دستیار ویژه رونالد ریگان: سیاست های ترامپ در برابر ایران کاملا شکست خورده است

گروه ترجمه الف،   3980428036 ۳۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار
سیاست های ترامپ در برابر ایران کاملا شکست خورده است

دستیار ویژه ی رونالد ریگان رئیس جمهوری اسبق آمریکا، سیاست های دونالد ترامپ را در قبال ایران شکست کامل توصیف کرده و می گوید هنوز دیر نشده تا رئیس جمهور مواضع مشاور امنیت ملی خود – جان بولتون – را نادیده گرفته و با ایران رفتاری مناسب داشته باشد.

به گزارش الف "داگ باندو" در مقاله ای در دوماه نامه ی The American Conservative تصریح کرد آمریکا در تقریبا هفت دهه، از درک ایران بازمانده است. برگزيده این مقاله را بخوانید:

محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ی ایران گفته است اگر دولت ترامپ تحریم هایش را علیه ایران رفع کند، کشورش با آمریکا مذاکره خواهد کرد. چنین کاری، قطعا پذیرش شکست است. اما سیاست های دونالد ترامپ در قبال ایران تاکنون شکست کامل بوده است. منطق بسیار اشتباه، انتظارات فراوان جنون آمیز، و نتایج کاملا غیرسازنده، از ویژگی های بارز این سیاست ها است.


رئیس جمهور زمانی که خواستار مذاکرات شد، ظاهرا تصور می کرد تهدید به جنگ و "نابودی" ایران، به گرفتن امتیار ختم می شود.


اما ترامپ با ادعای درخواست مذاکرات، در عین حال تحقق این مذاکرات را تقریبا غیرممکن ساخت و خطر آغاز یک جنگ ویرانگر بالقوه را فراهم کرد. واشنگتن برای بازگشت به دیپلماسی، باید سیاست هایش را کاملا تغییر دهد.


ترامپ ظاهرا هرگز متوجه نشد که برجام شامل چیست، اما با الفاظ هشدار دهند آن را محکوم کرد. بعد از اینکه او برجام را باطل اعلام کرد، مایک پمپئو وزیر خارجه اش 12 درخواست را با تمرکز بر مسایل غیرهسته ای مطرح کرد که اساسا ایران را به یک کشور دست نشانده تبدیل می کرد.


عجیب هم نبود که جمهوری اسلامی تسلیم نشد یا حتی مذاکره نکرد زیرا مذاکرات هم با تسلیم برابر بود. لذا دولت آمریکا علیه ایران و دیگران – ازجمله متحدانش که با هرایرانی روابط تجاری داشته باشد – اعلام جنگ کرد.


با خودداری ایران از تن دادن به این خواسته ها – درست همان طور که کره ی شمالی، روسیه، کوبا و ونزوئلا فرامین ترامپ را رد کردند – امریکا تحریم هایش را دائما گسترش داد که طبیعتا از آن به عنوان اقدام جنگی یاد شد.


اقتصاد ایران در حال انقباض است اما حمایت کافی مردمی را کسب کرده و در حقیقت، تلاش واشنگتن برای ویرانی اقتصاد ایران، ظاهرا ملی گرایان را در تنفر از سیاست های آمریکا، به سمت اسلام گرایان کشانده است. نظرسنجی دانشگاه مریلند در سال 2018 نشان می دهد به دنبال خروج دولت آمریکا از برجام، حمایت مردمی برای ازسرگیری فعالیت های هسته ای، رو به افزایش است.


عجیب هم نیست که پاسخ رژیم، خصمانه بوده است. آمریکا با نابودی برجام، در واقع تندروترین نیروها را در جمهوری اسلامی که از ابتدا مخالف برجام بودند، تقویت کرد. تقریبا گویی دولت – که مشاور امنیت ملی اش علنا خواستار بمب باران ایران بوده – دنبال بهانه ای برای جنگ است.


هم زمان با افزایش تهدیدات نظامی آمریکا، تهران برای مقابله با هرگونه دخالت، آمادگی نظامی فراهم کرد اما در واشنتگتن از اینها به عنوان اقدامات تجاوزکارانه یاد شد. آمریکا هم تهدیدات و تحرکات نظامی خود را افزایش داد. دورنمای تقابل جنگی افزایش یافت: به نفت کش ها حمله شد، که آمریکا تهران را عامل آن خواند. اما هر کسی از عربستان تا اسرائیل، تا دولت اسلامی (داعش) به امید راه اندازی جنگ، انگیزه داشت تا یک حمله ی ساختگی را انجام دهد.


دولت ترامپ، به خاطر ادعای اقدمام مجرمانه ی ایران در حمله به تانکرها، با بدبینی تقریبا جهانی در داخل و خارج مواجه شد. پمپئوی ناامید، گفت تردید درباره ی اظهاراتش مغایر حس وطن دوستی است. اما آمریکایی ها به یاد آوردند که برای کشانده شدن به جنگ، به آنها دروغ گفته شده است. از جمله برای تهاجم به عراق در سال 2003 که به بهانه ی تسلیحات غیرمتعارف صدام صورت گرفت.


گرچه رئیس جمهور تصمیم گرفت سقوط پهباد را تلافی نکند، اما تهدیداتش را همراه درخواست برای مذاکره افزایش داد. وی آشکارا فاقد یک راهبرد کاری بود، و انتظار داشت ایران سریعا تسلیم شود.


تهران اکنون محدودیت هایش را در برجام نقض کرده است. شگفت این که سیاست های دولت سبب شده است ایران به کشوری هسته ای تبدیل شود. در حالی که بولتون گفته بود ما آنقدر سیاست اعمال فشار را ادامه می دهیم تا ایران مجبور شود به میز مذاکرات بازگردد. او هم ماننده ترامپ علائم سنتی دیوانگی را نشان می دهند: انجام دادن کاری یکسان و انتظار نتایج مختلف.


ایرانی ها چرا سیاست شکست خورده ی آمریکا را نجات دهند و از سرضعف با کسی مذاکره کنند که به پایبندی به توافقات اعتقاد ندارد؟ یا اینکه مشخص نیست ترامپ چه می خواهد؟ پمپئو می گوید ما بدون پیش شرط آماده ی مذاکره ایم، اما این قطعا صحیح نیست در غیر این صورت واشنگتن و تهران در آستانه ی جنگ نبودند.


ترامپ بارها گفته است که قصد دارد ایران را از دست یابی به سلاح های اتمی بازدارد، هدفی که در برجام هم دنبال می شد، زیرا در برجام جزیی ترین نظام بازرسی که تاکنون مورد توافق قرارگرفته، قید شده است. اگر ترامپ می خواست محدودیت های هسته ای را تشدید کند، می توانست اروپایی ها را را درگیر کرده و پیشنهاد مذاکره دهد. در حقیقت سایر خواسته ها در پس زمینه وجود دارد: محدود کردن حاکمیت یک ملت دیگر و تعیین سیاست خارجی آن.


بولتون و پومپئو با بی شرمی طرفدار تغییر رژیم بوده اند. پومپئو در پاسخ به این سوال که ایا تحریم ها تهران را مجبور می کند به خواسته هایشان تن دهد، گفت:" آنچه می تواند تغییر ایجاد کند آن است که مردم می توانند دولت را تغییر دهند." بولتون هم پول دریافت کرده تا که در حمایت از مجاهدین خلق (منافقین) سخن بگوید. در حالی که هیچ یک از فعالیت های مضر ایران، تهدید چندانی علیه آمریکا نیست، واشنگتن از رژیم های وحشی نظیر عربستان و امارات حمایت کرده است. تعجبی ندارد که مقامات تهران معتقدند منافعشان در گرو آن است تا جلوی سلطه ی عربستان، امارات و سنی ها در خلیج فارس گرفته شود، مساله ای که احتمالا برایشان بیشتر از محدود کردن نفوذ آمریکا در منطقه اهمیت دارد.

رئیس جمهور باید پیشنهاد مذاکرات واقعی بدهد . باید بگوید که درحال احیاء برجام و تعلیق تحریم هاست. و البته در حالی که آمریکا خواستار محدودیت بیشتر هسته ای و تغییر در فعالیت های منطقه ای ایران است، واشنگتن باید آماده باشد امتیازات متناسب بدهد، نظیر کاهش بیشتر تحریم ها، تقابل کمتر نظامی با متحدان یا گروه های نیابتی ایران و محدودیت در حمایت از رقبای سنی ایران از جمله فروش تسلیحات به آنها.  


ترامپ فرصت دارد جبران کند، اما برای این منظور باید شیوه ای کاملا جدید را در پیش گیرد. دولت باید دخالت نظامی را کنارگذاشته، ضرورت امتیازدهی را بپذیرد، و تعهدی واقعی به دیپلماسی نشان دهد. ترامپ تقریبا همگان را در خصوص کره ی شمالی متعجب کرد، آیا می تواند با ایران نیز اینگونه عمل کند؟