پوران درخشنده مطرح کرد: آفت‌ها و آسیبهای سینمای ایران چیست

گروه فرهنگی الف،   3971217107

پوران درخشنده معتقد است آفت اصلی سینمای ایران حضور افرادی خارج از خانواده‎ی سینما است که با تابلوهای قدرت سیاسی و اقتصادی خویش وارد می‎شوند و تفرقه و جدایی اهالی واقعی سینما را سبب می‌شوند

پوران درخشنده مطرح کرد: آفت‌ها و آسیبهای سینمای ایران چیست

هشتیمن شب کانون  کارگردانان سینمای ایران به دبیری پوران درخشنده و با حضور جمع کثیری از  کارگردانان  و سینماگران ایرانی و با حضور شهرداری تهران و اعضای شورای شهر  در برج میلاد برگزارشد.پوران درخشنده دبیر هشتمین شب کارگردانان در این مراسم طی سخنانی به بخشی از  ان جهان هستی که مقدّرش مقدّم برخواست ماست...آفتها و آسیبهای که سینمای ایران را تهدید می کند اشاره کرد

متن کامل سخنان پوران درخشنده که در اختیار ایلنا قرار گرفته به شرح زیر است :

هشتمین شب کارگردان‌های سینمای ایران در لحظات پایانی روزی آغاز می‌شود که به روز درختکاری مشهور است. روزی که نهال‌ها غرس  و به پای درختان، جوی آب کشیده می‌شود و تناور درختانی که سایه و میوه و شکوه بودنشان را، رایگان به انسان و حیوان و طبیعتی که از آن برخاسته‌اند ارزانی می‌دارند، بار دیگر به چشم می‌آیند و هر آنکس که درختی در این روز کاشته است، آرزوی قد کشیدن و تناور شدن برای کاشته‌ی خود دارد، آرزوی آنکه ببالد و آن شود که رشک عالمی را برانگیزد.

امادر این روز درخت دوستی‌ها اگر نشانده شود چه کام دل‌ها که به بار آید و چه میوه و ثمرهایی که از صلح و آرامش و سرزندگی و نشاط، برای عابران خسته از حقد و حسد و تنگ نظری و دشمنی‌ها، ارزانی و نصیب شود، امید که چنین درخت‌ها در بوستان پر طراوت فرهنگ ایرانی هر روز وهر ساعت نشانده شود و بر طراوت ذهن و دل و جان اهالی فرهنگ و هنر و مخاطبینی که از آثار آنها تاثیر می‌گیرند بیافزاید.

و اماامشب، در پایان این روز و در همین جا، یادی می‌کنیم از پیشکسوت‌های‌مان، چه آنهایی که یاد پرارج‌شان با ماست چه آنهایی که هنوز  با حضورشان بر سر ما سایه‌افکن‌اند، پیشینیان گرانقدری که درختِ امروز به بار نشسته‌ی سینمای ایران را نشاندند و کاشتند و داشتند تا ثمر آن را آیندگان و نوآمدگانی که ما باشیم، خوشه‌چین شویم تا ما خود برای آیندگان خویش چه کنیم و چه میراثی را به یادگار بگذاریم...

و اما این تناور درخت سینما که چنان بار دانش و معرفت و فرهنگ گرفته، که چرخ نیلوفری را  هم به زیر می‎آورد، نیاز به هرس دارد، شاخه‎های دست پاگیری که از بارآوری و ثمردهی بیشتر، کم می‎کند. این هرس شاید با منقّح کردن قوانین دست و پاگیر مدیریت دولتی باشد و یاحتی قوانین صنفی ،همه‎ی آیین‎نامه‎هایی که انقضای تاریخ آنها به خاطر دگرگون شدن وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نیز انقلاب بزرگ دیجیتال در عرصه‎ی سینما، رقم خورده اما همچنان مبنای بسیاری از تصمیم‎گیری‎های اساسی  هستند، باید هرس شوند.

این درخت  برای پربار شدن همچنان نیاز به آفت زدایی هم دارد، آفت حضور افرادی خارج از خانواده‎ی سینما که با تابلوهای قدرت سیاسی و اقتصادی خویش وارد می‎شوند و تفرقه و جدایی اهالی واقعی سینما را سبب می‎گردند و آنگاه که از قدرت اعتباری خویش بی‎بهره می‎شوند یا حباب اقتصادی‎شان، بدنامانه می‎ترکد، چیزی جز شرنگ تلخ بی‎ثمری و شکست بر کام سینما نمی‎نشانند.

و اما بدیهی است که این درخت به آب هم نیاز دارد. آبی که آلوده به مطامع و بداخلاقی‎های سیاسی و بدنامی‎های اقتصادی نباشد و مهم‎تر از آن همیشه جاری باشد. چرا که این درخت همیشه سبز می‎باید، و جویی که به فصل خشکسالی و فصل بارانی، کم و زیاد شود و خشک و جاری نمی‎تواند به بالندگی و سرسبزی این کهن درخت بیانجامد.به یاد داشته باشیم که ریشه ‎های این درخت، در اعماق، در پیوند با ریشه‎های درختان دیگر است تا در پیوستگی صرف با آوندهای خود.

سینما وقتی می‌بالد و سرسبز از طراوت است، هنرهای دیگر هم خود را در زایش و سرزندگی می‌بینند، چرا که تنها هنر معاصر ایرانی است که علیرغم آنکه هنوز هنر صنعت نشده اما توانسته به عنوان یک برند در عرصه‌ی جهانی بدرخشد و در کنار باغ ایرانی، فرش ایرانی و شعر ایرانی، زیبایی‌های ذوق ایرانی را به تماشا بگذارد.

و مباد آنکه این تناور درخت که به سرو آریایی اصیل ماننده است به شورچشمی آنهایی که وحدت و همدلی و همرایی ما فیلمسازان سینمای ایران را نمی‌توانند برتابند، بخشکد و مباد آنکه تبرِ تنگ نظری بر ریشه‌ی در اعماق آن وارد آید و بدتر آنکه مبادا دسته‌ی این تبر خود از شاخ ستبر همین درخت باشد.

مباد و دور باد آنکه قحطسالی جوی نوشاننده‌ی این درخت را در بستر خاکها و ماسه‌ها گم کند و حماسه‌های باد بر شاخ و برگ آن دیگر خوانده نشود و به فراموشی رود.مباد و دور باد هر بد اندیشه‌ای که به فکر نبودن آن باشد و از فرّ و شکوهش کم بخواهد

و امروز، روز آویختن همه‌ی آن پارچه‌های رنگین آرزوها و خواسته‌هایمان به این درخت معجزه است که همچنان میوه‌هایش که آثار من و شماست می‌تواند از سرِ اعجاز، طعم عشق و صلح و دوستی را به مخاطبان خسته و ناامید بچشاند.
من در اینجا از آقای دکتر انتظامی ریاست محترم سازمان سینمای این خواسته رو به نمایندگی از فیلمسازان سینمای ایران دارم: آقای دکتر تا  زمانی که سینما به عنوان یک «هنر صنعت» از دید قانونگزاران و مجریان دولتی، هر دو گروه شناخته نشه، مشکلات مالیات و ارزش افزوده و بیکاری و درمان و و و... همه‎ی اونچه در این سالها خواسته‎ایم و نشده یا استحقاقش رو داشتیم ولی بهش نرسیدیم، محقق نمی‎شود سینما باید به عنوان یک هنر صنعت به رسمیت شناخته شود

 به عنوان دبیر جشن امشب کارگردان‌های سینمای ایران لازم دیدم که صمیمانه‌ترین سپاس‌های خودم رو تقدیم بزرگوارانی داشته باشم که در برپایی این ضیافت  هنرمندانه و همدلانه،  بزرگ‌ترین گام‌ها رو برداشتن: رئیس  محترم شورای شهر تهران  جناب آقای دکتر حق‌شناس و همکاران محترم‌شون  وجناب آقای دکتر درویش‌پور مدیرعامل محترم برج میلاد که میزبان ارجمند این شب به یاد ماندنی هستن...

در اینجا لازم می‌دانم و بی‌مناسبت نیست به عنوان اولین زن فیلمساز در پس از انقلاب یادی بکنم از اولین بانوی کارگردان که شش دهه پیش، زمانی که کمتر بانویی به خودش این جرات رو می‌داد که پشت دوربین به عنوان کارگردان حضور داشته باشه، به واسطه‌ی توانایی  هایی که در زن هنرمند ایرانی سراغ داشت، اسم خودش رو به عنوان اولین فیلمساز زن ثبت کرد... خواهش می‌کنم به افتخارش بایستیم، هرچند شوربختانه امروز سعادت دیدارشون رو در اینجا به واسطه‌ی مشکلات  عدیده‌ی جسمی‌شون نداریم ...خانم شهلا ریاحی ...