عصاره‌ ملت یا عصاره شورای‌نگهبان/ اصلاح طلبان باید عادت کنند

محسن مهدیان، گروه سیاسی الف،   3960926295 ۱۷ نظر، ۰ در صف انتشار و ۸۹ تکراری یا غیرقابل انتشار

آقای محمود صادقی امروز گفتند مجلس ما عصاره ملت نیست و عصاره شورای نگهبان است. پاسخ دادن در همین سطح، بازی در زمین اغواگرایانه ایست که آقایان صادقی و مطهری ساختند.

هرچند این سخن شان بیشتر به خودزنی می ماند؛ دقیقتر شوید، روی دیگر سخن آقای صادقی چنین است: ما اشتباهی هستیم و نماینده ملت نیستیم و اگر شورای نگهبان نبود امثال ما فرصت انتخاب شدن نداشتیم. البته طبیعی است که مخالفان نیز حرف آقای صادقی را درست بدانند و بگویند اگر شورای نگهبان به وظیفه اش عمل می کرد امثال شما نباید در معرض انتخاب مردم قرار می گرفتید؛ نشانه اش نیز ادبیات شما در توئیتر و اتهامات کذب و افتراها به رئیس عدلیه و مراجع تقلید و سپاه و غیره است.

اما حرف مهمتری وجود دارد و آنهم اینکه چه چیز آقای صادقی و دوستانشان را تحریک کرده است؟ چه خطری احساس کردند که یادشان افتاده است عصاره ملت نیستند؟

پاسخ خیلی روشن است. این روزها عملکرد دولت و مجلس و شهرداری پیش روی مردم است و قضاوت می کنند. سوال جدی مردم اینست که کارنامه تان را ارائه کنید. کار به جائی رسیده است که صدای حامیان نیز درآمده و نهضت " ماپشیمانیم" راه افتاده است.

شعار ما پشیمانیم توسط سلبریتی ها را دست کم نگیرید. سلبریتی ممکن است به تعبیر عباس عبدی تحلیل سیاسی نداشته باشد، اما شاخص صدای مردم است. چون سلبریتی حیاتش به دیده شدن است. پس مقابل دیده طرفدارانش قرار نمی گیرد.

اما این سروصداها، ناجی این روزهای اصلاح طلبان نخواهد بود. واقعیت این است که اصلاح طلبان تا وقتی که حقیقت شان را برای مردم روی دست نگرفتند و مرزشان را با مردم و انقلاب روشن نکردند، باید به این شرایط عادت کنند.
به چه شرایطی؟

اصلاح طلبان باید به 3 واقعه عادت کنند.

یکم اینکه اصلاح طلب ها در هر انتخاباتی فراتر از سکو و نردبان تکنوکرات ها نخواهند بود. باید به این حداقلی‌بودن و مصرفی‌شدن در سیاست عادت کنند.

دوم اینکه ناچارند با آدم های دست‌چندم سیاسی بازی کنند. بنابراین باید به لیست افراد کم تجربه و کم توان و اما سفید عادت کنند.

سوم اینکه بعد از هر انتخاباتی شاهد موج "ماپریشانیم" خواهند بود.

اما این ما پریشانیم از کجاست؟

کافیست یک مرور ساده از مدیریت چند سال اخیر اصلاح طلبان داشته باشید. کاری نمی کنند که قابل نقد باشد. اساسا کارنامه ای ندارند که بگوییم اشتباه است یا درست. چرا؟

دو دلیل روشن دارد؛
اول اینکه اصلاح طلبان سالها از قدرت دور بودند. افراد با تجربه شان الان پیر و خسته هستند. جوان های آنها نیز از قدرت دور بودند و بی‌تجربه. پس طبیعی است که ناکارآمد باشند.

دوم اینکه چون حداقلی اند و از سر ناچاری انتخاب شدند، جانفدا و طرفدار متعصبی ندارند که انگیزه حمایت از آنها داشته باشد. حامیان آنها تا پای صندوق تهییج می شوند نه بیشتر؛ در نتیجه روز به روز نحیف تر می شوند.