ناآرامی های عراق و تلاش تهران برای عبور از آنارشیسم

دکتر صلاح الدین هرسنی،   3980715156 ۴ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
ناآرامی های عراق و تلاش تهران برای عبور از آنارشیسم

به دنبال بروز نا آرامی های عراق ما شاهد تحرکات و حضور تهران در کنترل این نا آرامی هستیم. در این ارتباط برخی دیدگاه ها این تحرکات و حضور تهران را مناسب با وضعیت فعلی عراق ندانسته و بر این باورند که حضور تهران در کنترل و مدیریت بحران کنونی عراق، کمکی به حل و فرو نشاندن آن نمی کند و چه بسا که ممکن است موجب تزاید آن گردد. چنین دیدگاه و نگرشی در قبال تهران بیشتر به جهت همسویی نیروی مردمی الحشد الشعبی با تهران است. در حقیقت همکاری تهران با جریان الحشد الشعبی و سایر گروه های شیعی آن را در معرض اتهام قرار داده است.

از منظر گونه شناسی، نیروی مردمی الحشد الشعبی یک جریان شیعی است که از منظر عقیدتی تحت هدایت تهران و به منظور مبارزه با داعش در عراق سازماندهی شد. در حقیقت ایران با کمک مستشاری خود به الحشد الشعبی نقش موثری را در مبارزه داعش داشت. در عصر پساد داعش نیز الحشد الشعبی مانند جریان های منتسب به مقتدای صدر رهبر جریان صدر و عمار حکیم رهبر جریان حکمت ملی فاصله خود را با تهران حفظ کرده اند. در نا آرامی اخیر عراق نیز تهران فارغ از اتهامات ادعایی تلاش دارد که به سهم خود نقشی را در کنار الحشد الشعبی و البته فارغ از رفتار های ضد دولتی و گریز از مرکز جریان صدر، در مدیریت و کنترل بحران ایفا کند.

بنابر این علت نقش یابی تهران در ناآرامی های عراق نه فرصت طلبانه و تعقیب پروژه تنش و در نهایت سر کوب معترضان، بلکه بیشتر در نقش کنترلی و سرانجام مدیریت بحران به منظور سامان و ثبات سیاسی است. چراکه تهران به این نتیجه رسیده است که در عصر پسا داعش و البته در عصر ظهور هویت‌های متعارض یک عراق آشفته و یک عراق بی ثبات به نفع او نیست. همچنین تهران به این باور رسیده که در نتیجه بی ثباتی عراق ممکن است فرصت برای سازمان دهی و ترکتازی های داعش فراهم شود. از طرف دیگر تهران به این نتیجه رسیده است که یک عراق شکست خورده و پر آشوب نشانه خوبی برای تهران نیست و چه بسا که ممکن است که خدمتی به آمریکا آنهم برای مهار نفوذ ایران در منطقه باشد. لذا تهران برای خنثی سازی و بی اثر سازی نقش مخرب و اقدمات ایذایی واشنگتن به همکاری بغداد نیاز دارد.

بنابر این لازم نیست عراق بعد از عبور از یک مرحله کامل از نظم دیکتاتوری وارد مرحله آنارشیسم و تئوری آشوب شود، هر چند که ریشه و علت اصلی این آشوب ها و نظم آنارشیسم درون خاستگاهی و فساد سازمان یافته .