گذشته و حال طالبان در گفتگو با ظهره‌وند سفیر اسبق ایران در کابل

گروه سیاسی الف،   3980925073
گذشته و حال طالبان در گفتگو با ظهره‌وند سفیر اسبق ایران در کابل

برنامه تلویزیونی  سرچشمه با حضور ابوالفضل ظهره وند سفیر اسبق ایران در کابل با موضوع طالبان و جمهوری اسلامی روی آنتن رفت.

به گزارش الف وی در ابتدای این برنامه در باره اینکه آیا ایران ایجاد طالبان را پیش بینی می کرد یا نه گفت: در مقطع سال 73 که طالبان ایجاد شد جهان با یک شوک مواجه شد و کسی نمی دانست طالبان چیست. طالبان یک پروژه ای بود که بسیار ویژه دنبال شد و خانم بی نظیر بوتو هم اذعان کرد که ایده این کار با انگلیس بود و پشتیبانی این کار با عربستان و اجرای آنهم با پاکستان بود. در این بین آمریکایی ها هم کنار انگلیسی ها بر این پروژه نظارت می کردند.

ظهره وند ادامه داد: اما هدف و محوریت ایجاد طالبان علیه ایران بود. آنها می دانستند برخورد نظامی با ایران جواب نمی دهد و با توسل به قدرت نرم می خواستند تا در اندیشه اسلامی شکاف ایجاد کنند و ایران در واقع به محور انقلاب شیعی تبدیل شود و بعد بگویند که چون عمده جهان اسلام سنی هستند با محوریت طالبان و در قندهار یک خلافت برای اهل سنت ایجاد کنند. آنها برای اینکه بتوانند انقلاب اسلامی را مهار کنند درگیری مذهب با مذهب را مطرح کردند.

در آن زمان در داخل کشور برخی این تحلیل را داشتند. طالبان از جنوب افغانستان با شعار برقراری صلح وارد شد.

سفیر اسبق ایران در کابل ادامه داد: در سال های 73 تا 75 نگاه وزارت خارجه ایران به طالبان به چشم یک تهدید بود زیرا شعارهای آنان با انقلاب اسلامی و فرهنگ غالب مردم افغانستان سازگار نبود. طالبان هم در افغانستان خیلی سریع به موضع ضد شیعی رسید و عربستان و امارات هم پشتیبانی می کردند.

وی تصریح کرد: بیش از 50 نوع نمایندگی سازمان ملل در افغانستان فعال بود و در مزار شریف هم بیش از صدها دستگاه خودرو و حتی هواپیما داشتند. اما در حقیقت کار این افراد جمع آوری اطلاعات برای طالبان بود. طالبان هیچ گاه روز حمله نمی کرد و تنها در شب ها حمله می کرد چون عناصر نظامی که آنها را هدایت می کردند از خود طالبان نبودند و درست در همان جایی که سازمان ملل بیشتر فعالیت می کرد طالبان هم در آنجا عملیات می کرد.

ظهره وند اظهار داشت: طالبان به جای اینکه اول کابل را بگیرد هرات را گرفتند چون می خواستند اول رابطه ایران با افغانستان را قطع کنند. در مقابل آنها ارتباط نزدیکی با ترکمنستان داشتند اما جالب است که ترکمنستان یک حکومت لائیک دارد و ارتباطی با دین و مذهب ندارد. این ارتباط به آن دلیل بود که آنها می خواستند تا خط لوله ای را به جنوب افغانستان بکشند و به این صورت روی انتقال نفت ایران هم تاثیر بگذارند.

سفیر اسبق ایران در کابل عنوان کرد: در آن زمان فردی به نام سانتوس هم نماینده شرکت نفتی یونیکال بود که وظیفه احداث خط لوله انتقال نفت را برعهده داشت و هم مشاور دبیر کل سازمان ملل در امور افغانستان بود. این فرد در سقوط مزار شریف نقش بسیار فعالی داشت و تلاش می کرد تا یک کودتا علیه حکومت خودخوانده شمال افغانستان که رهبری آن را ژنرال دوستوم بر عهده داشت اجرا کند. در این کودتا هم سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و هم آمریکایی ها حضور داشتند.

وی افزود: زمانیکه مردم مزار شریف علیه طالبان اقدام کرده و آنها را بیرون کردند ما کشته هایی با موی بلوند و ریش مصنوعی در بین آنها دیدیم. حتی صهیونیست ها هم در این قضیه بودند. آنها یخچال هایی را با خود آورده بودند و قلب و کلیه افراد کشته شده را با این یخچال ها قاچاق می کردند.

وی با بیان اینکه در ابتدا طالبان به سفارت و نمایندگی های ایران حمله نمی کرد چون می خواست توسط ایران به رسمیت شناخته شود، خاطر نشان کرد: در سال 76 وقتی طالبان به مزار شریف حمله کرد همه فرار کردند و فقط ما و پاکستانی ها در آنجا ماندیم. نظر من هم این بود که ما هم از آنجا برویم چون اگر آنها من را اسیر می کردند نظام و کشور درگیر مسائل پیچیده ای می شد. وقتی طالبان به مزار آمد نماینده آنها با من صحبت کرد و گفت که ما با شما کاری نداریم و با اسلام آباد هم هماهنگ کرده ایم. قبل از آن هم سرکنسول پاکستان با من تماس گرفت و گفت که ما با تهران هماهنگ کرده ایم و شما خیالتان جمع باشد. چند روزی که گذشت مردم مزار شریف علیه طالبان قیام کردند و در آنجا من به سرکنسول زنگ زدم و گفتم ما با اسلام آباد هماهنگ کردیم و شما در امان هستید.

بعد از آن کنسولگری پاکستان در آنجا تعطیل شد و نیروهای جبهه متحد اسلامی دولت را رسما در مزار شریف تشکیل دادند.

وی درباره حادثه حمله به کنسولگری ایران در مزار شریف گفت: در سال 77 چند اتفاق افتاد اول اینکه نیروهایی که به افغانستان آمدند مزار شریف را نمی شناختند. لذا آقای محقق که 4 سال با من کار می کرد با آقای دوستوم درگیر شد و در نتیجه عهدی که آنها بسته بودند اگر طالبان به مزار آمد مقاومت کنند را زیر پا گذاشتند. دقیقا سه روز قبل از حادثه سفیر ایران از افغانستان به تاجیکستان فرار می کند وقتی خبر به کنسولگری می رسد جبهه می شکند و منطقه مزار شریف خالی می شود. پاکستان هم دیگر در آنجا کنسولگری نداشت تا میانجیگری کند. من در تماس به آقای جعفریان گفتم اگر طالبان به مزار شریف نزدیک شد شما کنسولگری را تخلیه کنید چون یک نفر از شما زنده نمی ماند. به آقای امین زاده هم که معاون منطقه ای وزارت خارجه بود گفتم یا به من اجازه دهید به مزار بروم و صحنه را دوباره مدیریت کنم یا اینکه نیروها را از آنجا خارج کنم. ایشان به آقای خرازی گفت اما قبول نکردند. نماینده ویژه ما در افغانستان هم به نیروهای کنسولگری گفت در آنجا بمانید چون ما با پاکستان هماهنگ کردیم اما این یک اشتباه کاملا راهبردی بود.

وقتی هم که طالبان به آنجا رسید نیروها نباید در را باز می کردند و اگر دو ساعت تحمل می کردند جریان اصلی طالبان به آنجا می رسید و نمی گذاشت قاتلین حرکتی بکنند.

وی در پاسخ به این سوال که چرا قبلا طالبان به نمایندگی های ایران حمله نمی کرد گفت: اگر آنها قبلا به نمایندگی های ما حمله نکردند به این دلیل بود که می خواستند حکومت تشکیل بدهند. آقای امین زاده هم بعدا تلاش کرد تا اگر بشود ایران طالبان را به رسمیت بشناسند. به این تحلیل که عربستان و امارات و پاکستان طالبان را به رسمیت شناخته است و ما نباید عقب بمانیم. اما خون این شهدا عامل بازدارنده در به رسمیت شناختن طالبان بود و رهبر انقلاب هم گفتند تا طالبان قاتلین این شهدا را ندهند ما با آنها تعامل نمی کنیم و طالبان هم تا الان این مسئولیت را بر عهده نگرفته است.

اگر اینها شهید نمی شدند و طالبان شناسایی شده بودند حمله آمریکا به جای اینکه به عراق باشد به ایران و افغانستان بود.

ظهره وند ادامه داد: بعد از سال 77 کلیت کار دست معاونت منطقه ای وزارت خارجه افتاد. در این دوره کارهای متناقضی انجام می شد. یعنی هم تعامل با طالبان و هم کمک به جبهه متحد بود.

سفیر اسبق ایران در کابل عنوان کرد: زمانیکه پرویز مشرف در پاکستان کودتا کرد سیستم سازمان اطلاعات ارتش پاکستان به هم ریخت و احمد شاه مسعود می خواست هرات را آزاد کند. یک دفعه وزارت خارجه تصمیم به حمایت از طالبان گرفت و حتی مذاکراتی با وزیر خارجه طالبان برای معرفی چند قاتل صوری و دور زدن فرمان رهبر انقلاب هم صورت گرفت که وزیر خارجه طالبان آن را غیر اخلاقی دانسته و نپذیرفت. در حقیقت این جریان لیبرال غربگرا داشت صحنه را به سمت خواست آمریکا پیش می برد. حتی پروژه صلح افغانستان را که دوسال بود روی آن کار کرده بودیم را هم ناتمام گذاشتند و بعد هم ما محور شرارت شناخته شدیم.

جیمز رابینز نماینده ویژه آمریکایی ها در افغانستان بود و در بیان جزئیات کنفرانس بن آلمان می گوید که چگونه کرزای رئیس دولت موقت افغانستان شد. او می گوید در حالی که ما در فکر این بودیم که چگونه با هیئت ایرانی ملاقات کنیم دیدیم که آنها در لابی هتل منتطر ملاقات با ما هستند. اعضای وزارت خارجه ما شش دور با آقای کراکر نماینده منطقه ای آمریکا بدون حضور نمایندگان افغانستان مذاکره کردند و خود او در خاطراتش می گوید برای من جالب است که ایرانی ها چطور مشتاق حضور شیطان بزرگ در مرزهای شرقی کشورشان هستند.

وی تصریح کرد: بعد هم جریان غربگرای داخلی در راستای شعار فشار از بیرون، چانه زنی در درون، این را گفتند که تا فشار آمریکا روی امام جامعه نباشد نظام به ما جریان غربگرا امتیاز نمی دهد.

ظهره وند در توضیح اینکه چرا دولت وقت ایران به دنبال این بود تا به ائتلاف ضد تروریسم آمریکا علیه افغانستان بپیوندد گفت: آنها به دنبال این بودند که تا می توانند با هماهنگ شدن با غربی ها انقلاب اسلامی و تفکر انقلاب را منزوی کنند و غلبه را به نفوذ اراده غربی ها بدهند.