اگر حاج قاسم نبود نه احمدشاه مسعود موفق می‌شد و نه دیگران/ سردار قاآنی در سخت‌ترین شرایط در افغانستان حضور داشت

گروه جهان الف،   3990124118

عضو سابق پارلمان افغانستان می‌گوید: مردم در افغانستان احساس می‌کردند که اگر چنانچه داعش به آنجا بیاید، سردار سلیمانی برای حمایت از آنها حاضر خواهد بود.

تسنیم نوشت: بیش از 100 روز از شهادت سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس به دست تروریست‌های ارتش آمریکا در فرودگاه بغداد می‌گذرد و هر روز برخی ابعاد شخصیتی و مختصات فرماندهی ایشان توسط افراد مختلف بازگو شده و افکار عمومی با ناگفته‌های بیشتری از زندگی «حاج قاسم» آشنا می‌شوند.

نیروی قدس به عنوان شاخه برون مرزی سپاه، در کشورهای منطقه همواره در خط مقدم مقابله با استکبار، تروریسم و دشمنانی بوده که منافع ملت‌ها را تهدید کردند و بدون شک یکی از این کشورها افغانستان است.

به همین منظور در گفتگو با «نصرالله صادق زاده نیلی» نماینده سابق مردم ولایت دایکندی از ولایات مرکزی افغانستان در مجلس این کشور به بررسی نقش نیروی قدس و سردار سلیمانی در افغانستان پرداختیم.

نصرالله صادق‌زاده فرزند شهید صادق‌زاده از مجاهدین جهاد اسلامی افغانستان است که بیش از یک دهه به عنوان نماینده پارلمان این کشور حضور داشته و از جمله افرادیست که در تدوین قانون اساسی افغانستان نیز نقش داشته است.

او چند سالی را نیز به عنوان مهاجر در ایران و در شهر قم زندگی کرده است.

متن کامل این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

* انتصاب سردار سلیمانی در سال 76 به فرماندهی نیروی قدس، تقریبا همزمان بود با برخی حوادث و اتفاقات در افغانستان. اگر اجازه بدهید بحث را با این موضوع آغاز کنیم که نیروی قدس چه ارتباطی با افغانستان داشت و اقدامات این نیرو چقدر در مقابله با اشغالگران در مقاطع مختلف و مبارزه با تروریسم در این کشور موثر بود؟

در مورد ارتباط نیروی قدس و جمهوری اسلامی در کل با موضوعاتی که مطرح کردید، می‌توان به چند مرحله اصلی و مهم اشاره کرد. بحث اول به مقطع جهاد مردم افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی برمی‌گردد که در آن زمان، همکاری‌های گسترده و وسیعی صورت گرفت و جمهوری اسلامی کمک‌های زیادی به نیروهای جهادی کرد و در سنگرهای مختلف در شمال، جنوب و مرکز افغانستان در کنار مجاهدان چه شیعه و چه سنی ایستاد. اینها علاوه بر کمک‌هایی بود که به مردم افغانستان می‌کردند تا زندگی بهتری داشته باشند.

موضوع بعدی به مسئله مهاجرین افغانستانی برمی‌گردد. من خودم به خاطر دارم که در سال 1360 از خاک پاکستان وارد ایران شدیم، از ما پذیرایی کردند و وسایل و امکانات برای زندگی به ما دادند. دبون توجه به مسائل قومی و مذهبی، بیش از 2 میلیون مهاجر به ایران آمدند و جمهوری اسلامی در حالیکه خودش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کرد، پذیرای آنها شد.

بحث دیگر در زمان جنگ‌های داخلی پس از شکست شوروی است که گروه‌های تروریستی مثل القاعده شکل گرفتند. در آن مقطع هم جمهوری اسلامی ایران در کنار مردم افغانستان ایستاد. باز هم تاکید می‌کنم که به هیچ وجه موضوعاتی مثل شیعه و سنی مطرح نبود و آنها در سخت‌ترین شرایط، با همه مردم افغانستان همکاری کردند.

یادم هست در مقطعی که تروریست‌ها عرصه را بر مردم مناطق مرکزی و دیگر جاها تنگ کرده بود، جمهوری اسلامی با هواپیما، مواد غذایی و دیگر امکانات زندگی را برای مردم در این مناطق می‌ریخت.

در افغانستان نیرویی به نام «سپاه محمد» از مجاهدینی که سابقه جنگ و جهاد داشتند تشکیل شده بود که این نیروها تاثیر بسیار زیادی در مقابله با القاعده داشتند و می‌توان گفت که اگر اینها در کنار احمدشاه مسعود و دیگر نیروهایی که در داخل افغانستان مقاومت می‌کردند حضور نداشتند، پیروزی به این سرعت حاصل نمی‌شد.

بعد از حمله آمریکا به افغانستان (پس از حادثه 11 سپتامبر) هم همین نیروها بودند که رفتند و پایگاه‌های تروریست‌ها را تسخیر کردند.

اینها تاثیرات حضور جمهوری اسلامی ایران و نیروی قدس بود که خاطرات خوبی در اذهان مردم افغانستان به یادگار گذاشته است.

** کشوری که در سخت‌ترین شرایط کنار مردم افغانستان ایستاد ایران بود

* چقدر این اقدامات و این کمک‌های ایران که طبیعتا بواسطه نیروی قدس صورت می‌گرفت، از طرف مردم افغانستان پذیرفته شده بود؟ آنها چه نگاهی به این کمک‌ها داشتند؟

اولاً لازم است تاکید کنم که همه این اقدامات به «سپاه محمد» محدود نمی‌شد و بقیه مجاهدین افغان هم بودند مثل احمد شاه مسعود، حزب اسلامی، اسماعیل‌خان و چهره‌های دیگر که اینها با هم همکاری می‌کردند. در همان زمان، دیگر کشور همسایه ما یعنی پاکستان در کنار تروریست‌ها بود و همه امکاناتی که آنها می‌خواستند را برایشان فراهم می کرد.

تنها کشوری که در سخت‌ترین شرایط، صادقانه در کنار مردم افغانستان ایستاد، جمهوری اسلامی ایران از طریق سپاه قدس بود.

سپاه محمد هم که به وجود آمد، نیروی منظم، ورزیده و آموزش دیده‌ای بود که وضعیت جنگ را در افغانستان تغییر داد. اینها به هر منطقه ای که می‌رفتند، چون هم آموزش خوبی دیده بودند و هم پایبند به اخلاقیات بودند و هم مشی و سیاق خوبی داشتند، مورد استقبال مردم واقع می‌شدند.

همین نیروها بعد از پیروزی مقاومت علیه تروریست‌ها، اغلب جذب حکومت شدند و با صداقت و راستی به مردم افغانستان خدمت می‌کنند.

** ایران برخلاف شوروی و آمریکا دخالتی در امور افغانستان نکرد

* سوالی که ممکن است خیلی‌ها بپرسند و فکر می‌کنم افرادی مثل شما می‌توانند آن را تبیین کنند و به آن جواب بدهند، اینست که برخی می‌گویند این اقدامات ایران در کشوری مثل افغانستان نوعی دخالت است و همان کاریست که آمریکا می‌کند و یا در گذشته شوروی می‌کرد. تحلیل شما چیست؟ آیا همین طور است؟ اگر نه، این رویکردها با هم چه تفاوت‌هایی دارد؟

حضور اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان در سال 1358 یک حضور اشغالگرانه بود. آنها 120 هزار نیرو آوردند و تمام مراکز افغانستان را اشغال کردند. حتی حاکمیتی بوجود آوردند و با مردم افغانستان که آن حکومت را قبول نداشت درگیر شدند. بواسطه این اشغالگری، شهرها، روستاها و تمام امکان عمومی و شخصی مردم تخریب شد و میلیون‌ها انسان مجبور به مهاجرت و ترک سرزمین خودشان شدند و صدها هزار نفر هم به شهادت رسیدند، خُب اینها نمی‌تواند با شکل حضور ایران قابل قیاس باشد.

در مورد آمریکایی‌ها هم، درست است که آنها در مرحله اول با موافقت سازمان ملل و به بهانه مبارزه با تروریست‌ها به افغانستان آمدند، ولی کم کم تبدیل به یک کشور اشغالگر شدند که در افغانستان جا خوش کرده است، مراکز نظامی را در اختیار خودشان گرفتند و آنها را به پایگاه نظامی خود تبدیل کردند و در انتخابات و امور افغانستان هم دخالت می‌کنند.

اما جمهوری اسلامی ایران در دوران جهاد، بدون هیچ توقعی آمد و در کنار مردم افغانستان قرار گرفت. نیروهای ایرانی مثل مجاهدان افغان زندگی می‌کردند. نان خشک می‌خوردند و علیه اشغالگران می جنگیدند.

عکسی قدیمی از شهید سپهبد سلیمانی در کنار شهید احمد شاه مسعود و جمعی از مجاهدان افغانستانی

وقتی هم که تروریست‌های زیادی از نقاط مختلف جهان به افغانستان آمدند و شما می‌دانید که چقدر ویرانی و بدبختی برای مردم به بارآوردند، در سخت‌ترین زمان‌ها که هیچکس به داد مردم افغانستان نرسید، باز همین‌ها بودند که آمدند و در کنار مردم ایستادند. جمهوری اسلامی ایران در افغانستان نه پایگاه نظامی برای خود ایجاد کرد، نه جایی را به تصرف خود درآورد و نه در مسائل داخلی افغانستان دخالت کرد.

مجادین بزرگی مثل احمد‌شاه مسعود یا دیگر فرماندهان جهادی مقاومت افغانستان، در شرایط سخت، تنها ملجا و پناه خود را نیروهای ایرانی می‌دانستند و من معتقدم اگر همکاری ایران و نیروی قدس نبود، نه احمد شاه مسعود موفق می‌شد نه آقای دوستم و نه اسماعیل‌خان و نه آقای محقق و نه دیگر چهره‌های عرصه جهاد افغانستان.

** فکر می‌کردیم عرصه ماموریت سپاه قدس فقط در افغانستان است

* شما خودتان سردار سلیمانی را از کجا و چطور شناختید؟

من سردار سلیمانی را از سال‌های 77- 78 شناختم. آنهم بواسطه تغییر و تحولاتی که پس از فرماندهی ایشان در نیروی قدس به وجود آمد و ما این تغییرات را در صحنه میدانی افغانستان به وضوح می‌دیدیم.

اینها خودشان به سراغ مجاهدین می‌رفتند. همین نیروهای سپاه محمد که عرض کرد، از مجاهدین سابقی بودند که دست از جهاد کشیده بودند و گذران زندگی می کردند و از عرصه جاد کنار رفته بودند. می‌رفتند آنها را پیدا می‌کردند و به عرصه جهادی برمی‌گرداندند.

خب این یعنی شناختشان از مجاهدین افغانستان کامل بود، توانمندی آنها را می‌شناختند، مطالعه داشتند و برنامه ریزی کرده بودند. رفتند و اینها را از داخل و خارج افغانستان جمع کردند و کنار هم سازماندهی کردند و به آنها انگیزه دادند و فهماندند که کشور شما در چه وضعیتی قرار دارد و گفتند که ما در کنار شما هستیم.

خیلی از این اتفاقات وقتی افتاد که سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس شد. البته قبل از آن هم کارهای بزرگی شده بود.

در همین مقاطع بود که ما نام سردار سلیمانی به گوشمان خورد که فردی جدید آمده و با مردم افغانستان همکاری می کند. هر مجاهدی که می‌دیدیم به نحوی از ایشان تعریف می‌کرد.

عملکرد آنها طوری بود که ما در آن زمان فکر می‌کردیم عرصه ماموریت سپاه قدس فقط در افغانستان است. بعدا متوجه شدیم که در سطح دنیا اینها کار می‌کنند. یعنی طوری رفتار می‌کردند که ما فکر می‌کردیم همه نیروی قدس در افغانستان حضور دارد.

* یکی از مسائلی که راجع به سردار سلیمانی مطرح می‌شود نوع فرماندهی ایشان است. طی سال‌های گذشته گستره جبهه مقاومت ابعاد بیشتری به خود گرفته و از ایران تا افغانستان،‌ عراق، سوریه، لبنان، یمن، کشورهایی هستند که عضو این جبهه هستند و در یک جاهایی مثل سوریه یا عراق اینها به هم نزدیک‌تر شده و در کنار هم با دشمن می‌جنگند.

سوال من در مورد ویژگی فرماندهی سردار سلیمانی در اینجاست که چطور ایشان این جبهه گسترده با ملیت‌های مختلف را که طبیعتا هر کدام فرهنگ خاص خودشان را دارند، فرماندهی کرد و کار را طوری جلو برد که همه این افراد مثل یک برادر با هم زندگی می‌کنند و در کنار هم می‌جنگند؟

من فکر می کنم این مسئله از چند موضوع نشات می‌گرفت. اول اشراف اطلاعاتی عمیقی بود که ایشان از منطقه داشت و ضرورت‌های هر کشور و مردمش را می‌شناخت و می دانست مثلا افغانستان چه ضرورتهایی دارد و چه نوع همکاری باید در آن صورت بگیرد تا اعتماد آنها را به دست بیاورد. در عراق و سوریه و بقیه کشورها هم همینطور. ایشان دقیقا روی این مضوعات اشراف داشت و بر اساس همین ضرورت‌ها برنامه‌ریزی می‌کرد و این در روح و جان مردم نفوذ می‌کرد.

شاید ما بعد از شهادت ایشان، این موضوعات را بهتر درک کنیم. سردار سلیمانی بعد از شهادت، زمین تا آسمان با سردار سلیمانی وقتی که زنده بود و ما می‌شناختیم متفاوت است.

موضوع دوم اخلاص و صداقت او بود. ما دیدیم وقی کشورهایی مثل سوریه، عراق، افغانستان مورد هجوم دشمنان قرار می‌گیرند، شهرها و خانه‌ها ویران می‌شود و مردم کشته و مجروح و یا آواره می‌شوند، در این شرایط کسی مثل سردار سلیمانی ناجی آنها می‌شود و در سخت ترین شرایط می‌رود و با اخلاص کامل در کنار آنها می‌ایستد.

آمریکایی‌ها هم با بهانه مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان آمدند ولی هرگز نتوانستند صداقت خود را برای مردم افغانستان و عراق به اثبات برسانند.

امروز همه مردم از آنها ناراضی‌اند و معتقدند آنها برای اهداف خودشان به اینجا آمدند نه برای کمک به مردم ولی وقتی سردار سلیمانی و نیروهایش را می‌دیدند احساس می‌کردند که اینها به خاطر ما آمده‌اند و به خاطر ما می‌جنگند.

مسئله دیگر این است که نیروی قدس وقتی برای کمک به مردم کشوری در برابر دشمن ظالم می‌رود، برایش شیعه و سنی، مسلمان و غیر مسلمان و یا تفاوت زبان و قومیت مطرح نیست. خب چنین افرادی یقیناً در بین مردم جایگاه بالایی پیدا می‌کنند.

** مردم افغانستان احساس می‌کردند سردار سلیمانی در قابل داعش از آنها حمایت می‌کند

* طبیعتا به دلیل نوع کار و شیوه فعالیت نیروی قدس، مردم افغانستان در گذشته نباید شناخت چندانی از این نیرو داشته باشند؛ کما اینکه در خود ایران هم تا همین چند سال قبل، مردم جز نام و یک سری اطلاعات کلی شناخت امروز را از این نیرو نداشتند. این شناخت چطور بوجود آمد؟

در گذشته، افکار عمومی خیلی شناختی از سپاه قدس نداشت اما وقتی گفته می‌شد ایرانی‌ها یا بچه‌های سپاه آمدند، یک دلگرمی زیادی بین مجاهدین بوجود می‌آمد و آنها هم بدون نام و نشان و در واقع چراغ خاموش کار می‌کردند. نام این نیرو بعد از مسائل جنگ با داعش در سوریه و عراق بر سر زبان‌ها افتاد.

اخبار جنایات تروریست‌ها و تکفیری‌ها به گوش مردم می‌رسید و می‌دیدند که اتفاقا بیشتر اهل سنت هستند که از وجود آنها آسیب دیدند. مردم می‌دانستند که اگر داعش در عراق و سوریه موفق شود به سراغ آنها هم خواهد آمد.

در این زمان توجهات به سپاه قدس و سردار سلیمانی بیشتر شد چون فهمیدند که تنها نیرویی که با صداقت و راستی در مقابل همچین هجمه‌ای ایستاده و یک‌تنه مبارزه می‌کند اینها هستند. یعنی مردم در داخل افغانستان احساس می‌کردند که اگر چنانچه داعش به آنجا بیاید، سردار سلیمانی برای حمایت از آنها حاضر خواهد بود.

مردم در ته دل خود در سخت‌ترین شرایط که جز خدا را ندارند، احساس می‌کند فردی که نه از نژاد آنهاست، نه هموطنشان است، در کنار آنها خواهد بود.

یادم هست در مقطع جهاد با شوروی، یکی از سرداران سپاه که به افغانستان آمده بود، اینقدر در میان مردم محبوب بود که می‌گفتند اگر روزی افغانستان آزاد شود، او باید رئیس جمهور ما باشد. اینقدر که مردم افغانستان با او و نیروهایش احساس دوستی و نزدیکی می کردند.

اینها در سخت ترین شرایط در کنار مردم بودند، مثل مرد غذا می‌خوردند، مثل مردم با حداقل امکانات زندگی می‌کردند و در کنار مجاهدین علیه اشغالگران می‌جنگیدند.

** سردار قاآنی در سخت‌ترین شرایط در افغانستان بود

* بعد از شهادت سردار سلیمانی، جانشین ایشان یعنی سردار قاآنی به عنوان فرمانده نیروی قدس منصوب شدند که گفته می‌شود تسلط بالایی در حوزه افغانستان دارند. شما چه تحلیلی در این باره دارید و چقدر ایشان را می‌شناسید و سوال دیگر آنکه آینده جبهه مقاومت را بعد از شهادت سردار سلیمانی چطور ارزیابی می‌کنید؟

سردار قاآنی از جمله همان افرادیست که اغلب در سخت‌ترین شرایط، خودش داخل افغانستان بود و مسئولین افغانستان را از نزدیک می‌شناسد.

او در زمان سختی‌ها در کنارمردم افغانستان حضور داشت و من معتقدم بهترین فردی است که برای فرماندهی نیروی قدس انتخاب شد و شاید لااقل برای مردم افغانستان کسی بهتر از ایشان نباشد.

اما در ارتباط با جبهه مقاومت، من معتقدم وجود سردار سلیمانی یک برکت برای همه مردم دنیا بود اما شهادتش برکتش را چند برابر کرد. اگر یک روز ایشان به صورت فیزیکی در سنگرها حضور داشت، تحلیل می‌کرد، نقشه می‌ریخت، دفاع می‌کرد و می‌جنگید، امروز می‌بینیم که خونش همان تاثیر را حتی بیشتر دارد.

سردار سلیمانی در راه خدا شهید شد و تمام کارهایش به خاطر خدا و جهان اسلام و انسانیت بود.

کسانی که او را به شهادت رساندند انتظار داشتند این موج از بین برود ولی دیدیم که نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه این آنها بودند که با شکست بزرگی مواجه شدند. بعد از موشک باران پایگاه آمریکایی عین‌الاسد، این ترامپ بود که عقب‌نشینی کرد.

من معتقدم  خون سردار سلیمانی نه تنها ایران، بلکه همه جهان اسلام را مصون کرده است و از این جهت جای هیچ نگرانی نیست.

پربحث‌های اخیر

    پربحث‌های هفته

    1. حمله وحشیانه با قمه به صاحب مغازه در کرمانشاه

    2. آیا پیروزی بایدن بر ترامپ به نفع ایران است؟

    3. بازگشت به سیاست‌های هاشمی ؟!

    4. املاک بنیاد مستضعفان و فرصت‌های برابر

    5. هشدار احمد توکلی به روحانی: نام ساقط کردن کشور «گشایش» است؟/ دولت‌های بعد شما، بدهی خود را چگونه بپردازند؟

    6. گشایش اقتصادی برای مردم یا دولت؟

    7. توصیه های جمعیتی مسوولان به مردم از کنار گود

    8. صحبت‌های «فتاح» درباره کاخ مرمر، مدرسه حدادعادل، ساختمان مرکز پژوهش‌ها و املاک در دست نیروهای مسلح

    9. صحنه آهسته انفجار بیروت

    10. عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی رسما کلید خورد / «توافق ننگین» امارات و اسرائیل برای عادی سازی

    11. ثبت واکسن روسی کرونا؛ پایان رنج بشر یا تبلیغات زودهنگام؟!

    12. برجام ۹۹ به روایت زیباکلام/واکنش کدخدایی به اظهارات علی مطهری/احمدی‌نژاد دوباره ردصلاحیت می شود؟

    13. زمان توزیع عادلانه یارانه بنزینی فرا رسیده است؟

    14. زیباکلام: باید برجام ۹۹ را با آمریکا امضا کنیم!

    15. واکسن روسی کرونا و فرهنگ ترجیح جمع بر فرد

    16. ۸+۱ مورد از باورنکردنی ترین فواید استفاده از کولرهای گازی در خانه

    17. صفر تا ۱۰۰ داستان وضع مالیات بر محتکران خانه

    18. انتقاد حسین شریعتمداری از پرویز فتاح

    19. ستاد کرونا با تعویق کنکور مخالفت کرد/ برگزاری کنکور در موعد مقرر قبلی

    20. مافیا در بورس هم وجود دارد/ مخالف ورود مردم به بورس نیستم اما نگرانم/ باید یک شبکه تلویزیونی بورس داشته باشیم/ قیمت‌های بورس با واقعیت اقتصادی همخوانی ندارد

    21. دختر ربایی و زیر گرفتن مامور پلیس در مشهد

    22. بازی با اعصاب مردم!

    23. ترامپ: اگر در انتخابات پیروز شوم سریع با ایران به توافق می‌رسیم

    24. ۵ شرط رئیسی برای موافقت با طرح دولت/هشدار توکلی به روحانی/تغییر سیمای کرونا در پاییز/ نماینده سابق مجلس بازداشت شد

    25. هفته ای که کنکوری ها در آن نقره داغ شدند !

    ابر آروان

    پربحث‌های اخیر

      پربحث‌های هفته

      1. آیا پیروزی بایدن بر ترامپ به نفع ایران است؟

      2. توصیه های جمعیتی مسوولان به مردم از کنار گود

      3. عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی رسما کلید خورد / «توافق ننگین» امارات و اسرائیل برای عادی سازی

      4. ترامپ: اگر در انتخابات پیروز شوم سریع با ایران به توافق می‌رسیم

      5. آیا دونالد ترامپ در مرحله پيشافاشيستي است؟

      6. پوتین: نخستین واکسن کرونا در روسیه ثبت شد

      7. سهم خواهی جریان های سیاسی لبنان از کیک دولت آینده

      8. پشت پرده ناآرامی‌های بیروت پس از انفجار/ آیا انتخابات زودهنگام راه خروج لبنان از بحران‌هاست؟

      9. روایت آسوشیتدپرس از رویای «ماکرون بناپارت» در لبنان

      10. استعمارگری پشت نقاب شعر و قهوه/ چرا باید در بحث لبنان و فرانسه، ما هم دقیق شویم؟

      11. برایان هوک: ترامپ دنبال توافق جدید با ایران است

      12. وعده انتخاباتی ترامپ: اگر پیروز شوم ظرف چهار هفته توافقی با ایران خواهم داشت

      13. واکنش وزارت خارجه به عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی

      14. پولسازترین رشته‌های مهندسی در آمریکا کدامند؟

      15. از غیزانیه تا فلینت؛ قربانیان سوءمدیریت شبیه هم هستند

      16. آینده تاریک سعودی‌ها به روایت میدل ایست آی

      17. عقب‌نشینی جدید واشنگتن در برابر تهران/ حذف ۳۰ پاراگراف از قطعنامه ضدایرانی

      18. ترکیه به عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد

      19. بایدن، «کملا هریس» را به عنوان معاون خود انتخاب کرد

      20. چرا نام آلمان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا به میان آمد؟

      21. موضع گیری خصمانه شورای همکاری خلیج فارس علیه ایران

      22. کشتی «روسوس» چگونه باعث فاجعه انفجار بندر بیروت شد؟

      23. موسوی: بیانیه دبیرکل شورای ورشکسته خلیج فارس غیرمسئولانه است

      24. اعلام آمادگی دانشجویان جهادی ایران برای کمک به بازسازی بیروت

      25. شرکت موزامبیکی: نیترات آمونیوم در بندر بیروت متعلق به ما بود

      آخرین عناوین