نقشه جدید ترامپ و محمد بن سلمان علیه ایران

حسن کریمی فرد،   3970118194 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار

در حالی که یک سال از ریاست جمهوری دونالد ترامپ گذشته اما عملکرد وی در طول این مدت گویای این است که ساکنان کاخ سفید در پی تشدید سیاست فشار علیه ایران، محدود کردن قدرت راهبردی و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران می باشند.

در حال حاضر کانون های بحرانی بین ایران و آمریکا برجام، درگیری های خاورمیانه و برنامه موشکی می باشد و با تغییر و تحولاتی که اخیراً در کابینه ترامپ صورت گرفته عملاً موضع خصمانه و تهاجمی واشنگتن علیه تهران تشدید شده است. از این رو انتظار می رود با استقرار جان بولتون به جای مک مستر که این اتفاق از روز دوشنبه عملی می شود فاز جدیدی از ایران هراسی و تلاش برای براندازی سیستم ایران آغاز شود.

نکته مهم این است که اگر چه دونالد ترامپ به سبک و سیاق جورج دبلیو بوش و بخاطر حاکم شدن اندیشه نئومحافظه کاران، ایران را محور شرارت می داند اما نمی خواهد هزینه تقابل با ایران از سوی آمریکا و با لشکرکشی به خاورمیانه پرداخت شود و به صراحت و آشکارا بیان می کند کشورهای خلیج فارس باید این هزینه را تقبل کنند. به همین دلیل است که رئیس جمهور آمریکا صحبت از خروج از سوریه در صورت عدم پرداخت هزینه ها از سوی عربستان می کند.

از این رو باید گفت در دکترین جدید سیاست امنیت ملی آمریکا قرار است عربستان مثل دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون به عنوان ژندارم منطقه ایفای نقش کند و ایران برخلاف پیش از انقلاب، این بار به عنوان اخلال گر اصلی در این سیستم از سوی محور غربی- عربی و عبری به حساب می آید. بر اساس این طرح تمام کشورهای منطقه ذیل عربستان سعودی علیه ایران متحد می شوند و اسرائیل نیز به صورت غیر مستقیم به این محور کمک می کند.

 واگذاری چنین نقشی به عربستان کاملاً با بلندپروازی های محمد بن سلمان همخوانی و سازگاری دارد و از سوی دیگر می تواند بیانگر حرص و ولع ترامپ برای سرازیر شدن دلارهای نفتی ریاض بابت خرید انواع تسلیحات و جنگ افزارها باشد؛ خریدهای چند میلیارد دلاری که در عین حال موجب چشم بستن کشورهای غربی از اقدامات مخرب عربستان در از بین بردن ثبات منطقه خاورمیانه می شود.

تکمیل حلقه های اتحاد علیه ایران قبل از خروج از برجام

در این راستا اخیراً روزنامه الرای کویت به نقل از منابع آمریکایی نوشت که دونالد ترامپ،‌ قبل از خروج از توافق هسته‌ای، اختلافات میان کشورهای حاشیه خلیج فارس را حل خواهد کرد و او تلاش دارد که از طریق ایجاد توافق نظر میان کشورهای عربی در مورد ضرورت مقابله با ایران اختلافات آنان را حل کند.

به نوشته این روزنامه دونالد ترامپ که قرار است با محمدبن زاید ولیعهد ابوظبی دیدار کند از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواهد خواست که روابط‌شان با ایران را به طور کامل قطع کنند. این در حالی است که منابع آمریکایی اصرار دارند که ایجاد جبهه یکپارچه آمریکایی ـ عربی علیه ایران امری ممکن است و واشنگتن در صورت خروج از برجام بر متحدان عرب خود فشار خواهد آورد تا تهران را تحریم اقتصادی کنند.

با این وجود باید گفت در حال حاضر بین اعراب اختلافات جدی وجود دارد و مثلاً عربستان و امارات با قطر مشکلات اساسی دارند. بنابراین اگر این تحلیل صحیح باشد بیشترین فشار بر کویت، عراق، قطر و عمان برای قطع روابط با ایران از جانب آمریکا و عربستان وارد خواهد شد.

لازم به یادآوری است حدود یک ماه قبل محمد بن سلمان 3 کشور ایران، ترکیه و قطر را مثلث شیطانی و حامی تروریسم در کشورهای عربی معرفی کرد. به نظر می رسد(جدای از ایران) در حال حاضر قطر و ترکیه به عنوان دو کشور اخوانی از مخالفان جدی واگذاری نقش ژندارم منطقه به ریاض باشند.

در این بین عاملی که می تواند نقشه جدید آمریکا را خنثی نماید آغاز درگیری های جدید در فلسطین اشغالی می باشد که عملاً موجب می شود موضوع بیت المقدس برخلاف میل اسرائیل و عربستان دوباره به مسئله اصلی جهان اسلام تبدیل شود. حتی اخیراً تظاهرات کنندگان در غزه عکس های پادشاه سعودی و ترامپ را در کنار هم به آتش کشیدند. اوج گیری دوباره درگیری ها، حکام عرب را مجبور می کند حداقل آشکارا و در کوتاه مدت از رژیم صهیونیستی فاصله بگیرند. این در حالی است که محور غربی- عبری و عربی در چند سال اخیر تلاش داشتند دشمن اصلی اعراب را نه اسرائیل بلکه ایران معرفی نمایند.

به همین دلیل است که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در تازه ترین اظهارات خود  در مصاحبه با نشریه آتلانتیک از خط قرمز بسیاری از کشورهای عربی عبور کرده و به صراحت از تشکیل دولت اسرائیل سخن می گوید. بن سلمان در این مصاحبه گفته است: ما منافع مشترک زیادی با اسرائیل داریم و اگر صلحی برقرار شود، سود زیادی میان اسرائیل و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و کشورهایی مانند مصر و اردن ایجاد می شود. بن سلمان با تکرار ادعاهای بی‌پایه و اساس علیه ایران، مدعی شد ایران بخشی از «مثلث شرارت» در منطقه است که قصد دارد بر آن حکمرانی کند.

انتخاب اصطلاح محور شرارت که برای نخستین بار از سوی جورج دبیلو بوش و نئومحافظه کاران به کار برده شده حاکی از تلاش آگاهانه بن سلمان برای همراهی با تیم جدید کاخ سفید علیه ایران می باشد. در این بین رسانه های مختلف در ماه های اخیر از روابط ویژه بن سلمان، جرد کوشنر داماد ترامپ و بنیامین نتانیاهو سخن گفته اند. ناگفته پیداست مهم ترین محور چنین اتحادی تقابل با ایران از طریق مخالفت با گشایش های اقتصادی و همزمان محدود کردن و از بین بردن بازوهای منطقه ای آن در لبنان، عراق، یمن و سوریه می باشد.

 در اتفاقی دیگر محمد بن سلمان اخیراً حتی از پذیرش ماندن بشار اسد در قدرت سخن گفت و از او خواست که در صورت فاصله گرفتن از ایران در عرض مدت کوتاهی از پشتیبانی ریاض برخوردار خواهد شد تا بتواند بر کل سوریه حکمرانی کند. حتی صحبت هایی از دعوت بشار اسد به اتحادیه عرب و بازگرداندن کرسی سوریه مطرح شده است.  

البته عوامل مهم دیگری نیز وجود دارد که می تواند نقشه جدید آمریکا را خنثی نماید و آن قدرت راهبردی ایران برای تغییر معادلات منطقه ای و نقش روسیه و ترکیه می باشد. دیگر تفاوت بنیادین و مهم این است که قبل از انقلاب واگذاری ژندارم منطقه بر اساس سیاست دو ستونی نیکسون- کسینجر بیشتر برعهده ایران بود و عربستان هنوز هم برخلاف تحرکاتی که اخیراً داشته بافت قبیله ای خود را حفظ کرده و فاقد عناصر قدرت برای ایفای نقش در منطقه می باشد. شاهد این گفته نیز وضعیت عربستان در جنگ یمن می باشد که علی رغم گذشت سه سال و با وجود محاصره این کشور هنوز نتوانسته به موفقیتی دست پیدا کند. اما در این بین از یک نکته نیز نباید غافل شد و آن قدرت تخریب و خرابکاری این محور علیه جمهوری اسلامی می باشد.