زنجیرهای نفت بر دست و پای تولید و رونق ملی «اگر به جای اروپایی‌ها با شما قرارداد ببندیم هزینه سفرهای خارجی ما را شما می‌دهید!؟...»

حسین رجایی، گروه اقتصادی الف،   3980923089 ۹۷ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲۷ تکراری یا غیرقابل انتشار
«اگر به جای اروپایی‌ها با شما قرارداد ببندیم هزینه سفرهای خارجی ما را شما می‌دهید!؟...»

تقارن معنی داری است: دقیقا همان روز که ذیل مطلب "بالاخره می خواهیم آرژانتین و مکزیک باشیم یا سوئد و سنگاپور!؟"، برخی از مخاطبان الف به نگارنده تاختند که در نتیجه تکیه بر توان داخلی در پارس جنوبی، عدم النفع زیادی نصیب کشورمان شده است، مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی در خصوص اثر تحریم ها بر توسعه فاز 11 پارس جنوبی [1]، از کارشکنی های شرکت توتال در افزایش برداشت ایران از این میدان گازی پرده برداشت:

"... با عنایت به حضور گسترده شرکت نفت توتال در توسعه و بهره برداری از میدان گنبد شمالی ... این فرضیه را نمی توان رد کرد که عملکرد آن شرکت در طراحی فازبندی پارس جنوبی، با توجه کامل و بیش از حد متعارف به منافع قطر بوده که در موارد متعددی احتمالاً منافع کشور ما را به خطر انداخته است ..." (صفحه 8)

البته شاید نتوان چندان بر مخاطبان یاد شده خرده گرفت. ایراد اصلی به کسانی برمی گردد که از سویی به جهت منافع شخصی و حزبی، مجموعه ای از این اطلاعات غلط را به جامعه تزریق می کنند اما از سوی دیگر به هنگام افتتاح فازهای جدید پارس جنوبی یا پالایشگاه ستاره خلیج فارس به دست مهندسان ایرانی، خود را در صف اول عکس های یادگاری جای می دهند. همان هایی که در خصوص سهمیه بندی و کارت سوخت و ... هم با ارائه اطلاعات غلط و در نتیجه انجام اقدامات غلط تر، خسارت های هزاران میلیاردی به کشور تحمیل کردند و بزودی در برابر نمایندگان مجلس باید پاسخگوی ادعاها و عملکرد خود باشند. 

البته نظر مخاطبانی که از "تأخیر در اجرای پروژه ها به دلیل اعتماد به توان داخلی" گله مندند از این جهت باعث تاسف است که نشان می دهد همچنان این تفکر غلط بین ما رواج دارد که با چند مترمکعب نفت و گاز بیشتر فروختن قرار است اتفاق بهتری برایمان رقم بخورد! اتفاقی که البته در نزدیک به 100 سال نفت و گاز فروختن نیافتاده! شاید دوستان یاد شده به این نکته بدیهی توجه ندارند که "دو تا ماهی بیشتر گرفتن هیچ هنری نیست وقتی بتوانیم ماهیگیری یاد بگیریم". 

دقیقاً رواج همین نوع تفکر در بین برخی مسئولان لیبرال مسلک ماست که زنجیرهای توقف را بر دست و پای تولید و رونق ملی انداخته است. حتما شما هم با بسیاری از این نوع داستان ها آشنا هستید ولی اجازه دهید به نقل قولی از دو تن از دوستانم در این خصوص اشاره کوتاهی کنم. اولی فارغ التحصیل دکتری مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر است که وقتی با دوستانش تصمیم می گیرند در مدتی 5 ماهه یک نرم افزار مورد نیاز صنعت خودروسازی کشور را تولید کنند با این جمله یکی از مدیران مربوطه مواجه میشوند که: "وقتی می توانیم نرم افزار یاد شده را در زمانی کوتاه تر از یک شرکت اروپایی بخریم برای چه باید وقتمان را با شما تلف کنیم!؟"

دوست دوم، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت است که شرکت شان در خصوص پیشنهاد برای ساخت یکی از دستگاه های مورد نیاز صنعت نفت با این جمله مدیر مواجه می شوند که: "اگر به جای اروپایی‌ها با شما قرارداد ببندیم آنوقت هزینه سفرهای خارجی ما را هم شما می دهید!؟" (همین قدر وقیح!!)

متاسفانه آنقدر چنین موارد مشابهی را دیده یا شنیده ایم که داستان های یاد شده نیازی به اثبات ندارند. دوستانی که صحبت از عدم النفع می کنند به نظرم این عدم النفع هایشان مثال همان عدم النفع های تاخیر در اجرای برجام است! اگر اشتباه نکنم از قرار روزی 100 میلیون دلار بود!! 

پیش تر تاکید کردم که دولت اوباما را باهوش تر از دولت ترامپ می دانم چه اینکه اوباما ماهرانه با شل کن سفت کن توافق و تحریم نگذاشت ما از اعتیاد به این مسکن نفتی خلاص شویم. این ساده لوحی است که فکر کنیم به صرف داشتن نفت، اکنون باید ملت مرفهی می بودیم. این روزها کمتر پژوهشگر و اندیشمندی است که از نفرین نفت[۲] و بیماری هلندی[۳] ناشی از آن چیزی نشنیده باشد. کمتر کسی است که نداند اقتصاد موفق برپایه درآمدهای مالیاتی بنا میشود و نه درآمدهای رانتی همانند فروش نفت.

نفرین منابع[۴] یعنی تا وقتی می توان مثل بچه پولدارها از فروش میراث های ملی و خدادای روزگار گذراند جهان سوم جایی نیست که اصلاح ساختارها با اراده جمعی صورت بگیرد. جایی نیست که سیل دلارهای نفتی، راه تفکر و و خلاقیت را باز بگذارد. مدیران چنین کشوری، هرقدر هم دموکراتیک، نیازی نمی بینند که با چنین ثروت بادآورده ای، ولخرجی نکرده و برای خود اقتدار و محبوبیت نخرند. نیازی نمی بینند معطل شکوفایی مهارت ها و استعدادهای جوانان خود شوند. افراد چنین جامعه ای، نیازی نمی بینند به خاطر پولی که برایش زحمتی نکشیده اند از مدیران خود حساب کشی کنند. نیازی نمی بینند فرهنگ کار و تلاش را رونق داده یا از تولید ملی حمایت کنند. نفرین نفت، یعنی عربستان و مکزیک و نیجریه، هیچوقت قرار نیست به نروژ و کانادا تبدیل شوند.  

 علی رغم همه ناکارآمدی های موجود، این روزها که بالاجبار خروجی شیر نفت به مخزن بودجه کاهش یافته چه اتفاق های بزرگی درون کشور ما می افتد. چگونه جامعه ای که اصلا به مسئله درآمد و هزینه های دولت کاری نداشت بر روی مالیات نهادها و گروه های اجتماعی مختلف حساس شده و ذره بین شفافیت  را بر روی وکلا و پزشکان و هنرمندان و موسسات خاص و ... گرفته است. چگونه هر روز فراریان مالیاتی جدیدی به لیست مالیات پردازان اضافه میشوند. چگونه در سلسله افشاگری های متقابل، معافیت های مالیاتی یکی پس از دیگری افشا میشوند. چگونه شفافیت و مبارزه با فساد به گفتمان عمومی تبدیل شده است. چگونه دولتی که از عدم سرکشی به حساب های مردم سخن میگفت حالا به هوای حذف یارانه ثروتمندان، در مسیر همه کشورهای پیشرفته برای اخذ مالیات بر عائدی سرمایه افتاده است و چگونه کارشکنان در اخذ مالیات بر خانه های خالی، مجبور به ترک صحنه شده اند. چگونه بودجه که خبری حاشیه ای بود به بحث روز تبدیل شده و چگونه مطالبه عمومی شفافیت و صرفه جویی یقه آن را گرفته است.

به یقین بدانید تا وقتی ساختارها و زیربنای اقتصادی ما به این روش اصلاح نشود، فروش میلیون ها که هیچ، میلیاردها بشکه نفت هم دردی از ما دوا نخواهد کرد. ترامپ فکر میکند تحریم، زهری آمریکایی هست که بزودی اثر خواهد کرد. یا ملت ما را بر علیه حکومت خواهد شوراند یا حکومت را وادار به پذیرش خفت تسلیم خواهد کرد. اگر صبور و هوشمند باشیم این زهر می تواند دارویی آمریکایی باشد. دارویی برای درمان این بیماری هلندی. دارویی برای تبدیل ثروت نفت از یک مصیبت به یک موهبت.  

---------------------------------------------

[۱] https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1357225

[۲] Oil  Curse

[۳] Dutch  Disease

[۴] Resource  Curse