حقوق معوقه کارگران و پاداش های آنچنانی ؛ این تناقض‌ها آزاردهنده است

امیرحسین رحمانی،   3980630182 ۱۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۷ تکراری یا غیرقابل انتشار
حقوق معوقه کارگران و پاداش های آنچنانی ؛ این تناقض‌ها آزاردهنده است

شاید همه بارها و بارها احادیث و روایات مرتبط با کارگران را شنیده یا خوانده باشیم. اینکه « بالاترین عبادت کسب روزی حلال است»، « دستی که آتش دوزخ به آن نخواهد رسید»، « قبل از خشک شدن عرقش مزد او را پرداخت کن»، «ستمکاری به کارگر در مورد مزدش از گناهان کبیره است»، «خداوند هر گناهی را می بخشد مگر کسی که مزد کارگر را غصب کند...» بخشی از احادیث و روایاتی است که درباره کارگران نقل شده. همچنین روایت شده پیامبر اسلام (ص) بر دست کارگر بوسه زد و غصب کردن مزد کارگر را از گناهان کبیره شمرده است.

انقلاب اسلامی در سال 1357 نیز قرار بود مناسبات و جایگاه پایمال شده کارگر و قشر مستضعف را از نو تعریف کند و مطابق آموزه های اسلامی به آنها ارج و قرب دهد. اما اکنون و در سال 1398 باید اعتراف کرد نه تنها این آموزه ها محقق نشده بلکه متاسفانه چشم اندازی نیز متصور نیست که به این زودی ها چنین اتفاقی رخ دهد.

حالا با آغاز دهه پنجم انقلاب مشخص شده چرخ خصوصی سازی که حدوداً از سه دهه قبل به راه افتاد و در دولت های مختلف ادامه پیدا کرد موجب له شدن و از بین رفتن تولید ملی و طبقه کارگر شده است. دولت ها نیز که خوش خیالانه تصور می کردند با فروش کارخانجات و شرکت ها از خود سلب مسئولیت کرده اند و یا بدتر به منبع درآمدی رسیده اند گرفتار پیامدهای به مراتب بدتری شده اند. اما در این بین نمی توان کتمان کرد رانت خواران و مفسدان نفع برده اند که توانسته اند به ثمن بخس برخی کارخانجات را بخرند و با همدستی برخی مسئولان فاسد، بیت المال را غارت کنند و کارخانجات را به تعطیلی بکشانند.

 ماجرای تقابل نیروی انتظامی و کارگران کارخانه هپکو اراک آخرین پرده دردناک از خصوصی سازی هاست. جایی که کارگران چندین ماه است حقوقی دریافت نکرده اند و درمانده زندگی و شرمنده خانواده شده اند و مقامات و مسئولان طول این مدت به فریاد اعتراض و تظلم خواهی آن ها وقعی نمی نهند ناچار به بستن راه آهن می شوند...

بیشتر بخوانید:

یک قصه تکراری: کارگر حقوق ندارد

 بدون شک اگر شرکت ها به افرادی که اهلیت لازم را دارا بودند واگذار می شد، اگر بعد از واگذاری، حداقل نظارتی بر کارخانجات می شد، اگر زمانی که اعتراضات اولیه برای عدم مدیریت مناسب و پرداخت نشدن حقوق صورت گرفت دستورات و رسیدگی های لازم صادر می شد، اگر صدای کارگران چند ماه قبل تر شنیده می شد، اگر مجلسی ها  و دولتی ها خود به صورت جدی در پی حل مشکلات بودند( و شاید ده ها و صدها اگر دیگر) هرگز چنین اتفاقاتی رخ نمی داد.

در این بین مشخص هم نیست نهادهایی مانند خانه کارگر کجای این ماجرا و داستان هستند و در  حالی که عنوان « خانه کارگر» را یدک می کشند چرا در مقابل این همه بی عدالتی و ظلم به کارگر سکوت کردند یا آن چنان واکنشی داشته اند که حتی ما رسانه ای ها هم از آن مطلع نشده ایم!؟!

تجربه ثابت کرده متاسفانه حتماً باید اتفاق تلخی رخ دهد و نظام مظلوم جمهوری اسلامی تیتر اخبار شود تا تدبیری اندیشیده شود و دستور رسیدگی به مشکلات کارگران آن مجموعه خاص صادر شود. بدون شک این نوع برنامه ریزی برای خصوصی سازی خلاف هر منطق و عقلانیتی است. چه منطقی و عقلانیتی است که نتیجه آن منابع ملی غارت شوند، شرکت ها تعطیل شوند، کارگر درمانده و بی چاره به جای تولید آواره خیابان شود و ... اصلاً آیا می توان گفت بر مبنای منطق عمل شده است؟

 کافی است یک جستجو ساده در اینترنت شود تا مشاهده کرد مشکلات کارگران هفت تپه و اراک مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه از سالیان گذشته آغاز شده اما هیچ گاه مشکل آنها جدی گرفته نشده است. چرا مسئولان در طول ماه های گذشته قدمی برنداشتند که حداقل حقوق کارگران پرداخت شود. حتماً باید زد و خورد و درگیری ایجاد شود تا قدمی برای طبقه مستضعف جامعه و ولی نعمتان انقلاب برداشته شود.

نکته جالب این جاست در طول همین سال ها که حداقل حقوق کارگران پرداخت نمی شده قرار بوده سامانه ای برای شفافیت حقوق های پرداختی به مدیران بر اساس ماده 29 قانون برنامه ششم توسعه ایجاد شود اما تاکنون اطلاعات لازم بر روی این سامانه بارگذاری نشده است. برخی معتقدند دلیل این امر ادامه پرداخت حقوق های نجومی به مدیران و مقامات است. در همین روزها و هفته های اخیر هم ماجرای پرداخت پاداش های آنچناني به مدیران شستا موجبات ایجاد جار و جنجال هایی شده بود. دقت شود پاداش و نه حقوق!!... اما چند کیلومتر آن طرف تر به کارگرانی که از همه جا ناامید شدند توجهی نمی شود. این تناقض ها دردآور و آزار دهنده است و زیبنده نیست برخی مسئولان در نظام جمهوری اسلامی این چنین رفتار  و کارگران را مستاصل و درمانده کنند.

بیشتر بخوانید:

چرا همیشه کارگران، یک بار هم به مدیران و مسئولان حقوق ندهید

در نهایت باید گفت ماجرای هپکو، نیشکر هفت تپه و ... سرانجام تلخ خصوصی سازی های بی منطق و نادرست است. وضعیت به گونه ای شده که اینک همه به اصل ماجرا شک کرده اند. اگر واقعاً خصوصی سازی موفق بوده لطفاً مسئولان چند نمونه و مثال را بیان کنند و اگر وجود دارد چرا بر مبنای آن واگذاری ها عمل نمی شود.