گزارشی تأسف‌آور درباره پدیده‌ای شرم‌آور

عرفان خسروی،   3990407145 ۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

در سال‌های اخیر به رغم تلاش‌های ارزشمند و فرازین دوستان کاردان در روزنامه‌نگاری علم، روند کیفیت ‎دانشمند با فرودهایی پیشانی‌شکن توأم شد. آنچه فرازنده بود، از دلسوزی کاربلدان آگاه بود و آنچه فرودین، بلکه سقوط، از ناآگاهی مدیران ناسرشناس و ناکاردانی که شایسته سکان‌داری نبودند

گزارشی تأسف‌آور درباره پدیده‌ای شرم‌آور

مجله ‎دانشمند اولین جایی بود که در آن نوشتم؛ سال ۱۳۸۰ وقتی هنوز حتی دانشگاه نرفته بودم؛ آن هم نه یک شماره، بلکه حدود دو سال بی‌وقفه، در هر شماره و بعد هم گه‌گداری…؛ اگر بگوییم دانشمند خانه اول من در حرفه نویسندگی علمی بود، گزاف نیست.
‏علاقه من به ‎دانشمند و سابقه آن بر کسی پوشیده نیست. تا جایی که می‌دانم، حتی خود مؤسسه دانشمند آرشیو کامل اصیل از سال‌های آغازین انتشار این مجله را ندارد و چه بسا بایگانی شخصی من، تنها بایگانی کامل از مجلدات مصحّفه ‎چهل سال نخست انتشار آن باشد.
‏در سال‌های اخیر به رغم تلاش‌های ارزشمند و فرازین دوستان کاردان در روزنامه‌نگاری علم، روند کیفیت ‎دانشمند با فرودهایی پیشانی‌شکن توأم شد. آنچه فرازنده بود، از دلسوزی کاربلدان آگاه بود و آنچه فرودین، بلکه سقوط، از ناآگاهی مدیران ناسرشناس و ناکاردانی که شایسته سکان‌داری نبودند.
‏تسویه و هدایت آخرین گروه این دوستان به درهای خروجی مجله، در آخرین شماره  دانشمند (تیر ۹۹) مشهود است.مدیران ‎بنیاد مستضعفان این بار نه تنها سردبیر، بلکه دبیر تحریریه مجله را نیز با کسانی فاقد تجربه و سابقه و جایگاه روزنامه‌نگاری علم جایگزین کردند؛ تازه‌واردان به حق ‎مستضعف اند. دبیر تحریریه تازه‌وارد مجله، همچون سردبیر، هیچ سابقه و جایگاهی در روزنامه‌نگاری یا ترویج علم ندارد و با این سطح از توانایی املاء و انشاء عجیب نیست که در جایی که نباید، همچنان مصرانه خود را «دکتر» معرفی می‌کند.
‏بدی کار اینجاست که این مستضعفان مستحضر شأن مجله دانشمند را نیز هم‌پایه جایگاه خود فرومی‌کشند. مصداقش، فراتر از املاء و انشاء دبیر تازه‌وارد تحریریه، سرمقاله سردبیر نو به عرصه رسیده است. ‏اشکالش کجاست؟
اینجا را ببینید  و با بند اول سرمقاله آقای عظیم‌زادگان قیاس کنید.
‏البته رونویسی آقای ‎سردبیر به همینجا ختم نمی‌شود. بخش اعظم سرمقاله سردبیر دانشمند از اینجا برداشته شده.
‏این کار در عرف روزنامه‌نگاری و نویسندگی ‎سرقت ادبی یا ‎plagiarism نامیده می‌شود و سرنوشت علمی و روزنامه‌نگارانه کسانی که مرتکب چنین خطایی می‌شوند، برای همیشه از طرف جامعه مخاطب تمام‌شده تلقی می‌شود.
‏از مدیرانی که با نشناختن جایگاه ‎دانشمند چنین کسان را بر مقدرات مجله گماردند، انتظار ندارم امروز به اشتباه خود در قبال نشریه و این افراد اعتراف کنند، اما انتظار دارم شأن قدیمی‌ترین مجله ‎ترویج علم ایران را بیش از این نشکنند و دل دلسوزان را بیشتر خون نکنند. خرده‌ای هم دارم، بر همکاران تحریریه دانشمند که کناره‌گیری دوستان خود، به خصوص دبیر تحریریه سابق دانشمند را در بدو ورود خانم دکتر نورسیده دیدند، ولی ندانستند که جایگاه چنین خانه‌ای سست، همچون کارتنک‌های عنکبوت است. کناره‌گیری شما و حذف نامتان از شناسنامه ناسربلند دانشمند، کاش در همین شماره روی می‌داد.

‌‏از همه دوستان و دلسوزان مجله ‎دانشمند، روزنامه‌نگاری، ‎روزنامه‌نگاری علم و ترویج علم تقاضا دارم این نوشته را بازنشر کنند و از مسئولان بنیاد مستضعفان تغییری بنیادی در روند فعلی مدیریت مؤسسه دانشمند مطالبه نمایند.


لینک سرمقاله حامد عظیم‌زادگان، سردبیر دانشمند،  موارد مرد نظر در متن مشخص و برجسته شده‌اند