چرا غم سقوط به این حد سنگین بود

حمید مقیمی، گروه تعاملی الف،   3981022016 ۲۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۸ تکراری یا غیرقابل انتشار
چرا غم سقوط به این حد سنگین بود

سقوط هواپیما نه در ایران بلکه در جهان امر بی سابقه ای نیست. سقوط دو فروند بوئینگ مکس در یکی دو سال گذشته و حتی سقوط هواپیمای خطوط مالزی بر اثر شلیک موشک در اوکراین در تابستان 5 سال قبل از نمونه های آن هستند که در اثر خطای خلبان، بخش تعمیر و نگهداری، رادار یا نقص فنی، نقص طراحی، بدی آب و هوا و عوامل خارجی -یا ترکیبی از آنها- به وقوع پیوسته است. ایمنی امروز صنعت هوایی نیز حاصل بررسی دقیق همه جوانب حادثه و تلاش برای رفع تمامی عوامل زمینه ساز بوده است.

سقوط هواپیمای اوکراینی نیزدر اثر یک خطای وحشتناک انسانی رخ داده که باید تمام جوانب آن از عدم تعلیق پروازهای تجاری در زمان آماده باش جنگی گرفته تا نحوه آموزش اپراتورهای موشک، علت مشکل در تماس رادیویی و... به دقت بررسی شود اما نکته حائز اهمیت عمق ماتمی است که مردم ما احساس کردند که به نظر می‌رسد عوامل ذیل در آن دخیل باشد.

اول: این واقعه در زنجیره‌ای از حوادث طبیعی در طی چند سال اخیر مثل زلزله و سیل تا مسائل ناشی از تحریم های ظالمانه مانند تورم، افزایش شدید نرخ بنزین و ...و حوادث دیگر از جمله آتش سوزی ساختمان پلاسکو، کشتی سانچی و غیره قرار گرفته و گویی همه آن خاطره های تلخ که زیر خاکستر زمان پنهان بودند، توان تجمعی پیدا کرده و مردم را پریشان ساختند.

دوم: مسافران هواپیما اکثرا ایرانی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، استاد دانشگاه یا نخبگانی بودند که بین آنها زوج‌های جوان و کودکان هم دیده می‌شدند. انتشار وسیع تصاویر این اشخاص و حتی کلیپ مراسم یک  تازه عروس و داماد در شبکه های اجتماعی احساس نزدیکی و دلسوزی زیادی ایجاد کرده بود. اگر دقت کنیم در فاصله کوتاهی و در مراسم خاکسپاری سردار شهید قاسم سلیمانی نیز حدود 60 نفر جان خود را از دست دادند ولی تصاویر و مشخصات این افراد انتشار نیافت و درگذشت ایشان نیز به همین ترتیب تاثر مشابهی ایجاد نکرد.

سوم: اطلاع رسانی حادثه بسیار فاجعه بار بود. در زمانی که مسئولان دولتی از جمله رئیس سازمان هواپیمایی و سایر کارشناسان با قاطعانه هر گونه ارتباط سقوط را با شلیک موشک رد می کردند و رسانه و کارشناسان داخلی نیز با همین خوانش ماجرا تمام تلاش خود را بر اثبات این نظریه و اقناع افکار عمومی گذاشته بودند، به یک باره مشخص شد که اشتباه انسانی و همان که قاطعانه رد شده بود، درست بوده -همانی که شبکه های خبری غربی می گفتند. این امر ضربه شدیدی به حیثیت رسانه های داخلی وارد کرد و باعث شد اعتماد مردم به سخن مسئولان و این رسانه ها آسیب جدی ببیند. 

ای کاش مسئولین ستاد کل نیروهای مسلح به جای آن که دو سه روز منتظر کامل شدن تحقیقات می‌ماندند همان ابتدا احتمال خطای انسانی را با مسئولان دولتی و رسانه ها مطرح می‌کردند، به ویژه زمانی که رسانه های غربی مساله برخورد موشک را تقریبا قطعی می‌دانستند. باید توجه داشت، همانطور که شرایط جنگی آمادگی گاهی صد در صد نیاز دارد، جنگ روانی و فرهنگی و رسانه ای نیز به همین ترتیب اهمیت بسیار بالایی داشته و در شرایط روز جهان امکان کنترل چنین اطلاعاتی و مهار آنها وجود ندارد بلکه باید جریان سازی و آن را هدایت کرد.

درنهایت در این حادثه نه فقط خانواده درگذشتگان بلکه همه ملت نیاز به تجدید روحیه دارند، شادی، آسودگی خیال، صداقت و خدمت به آنها حق مسلم ایشان است. باید از انباشته شدن خواست های محقق نشده، از انباشته شدن ناامیدی و غم زدگی در بین مردم به شدت جلوگیری کرد.