شطرنج هسته‌اي در انتظار يك حركت ظريف به سمت كره‌شمالي

ميرزاسعدين داورپناه، گروه تعاملی الف،   3980311001 ۳۸ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲۱ تکراری یا غیرقابل انتشار
شطرنج هسته‌اي در انتظار يك حركت ظريف به سمت كره‌شمالي

محمد جواد ظريف، طي سفر چند هفته پيش خود به نيويورك، وعده داد كه به زودي تاريخ سفر به كره شمالي را اعلام خواهد كرد. ظريف ضمن اين خبر، ظرفيت‌هاي ديپلماسي ايران را تذكر داد. سفر آينده وزير خارجه ايران به پيونگ يانگ، فرصت اعلام مواضع مشترك دو كشور عليه سياست هاي آمريكا است. شايد بهترين زمان براي اقدام به اين سفر نمادين، هفته گذشته همزمان با حضور ترامپ در توكيو بود. ناگهان شايعات وارد عمل شدند و علي رغم تكذيب سخنگوي وزارت خارجه ايران، سرانجام احتمال «نخستين سفر يك نخست وزير ژاپن به تهران پس از انقلاب اسلامي» جدي شد. شايد كه همين ترفند توانسته باشد كه بهره مندي ايران از محصولات اين سفر ظريف را به تعويق بيندازد. با اين حال، ماه آينده بار ديگر ترامپ به ژاپن باز خواهد گشت تا در اجلاس سران گروه ٢٠ شركت كند. اگر ظريف در يكسالگي «نخستين ديدار رهبر كره شمالي با رئيس جمهور آمريكا»، به كره شمالي سفر كند، آنگاه با مخابره پيامي قدرتمند، گنده‌گويي‌هاي احتمالي ترامپ در جمع سران گروه ٢٠ را بي اعتبارتر خواهد كرد.

ايران و كره شمالي دو كشور مجهز به تكنولوژي هسته‌اي هستند كه آمريكا همواره مي‌خواهد از تقابل با آنها استفاده ابزاري كند. دو كشور مستقل كه آمريكا هر دو را به يك چشم مي‌بيند (محور شرارت). در مقابل، ادبيات اين دو كشور عليه اقدامات امريكا كم و بيش شبيه هم است. پيشتر ايران براي گذر از جنجال پرونده هسته‌اي به مذاكره فرصت داد و اخيرا كره شمالي آن را آزمايش كرد. علي رغم نمايش مذاكراتي ترامپ، وجود اختلاف نظر جدي ميان واشنگتن و پيونگ يانگ بر سر جغرافياي «خلع سلاح» آشكار است. كيم از خلع سلاح تمام شبه جزيره كره مي‌گويد، ترامپ به اين تن نمي‌دهد و بر محدوده كره شمالي متمركز است. رهبر كره شمالي پيش از ورود به مذاكرات ٢٢ خردادماه ١٣٩٧ با رئيس جمهور امريكا، اعلام كرد كه هدف پيونگ يانگ، «خلع سلاح اتمي جهان» است! اما دامنه اختلاف نظر ميان واشنگتن و پيونگ‌يانگ از اين هم فراتر مي‌رود. آمريكا مي‌گويد كه به دنبال يك «معامله بزرگ» است، كره شمالي بر «معامله گام به گام» تاكيد مي‌كند. عدم توافق بر شكل معامله، مهمتر از چيستي محتواي معامله است و بدون توافق بر قالب، هيچ اميدي به انجام معامله نيست.

كره شمالي علاوه بر گفتار، با رفتار خود هم ناخرسندي از عدم پيشرفت در مذاكرات با امريكا را ابراز مي‌كند. ايران نيز پس از برجام كاملا متوجه شد كه پافشاري بر معامله گام به گام، تنها راه حل معتبر مسائل است. حسن روحاني در آخرين مجمع عمومي سازمان ملل اعلام كرد: «سخن ما روشن است، تعهد در برابر تعهد، نقض در برابر نقض، تهدید در برابر تهدید و گام در برابر گام، به جای حرف در برابر حرف.» اقدام ايران به انباشت بدون محدوديت مواد هسته‌اي پس از ارائه پيشنهاد جنجالي تبادل زنداني، تاكيد بر جديت تهران در سياست "اقدام متقابل" محسوب مي‌شود. از اين نظر، معامله آينده با ايران در قالبي غير از «مبادله بدون مذاكره» نمي‌گنجد.

در اينجا مبادله بدون مذاكره، نسخه جديد معامله گام به گام محسوب مي‌شود چون شرايط كنوني نسبت به شرايط دوران پيشا روحاني تغيير كرده است. در دوران كنوني، مذاكره با امريكا بر اساس سند راهبردي «گام دوم» ممنوع است ولي آن دوران، سعيد جليلي مي‌توانست طي مذاكرات رسمي بر شكل گام به گام معامله تاكيد كند. رقابت‌هاي سياسي داخلي مجالي به موفقيت مدل مطلوب جليلي نداد و جانشينان او مسير حل پرونده را به سمت تنظيم معامله بزرگ "اقدام مشترك" منحرف كردند. معامله بزرگ به دشوراي افتاد و اكنون تهران بر بستر ساز و كار برجام، سياست تحميل منطق معامله گام به گام را از سر گرفته است. اقدامات ماه‌هاي اخير دستگاه سياست خارجي ايران، به وضوح بر اساس يك برنامه هوشمندانه، دقيق و حساب شده است كه مستقل از برجام هم پيش خواهد رفت. به جرات مي‌توان گفت كه حتي زمان مطرح كردن «تيم بي» بر اساس سناريوي اتاق فكر ديپلماسي ايران بود كه به نوعي در جهت نمايش هماهنگي با مواضع كره شمالي اجرا مي‌شود. پيونگ يانگ هم به نوبه خود رسما به شخصيت مايك پمپئو و جان بولتن خرده گرفت. اين خرده گيري هاي تبليغاتي بخشي از زمينه چيني و سرمايه‌گذاري است. مساله جمهوري خواه يا دموكرات نيست و بالاخره روزي پمپئو و بولتن از قدرت كنار خواهند رفت، آنگاه جانشينان ايشان براي پيشبرد يك «سياست متفاوت»، ناگزير درباره اقدامات گام به گام تصميمي خواهند گرفت.

در جبهه مقابل، كاخ سفيد با يك شعار به سراغ پرونده هسته اي ايران و كره شمالي آمد. «فشار حداكثري» عنوان سياستي است كه از سوي واشنگتن عليه ايران و كره شمالي اعمال مي‌شود. شكل هاي استفاده دو كشور ايران و كره شمالي از ظرفيت هسته‌اي با هم تفاوت دارند اما در جهت پاسخگويي به نيازهاي امنيتي آنها است و لذا پيونگ يانگ و تهران تسليم قلدري واشنگتن نشدند و نخواهند شد. علاوه بر اين، واشنگتن براي ايفاي نقش «پليس اقتصادي جهان» با مقاومت هايي روبرو است و بزرگنمايي تهديد كره شمالي و ايران، براي خفه كردن اقتصاد اين دو كشور كافي نبود. به عبارتي ديگر، فقدان ظرافت هاي ديپلماتيك واشنگتن، اجماع سازي عليه ايران و كره شمالي را بسيار دشوار كرده است.

طي ماه‌هاي اخير، روز به روز ادبيات تهران و پيونگ يانگ به هم نزديك تر شده است. تقلاهاي هيجاني كاخ سفيد، نه تنها دونالد ترامپ را به كاميابي نرساند بلكه تهران و پيونگ يانگ را به تحميل الگوي مبادله و معامله گام به گام اميدوارتر كرد. جالبتر اينكه حتي "القاي فضاي تنش قريب الوقوع" هم به سود اعتبار الگوي مبادله گام به گام عمل مي‌كند آنچنانكه طبق معمول اولين درخواست جامعه جهاني از طرفين دعوا، دعوت به عقب نشيني متقابل است! مبادله گام به گام و نقد، تنها راه حل پايدار اين بحران كشدار به نظر مي‌رسد و تلاش براي اجماع سازي بر آن، نامعقول نيست.

انگيزه واشنگتن، كام گرفتن از آثار بحران سازي است اما شايد سنگيني مسئوليت هاي مديريت بحران را دست كم گرفته است. دشوار ترين موقعيت براي واشنگتن، گرفتار شدن به مسئوليت‌هاي معامله گام به گام با ايران و كره شمالي خواهد بود. ترامپ پس از اولين ديدار دوستانه با كيم صراحتا گفت كه هر وقت تشخيص بدهد، حرفهايش را پس خواهد گرفت. بايد منتظر ماند تا ديد كه اين آمريكاي ياغي براي گريز از مخمصه "جدي شدن گزينه مبادله"، به چه ترفندي متوسل خواهد شد.