کنونی حداقل تا انتخابات آمریکا هدف کوتاه مدت و حفظ شرایط فشار حداکثری در پسا انتخابات و حتی ارتقاء احتمالی آن به فازهای دیگر تا سرحد فروپاشی هدف بلند مدت روند ذکر شده است. و البته باید متذکر شد که موارد ذکر شده نظریه ای برای تحلیل شرایط فعلی است (که می‌تواند کاستی‌هایی هم داشته باشد)، اما بمعنی تجویز هیچ راه حل رادیکالی (از جمله قطع تعامل با اروپا) نمی‌باشد که احتمالا در شرایط فعلی نه ممکن است و نه مصلحت، اما توجه به آن در هرگونه مراوده با اروپا و آمریکا ضروری است تا ضمن رفتار و تعامل هوشمند، در تصمیم گیری‌ها مورد توجه وامعان نظر باشد. شناسایی اهداف و نیات اروپایی‌ها شاید این امکان را نیز فراهم نماید تا در حین ادامه (ناچار) این بازی تا حد امکان شرایط تغییر بازی نیز فراهم گردد و البته در این روند توجه به تعامل با چین و روسیه نیز با توجه به شرایط وخیم بین المللی ضروری است.

در مبحث رفتار آمریکا در دوره ترامپ نخستین نکته‌ای که باید توجه داشته باشیم اینکه آمریکای ترامپ یکباره از زمین سر بر نیاورده و رفتار دولت وی محصول چند دهه تغییر نظم جهانی و تلاطم داخلی در صحنه آمریکا است، بنابراین انتظار محو ناگهانی این شیوه نیز (با وجود یا بدون وجود شخص ترامپ)  غیر منطقی بنظر می‌رسد. در این زمینه مرور کوتاهی بر تحولات سه دهه اخیر ( علیرغم بدیهی بودن بعضی موارد ذکر شده واینکه در سنوات گذشته بارها به آن اشاره شده) در کشف رفتار بظاهر متناقض و عجیب آمریکای ترامپ، ما را یاری می‌رساند، رفتاری که نمونه های روشن آن اقدام اخیر آمریکا در شورای امنیت، رفتار با همپیمانان اروپایی و نیز مقابله همزمان با چین و همچنین رفتار در صحنه داخلی آمریکا است که اگر در زنجیره واحدی بررسی و تحلیل شود شاید بیشتر از یک هرج و مرج بی‌هدف معنی یابد. 

البته لازم است از فاصله ای دورتر به صحنه نگاه کنیم و  اهداف و موانع را از دید آمریکایی‌ها ببینیم تا درک درستی از شرایط فعلی فراهم شود. تحلیلی که از رفتار منجر به شرایط کنونی دارم از اواخر دوران کلینتون شکل گرفته و در وقایع از یازده سپتامبر تثبیت و با رفتار دو دهه بعدی تکمیل شده، بنابراین مروری کوتاه بر آن اجتناب ناپذیر است:

آمریکایی‌ها و عموما جهان غرب با فروپاشی شوروی و سیستم دوقطبی با شوک سیاسی بسیار مهمی روبرو شدند، بسیاری از بافته‌های ایشان برای کنترل مناطق نفوذ خود و گسترش آن بر اساس جهان دوقطبی و خصوصا مبارزه با نیروی سرخ شکل گرفته بود. مفاهیمی نظیر حقوق بشر و حتی دموکراسی در شکل‌ دهه‌های میانی قرن بیستم و بسیاری مفاهیم دیگر در سایه رقابت با شرق و مبارزه دوقطبی طراحی و اجرا شده و برای آن هزینه‌های هنگفت می‌شد که تنها در سایه دوقطبی توجیه پذیر بود. همچنین مفهوم دولت رفاهی نیز با معیارهای دوقطبی قابل توجیه و با اهرم‌های موجود در جهان دوقطبی قابل اجرا بود. حتی مفاهیمی چون همپیمانی اروپا و آمریکا در برابر نیروی سرخ نیز دچار آشفتگی شد و نیاز به بازتعریفی یافت که هنوز ادامه دارد. 

فروپاشی شوروی تمامی این معیارها را درهم ریخت بدون آنکه غرب آمادگی تغییر ناگهانی آنرا داشته باشد. بنظر من دهه آخر قرن بیستم تنها فرصتی برای اندیشمندان غربی برای تحلیل شرایط جدید و ریست کردن اطلاعات و طراحی اجرا بود ضمن آنکه باید با آثار ناگهانی این درهم ریختگی (مانند حمله عراق به کویت) نیز مقابله می‌کرد. بنظر می‌رسد تعلل در اقدام موثر در مورد عراق واکتفا به سد سازی در مقابل آن (طی سال‌های 91 تا 2003) نیز به همین دلیل بود. یعنی غرب مجبور به باز تعریف و طراحی همه مواضع داخلی و خارجی خود از جمله منطقه مهم خلیج فارس بر اساس شرایط جدید بود و با توجه به اهمیت منطقه اجرای طراحی جدید را از همان منطقه آغاز کرد.

بنظر می‌رسد اجرای طراحی جدید غربی برای جهان و منطقه بعد از یازده سپتامبر کلید خورد (و البته در طول دهه‌های اخیر تکامل یافت وشکل گرفت). این نظریه که بسیاری از رفتار بعدی غرب از جمله شکستن هنجارهای گذشته مانند عرف و قوانین باقی مانده از دوران دوقطبی را پیش بینی می‌کرد، با وقایع بعدی از جمله حمله به عراق و لیبی و دخالت در سوریه وافغانستان، صحت خود را به اثبات رساند. غرب در آغاز بتدریج و با استفاده از اهرم‌های موجود باقیمانده از سیستم کهنه (نظیر شورای امنیت)  درهم شکستن قواعد وعرف‌ها را آغاز کرد و بتدریج و با رفتار عریانتر این هنجارشکنی را چه در درون جوامع خود و چه در صحنه بین المللی به ظهور رساند و بنظر من روی کار آمدن ترامپ ورود به فاز جدید و عریان این سیاست بوده و رفتار وی بر همین اساس قابل ارزیابی است. توجه داشته باشیم که در تمامی دودهه اخیر چه در دوران بوش پسر و چه دوران اوباما وبعد از آن روند این هنجار شکنی‌ها تداوم داشته و علیرغم فراز ونشیب‌های آن، تنها با اختلافات کوچکی در روش‌ها ادامه یافته است. رفتار آمریکای اوباما در قبال لیبی و سوریه از جمله نمونه های برجسته  هنجارشکنی‌های بین المللی در این دودهه می‌باشد که نشان می‌دهد حاکمیت آمریکا و نخبگان بر صحت کلی روند اتخاذ شده اجماع داشته اند. البته نمی‌توان و نباید منکر اختلاف نظر و چالش در خصوص این روند در جهان غرب شد و عموما حیات غرب به حفظ این چالش‌ها و نیز حفظ راه‌های خروج اضطراری و امکان تغییر جهت و مانور بر اساس شرایط است، اما آنچه در روند کلی دهه های اخیر صورت گرفته و علیرغم چالش‌ها تداوم یافته است روند ذکر شده بوده که البته با فراز ونشیب‌هایی نیز مواجه شده وگاهی نیز به اضطرار قدمی به عقب  داشته است.

بنظر می‌رسد شرایط کنونی نتیجه طبیعی اتخاذ این سیاست‌ها و تداوم این روند است و اکنون در شرایطی هستیم که آمریکا (با ظهور ترامپ) وارد فازی شده است که بی مهابا (و گاهی تعمدا) تمنیات خود را خارج از چهارچوب مجاری قانونی بین المللی به اجرا می‌گذارد و جهان را ناچار به تبعیت می‌کند. مهمترین جنبه اینکار نه اقدام صورت گرفته (علیه ایران یا سوریه یا لیبی) بلکه درهم شکستن قواعد باقیمانده است که راه را برای ایجاد نظم نوین مورد نظر غرب فراهم می‌سازد.

شاید راز اتخاذ تعمدی روش‌های یکجانبه حتی در جایی که امکان لابیگری وجود دارد، در همین تحلیل نهفته باشد. رفتار اخیر آمریکا در شورای امنیت را نیز می‌توان در همین روند تحلیل کرد. آمریکا نه فقط بدنبال تحمیل اراده خود است، بلکه هدف خرد کردن سازوکارهای موجود را نیز دنبال می‌کند و حملات عملی و لفظی پی در پی به این ساز و کارها از جمله سازمان ملل وشورای امنیت به همین دلیل است. آمریکا هدفی مهمتر را در لابلای اقدامات اخیر خود دنبال می‌کند و آن تحمیل نظمی جدید بر جهان است.

در خود آمریکا نیز همین روال (در دو دهه اخیر) جریان داشته است. روشن است که تعطیلی یکباره مفاهیمی چون دمکراسی و حقوق بشر ممکن نبوده اما با کمک طراحی‌های منطقه‌ای و جهانی و استفاده از تولیداتی چون القاعده و داعش تزریق تدریجی نیاز به این تغییر ممکن شده است. القاعده و داعش و مفهوم جدیدی که غرب از تروریسم جهانی القاء نمود گذشته از کارکردهای منطقه‌ای و جهانی این فرصت را نیز به غرب داد تا صحنه داخلی را هم دوباره چینی نماید. پر رنگتر شدن روز افزون دوگانه  «امنیت یا دموکراسی» و  «امنیت یا حقوق بشر» که همواره به تضعیف یا حذف مورد دوم می‌انجامد در همین پروسه معنی یافته است.

تغییر نوع روابط آمریکا با قدرت‌های بزرگ خصوصا چین و روسیه (اگرچه نیاز به بررسی جداگانه دارد) نیز با همین روند قابل توجیه است و نیز وادار نمودن اروپا به خالص سازی وتبعیت از راه آینده با فراز و نشیب در حال اجرا است. این خانه تکانی داخلی و خارجی همان است که ترامپ اکنون آن را در قالب «آمریکا اول» فریاد می‌کند. اما نکته مهم اینکه بنظر می‌رسد چنین تغییر بزرگی که آمریکا در داخل و خارج از مرزهای خود بدنبال آن است و در حقیقت خود را ناچار به آن می‌بیند خارج از توان و ظرفیت کنونی آمریکا است و آمریکا در راهی قدم نهاده که امپراطوری روم در سال‌های آخر خود قدم نهاد.

بنظر نمی‌رسد ضعف شدید آمریکا در داخل که ترامپ نیز به آن اذعان دارد امکان رسیدن به غایت این اهداف را برای آمریکا فراهم نماید، اما به هر حال دست و پا زدن این امپراطوری موج‌های عظیمی پدید آورده وسال‌هایی متلاطم پیش رویمان قرار داده که حفظ صحت در آن علاوه بر هوشمندی به سرعت عمل و جسارت کافی (والبته نه بیش از حد) نیز نیاز دارد.

دیدگاه کاربران

م۱۵۸۱۳۳۹۰۷:۵۴:۴۱ ۱۳۹۹/۶/۱۲
استاد خوب گفتی اما بدان آمریکا تا سه ماه دیگر کاملا نابود میشود قدرت الهی را دست کم نگیر
ناشناس۱۵۸۱۵۲۴۱۱:۳۴:۵۷ ۱۳۹۹/۶/۱۲
از این حرفها شماها خیلی زدین ولی مسئولیت عدم تحقق اون حرف را نیومدین بر عهده بگیرید
کریم۱۵۸۱۳۴۸۰۸:۰۶:۱۹ ۱۳۹۹/۶/۱۲
شک نداشته باشید که در نهایت چین وروسیه نیز بر سر ایران با امریکا واروپا معامله خواهند کرد و تنها هدف چین از حضورپررنگ تر در ایران، تنها بدلیل اینست که بتواند امتیازات بهتری را در این معادله از امریکا دریافت کند.
ناشناس۱۵۸۱۳۹۵۰۹:۲۵:۵۰ ۱۳۹۹/۶/۱۲
ساده ست! برای اینکه قبل از این ایران برجام رو نقض نکرده بود و امکان فعال سازی ماشه وجود نداشت
کند ذهن۱۵۸۱۵۴۳۱۱:۴۸:۳۴ ۱۳۹۹/۶/۱۲
سلام . عزیزم نویسنده مطلب و تقریبا همه مخالفان برجام هیچ جوری دلشون نمیاد هیچ نقطه مثبتی در مورد برجام را بپذیرند . وای که اگر در موضوعی که مورد حمایتشون بود جامعه جهانی و شورای امنیت مخالف آمریکا و موافق ما موضع گرفته بود . شبانه روز سرود پیروزی پخش میشد . و تحلیلگران و کارشناسان به تبیین پیروزی تاریخی ایران مشغول بودند . موفق و سلامت باشید .
ناشناس۱۵۸۱۴۱۵۰۹:۵۰:۵۳ ۱۳۹۹/۶/۱۲
آمریکا برای فعال کردن مکانیسم ماشه نیازی به شورای امنیت ندارد. همانطور که از برجام خارج شده و با تهدید کشورها، سیاست تحریم حد اکثری را اجرا کرد، مکانیسم ماشه را نیز اجرا خواهد کرد. اگر ترامپ برنده انتخابات شود، تحریم ها ادامه پیدا خواهند کرد. اگر بایدن انتخاب شود، سیاست و همکاری آمریکا و اروپا با یکدیگر افزایش پیدا کرده، باز هم تحریم های موجود ادامه پیدا خواهند کرد.
عمران۱۵۸۱۵۲۳۱۱:۲۹:۱۷ ۱۳۹۹/۶/۱۲
صدبار گفتند اصلا ماشه ای اعمال نشد و تحریمی اعمال نمیکنند، ۱۳ عضو از پانزده عضو به علاوه رئیس دوره ای شورای امنیت، به علاوه معاون حقوقی دبیر کل. انقدر گفتند زبانشان مو درآورد، پمپئو را تحقیر کردند و تمسخرش کردند. حالا شما دوباره بگو امریکا میتونه. مثل اینکه من از طرف کس دیگری به شما قولی بدهم روبروی همان شخص وقتی که تکذیب میکند. شما اعتماد میکنی؟ من از طرف شخص خودم می‌توانم قولی بدهم ولی چطور می‌توانم راجع چیزی که دست من نیست قول بدهم؟
ناشناس۱۵۸۱۵۲۵۱۱:۳۶:۰۳ ۱۳۹۹/۶/۱۲
من هم فکر می کنم هر اتفاقی بیفته تحریمها بیشتر میشه روسیه و چین هم داره از این وضعیت استفاده میکنه و ایران رو می دوشه
عمران۱۵۸۱۵۷۰۱۲:۲۷:۳۶ ۱۳۹۹/۶/۱۲
«امریکا» می‌تواند تحریم های «امریکا» را اعمال کند. «تحریم های شورای امنیت» را باید «شورای امنیت» اعمال کنند.
ناشناس۱۵۸۱۴۳۰۰۹:۵۸:۵۲ ۱۳۹۹/۶/۱۲
یک وصیت برادرانه به امثال این نویسنده دارم: به تاریخ اهمیت بدهید زیرا بزودی تاریخ در باره خالی کردن پشت ملت توسط یک نگاه خاص در زمانه ایکه ایران در مقابل قلدریهای آمریکا ایستاده بود داوری خواهد نمود !
ناشناس۱۵۸۱۴۴۰۱۰:۰۶:۳۷ ۱۳۹۹/۶/۱۲
این را به کسانی بگو که فکر کردن تحریم سازمان ملل نباشد اروپا با ما هست
عمران۱۵۸۱۴۴۲۱۰:۰۸:۱۸ ۱۳۹۹/۶/۱۲
غرب یکپارچه نیست و تشکیل شده از دهها گروه فکری با اهداف و منافع متعدد: پوپولیستها، محافظه کارها، سوسیالیستها، ناسیونالیستها، مخالفان مهاجرت، مخالفان جهانی سازی، مخالفان سرمایه داری، موافقان سرمایه داری، لیبرالها، سکولارها، دموکرات مسیحی ها، حامیان ناتو، مخالفان ناتو، حامیان اتحادیه اروپا، مخالفان اتحادیه اروپا و جدایی طلب ها، حامیان محیط زیست و انرژی های تجدید پذیر، و غیره. اینکه همه ی اینها را با یک برچسب «غرب» بخواهید دسته بندی کنید ناشدنیست.
سعید۱۵۸۱۴۶۵۱۰:۲۸:۳۲ ۱۳۹۹/۶/۱۲
"پر رنگتر شدن روز افزون دوگانه  «امنیت یا دموکراسی» و  «امنیت یا حقوق بشر» که همواره به تضعیف یا حذف مورد دوم می‌انجامد در همین پروسه معنی یافته است" این جمله چقدر برای ما ایرانی ها قابل فهم و لمسه
مهدی۱۵۸۱۴۸۱۱۰:۵۱:۴۰ ۱۳۹۹/۶/۱۲
تحلیل خوبی بود، یکی این حرفها را یکی باید به روحانی بگه که هنوز داره ذوق میکنه که تو شورای امنیت کسی به نفع آمریکا رای نداد
ناشناس۱۵۸۱۶۱۵۱۳:۰۲:۱۷ ۱۳۹۹/۶/۱۲
مهدی جان! اگه شورای امنیت به نفع آمریکا رای میداد، برای کوبیدن روحانی چی مینوشتی؟ بالاغیرتا راستشو بگو!
Ali۱۵۸۱۵۲۶۱۱:۳۶:۱۰ ۱۳۹۹/۶/۱۲
ببینید، تحلیل غلط و آدرس غلط دادن کشور را با مشکل مواجه می‌کند. این که آمریکا و اروپا چه میکنند مهم نیست، مهم این است که مردم ایران، اقتصاد ایران، اعتبار ایران تحت فشار است. مهم این است که ما در سایه تهدیدات نظامی و امنیتی چند کشور معلوم الحال منطقه هستیم، ارزش پول ما بشدت کم شده و فساد و رانت و اختلاس بشدت بالا رفته. حالا یا باید تمام بودجه مملکت را صرف امنیت و توسعه نظامی خود بکنیم، یا اصولاً وارد مذاکرات پیچ در پیچ بشویم. البته که نظر شخصی من پیگیری هر دو مورد است. نباید با بیان اینکه مذاکره دست آوردی ندارد، یا توسعه نظامی خوب نیست. فراموش نکنیم کشورهای منطقه حتی طاقت عکس گرفتن مقامات ما با دول دیگر را مدارند، حتی در مذاکرات برجام کلی سنگ انداختند که اصلا چرا ایران اصولاً سر میز مذاکره است. مذاکره ها اتفاقا سوپاپ اطمینان است.
ناشناس۱۵۸۱۵۶۰۱۲:۱۸:۰۳ ۱۳۹۹/۶/۱۲
تحلیل نویسنده مقاله بسیار نادرست است. اولاً در زمانی که تمام دنیا بر اساس گزارش آژانس تأیید می کردند که ایران کوچکترین تخطی از برجام نداشته و حتی خود آمریکا هم چنین ادعایی را مطرح نکرده بود چگونه می توانست مکانیسم ماشه را فعال کند؟ در ثانی، جان بولتون در تابستان 2018 (دو ماه بعد از خروج آمریکا) اعلام کرد که ژانویۀ 2019 را در تهران جشن می گیریم و جمهوری اسلامی چهلمین سالگرد انقلاب را جشن نخواهد گرفت. پس اعتقادشان این بود که جمهوری اسلامی تحت این فشار استخوانهایش خرد خواهد شد و نیازی به مکانیسم ماشه هم نخواهد بود.

پربحث‌های هفته

  1. «پناهیان» و راه سومی در میانه تخریب و تطهیر 

  2. حکم قصاص نوید افکاری اجرا شد

  3. خواجه در بند نقش ایوان است!..

  4. قوه قضائیه و پرسش‌ها از حکم دادگاه طبری

  5. آیت‌الله صانعی دارفانی را وداع گفت

  6. روحانی: شنبه و یکشنبه روز پیروزی ایران و شکست آمریکا است/ نباید اجازه دهیم مردم در رنج قرار گیرند

  7. سپاه پاسداران: اقدام آل‌خلیفه پاسخ‌ درخور را دریافت خواهد کرد

  8. توافق‌های سریالی با تل‌آویو؛ به نام اعراب به کام ترامپ و نتانیاهو

  9. فرود دیدنی F۳۵ روی یک ناو در دریا

  10. یک عکس خاص از حاج محمود کریمی که ماندگار شد

  11. رای پرونده اکبر طبری صادر شد/ ۳۱ سال زندان و رد اموال

  12. قیمت سکه به ۱۳,۲۰۰,۰۰۰ تومان رسید/ دلار ۲۶,۹۰۰ تومان شد + جدول

  13. برادر من! انقلابی‌گری با سیاست زدگی بیگانه است

  14. همه پسران سید حسن نصرالله در یک قاب

  15. تورم امارات برای نوزدهمین ماه متوالی منفی ماند!

  16. سکه از ۱۲ میلیون تومان رد شد/ افزایش قیمت دلار

  17. آمریکای آشفته؛ میراث ترامپ برای رئیس جمهور بعدی

  18. گرانی خودرو تا کجا!؟

  19. آیت‌الله رئیسی: دشمن با جنگ اقتصادی به دنبال اخلال در جامعه است

  20. استراتژی ظریف برای رسیدن به پاستور/فهرست اموال ضبط‌شده از طبری/فعالیت کدام نامزدهای انتخاباتی شروع شده است؟/روحانی: امسال می‌تواند سال بدی باشد

  21. شیخ حسین انصاریان پس از ابتلا به کرونا بستری شد

  22. چرا دلار ۲۶ هزار تومان شد؟

  23. قفل فعلی بازار خودرو به یک کلید نیاز دارد؟

  24. اطلاعیه دادگستری استان فارس درباره شبهات مطرح شده در خصوص پرونده «نوید افکاری»

  25. دپوی جدید خودروسازها؛ احتکار یا نقص فنی؟

ابر آروان

آخرین عناوین