عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با الف: اعتبار معاملات غیررسمی باعث بی نظمی در کشور شده است

گروه اقتصادی الف،   3971227107

یکی از مشکلات اساسی در نظام قضایی و حقوقی کشور، اعتبار معاملات غیررسمی است. این معاملات ابزاری مناسب برای کلاهبرداری نظیر فروش یک ملک به چند نفر، زمین‌خواری، فروش مال غیر و مواردی از این دست می‌شوند. با توجه به اهمیت موضوع گفتگویی با دکتر رحیم پیلوار، عضو هیات علمی دانشگاه تهران (پردیس فارابی) درباره آثار و تبعات اعتبار معاملات غیررسمی در جامعه انجام داده‌­ایم که در ادامه می­خوانید:

یکی از مشکلات گسترده ‏‏ای که در نظام قضایی کشور داریم بحث اعتبار معاملات غیر رسمی (عادی) است. این معاملات به علت اعتباری که دارند باعث ایجاد مشکلات زیادی از جمله: زمین‏خواری، معاملات معارض، فروش یک ملک به چند نفر و معوقات بانکی شده است. نظر شما در این باره چیست؟

ما به علت عدم تثبیت جایگاه اسناد رسمی، در حوزه ثبت اسناد و املاک دچار مشکلات مختلف و متعددی هستیم. برای درک بهتر موضوع، ابتدا به تاریخچه­ای در این باره می­پردازم. از اواخر عهد ناصری و بعد از مشروطه و پیدایش مجلس شاهد هستیم اولین قوانینی که به آن پرداخته شد بحث قانون ثبت بود. به عنوان مثال همین قانون ثبت ما مصوب سال 1310 هست.

ثبت نقش حمایت ‏کننده و سپر حمایتی از مالکیت افراد ایفا می‏‌کند

این نشان می‏‌دهد که پیشگامان ما به اهمیت و ضرورت ثبت اعم از ملک و سند آگاه بودند. در واقع ثبت نقش حمایت‏ کننده و سپر حمایتی از مالکیت افراد ایفا می‏کند. به اذعان تمام حقوق‏دانان و اقتصاددانان تثبیت و حمایت از مالکیت افراد، مشخصا مالکیت خصوصی زیر بنای پیشرفت یک کشور تلقی می‏شود. بعد از تصویب قانون سال 1310 در خصوص اراضی و املاک تحولات خوبی در این حوزه به وجود آمد. بعد از انقلاب اسلامی شبه‌‏ای که پیش آمده این بود که سند به این معنی که ما با آن رو به رو هستیم در آیات و روایات ما پیش‌‏بینی نشده است.

عده‌ای با سوء استفاده از معاملات غیررسمی، کلاهبرداری می‌کنند

به دنبال این مساله میان حقوق‏دانان و فقها اختلاف ایجاد شد که در تعارض سند رسمی املاک با یک سند عادی کدام یکی مقدم هست؟ البته باید شرایط تعارض صدق کند و گرنه اگر تعارضی نباشد چندان بحثی مطرح نمی‏شود.

در همین راستا این مساله باعث شد عده ­ای فرصت‏ طلب از خلائی که ایجاد شد سوء استفاده کنند و دنبال منافع شخصی خودشان باشند وگرنه حتی شورای نگهبان هم که بعضا در جایگاه، اسناد غیررسمی (عادی) را به مرتبه اسناد رسمی ارتقاء داد به هیچ وجه دنبال جواز سوء استفاده نبود.

حتی ما در زمینه سایر معاملات هم این مشکل را داریم به عنوان مثال معاملات از مبلغی به بالا، نیاز به تنظیم سند رسمی و یا سند بانکی دارند. این اقدام مانع سوء استفاده می­‌شود. بنابراین اگر ما بخواهیم جمع‏بندی کنیم: در قرون جدید به این دلیل اسناد رسمی در تمام کشورها وضع شدند که از مالکیت افراد حمایت کنند. این کار منجر به شفاف‌­سازی اقتصاد و جلوگیری از بروز سوء استفاده‌‏ها می­شود.

بنابراین با توجه به اینکه اسناد عادی در کشور اعتبار دارد، چیزی به اسم تثبیت مالکیت نداریم. چون هر لحظه امکان دارد فردی مدعی شود این ملک به رغم داشتن سند رسمی، قبلا در قالب سند عادی به من فروخته شده است. از این رو می ‌­توان گفت حقوق مالکیت در کشور دارای تزلزل است؟

بله. دقیقا حقوق مالکیت در کشور ما متزلزل است و این مساله از جمله عواملی محسوب میشود که ما در اقتصاد به رشد لازم نرسیم. در حال حاضر ما به عنوان حقوق‏دان می‏دانیم که هر معامله‏‏ ملکی انجام می‏دهیم ولو اینکه تمام محکم‏‌کاری‏ها را صورت دهیم، ممکن است فردی با یک سند عادی مقدمی پیدا شود و به استناد تفسیر فعلی از قوانین، سند رسمی که کاملا مراتب قانونی آن طی شده است را باطل کند. من افراد و پرونده‌‏های زیادی را دیدم که دچار این مساله شدند.

یکی دیگر از آسیب‏های که این اسناد دارند ایجاد بستر مناسب برای زمین‏خواری است. یعنی برخی افراد زمین‏ را تصرف می‏کنند ،در آن ساخت و ساز انجام می‏دهند و در مرحله فروش، تنها راه استفاده از معاملات عادی قول‏نامه است. از این راه با قول‏نامه، زمین‏هایی که مال خودشان نیست را به افراد دیگر می‏‌فروشند و سود می‏کنند. این زمین‏ها دست به دست می‏چرخد و با چرخش مالکیت، پرونده‌‏های زیادی برای قوه قضائیه ایجاد می‏‌شود. این هم می‏‌تواند یکی از مشکلات سند عادی باشد؟

بله. یکی از مسائل مهمی که از عدم توجه به جایگاه اسناد رسمی در کشور ما ایجاد شده است، بحث زمین‏خواری است. حتی می‌‏شود کمی جلوتر رفت و مساله پول‏شویی از طریق زمین را نیز مطرح کرد. زمین‏خواری وقتی تحقق پیدا می‏کند که قوانین در خصوص اراضی متعدد، متزاحم و متعارض باشد و اسناد رسمی هم از جایگاه لازم برخوردار نباشد.

به بیان دیگر زمین‏خواری عوامل متعددی دارد: از پیچیدگی قوانین گرفته تا قوانین متعارض. ولی مهمترین آنها بحث اعتبار بخشیدن به اسناد عادی است. اگر حکومت به اسناد عادی مربوط به اراضی توجه کند، البته با در نظرگرفتن استثنائات مشروع، قطعا جلوی بسیاری از جرایم اراضی بسته خواهد شد و بار قوه قضائیه سبک می‌‏شود.

چندی قبل خبری در مورد فروش یک ملک به چندین نفر منتشر شد که از طریق قولنامه هم صورت گرفته بود. در مورد این شیوه کلاهبرداری ها توضیحاتی بفرمایید.

موردی که شما فرمودید به این صورت که فردی بنا به قانونی که به رسمیت شناخته شده است، مالک اولیه زمین است. طبق قانون ثبت 1310 معامله‏ ملکی باید به موجب سند رسمی باشد و معاملات معارض آن به رسمیت شناخته نمی‏شود. اما به علت تحولاتی که بعدا رخ داد و اعتباری که به اسناد عادی داده شد، این امکان برای مالک به وجود آمد که یک ملک را به موجب چند سند عادی یا به موجب یک سند رسمی و چند سند عادی به افراد مختلف واگذار کند و از آنها پول بگیرد و نوعا متواری شود.

با قولنامه می‌توان یک ملک را به چند نفر فروخت

براین اساس الان ملک را به الف می‏فروشد (با سند عادی یا رسمی) قاعدتا اینجا طبق حقوق، مالکیت منتقل شده است و ایشان دیگر هیچ ملکیتی بر مورد معامله ندارد. ولی به اعتبار اسناد عادی او می‏تواند با تاریخ‌‏هایی که معمولا هم جعلی هستند، ملک را دوباره با مبایعه‌‏نامه عادی به افرادی که از معامله قبلی آگاه نشده‌‌­اند، واگذار کند. این گروه افراد معمولا قسمتی از ثمن معامله را هم دریافت می‏کنند، به چندین نفر واگذار می‏‌کنند و بعد هم فراری می ‏شوند.

از دیگر مشکلات اسناد عادی، بحث معوقات بانکی است. به این صورت که سند رسمی را در بانک گذاشته و بعد همان ملک را با سند عادی معامله کرده است و اینجا بانک، قادر به دریافت اصل پول از طریق آن ملک نیست و کسی هم وجود ندارد که معوقات را بپردازد.

طبق قانون وقتی که ملکی در رهن بانک قرار می‏گیرد آن شخص راهن یا مالک زمین از هر گونه عملی که منافی حقوق مرتهن باشد ممنوع است. در این زمینه قانون مدنی هم رای وحدت رویه‌‏ای را در سال 1376 به این امر تصریح کردند اما سوء استفاده‏ای که بعضا صورت می‏‌گیرد این است که یکسری افراد با تنظیم مبایعه‌‏نامه‌‏ای مقدم بر تاریخ رهن یا فروش ملک پیش از رهن با سند عادی که بانک هم از آن مطلع نیست، بانک را دور می زنند.

بانک هنگامی که فرد بدهی خودش را پرداخت می‏‌کند و قصد دارد که از طریق فروش مال مرهونه به حق خودش برسد ناگهان مواجه با اعتراض اشخاص ثالث یا ادعای بطلان رهن به علت در تعارض قرارگرفتن با بیع مقدم مواجه می‏شود که متاسفانه امری بسیار شایع برای کسانی است که قصد نپرداختن بدهی اشان را به بانک‏ها دارند.

گفته می­‌شود محکومین مالی برای فرار از پرداخت جرایم مالی از دو روش استفاده می­‌کنند یا کلا معاملات خودشان را با استفاده از سند عادی پنهان می‏کنند یا پس از اینکه محکوم شدند با مبایعه‏‌نامه‏ های مقدم، املاک خود را به افراد دیگر انتقال می‏دهند. در این مورد اگر توضیحی هست بفرمایید.

این مورد هم از مواردی هست که باعث سوء استفاده و کلاهبرداری افراد می‏شود و دلیل اصلی آن دوباره همین بحث عدم توجه به جایگاه اسناد رسمی و پذیرش سند عادی متعارض با آن است. در ماده 62 قانون احکام دائمی برنامه‏های توسعه، قصد جدی بود که با تصویب ماده­ای به چنین مسائلی خاتمه داده شود، ولی متاسفانه پس از ایراد شورای نگهبان قیدی در قانون اضافه شد که به قاضی اجازه داد بعد از بررسی شرعی ادله‏ای که فرد مدعی ارائه می‏کند بتواند به سند عادی در برابر سند رسمی بها دهد.

همین مساله منجر به این شد که قانون‏گذار از هدف اولیه‏اش دور و دوباره راه سوء استفاده باز شود. با این حال در قانون نحوه اجرای محکومیت‏های مالی جدید، خوشبختانه مقرری خوبی در این خصوص که فردی به قصد فرار از دین، مال غیرمنقول خودش را یا سایر اموال خودش را چه به بیع رسمی، چه به بیع عادی به دیگران بفروشد پیش‏بینی شده که تا حد زیادی جلوی این سوء استفاده‏ را بسته است.

دربحث شفافیت، یکی از مهمترین ارکان هر کشور میزان شفافیت در حوزه‏های مختلف مخصوصا مسائل مالی مسئولین است. ما هیچ موقع به شفافیت مالی نمی‏رسیم چون هر قدر هم که هر کسی ثروت داشته باشد می‏تواند در بازار ملک با تنظیم مبایعه­نامه عادی، اموال و ثروتش را مخفی کند. نظر شما در این مورد چیست؟

درست است. در حقوق امروز با توجه به تجربیاتی که در تمام جهان احراز شده است به خوبی متوجه شدند که ضررهای فساد خیلی بیشتر از شفافیت است. این‏ها مواردی است که به طریق علمی اثبات شده­اند. بنابراین تمام کشورها به دنبال این هستند که با فساد مبارزه جدی انجام دهند. در کشور ما هم مرجع ملی مبارزه با فساد که در وزارت دادگستری مستقر شده، در این خصوص تلاش‏هایی را انجام داده است.

اعتبار معاملات غیررسمی مانع جدی برای رسیدن به شفافیت

بدیهی است که یکی از مهمترین جاهایی که باید با فساد آن مقابله و شفافیت را در آن برقرار کرد، حوزه حقوق اراضی و املاک است. زیرا در کشورهایی در حال توسعه­ای مثل ایران، مهمترین ثروت افراد را اراضی و املاک تشکیل می‏دهد. درحالی که در کشورهای توسعه یافته اموال منقول مثل دارایی‏های فکری در حال جایگزینی شدن با املاک و اراضی است. بنابراین یکی از مهمترین مواردی که باید با فسادش بحث اراضی و املاک و حقوق مربوط به آن است.


در بحث کلاهبرداری در ملکی که مالک در حال حاضر در دسترس نیست، بعضا دیده شده است که دو نفر با هم همد‏ست می‏شوند، دو تا معامله غیررسمی (عادی) تنظیم می‏کنند (یک سند عادی قوی‏تر، یک سند عادی ضعیف‏تر) به تاریخ جلوتر و از همدیگر شکایت می‏کنند. دادگاه الزام به تنظیم سند می‏دهد و یکسری رویه ‏ها را طی می‏کنند. لطفا در این باره توضیح دهید که چطور این افراد می توانند به سند رسمی برسند؟

در نظام حقوقی ما اسباب تملک مشخص شده است. براین اساس صرف تصرف ولو اینکه با حسن نیت باشد یا با مدت طولانی باشد نظیر کشور فرانسه، در حقوق ما جزء اسباب تملک محسوب نمی­شود. برای همین افراد سودجو با شناسایی اراضی و املاکی که صاحبش در ایران نیست یا بنا به دلایلی فعلا در دسترس قرار ندارد، با تنظیم اسناد عادی راجع به آن ملک متصرف ملک می‏شوند.

در مرحله بعد یا از طریق داوری یا از طریق دادگستری رای مبنی بر صحت معامله خودشان اخذ می‏کنند و به این طریق مالکیت خودشان را در دادگاه به اثبات می­رسانند و پیرو آن تقاضای ثبت و تنظیم سند رسمی می­دهند. بنابراین اینجا تنظیم سند به عنوان یک وسیله و تکمیل‏کننده نیت مجرمانه آنها عمل می‏کند.

یکی از راه‌های پولشوئی استفاده از معاملات غیررسمی (عادی) بوده، درباره این موضوع مطالب توضیحاتی ارائه دهید.

تحلیل دقیق­تر در مورد پول­شویی با اساتید حقوق جزا است اما آن بخشی که مربوط به حوزه اموال، مالکیت و اسناد می‏شود این است که افراد پول‏های حاصل از جرم خود را به خرید زمین اختصاص می‏دهند و پول‏ های آلوده را وارد چرخه خرید و فروش املاک می‏‌کنند. حسن وارد کردن پول‏های آلوده به حوزه اراضی و املاک این است که اولا یک معامله به ظاهر می‏تواند درست انجام شود، ثانیا با همین اسناد عادی می‏توانند ملک را به افراد دیگری که دوست دارند بفروشند یا اینکه ظاهرا ملک به اسم کسی است ولی با سند عادی، مالک خودشان هستند. این تعارض هم در نتیجه عدم اعتبار شایسته به سند رسمی در کشور است.

نظام‏های ثبتی کشورهای دیگر به چه صورتی است؟ آیا در دیگر کشورها هم چنین اتفاقاتی رخ می­دهد؟

جالب توجه هست که مشکلاتی که ما الان داریم، مشکلاتی است که کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا در حدود قرن 17 یا حتی 18 یا 19 داشتند و ثبت رسمی املاک دقیقا پاسخی به همین مسائل و مشکلات بوده است. ما چندین نظام حقوقی در این خصوص داریم.

منتها آن حقوقی که خیلی به ما نزدیک است، حقوق اروپای قاره‏ای است که در آنجا دو نظام عمده وجود دارد: یکی نظام حقوقی آلمان و دیگری نظام حقوقی فرانسه. نقطه مشترکشان هم این است که در تعارض سند رسمی و سند عادی، اولویت با سند رسمی است. قانون ثبت 1310 ما هم از همین منطق پیروی کرده بود. منتها تحولات بعدی به نوعی عقب نشینی از آن نوآوری قانون ثبت 1310 بود.

برای خروج از این مرحله و بهبود فضای وضعیت کشور به خصوص در بحث رسمیت بخشیدن به اسناد رسمی، راهکار چیست؟

شاید مهمترین قدم احیای جایگاه اسناد رسمی و عدم پذیرش مطلق سند عادی در مقابل سند رسمی است. خوشبختانه طرحی در مجلس شورای اسلامی مطرح شده که هدف آن احیای جایگاه اسناد رسمی است به این صورت که یا مانع پذیرش اسناد عادی شوند یا پذیرش آن را به حدی پرهزینه کنند که خود مردم به سمت تنظیم اسناد رسمی هدایت شوند.

مردم همواره به دنبال کاهش هزینه­های خود هستند. در همین زمینه معامله با اسناد غیررسمی (عادی) کم هزینه است . در این موارد نقش سیاست‏گذار چقدر مهم است؟ آیا سیاست‏گذار می‏تواند با بی‏اعتبار کردن این اسناد مردم را به سمت اسناد رسمی سوق دهد؟

قطعا. نحوه عمل قانون‏گذار، رفتار مردم را شکل می‏دهد. مردم بعد از مدتی خودشان را با قانون تطبیق می‏دهند و همیشه عده‏ای سودجو وجود دارند تا خلاءهای قانون را شناسایی کنند و راه‏های فرار از قانون را نشان بدهند. طبیعی هست وقتی که معاملات املاک از طریق اسناد رسمی انجام شود هم شفافیت در حوزه اقتصاد ظاهر می‏شود، هم دولت از طریق مالیات ولو ناچیز درآمدی کسب می‏کند و هم اینکه مردم خیالشان راحت است که مالک فقط کسی است که در سند رسمی نامش ذکر شده باشد.

سرمایه گذار خارجی به دنبال معاملات رسمی است

حتی در بحث سرمایه‏گذاری خارجی هم ما با این امر مواجه هستیم. یعنی سرمایه‏گذاران خارجی وقتی که وارد کشور می‏شوند یکی از اولین اسنادی که مطالبه می‏کنند سند رسمی راجع آن ملک است. اما در مقابل اگر قانون‏گذار زمینه را برای فرار از قانون فراهم کند، سودجویانی که وجود دارند که به سرعت از این خلاءها استفاده می‏کنند و حتی افراد دیگر را هم به سیر به این مساله تشویق می‏کنند. به عنوان مثال در حقوق ما نوعی معامله که خیلی شایع (که مبتنی بر حسن نیت نیز هست ) این است که افراد مبایعه‏نامه عادی می‏نویسند و پیرو آن یک وکالت‏ بلاعزل تنظیم می‏کنند.

قانونگذاری کشور باید به سمت اسناد رسمی حرکت کند

ترکیب این دو تا باعث می‏شود که مالکیت خریدار محرز باشد. این در حالت حسن نیت است. اما این راه اولا باعث می‏شود که حقوق دولتی پرداخت نشود ثانیا با فوت احتمالی مالک آن وکالت خود به خود منفسخ می‏شود و از بین می‏رود. بنابراین فرد اگر بخواهد سند رسمی بگیرد مجبور خواهد بود به دادگاه مراجعه کند و هزینه و وقت زیادی را تلف کند. بنابراین قانون‏گذار ما باید به نحو بسیار هوشمندانه‏ای مردم را به سمت تنظیم اسناد رسمی سوق دهد.

یک راه مهم آن این است که مالیات‏ها یا هزینه‏هایی که از این حوزه می‏گیرد را کاهش دهد تا مردم ترغیب شوند. راه دوم این است که با عدم توجه و عدم به رسمیت شناختن اسناد عادی به نحو مطلق در مقابل اشخاص ثالث، افراد را به این سمت سوق دهند.

ثبت سند رسمی مزایای زیادی برای مردم دارد از جمله اینکه با این سند به می‏توانند از تسهیلات و وام استفاده کنند. همچنین از طریق این سند حاشیه امنیت بیشتر و افزایش ارزش ملک به وجود می­آید. با این حال چرا باز هم عده­ای از مردم انگیزه‏ای برای دریافت سند رسمی ندارند و اقدام نمی‏کنند؟

البته نداشتن سند رسمی بدون شک در حوزه مالکیت یک ضعف برای مالک است و افراد به دنبال این هستند که بالاخره سند مالکیت را به دست بیاورند. منتها ممکن است در برهه‏هایی این را به نفع خودشان تشخیص ندهند ولی این معنی نیست که در نهایت نخواهند سند رسمی داشته باشند.

نکته‏ای که باید توجه کنیم این است که ثبت رسمی املاک باعث می‏شود املاک و اراضی از حالت ایستا به حالت پویا تبدیل شوند و بسیاری از کشورهایی که موفق به توسعه شدند در برهه­هایی توانستند اراضی و املاک افرادی که سند رسمی نداشتند را به این سمت هدایت کنند تا از این طریق مالکین بتوانند وام دریافت کنند و به کسب و کار بپردازند.

برای همین در تمام شاخص‏های معتبر بین‏المللی تسهیل دریافت سند رسمی و تسهیل دریافت وام به موجب سند رسمی، جزء شاخص‏هایی است که موجب ارتقای رتبه حقوق مالکیت کشورها در آن می‏شود و این امر بالاخص از لحاظ سرمایه‏گذاری خارجی هم علاوه بر سرمایه‏گذاری داخلی منشا اثر است.

اخیرا برخی از نمایندگان مجلس بحثی مطرح کردند و معتقدند که قانون ثبت ما قدیمی است و این قانون پاسخگوی اقتضائات حال کشور نیست نظر شما چیست؟ به نظر شما اصلاح قانون ثبت مصوب سال ۱۳۱۰ می‌‏تواند به بی اعتباری معاملات غیر رسمی کمک کند؟

طبیعی است که قانون با گذشت زمان در برخی موارد از تحولات عقب می‏افتد. در حقوق ما هم بعضی از مواد قانون ثبت این مشکل را دارند ولی باید این نکته را توجه کنیم که ما حتی در برخی از حوزه‏ها از خود قانون ثبت ۱۳۱۰ هم عقب‏تر رفتیم. یعنی در بعضی جاها ما نیاز به اصلاح قانون ثبت و تصویب قانون جدید داریم و در بعضی موارد هم باید به همان قانون ۱۳۱۰ برگردیم. زیرا بنیان آن قانون کماکان مستحکم است. بنابراین به نظر من اگر ما اصول اساسی قانون 1310 را قبول کنیم، خود این قانون نیاز به اصلاحات جزئی دارد.

اصول اساسی آن نیز محدودیت پذیرش اسناد معارض با اسناد رسمی، ممنوع کردن معاملات معارض و ارتقای جایگاه نهادهایی که به ثبت اسناد و املاک می‏پردازند.