پرسش نشریه آمریکایی: ترامپ چگونه می خواهد ایران را منزوی کند؟/ از بیروت تا کابل زیر نفوذ ایران

گروه جهان الف،   3980612172 ۱۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

تحلیگر مسایل سیاست خارجی آمریکا در نشریه نشنال اینترست تاکید کرد آمریکا به جای دنبال کردن فشار حداکثری و سیاست انزوای ایران ضمن پذیرش نقش منطقه ای بسیار مهم کشورمان دیپلماسی خلاقانه‌تری را بکار بگیرد.

پرسش نشریه آمریکایی: ترامپ چگونه می خواهد ایران را منزوی کند؟/ از بیروت تا کابل زیر نفوذ ایران

به گزارش الف شاهد قریشی، نویسنده این مطلب که دانش آموخته مطالعات پیشرفته بین المللی از دانشکده جان هاپکینز است این پرسش را مطرح کرد که دولت ترامپ چگونه می خواهد ایران را منزوی کرده و در هر زمینه ای علیه آن مانور دهد؟!

تحلیل نشریه نشنال اینترست را در زیر بخوانید: 

 « آیت الله خامنه ای رهبر ایران در 13 آگوست با نمایندگان حوثی ها در تهران دیدار کرد، اقدامی نادر که به معنای علنی کردن حمایت آشکار تهران از آنها است.  از زمان آغاز جنگ یمن در سال 2015، ایران با حوثی ها تماس نزدیک نداشت. اما اختلافات اخیر میان اعضای ائتلاف عربستان و موفقیت حوثی ها در تثبیت موقعیت خود در یمن، محاسبات را تغییر داده است. این نشست، آشکار علامتی صریح از تقویت روابط میان ایران و حوثی ها در مقابل با دشمنی است که با اختلافات داخلی مواجه است.

یمن تنها کشور مستقل در منطقه نیست که ایران در آن از نفوذ فراوان برخوردار است. ایران توانسته است از بیروت گرفته تا کابل، به بازیگری با نفوذ روزافزون تبدیل شود.  به همین دلیل است که آمریکا باید از دشمنی خود با ایران فراتر رفته و دیپلماسی در سطح بالا را در پیش گیرد - از جمله با حضور متحدان منطقه ای خود - تا آنقدر منطقه  را باثبات کند که بتواند به جنگ های خود پایان دهد. توافق هسته ای و ضرورت تنش زدایی در خلیج فارس باید آغاز راه – و نه هدف نهایی – باشد. در نهایت، نقش منطقه ای ایران برای آمریکا ضروری است تا از منطقه دور شده و توجه خود را برمسایل مهم تر متمرکز کند، مواردی که با منافع واقعی آن، همخوانی بیشتری دارد.

نقش رو به رشد ایران

در سوریه، ... بشار اسد به خاطر حمایت مداوم ایران و روسیه به راحتی بر مسند قدرت باقی می ماند، گرچه قادر نیست به واسطه حضور نظامیان خارجی امنیت کشور را تامین کند. درحقیقیت ایران تمرکز خود را به جست و جو برای فرصت های اقتصادی در سوریه تغییر داده است. دولت ترامپ به جای مذاکره با بازیگران عمده، همچنان با تعدادی محدود از متحدان خود همکاری می کند. تازه ترین نمونه آن توافق واشنگتن با ترکیه برای ایجاد یک منطقه امن در سوریه است. در شرایطی که آمریکا برای مقابله با اهداف ایران و روسیه فعال است، تداوم بن بست نه تنها نتایج مشکل آفرینی برای مردم سوریه دارد، بلکه موجب خواهد شد آمریکا سالیان سال درگیر اقدامات نظامی بشود، در حالی که نتایج آن محدود بوده و هیچ پایانی هم برای آن قابل تصور نیست.

در افغانستان، دولت ترامپ در آستانه توافق با طالبان است که به آمریکا اجازه می دهد حضور نظامی خود را در این کشور بعد از 18 سال جنگ کاهش دهد. اما ایران هم در شرایطی که بزرگ ترین شریک تجاری افغانستان در سال 2018 بود، با طالبان مذاکره کرده است. روابط اقتصادی بین دو کشور برای دولت ترامپ آنقدر با اهمیت بود که بندر چابهار ایران را از تحریم های خود علیه تهران استثناء کند، زیرا این بندر برای مراودات اقتصادی با افغانستان اهمیت دارد.

داستان نفوذ روزافزون ایران در منطقه، مساله ای دائمی است. از نفوذ تهران بر شیعیان و همچنین روابط تجاری آن در عراق، تا حزب الله لبنان و همچنین روابط فرهنگی و تاریخی با افغانستان، سبب شده است ایران به صورت موثر منافع منطقه ای خود را دنبال کند.

سوال مهم این است که دولت ترامپ چگونه می خواهد ایران را منزوی کرده و در هر زمینه ای علیه آن مانور دهد.

آخرین فرصت

زمانی که اوباما برجام را در سال 2015 امضا کرد، مساله هسته ای ایران حل و فصل شد. این گشایش دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران که نتیجه مذاکرات بود، از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979  تاکنون دیده نشده بود.

در نتیجه همین گشایش به ویژه میان جان کری و محمد جواد ظریف بود که ایران ملوانان آمریکایی را در ژانویه 2016 آزاد کرد. اما دولت اوباما به جای استفاده از این گشایش برای مذاکره با ایران درخصوص سایر مسایل، متحمل هزینه های سیاسی شد زیرا مشکلات ناشی از شرایط موجود آن زمان که برمبنای مخالفت با ایران بنا شده بود، بزرگ تر از آن بود که به جلو حرکت کند. توافق هسته ای به نتیجه نهایی تبدیل شد، تحریم های موشکی علیه ایران اعمال شد، تسلیحات به عربستان فروخته شد تا در جنگ مصیبت بار یمن به کار گرفته شوند، و کنگره قانون تمدید ده ساله تحریم های ایران را تصویب کرد. و آشکارا سرمایه دیپلماتیک قربانی مقاصد داخلی در آمریکا شد.

با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و انتصاب جان بولتون به سمت مشاور امنیت ملی و آغاز سیاست " فشار حداکثری" علیه ایران، رویای تنش زدایی بین تهران و واشنگتن مدتها است که فراموش شده است. اما واقعیت آن است که آمریکا و ایران به منظور جلوگیری از تشدید تنش ها به دیپلماسی سطح بالا نیاز دارند، نه تنها بین خود بلکه فراتر از خاورمیانه. 

دیپلماسی

در حال حاضر تحریم های آمریکا علیه ایران در شدیدترین وضع خود قرار دارد. دولت ترامپ به دنبال یک ائتلاف دریایی در خلیج فارس بوده، ایران و آمریکا پهبادهای یکدیگر را سرنگون کرده اند، و اکنون که ظریف وزیر خارجه ایران نیز تحریم شده ، باریکه دیپلماتیک هم فعلا مسدود شده است. این شرایط هرچه که نباشد، ایران را تشویق می کند به منظور جلوگیری از جنگ به ویژه درخصوص سوریه و لبنان، به دنبال نفوذ بیشتر باشد.

در همین حال سیاست "فشار حداکثری" دولت ترامپ نیز نتیجه عکس داشته است؛ نه تنها بین متحدان اروپایی – که از خروج آمریکا از برجام ناامید شده اند – بلکه در خاورمیانه. واکنش امارات به حملات نفت کشی در خلیج فارس که ادعا می شود ایران پشت آن قرار داشت، نه تنها ملایم بود بلکه امارات  مقامات خود را به تهران فرستاد تا درباره امنیت مرزهای آبی با ایرانی ها گفت و گو کنند، اقدامی که از سال 2013 تاکنون سابقه نداشته است. متحدان آمریکا نمی خواهند در یک جنگ داوطلبانه دیگر در خاورمیانه نقش داشته باشند. آمریکا به جای شادی ناشی از فروختن سلاح که به بهانه جلوگیری از جنگ صورت گرفت، باید دیپلماسی منطقه را تشویق کرده و حتی برای ایجاد سازوکار امنیتی خلیج فارس تلاش کند تا تنش ها کاهش یابد.

اکنون مهم است که بدانیم نفوذ منطقه ای ایران به این معنا نیست که برای تهران همه چیز به راحتی پیش می رود. مثلا عراقی ها از نفوذ گروه های شیعه تحت الحمایه ایران سوال می کنند، اوضاع اسد نسبتا حل نشده باقی مانده زیرا  شرکای ایران در سوریه – ترکیه و روسیه -  منافع خود را دنبال می کنند و تحریم ها هم تاثیرات منفی خود را دارد.  

طرح انزوای ایران تنها جامعه مدنی ایران و جنبش های دمکراتیک را خلع قدرت کرده و در عین حال نفوذ ایران را در منطقه دست نخورده باقی می گذارد. این طرح، اقدامی کاملا غیر سازنده است. آمریکا می تواند با متحدان محدود خود در منطقه فعالیت های ایران را زیرنظر داشته باشد، اما در نهایت توافقی (یا یک سری توافقاتی) با ایران حاصل خواهد شد که آمریکا را بیشتر به سمت پایان دادن به جبهه های چندگانه سوق می دهد. اگر دولت ترامپ یا هر دولت دیگر آمریکا در آینده مصمم است از وقوع جنگی دیگر جلوگیری کرده و به دخالت های کنونی آن در منطقه پایان دهد، باید نگاه خود را صرفا از یک توافق هسته ای با ایران فراتر ببرد. واشنگتن باید تبعات مثبتی را درک کند که تنها از طریق دیپلماسی خلاقانه و سطح بالا حاصل می شود.»