آفساید پرکن های وطنی! نگاهی به حادثه لردگان

حمید احمدی، کارشناس روابط بین الملل،   3980715151 ۴۳ نظر، ۱۱ در صف انتشار و ۲۴ تکراری یا غیرقابل انتشار
آفساید پرکن های وطنی!  نگاهی به حادثه لردگان

بگذارید تب داغ این روزهای فوتبال ایران و جهان را به اوضاع و احوال عمومی کشور پیوند بزنیم. ایده نوشتن این مطلب در حین دیدن شهرآورد دو تیم غیر همشهری اینتر و یوووه و با دیدن آفسایدگیری های بی نقص اینتر دوست داشتنی کونته به ذهنم رسید.

فوتبالی ها می دانند در تمامی قوانین فوتبالی، یکی از ظریف ترین، تاکتیکی ترین و هیجان انگیز ترین قوانین این رشته پر طرفدار آفسایدگیری مدافعان در برابر مهاجمان تیم های مقابل است؛ قانونی که اجرای درست و دقیق آن، با حفظ حالت تهاجمی تیم ها، اطمینان خاطری به خط مقدم و حمله تیم ها می دهد که با خیالی آسوده، به اجرای تاکتیک های تیم در سایر مناطق زمین بپردازند به گونه ای که فوتبالی ها می گویند اگر قانون آفساید در فوتبال نبود، هیچ کس به سادگی حاضر نمی شد دروازبان، آنهم در تیم های بزرگ، بشود؛.

در قانون آفساید مدافعان باید به گونه ای آرایش بگیرند که مهاجم تیم حریف نتواند تا قبل از پاس بازیکن هم تیمی، بین مدافعان و دروازبان قرار گیرد و خود را به اصطلاح در موقعیت تک به تک با دروازبان حریف قرار دهد؛ و در این میان، وای به روزی که بازیکنی از تیم خودی، با اشتباه در جایگیری، به تعبیری فوتبالی، آفساید را پر کند و موقعیتی خطرناک را بر روی دروازه خود به تیم حریف بدهد.

حال و روز این روزهای وضعیت عمومی کشور را که نگاه می کنیم به یاد آفسایدپرکن های وطنی می افتیم. در شرایطی که تمامی ارکان دفاعی، اجرایی - تصمیم گیری و سیاست خارجی کشور با جایگیری مناسب و در یک خط، تلاش می کنند با بالا نگه داشتن کشور در میدان رقابت و نبرد با کشورها و گروه های مخالف و معاند، از حملات، ضدحملات و تک به تک شدن های بازیکنان (بخوانید بازیگران) تیم حریف در برابر دروازه خودی جلوگیری کنند، شاهد اتفاقاتی هستیم که دقیقا نقش آفسایدپر کنی را برای تیم حریف بازی می کنند!

حادثه لردگان را می توان از این دست از اتفاقات دانست؛ چه ریشه آن اشتباه تعمدی یا سهوی فردی و انسانی باشد و چه اشتباه روندی و سیستماتیک یک بخش مشخص از بدنه دولت. نمونه هایی از این دست اتفاقات که بهانه دست رسانه ها و جریان های معاند می دهد و وقت و انرژی کشور را صرف مدیریت این اتفاقات می کند (که خود همین هم حدیث مفصلی است از مدیریت کردن در شرایط بحرانی) بسیار داشته ایم. در گذشته نیز چنین مواردی را داشته ایم که بویژه در نهایت منجر به گشوده شدن پرونده های حقوق بشری علیه کشور در مجامع بین المللی شده است.

بسیاری از اظهارنظرها و موضع گیری های داخلی را هم می توان در همین قالب دید که بعضی از آنها به پر کردن آفساید هم قناعت نمی کنند و خود پا به توپ شده و گل به خودی هم می زنند تا خودمان با دست خودمان در پازل تاکتیکی تیم حریف بازی کرده باشیم!