دیلی استار: ترامپ عامل بحران جدید در خاور میانه است

 3980520054 ۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

نشریه دیلی استار چاپ انگلیس سیاست موسوم به فشار حداکثری آمریکا را علیه ایرن "شکست خورده" خوانده و می نویسد رویکرد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا یک کانون جدید بحران در خاورمیانه ایجاد کرده است.

دیلی استار: ترامپ عامل بحران جدید در خاور میانه است

به گزارش الف دیلی استار این مطلب را به قلم "امین سایکال" استاد علوم سیاسی دانشگاه ملی استرالیا و نویسنده کتاب "ظهور ایران: بقا و آینده جمهوری اسلامی" نوشته است.

مشروح مقاله، با عنوان "سیاست شکست خورده ترامپ در قبال ایران" :

" در پاسخ به سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ، ایران دومین نفت کش خارجی را توقیف کرده است. رویکرد ترامپ برای به زانو درآوردن رژیم ایران، آشکارا موفق نبوده است. این سیاست به بروز یک نقطه بحرانی دیگر در خاور میانه منجر شده، روابط اروپا-آمریکا را تضعیف کرده، منافع روسیه و چین را برآورده، و ضربه ای شدید به پیمان منع تولید و تکثیر سلاح های اتمی (ان پی تی) وارد کرده است. بعد از این به کجا باید برویم؟

بزرگ ترین مشکل ترامپ این است که سایر امضا کنندگان توافق هسته ای ایران (برجام) که او آمریکا را از آن خارج کرد، به این معامله پایبند مانده اند . انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین همچنین با اعمال تحریم های فلج کننده اقتصادی علیه ایران مخالفت کرده اند. این کشورها به حفظ برجام متعهد بوده و نهایت تلاش خود را می کنند تا رهبران ایران متقاعد شوند به این پیمان پایبند بماند. امضا کنندگان اروپایی برجام مکانیسم ویژه ای برای تسهیل تجارت با ایران برقرار کرده و خطر اقدامات تلافی جویانه آمریکا را به جان خریده اند، روسیه و چین هم روابط اقتصادی و استراتژیک خود را با جمهوری اسلامی گسترش داده اند. به این ترتیب برای نخستین بار در تاریخ ائتلاف غرب، متحدان اروپاییِ آمریکابه نیروهایی پیوسته اند ک رقبای واشنگتن محسوب می شوند.

حمایت این قدرت ها از ایران، برای جبران تحریم های ثانویه ی آمریکا – که تمام دولت ها و شرکت های طرف قرارداد تجاری با ایران را تنبیه می کند – کافی نیست. ولی می تواند تاثیر تحریم ها را ملایم تر و مقاومت رژیم ایران را تقویت کند. ایران از طریق سرنگونی پهباد آمریکایی، اعلام هدف قراردادن شش نفت کش، و توقیف دو نفت کش دیگر در اطراف تنگه هرمز، قابلیت خود را برای مقاومت نشان داده  است. لذا با وجود نمایش قدرت آمریکا در خلیج (فارس) برای تامین امنیت کشتیرانی، ایران توانایی خود را برای مسدود کردن تنگه هرمز ، که از طریق آن یک پنجم نفت دنیا عبور می کند، نشان داده است.

بیانیه های سیاسی گیج کننده ترامپ هم به او کمکی نکرده است. وی از یک سر این طیف به سر دیگر رفته است، یعنی اقدام نظامی علیه ایران که از حمایت مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، جان بولتن مشاور امنیت ملی ترامپ و بینامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل برخوردار است، تا سخنان خودِ ترامپ یعنی مخالفت با جنگ. وی می خواهد از جنگ اقتصادی آمریکا همراه با تهدید، به جای استفاده از توان نظامی بهره ببرد تا به اهدافش دست یابد. اما زمانی که بحث ایران مطرح است، او هدف را اشتباه گرفته. ترامپ و مشاورانش نشان داده اند درک درستی از طبیعت رژیم ایران نداشته و قابلیت های ایران را در نشان دادن واکنش در منطقه ای بسیار پیچیده، دستکم گرفته اند.

تیم ترامپ این نکته را از یاد برده اند که پایه های رژیم ایران به خوبی بنا شده و تهران از یک ساختار مقتدر منطقه ای از افغانستان تا لبنان و یمن بهره می برد. ماهیت آن ایدئولوژیک است اما وقتی بحث بقا مطرح می شود، عملگرا است... . بالاترین سطوح نظام شامل افرادی است که همچنان به آمریکا اعتمادی ندارند، و این امر از حمایت دیرینه آمریکا از محمد رضا شاه پهلوی ناشی می شود. آیت الله روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی به دنبال تشکیل یک نظامی اسلامی بود تا بتواند با دشمنان داخلی و خارجی اش مقابله کند.

جانشین او، آیت الله علی خامنه ای هم در عرصه ایدئولوژیک و عملگرایی، مسیر آیت الله خمینی را ادامه داده است تا بقای نظام اسلامی تضمین شود. وی از آمریکا و متحدانش متنفر است و در عین حال در برخی عرصه ها کاملا منعطف، مثلا در خصوص برجام، ایجاد روابط نزدیک با چین و رسیه، حفظ ارتباط منطقی با قدرت های اروپایی برای مقابله با فشار آمریکا.

جمهوری اسلامی در عین حال شدیدا تلاش کرده است تا قدرت نرم و سخت خود را شامل شبکه ای از شرکای استراتژیک و فرقه ای در منطقه، ایجاد کند. تهران هچپنین یک استراتژی از جنگ نامتقارن ایجاد کرده است  که هدف آن نه تنها بقا در مقابل حملات خارجی بلکه تبدیل این تهاجم به یک تقابل ویرانگر منطقه ای است. ایران در 40 سال گذشته اکثرا تحت تحریم های آمریکا بوده و برای دور زدن آن، شیوه های مختلف ابداع کرده است.

این بدان معنا نیست که ایران تمایلی به گفت و گوی مجدد درباره برجام ندارد. تهران برای این منظور ابراز تمایل کرده اما تنها در شرایطی که چنین اقدامی امنیت داخلی و منطقه ای آن را تهدید نکرده و از امتیازات اقتصادی و استراتژیک بهره مند شود. ایران میان تندروها و معتدلین تقسیم شده در حالی که تندروها اهرم های قدرت بیشتری در اختیار دارند. اما اشتباه است که تصور کنیم تمام جناح ها در مقابل یک تهدید جدی خارجی با هم متحد و از حمایت اکثر مردم برخوردار نخواهند شد، مردمی که در تاریخ به داشتن حس ملی گرایی معروفند.

سیاست آمریکا مبنی بر مقابله و محدود کردن رژیم نتیجه ای نداده است. سیاست تعاملی باراک اوباما نتیجه بخش تر بود و برجام نیز نمونه ای از نتایج همان سیاست است. ترامپ اما خود را منزوی کرده و اکنون با دورنمای یک تقابل نظامی مواجه است که قادر نیست در آن پیروز شود؛ جنگی که تبعات فراوان منطقه ای و فراتر، تاثیرات مخرب اقتصادی بر عرضه و بهای نفت، خواهد داشت.