یک روز با جانباز شیمیایی

گروه عکس الف،   3990110039 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۴ تکراری یا غیرقابل انتشار

به سختی نفس می‌کشید، سرفه امانش را بریده بود، لوله اکسیژن به بینی اش وصل شده بود، نفس‌هایش را می‌شد شمرد. چند دقیقه‌ای صدایش میان سرفه‌های خشکش، خشک‌تر شد.

یک روز با جانباز شیمیایی
یک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایییک روز با جانباز شیمیایی

دیدگاه کاربران

ناشناس۱۳۹۳۰۱۵۱۲:۳۶:۴۸ ۱۳۹۹/۱/۱۰
خدا سلامتی وتندرستی عنایت بفرمایید.انشالله
ناشناس۱۳۹۳۱۱۷۱۳:۳۷:۴۵ ۱۳۹۹/۱/۱۰
دست این بزرگوار و خانواده اش را می بوسم
ناشناس۱۳۹۳۳۵۶۱۶:۵۹:۱۹ ۱۳۹۹/۱/۱۰
خدا اجرتان بدهد دلاور، زحمتی هم که همسر و فرزندانتان می‌کشند بسیار ارزشمند و رفیع است
سعید۱۳۹۳۶۲۶۲۱:۳۴:۱۹ ۱۳۹۹/۱/۱۰
حالتون و لحظه هاتون شاد و سلامت قبطه میخورم
ماری۱۳۹۳۶۷۳۲۳:۱۶:۰۱ ۱۳۹۹/۱/۱۰
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد چه دنیایی...
ناشناس۱۳۹۳۷۶۸۰۱:۰۶:۲۱ ۱۳۹۹/۱/۱۱
دست شما درد نکنه بخاطر امنیتی که امروز داریم.

آخرین عناوین