واژة وحشتناک ترجمه ماشینی

گزارش بازرگانی،   3980631043

ترجمة ماشینی در شکل فعلی خود یک پدیدة ترکیبی و بحث‌برانگیز است. سوءتفاهم‌ها و ناامیدی‌های متعددی که مرتبط با آن هستند بر اساس این حقیقت توجیه می‌شوند که هم مترجمان و هم کسانی که از کار آنها استفاده می‌کنند، نگرشی غلط نسبت به ترجمة ماشینی دارند.

اجازه دهید ببینیم ترجمة ماشینی چه معنایی برای مترجمانی دارد که از آن استفاده می‌کنند و همچنین برای کاربران معمولی که این گونه ترجمه‌ها را می‌خوانند.

 

ماشین، خودرو!

مسافران معمولی تفاوتی بین موتور بنزینی و دیزلی نمی‌بینند: تنها موضوعی که این افراد به آن توجه دارند، خودرویی با یک موتور است که می‌تواند حرکت کند. آنها علاقه‌ ندارند بدانند چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد. همین موضوع برای کاربران معمولی صادق است که تفاوتی میان تجربة خودکار و سیستمی نمی‌بینند : آنها تنها متنی را می‌بینند که می‌تواند خوانده شود. همچنین، آنها نیز علاقه‌ای ندارند بدانند که این متن دقیقاً چگونه به دست آمده است.

برای کاربران معمولی، SDL Trados و PROMPT دو نخود در داخل یک پوست هستند. این دو برنامة کاربردی نرم‌افزاری در یک بخش یکسان کاتالوگ‌ها فهرست می‌شوند: «نرم‌افزار ترجمه» زیرا نتیجة نهایی هر دوی آنها متون ترجمه شده است. هیچ توجهی به این حقیقت صورت نمی‌گیرد که افراد یک متن را با Trados ترجمه می‌کنند یا یک رایانه آن را در PROMPT ترجمه می‌نماید. به همین دلیل است که اکثر افراد، ترجمة ماشینی را تنها نوع خاصی از یک متن معمولی می‌دانند. کاربران معمولی توجهی به واژة «ماشین» در عبارت «ترجمة ماشینی» ندارند.

این باعث بروز سوءتفاهم‌هایی می‌شود: کاربران انتظار ندارند متن ترجمة ماشینی دقیقاً همانند هر متن ترجمه شدة دیگری باشد. برنامه‌ کاربردی نرم‌افزاری، «نرم‌افزار ترجمه» نامیده می‌شود لذا کار آن تولید ترجمه است. مهم نیست آن را « ترجمة ماشینی» بنامیم یا «ترجمه با کمک رایانه» ـ عامل اصلی این است که کلمات یک زبان خارجی جای خود را به زبان مادری کاربر دادهاند یعنی آنها به زبان «انسانی» نوشته شده‌اند.

البته نکته در این است که ترجمة ماشینی توسط ماشین تولید شده است نه انسان و ماشین بر اساس کلمات کار می‌کند نه با حس. حتی آنانی که فکر می‌کنند این موضوع را به خوبی درک می‌کنند، وسوسه می‌شوند بر اساس این مدل عمل کنند: «اکنون من به سرعت جمله‌بندی‌های گرامری را تغییر می‌دهم و کار تمام است!" البته ناامیدی و یأس در پی این مدل وجود دارد: متن خلق شده از طریق ترجمة ماشینی  «انسانی» نیست (حتی گاهی اوقات غیرانسانی است و به ویراستاری نیتیو احتیاج دارد) و اغلب اصلاً نمی‌توان آن را فهمید و درک کرد. برخی ترجمه‌های ماشینی عجیب و غریب از انگلیسی به روسی مانند ترجمة ماوس مایکروسافت و ترجمة ماشینی راهنمای نرم‌افزار «ماوس درایور» که در آن رایانه ماوس (موش) را به عنوان یک حیوان ترجمه کرده و «درایور» به عنوان «چوپان» ترجمه شده، مدت‌ها است که به موضوعات مضحک اینترنتی تبدیل شده‌اند. انبوهی از نمونه‌های دیگر در ترجمه گوگل وجود  دارند.

 

عدم وجود  بازار!

متجرمان حرفه‌ای که «در طرف دیگر سنگر قرار دارند» و مشخصاً آنانی که به زبان‌های سیریلیک ترجمه می‌کنند، به خوبی می‌دانند که ابزار ترجمة حرفه‌ای PROMPT متنی را تولید می‌کند که نمی‌توان به طور کامل یک ترجمه دانست بلکه این یک ترجمة کلمه به کلمه است. متن حاصله، جایگزینی کلمات یک زبان با زبان دیگر است. این که فکر کنیم چنین متنی ترجمه است مانند این است که فکر کنیم یک کپه آجر خانه است.

به عنوان یک قاعده، مترجمان تلاش‌های مشتریان برای کاهش هزینة (ترجمه، ویرایش و غلط‌‌گیری) را از طریق جایگزنیی ترجمه با ترجمة ماشینی آن هم با خصومت تمام عیار تلافی می‌کنند. نه تنها به این دلیل که انها ترجمة ماشینی را رقیب خود می‌دانند ( هر چند که این موضوع هم مصداق دارد: «یعنی چه؟ من این همه تلاش کرده‌ام تا در این کار نیازمند مهارت بالا تسلط پیدا کنم و حالا شما به من می‌گویید یک ماشین لال و گنگ می‌تواند این کار را انجام دهد!»)، بلکه به این خاطر که دلیل اصلی در روش کار نهفته زیرا ترجمة ماشینی ـ بر خلاف انتظار نه ترجمه را ساده می‌سازد و نه هزینة آن را کاهش می‌دهد.

جالب این که زمان صرف شده برای «سر و شکل دادن» به یک ترجمة کلمه به کلمه یعنی تبدیل آن به یک ترجمة کلاسیک کامل، از زمان ترجمه «از اول» نه تنها کمتر نیست بلکه اغلب به مراتب بیشتر است. جایگزینی فرآیند ترجمة «زبان خارجی» با فرآیند ترجمة «کلمه به کلمه» باعث هیچ گونه صرفه‌جویی زمانی نمی‌شود.

به علاوه، ترجمه ماشینی نه تنها در تسریع فرآیند ترجمه شکست می‌خورد بلکه کیفیت ترجمه را هم کاهش می‌دهد. بسیاری از مترجمان شکایت دارند که ترجمه ماشینی «دست و پای آنان را می‌بندد» و «سر آنان شیره می‌مالد.» کلمات جایگزین شده توسط رایانه به طور خودکار مانع از تفکر خلاقانه شده و قدرت تخیل را محدود می‌کنند که برای یک ترجمة با کیفیت بالا و «غنی» ساختن ترجمه ضروری هستند. متن ترجمه شده با استفاده از ترجمه ماشینی «بی‌روح» شده و «قدرت» جذب خواننده را از دست می‌دهد.

بنابراین، ترجمة ماشینی، ترجمه نیست. این چیزی است که با عجله خلق شده و باعث سردرگمی در واژگان می‌شود. به همین دلیل است که در یک سایت ترجمه تخصصی ممکن است استفاده از ترجمه ماشینی ممنوع و قدغن باشد.

در نتیجه، عبارت «ترجمه شده با ترجمة ماشینی» به عنوان یک تناقض برداشت می‌شود: یا ترجمه یا ترجمة ماشینی ـ انتخاب دیگری وجود ندارد.

 

ترجمة ماشینی یا عدم ترجمة ماشینی: سوال این است!

البته، انتخاب دیگری هم وجود دارد! و حتی چندین انتخاب دیگر.

بله ترجمة ماشینی، ترجمه نیست و نمی‌توان آن را به عنوان چیزی برداشت کرد که ما «ترجمه» می‌نامیم. البته، ترجمة ماشینی مدعی چنین «عنوانی» نیست.

نخست، در برخی ترجمه‌های دوزبانه ـ مانند روسی اوکراینی ـ ترجمة ماشینی در وضعیت فعلی خود به کیفیت ترجمة «کلاسیک» نزدیک‌تر شده است. مطمئناً، گاف‌های جالب زیادی هم وجود دارند مانند این که «رابین هود از پیاز تیر انداخت» که ترجمة کلمة روسی «bow (کمان)» در زبان اوکراینی است. در تفکر عام، تولید یک متن جامع ترجمه شدة ماشینی و حتی یک متن فنی، واقعاً زمان زیادی نمی‌برد.

دوم، ترجمة ماشینی باعث صرفه‌جویی زمان زیادی در زمان حل مسئله‌ای دیگر می‌شود: وقتی متون زیادی وجود دارند که نیازمند ترجمه فوری یک روزه است و الزامات کیفیت ترجمه جزئی هستند یعنی ترجمة کلمه به کلمه، کافی است. رایانه نمی‌خوابد، خسته نمی‌شود، به مرخصی نمی‌رود. وقتی کمیت مهم‌تر از کیفیت باشد، رایانه گزینه‌ای است که دومی ندارد.

سوم، ترجمة ماشینی امکان دستیابی به ایدة کلی یک متن در یک زبان خارجی را ممکن می‌سازد. تلاش کنید درک نمایید چه چیزی در اسناد نوشته شده به مثلاً زبان سواهیلی وجود دارد که در اختیار دارید.

یک کامیون 5 تن ابزاری عالی برای حمل بار به وزن 5 تن است. 10 تن بار زدن با آن یا برعکس، حمل سیب‌زمینی با آن به معنای استفاده از این کامنون برای اهدافی به غیر از آن چیزی که در نظر گرفته شده است. کامیون خود یک ابزار است.

همین موضوع برای ترجمة ماشینی مصداق  دارد: ترجمة ماشینی خود نه خوب است نه بد. سوال این نیست که « ترجمة ماشینی یا عدم ترجمة ماشینی»، بلکه هدف تعیین کردن وظایفی است که ماشین برای آن طراحی شده و وظایفی که خارج از ظرفیت آن هستند.

بنابراین، استفاده یا عدم استفاده از ترجمة ماشینی بستگی به آن چه دارد که شما تلاش می‌کنید به دست آورید. سردرگمی زمانی بروز می‌کند که کسی تلاش می‌کند از ترجمة ماشینی برای حل وظایفی استفاده کند که ماشین برای آن طراحی نشده است.

 

ببخشید مزاحم شدم ...

اما ترجمة ماشینی در چند جبهه پیشرفت‌ کرده و بنابراین مترجمان به سختی می‌توانند آن را نادیده بگیرند. در عین حال، ترجمة ماشینی به سختی می‌تواند جایگزین مترجمان و ویراستاران مجرب در آیندة نزدیک شود.

زبان موضوعی بسیار پیچیده است. گفته می‌شود تلاش‌ها برای استفاده از ترجمة ماشینی در حوزه‌هایی که هرگز در آنها قوی نبوده، رایج‌تر خواهد شد. این موضوعی طبیعی و غیرقابل گریز است.

برای ما مترجمان، نتیجه بسیار ساده است: از ترجمة ماشینی نترسید. ترجمة ماشینی تنها می‌تواند برخی مترجمان را از بازار به در کند اما تنها آنانی که ترجمه‌ای با کیفیت ضعیف دارند. ما باید به ترجمه‌های با کیفیت بالای خود ادامه دهیم و از روش‌هایی جدید برای کارمان استفاده کنیم. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر زمانی رایانه‌ها، کلمات را با حس ترجمه کنند؟