وقتی دقیق نیستیم!؟ / فرق قرنطینه من با قرنطینه تو

محمد ماکویی،   3990107002 ۱۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
وقتی دقیق نیستیم!؟ /  فرق قرنطینه من با قرنطینه تو

مرحوم جمشید مشایخی خاطره ای را نقل کرده بود که بازخوانی دوباره آن نمی تواند خالی از لطف باشد:

ساعت 3 بعد از ظهر بود و غذا براحتی گیر نمی آمد. به این علت مجبور شدیم کلی جستجو کرده و خود را حسابی به زحمت بیندازیم. خوشبختانه، بالاخره جستجوهای ما نتیجه داد و توانستیم سر از رستورانی که بر سر در آن عبارت "غذا همه وقت موجود است" خودنمایی می کرد، در بیاوریم. وقتی با پیاده شدن از اتومبیل وارد رستوران شده و سفارش غذا دادیم با عبارت ناامید کننده "غذا تمام شده است" روبرو گشتیم. با شنیدن جواب، دلخور شده و "اما شما نوشته اید که غذا همه وقت موجود است!؟" را پیشکش سفارش گیرنده کردیم. در پاسخ، گیرنده سفارش نگاه تعجب آوری به ما کرده و " آلان همه وقته!؟" را بدرقه راهمان نمود.

 

در سرزمین های غربی رسم است که هنگام معرفی کلمه جدیدی که قرار است جایگزین کلمه منسوخ شده و قدیمی گشته یا در کنار دیگر کلمات موجود خودنمایی نماید، معنی آن به گونه واضح و شفاف توضیح داده شود تا استفاده کنندگان در به کار گیری کلمه دچار مشکل نشوند. این امر بارها و بارها صورت می گیرد تا با ملکه ذهن گردیدن معنی کلمه، توضیح هر باره آن ضروری به نظر نرسد( معمولا این کار را خارج از متن صورت می دهند تا هم دانندگان معنی زحمت بی خود بر خویشتن هموار نسازند و هم آنانی که برای اولین بار با موجود نوظهور مواجه می شوند بدانند که با چه چیزی سر و کار دارند).

متاسفانه، در کشور ما عموما معانی کلمات جدید از طریق در و همسایه و منابع غیر رسمی در اختیار متقاضیان قرار می گیرد. اوضاع و احوال فرهنگی ما درک معنی را مشکلتر می سازد زیرا ما از کودکی می آموزیم که اگر معنی یک کلمه را به موقع یاد نگیریم، جهت درک بی موقع آن باید نهایت خجالت و شرمندگی را بر خویشتن روا بداریم!.

( شاید شما هم از آن هایی بوده باشید که در هنگام پرسیدن معنی یک کلمه، جواب دندان شکن " باید در کودکستان یاد می گرفتی!" را دشت کرده باشید) این موضوع که خیلی از ما اهل دیدن و مطالعه نبوده و اطلاعات را از طریق گوش به دست می آوریم، کار را به مراتب خراب تر می کند، زیرا بسیاری از افراد کلمات را غلط شنیده و بی آنکه معنی آنچه که شنیده اند را بدانند، فقط می دانند که آن ها را، طوطی وار، باید در چه جور جاهایی مورد استفاده قرار دهند. در این باب خوب به خاطر دارم که وقتی به یکی از همکاران "چرا کارم را راه نمی اندازی!؟"، گفتم جواب " آقای مهندس اگر می دانستی که چقدر مرا بابت کارهای شما سیم چین می کنند اینطور نمی گفتی!" را دشت کردم.

این روزها جهت مبارزه با کرونا کلماتی همانند "مرتب"،" کامل"،"قرنطینه"،"تجمع"،"ضروری" زیاد شنیده می شود. شاید اگر معنی کلمات بالا به همان صورت مورد نظر سازمان ها و مراجع معتبر و رسمی، همانند سازمان بهداشت جهانی، شنیده می شد کار مبارزه ما هم بهتر از آنچه هم اینک شاهد آن هستیم جلو می رفت. شوربختانه اینطور نیست و در حالی که بسیاری از مردم دنیا می دانند که منظور از شستشوی کامل، یک شستشوی 12 مرحله ای توصیه شده توسط سازمان بهداشت جهانی می باشد، پوسترهای ایرانی چسبانیده شده بر در و دیوار نشان می دهد که افراد و سازمان های معتبر و نامعتبر به فراخور دانسته ها و نادانسته های خود و میزان حال و حوصله ای که برای شستشوی دست ها دارند، برای آحاد مختلف جامعه خط و نشان کشیده اند.

از سوی دیگر در حالی که سازمان بهداشت جهانی با بیان فعالیت هایی که پس از انجام آن ها دست ها را باید شست، معنی مرتب را برای خوانندگان و بینندگان و شنوندگان عزیز جا انداخته است، بسیاری از ما کماکان، "تعدادی"، با قضیه بر خورد کرده و وفق خانواده هایی که در آن ها تربیت شده ایم، بین دو تا صد بار(بلکه هم بیشتر) شستشوی روزانه دست ها را کافی یا ناکافی می دانیم!

"قرنطینه" هم، انصافا، از کلماتی است که هر کس تعبیری خاص از آن دارد، یعنی در حالی که در کشورهایی همانند فرانسه و انگلستان، به گونه ای واضح و همه فهم، به مردم گفته می شود که از محله، شهر یا کشور خارج نشوند، درب پاشنه اطلاع گیری ما همچنان بر پاشنه "منظورشان این نبوده و آن بوده است!" می چرخد! در آلمان، وقتی از تجمع صحبت می شود، ذکر تعداد هم می گردد، یعنی گفته می شود که پلیس با افرادی که اجتماعات بیش از دو نفری را تشکیل داده اند برخورد خواهد کرد. این در حالی است که هنوز جمع کثیری از ما ایرانی ها در تشییع جنازه های با شرکت هزاران نفر حضور به همراه رسانیده و در پاسخ، "اینکه تجمع نیست!" را بر زبان می آوریم! .

ایرانی هایی که تا قبل از قضیه کرونا، کار اداری داشتند خوب می دانند که در هنگام درخواست مرخصی و در پاسخ به رییس مربوطه که "چرا مرخصی می گیری!؟" پاسخ "کار واجب دارم" را می دادند. قطعا، این کار واجب می توانست از یک سینما رفتن دو نفره تا حضور در مراسم مرگ عزیزترین کسان متقاضی و شرکت در عروسی یک فامیل دور را شامل شود! .

با این حساب، تعجب آور نیست که اروپایی هایی که " تا دو هفته نباید برای کارهای غیر ضروری از خانه خارج شوید" را می شنوند به یک باره سر از مراکز خرید و سوپری ها در آورده و به جنگ و جدل با یکدیگر بر خیزند، اما ایرانی ها با استماع جمله مشابه، ککی نگزیده پیدا کنند، زیرا ما ایرانی ها ضمن اینکه همواره خرید و خریددرمانی را از اوجب واجبات می دانیم، باید ساعات ها به مخیله خود فشار بیاوریم تا از میان انبوه کارهای روزانه یک فعالیت "غیر ضروری" را جداسازی نماییم! .

در پایان بد نیست چند کلمه ای هم در باره زمان مورد نیاز برای شستشوی کامل دست ها گفته شود. زمان استاندارد شستشوی کامل دست ها 40 تا 60 ثانیه است( فعلا به اینکه چرا ما بیشتر با زمان بیست ثانیه ای خو گرفته ایم کاری نداریم) در کشورهای غربی  زبان توصیه شده که برای مراعات زمان مورد اشاره از خواندن سرود "تولدت مبارک" کمک گرفته شود، زیرا جدا از آنکه این شعر کودکانه را بیشتری  افراد بلدند، یاد دادن آن از کودکی صورت گرفته و مردم مجبور نیستند برای آموختن شستشوی کامل دست ها تا بزرگسالی صبر کنند.از طرفی نگارنده تا کنون به جایگزین مناسب تولدت مبارک برخورد نکرده است. شاید دلیل این موضوع این باشد که اشعار و ترانه هایی که بیشتر مردم بلدند، در محافل خودمانی و خانوادگی مورد استفاده قرار می گیرند و آنچه در مجامع رسمی توسط گروه کثیری از افراد خوانده می شود، تنها به واسطه تعداد قلیلی از خوانندگان، واقعا، اجرا شده و توسط شمار زیادی از اعضای گروه، فقط، لب زده می شود!