۷۰
توصيه مطلب 
۱۵
 
کد مطلب: 63001
نقد تلویحی رفتار سیاسی علي(ع) در رو به فردا
تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۵
برنامه پنج شنبه شب اولین روز بهمن ماه سال 1388 که قرار بود با حضور محسن رضایی و علی اکبر ولایتی، مناظره ای احتمالا دیدنی را رقم زند، به صورتی غیرمنتظره شاهد حضور دو نماینده مجلس شورای اسلامی بود: آقایان بروجردی و حسینیان. این برنامه، بر خلاف چند برنامه گذشته که فضایی چالشی پیدا کرد، از هیچ نکته خاصی برخوردار نبود و تلاش های مجری برنامه برای شناسایی تفاوت و تعارض در میان نظرات شرکت کنندگان، کاملا بی نتیجه بود. صدا و سیما اگر چنین رویکردی را ادامه دهد، قطعا نه تنها به 90 سیاسی دست نخواهد یافت که مشتریان خود را در همان 5 دقیقه ابتدایی از دست خواهدداد.



در شرایطی که فضای اجتماعی - سیاسی، به سمت آرامش و ثبات حرکت می کند و در فضایی که پس از چند ماه میدان داری تندروها، میانه روی، در حال میدان یافتن است، برنامه رو به فردا، در ابتکار جدیدی، به مبارزه با این فضا روی آورد. ترکیب مهمانان این برنامه نشان از این داشت که حداقل به ضرورت حفظ و گسترش چنین آرامشی توجه لازم نشده است. روح الله حسینیان، نماینده ای است که با کمک یاران و همفکران خود، ماه ها است در تلاش هستند تا فضا را هر چه بیشتر محدود سازند، ولی با تدبیر مقام معظم رهبری، نتوانستند به هدف خود دست یابند.



حسینیان سال ها است که در حوزه تاریخ ایران فعالیت کرده و مدیریت مرکز اسناد انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است، با این حال «روایت تاریخ» با «تحلیل تاریخ» دو مقوله متفاوت است. چه بسا کسانی حافظه تاریخی خوبی داشته باشند، ولی از حداقل های لازم برای تحلیل سیاسی برخوردار نیستند. تحلیل آقای حسینیان در مورد پیوند جریان معترض داخلی با دشمنان نظام اسلامی، همان اشکالی را داشت که در تحلیل آقای شریعتمداری به چشم می خورد. بر اساس چنین تحلیلی است که «پیشنهاد حکمیت» که از سوی برخی نخبگان سیاسی طرح و پی گیری شده است، با مخالفت این افراد همراه شده و صریحا برای آن جایگاهی قائل نیستند. اما نکته حائز اهمیت، نشان دادن ضعف این تحلیل نیست، بلکه وی در بیان مخالفت با «حکمیت»، تعریضی به رفتار سیاسی امیرالمومنین(ع) داشت. (1)



به نظر وی چون نتیجه حکمیت آن دوران، نتیجه مطلوبی نبود، پس چنین شیوه ای برای مدیریت سیاسی، مفید نیست. بر اساس چنین تحلیل هایی، احتمالا سایر حرکت های ائمه(ع) را نیز باید بی نتیجه دانست! اما به نظر می رسد تحلیل رفتار ائمه (علیهم السلام) نه بر اساس خوشایندها و انتظارات ما، که باید بر اساس اهداف آنها صورت گیرد.



در جنگ صفین، دشمن با استفاده از ضعف معرفتی سپاه امام(ع)، حربه¬ ای به کار انداخت و در میان سپاه حضرت(ع)، شکاف ایجاد کرد. امام(ع)، با هدف «حفظ سرمایه اجتماعی»، پیشنهاد حکمیت آنان را پذیرفت و حتی بر خلاف نظر خود، ابوموسی اشعری را به عنوان حکم، معرفی نمود. با همین راهکار حضرت(ع)، بسیاری از همین سپاهیان دیدند که آن چه کردند، به چه نتیجه ای انجامید و البته عده ای از جاهلان آنها، جبهه مستقلی تشکیل دادند و پذیرش حکمیت را اشتباه علی(ع) خواندند. این افراد با شعار «لا حکم الا لله» با حکومت علی(ع) و هر حاکم دیگری، مخالفت ورزیدند و اهل نهروان را تشکیل دادند. حضرت(ع) باز هم با این افراد به مدارا روی آورد، تا زمانی که از آن جمعی که تعداد آن را از دوازده هزار تا بیست هزار نفر نقل کرده اند، تنها جمع محدود چهار هزار نفری باقی ماند. این حلم علی(ع) بود که از آن شکافی که دشمن در سپاه او ایجاد کرد، محملی برای استفاده بیشتر نساخت و معلوم نیست اگر علی(ع) چنین تدبیری نمی کرد، چه خونریزی و درگیری عظیمی در میان سپاه او، در می‌گرفت و شکی نیست که بهره اصلی را معاویه و هم پیاله های او شکار می کردند.



حضرت آن اندازه بر جسارت ها و اهانت های آنان صبر کرد تا عده ای اراذل از آنها باقی ماند. افرادی که نشانه عبادت بر پیشانی داشتند و خود را ذوب در قرآن می دانستند، به وحشیانه ترین شکل، شکم زن بارداری را دریدند و او و همسرش را تنها به جرم حمایت از علی(ع) به قتل رساندند و چهره واقعی خود را نمایان ساختند. این گونه بود که مبارزان دلیری چون خوارج نهروان، آن قدر تهی و پوچ شدند که در جنگ های تن به تن آن دوره، همگی به هلاکت رسیدند و تعدادی کمتر از انگشتان دست از آنها باقی ماند و از سپاه علی(ع)، تنها همین تعداد کشته برجای ماند. این نشان از تدبیر حکیمانه و حلم آمیز امام داشت که آن چنان جامعه اسلامی را در برابر افرادی منسجم ساخت که تا چندی پیش در میان همین مردم می زیستند و در یک سپاه می جنگیدند.



 پس اگر هدف امام(ع) را حفظ سپاه و جامعه اسلامی بدانیم، امام(ع) به هدف خود دست یافت و این اختلاف را زمینه جدایی سپاه در صفین و پیروزی معاویه نساخت.



البته منظور از این تحلیل، تطبیق شرایط تاریخی فعلی با شرایط آن دوره نیست، که شباهت ها و تفاوت های تاریخی بیش از آن که راهگشا باشد، دستاویزی برای توجیه رفتارها می گردد. در حالی که رفتارها را باید بر اساس ملاک های روشن و الگوبرداری فقیهانه از معارف دینی تنظیم کرد. الگوهایی که با تسلط بر مجموعه معارف دینی از یک سو و درک شرایط پیچیده سیاسی – اجتماعی هر دوره به دست آیند. و همین است که فقیهان و عالمان دین، مرجع شیعیان در زمانه غیبت شده اند.



اگر چنین نباشد و در خط اعتدال، مسیر خود را قرار ندهیم و افراط گری خود را به دین مستند سازیم، خدای ناکرده، راهی چون خوارج در برابر ما است که «... یمرقون من الدین، کما یمرق السهم من الرمیه»





پی نوشت:

(1) «حسینیان: ... ما از حکمیت در طول تاریخ و جریان امام علی (ع) نیز خیری ندیده‌ایم.»



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*مطالبي كه تحت عنوان «يادداشت مهمان» درج مي شوند، الزاما نظر شوراي سرپرستي الف نيستند اما پايگاه تحليلي خبري الف مسئوليت انتشار آنها را مي پذيرد







 
Share/Save/Bookmark
 


محمد
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۴:۲۹:۱۰
يعني منظور شما اين است كه، اجازه حكميت داده شود، پس از آن مردم يا خواص به اشتباه خود پي ببرند؛بعد گروهي پذيرش آن را نشانه اشتباه علي امروز بنامند، سپس لشگرياني شكل گرفته به نبرد با همديگر مبادرت ورزند و سرانجام جز اندك ياراني براي جبهه خارج شده باقي نماند.

آخر اين چه كاري است؟ از شنيدن و خواندن تاريخ راضي نشديم و اكنون بايد آنرا نيز مشاهده كنيم. حكميت با كه، حكميت با چه؟ چه كردند، چه گفتند؟‌ بندانيم پيشنهاد حكميت نشانه‌اي از خالي شدن خشاب لجاجت است، چه اين خشاب حتي اگر يك تير داشت، اين پيشنهاد داده نمي‌شد. (281392)
 
نوید
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۱:۵۷:۲۷
سلام
ابتدا باید بگم من کارشناسی ارشد تاریخ تشیع دارم و خیلی به حال خودمون متأسفم که امثال دهقان باید برای ما تحلیل کنند و تاریخ را واژگون جلوه دهند.
امام علی ع خلاف میل خود تن به حکمیت دادند و واقعا رضایت حضرت به این نبود حالا شما می گویید به هدف خود رسید؟ بله وقتی حضرت دید مقدورات و شرایط اجازه ادامه جنگ را نمی دهد مجبور شد از هدف والای خود که رفع کامل فتنه بود کوتاه بیاد چرا ؟ چون چارتا آدم بی خاصیت اطرافش بودند که حرفش رو گوش نمی دادند. مثل خواص فعلی اطراف رهبر مظلوممون . در این شرایط حضرت هدف دیگری را دنبال کردند و مجبور شدند جام زهر را بنوشند و تن به حکمیت دهند. حالا این آقای دهقان میگه حضرت به هدف خود رسید!
اگر چارتا خواص ما مثل این آقای توکلی مرز خودشون را با فتنه گران روشن می کردند و به کنفرانس مردم سالاری با کروبی نمی گفتند و بخندند وضع مملکت با خیلی بهتر از این بود.
(281579)
 
روح الله دهقانی
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۲۱:۳۱:۲۲
دوست عزیز کارشناس ارشد تاریخ، از توهین شما به جای پاسخ علمی متشکرم. ولی یادآور می شوم که شکی نیست، علی(ع) نابودی معاویه و شکست کامل او را در جنگ صفین دنبال می نمود. اما در شرایط خاصی که برای امام ایجاد شد، امام تدبیر مناسبی را برگزیدند و هدفی که در این تدبیر دنبال می کردند، جلوگیری از اجازه نفوذ بیشتر به معاویه در سپاه حضرت و استفاده از شکاف ایجادشده در آن بود.
لطفا نقدهای خود را با فهم صحیح مطلب بیان فرمایید. (281990)
 
محمد
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۳:۰۷:۴۰
آیا حضرت علی علیه‌السلام این‌هایی را که گفتید، نعوذ بالله نمی‌دانستند؟

به نظر من حرف نویسنده درست است که نباید طوری حرف بزنیم که خدای ناخواسته از آن بوی نقد عملکرد معصوم به مشام برسد، اما احیاناً در مخالفت با نویسنده می‌توان بحث کرد که آیا شرایط امروز با شرایط زمان حضرت علی علیه‌السلام یکی است یا نه. (281596)
 
مصطفی
۱۳۸۸-۱۱-۰۹ ۲۳:۱۷:۳۹
بله و اساسا هدف از این بحث ها این است که با افزایش معرفت مردم شرایط با زمان حضرت علی یکسان نشود. و یکسان نیست مردم زمان حضرت علی کجا و مردم 9 دی کجا...؟ (282784)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۸:۵۳:۲۲
به نظر می رسد که حضرت علی هم خودشان مخالف حکمیت بودند و ایشان را مجبور به حکمیت کردند .. و حضرت امیر چون عوامل فتنه توانستند اکثریت یاران علی را بفریبند و راضی به حکمیت کنند، مجبور به قبول شدند.
ولی مردم ما الان آگاه هستند و با راهپیمایی 9 دی نشان دادند که راضی به حکمیت نیستند، و اکثریت نخبگانی که یاران رهبر هستند هم راضی به حکمیت نیستند، پس رهبر هم باید تا مردم پشت ایشان هستند و فریب نخورده اند، از قبول پیشنهاد حکمیت منافقین و ساده لوحان خودداری کنند. (281674)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۱:۴۳:۰۱
امام علی (ع ) ابو موسی اشعری را پیشنهاد نکرد و وی را فرد ساده لوحی می دانست وفرد دیگری برای حکمیت مد نظرش بود ولی خوارج روی ابوموسی اصرار داشتند که امام در نهایت نظر این افراد را پذیرفت .بنابراین این حرف آقای دهقانی که نوشته اند : (( امام علی (ع) ابوموسی را پیشنهاد داد ))حرف اشتباهی است . (281737)
 
رضا
۱۳۸۸-۱۱-۰۸ ۱۱:۴۹:۲۱
با سلام - عزيزم جمله داخل متن اين است:
\"امام(ع)، با هدف «حفظ سرمایه اجتماعی»، پیشنهاد حکمیت آنان را پذیرفت و حتی بر خلاف نظر خود، ابوموسی اشعری را به عنوان حکم، معرفی نمود\" (282229)
 
ولائي
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۲:۰۵:۲۱
منظور اين نيست كه علي(ع) اشتباه كرده، بلكه منشور اين است كه اين مسائل فقط در شرايط اضطرار است و الآن اين شرايط را نداريم. آن موقع شمشير را زير گلوي علي(ع) گذاشته بودند و جامعه اسلامي در شرف فروپاشي بود و چاره‌اي جز اين نبود. بايد اين‌گونه گفت كه آيا امام(ع) با طرح حكميت و بلند كردن علم آن موافق بود؟ اگر موافق بود چرا خودش پيشنهاد آن را نداد؟ و چرا صاحبان ايده را نفرين كرد؟
با اين تحليل بايد جام زهر را به رهبر بدهيم؛ چون امام رضا هم جام زهر را نوشيد و امام كه اشتباه نمي‌كند!
البته نويسنده خودش در پايان مقاله به اين نكته معترف است كه شرايط فعلي را نبايد بر شرايط تاريخي خاصي منطبق كرد:

البته منظور از این تحلیل، تطبیق شرایط تاریخی فعلی با شرایط آن دوره نیست، که شباهت ها و تفاوت های تاریخی بیش از آن که راهگشا باشد، دستاویزی برای توجیه رفتارها می گردد. در حالی که رفتارها را باید بر اساس ملاک های روشن و الگوبرداری فقیهانه از معارف دینی تنظیم کرد.
(281749)
 
شعرباف
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۴:۳۱:۳۳
اقای حسینیان در گفتگو (مناظره) گفتند که آقای اطاعت رد صلاحیت نشده و در انتخابات مجلس هشتم در تهران رده 45 را بدست آورده ولی نگفتند که ایشان در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شده بودند در مورد راه آهن هم در آن زمان مسایل از رادیو وتلویزیون پخش شده ونیازی به توضیح ندارد ولی آقای اطاعت به مقدار کمی اغراق نمودند نمی دانم این عدم شفافیت ما کی اصلاح خواهد شد ؟ ما نباید برای حفظ جناح خود از هر ابزاری استفاده کنیم (281394)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۹:۵۴:۳۷
آقای حسینان دروغ نگفت گفت که دوره آخر 45 ام شد ولی اطاعت چی فقط دو تا از دروغ هاشو همین الف زد...
در مورد راه آهن هم مطلب الف بخون (281540)
 
دانشجو
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۴:۴۸:۴۲
وثتی اطاعت هی به دکتر زاکانی می گوید که شما نماینده مردم نیستید و ما را تائید صلاحیت نکردند؛ برداشت من و هر آدم دیگری این است که ایشان کلا فعد از مجلس ششم فرصت رقابت را نداشته اند؛ وگرنه به نماینده مجلس هشتم نمی گفتند شما بدون ما پیروز انتخابات شده ای!
بعد معلوم می شود که نه نماینده مجلس هشتم با حضور ایشان پیروز شده اند و اطاعت باز هم دروغ گفته است.
شما چگونه چنین موضوع روشنی را انکار می کنید؟
به علاوه اگر هم کسی که آن نامه جام زهر را نوشته، رد صلاحیت کنند؛ کاملا قانونی بوده است، اما مشخص می شود که ایشان با رافت اسلامی نظام مواجه شده اند و در عین امکان رقابت از سوی مردم طرد شده اند. اما با دروغ سعی در توجیه آن دارند
آقای اطاعت آنقدر دروغ گفته است که با این توجیحات، نمی توانید خود را فریب دهید
http://tinyurl.com/y9huj4h (281647)
 
ناشناس
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۰۰:۲۵
متاسفانه امثال آقاي حسينيان چه از نوع وكيل الدواله اش و چه مجيز گويان محترم سعي در پايين آوردن شان بزرگان نظام و حتي پيامبران در مقابل رئيس جمهور محترم(كه براي اينجانب محترم و عزيز هستند) دارند رئيس جمهور علي و حضرت آيت اله ... مي شود ابو موسي اشعري پيامبر اولوالعزم عدالت برقرار نمي كند رئيس جمهور عادل است و عدالت را بر قرار كرده است نمي دانم با اين مسئولان به كجا مي رويم شايد از تركستان سر در بياوريم (281413)
 
منصف
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۱:۱۸:۵۶
نکته اینجاست که رهبر جامعه اسلامی (امام علی علیه السلام) در دوران فتنه توسط افراد بی بصیرت مجبور به پذیرش حکمیت بین حق و باطل (خودش و معاویه) شد. حالا بحث آقای حسینیان اینست که حداقل ما با بی بصیرتی خودمان منجر به حکمیت بین حق و باطل نشویم. (281731)
 
فاروق
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۵:۲۶:۰۲
1- آقاي حسينيان به بزرگ شما توهين نكرده بلكه گفتار و كردار برخي از آقايان نشان از اين دارد دوست دارند تمام كننده باشند يا همان فراجناحي بودن مشهور، اين موضوع را فقط حسينيان نمي گويد بلكه حتي خودتان هم مي دانيد.
2- حسينيان رئيس جمهور محترم را تشبيه به عدالت نكرده است و خود شما هم مي دانيد كه دعواي بزرگان شما بر سر رئيس جمهوري \"محترم و عزيز \" نبوده بلكه با نظام ديني مشكل دارند.
3- با توجه به اينكه نويسنده محترم تاكيد كرده كه نقد او فقط جنبه تاريخي دارد نه سياسي به نويسنده توصيه مي شود كتابي درباره زندگاني امام علي(ع) مطالعه كرده و بعد به نقد ديگران بپردازد.
4- خوارج برآمده از حكميت همانهايي هستند به ابتدا به زور حضرت امير(ع) را مجبور به قبول حكميت كردند و بعد بخاطر قبول حكميت رودر روي آن حضرت قرار گرفتند و به تكفير هم حضرت علي (ع) پرداختند و هم معاويه.
تاريخ شاهد است كه بعد از شكست آنها در جنگ نهروان به توطئه پرداختند و براي علي(ع) و معاويه نقشه قتل طرح ريزي كردند كه معاويه از آن گريخت و حضرت علي(ع) توسط يكي از آن اشقيا شهيد شدند.
تفاوت ماهوي كه در جريان فتنه اخير و جنگ صفين موجود است اين است كه ابوموسي اشعري كسي بود كه در اين ماجرا ذينفع نبود و فريب مكر عمروعاص را خورد اما كساني به اشتباه دراين موضوع دست روي ذينفع ماجرا گذاشته و او را ابوموسي لقب مي دهند كه اين نوعي گول زدن تاريخ است.ابوموسي درظاهر امر دانشمند و مورد وثوق مردم و بدون انتفاع در قضيه بود اما... .
5- مردم ما برعكس مردم صفين گول فتنه گران را نه خورده و نخواهند خورد.در واقع اگر سخنان شريعتمداري حسينيان يا امثال آنها مورد التفات قرار مي گيرد علت آن گوينده نيست بلكه علت خود مطلب است.پس بهتر است روح اله دهقاني به جاي توهين كردن به ديگران تحت عنوان تحليل كمي به مطالعه تاريخ بپردازد.
6- واقعا اگر\"منظور از این تحلیل، تطبیق شرایط تاریخی فعلی با شرایط آن دوره نیست\" پس چرا مخالفان حكميت(كه نسخه 2010 آن همان لويي جرگه افغانستان است) را خوارج مي نامد و شروع به داستان نويسي در مورد خوارج بد كرده است.
7- آنچه مردم مي خواهند و رهبري و قوه قضاييه هم بر آن اصرار دارند مجازات كساني است كه تحت عنوان بحث تقلب و ادامه وقايع به قانون اساسي جمهوري اسلامي حضرت امام و دين ما توهين كرده اند وگرنه چيزهايي مثل حكميت فقط براي ماستماليزاسيون مساله است نه حل مساله. (281833)
 
مهدی خ
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۱۱:۵۸
جناب آقای روح الله دهقاني!
عرایض و فرمایشات شما تا زمانی موضوعیت داشت که رهبر معظم انقلاب اتمام حجت نکرده بودند. نه امروز که فتنه گران آشکارا با مواضع تند و بعضا دو پهلو به گمان خود همه را مورد تمسخر قرار داده اند.
متاسفانه تحلیل شما نشان دهنده گرفتار شدن شما در دام و حیله جدید \"حکمیت \" آقایان دارد که با عناوینی مثل \"وحدت ملی\" و \"مصلحت\" قصد فریب مردم و فراری دادن خود و سایر مجرمان از چنگال قانون و عدالت دارند.
هوشیار شوید و بیش از این ناخواسته آب در آسیاب فتنه گران و دشمنان نظام نریزید.
طبق قانون مجرمین در هر پست و مقامی که باشند، \"باید\" محاکمه و مجازات شوند تا عبرت دیگران شوند. هرگونه تلاش برای تبرئه و یا لاپوشانی جنایات اعتقادی و عقیدتی این قوم فتنه گر قدرت طلب، از نظر مردم به عنوان همراهی با آنها تعبیر خواهد شد.
پس هوشیار باشید و نا خواسته خود را در برابر مردم قرار ندهید.
موفق باشید.
والسلام.
http://mahdi-kh.persianblog.ir/post/74
http://mahdi-kh.persianblog.ir/post/68
http://mahdi-kh.persianblog.ir/post/63 (281422)
 
روح الله دهقانی
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۱:۵۴:۲۱
دوست عزیز
بنده به صراحت گفته ام که قصد مقایسه شرایط موجود با دوران حضرت علی(ع) را ندارم، بلکه می خواستم این نکته را خاطرنشان سازم که با تعابیر نسنجیده به تحلیل تاریخ امام علی(ع) یا هر معصوم دیگری نپردازیم. شکی نیست که شرایط موجود، بر اساس تحلیل مقام معظم رهبری است که حجت را بر همه تمام می سازد. تحلیلی که فقیهانه و عالمانه است و بر اساس اصول و معیارهای حرکت معصومین(ع) به دست می آید. (281578)
 
قاف
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۲۳:۳۶
زنده باد حسینیان . شما به زیر خاک کردن آتیش می گید ثبات ؟ مگه کشور رهبر نداره که بخواد حکمیت بشه ؟

واقعا واسه الف متاسفم (281429)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۰:۱۰:۴۹
حرف های دست مطرح کردید ولی تمام حقیقت این نیست...
اما رهبری پرچم دار است و مسئول بررسی و برخورد...
در همان صحبتی که ایشون در مورد عمار ها داشتند از نخبگان خواستند که نظر خود را بگویند همین و سعی کنند که این نظر به حق نزدیک باشد پس به صرف صحبت نمیشود کسی را تندرو یا کندرو معرفی کرد.
شما باید تمامی صحبت های رهبری را در کنار هم در نظر بگیرید آقای خامنه ای در همان هفته اول گفتند که باید به صورت قانونی با بی قانونی سران این جریان برخورد کرد این صحبت بعد از 8-9 ماه تغییر نکرده است.
این حرف خودش یک کلید است یعنی باید مرّ قانون در مورد قانون شکنی صورت گیرد.
چیزی که الان در بیان عده ای که دنبال حکمیت هستند مطرح است این است که این مدعیان حکمیت در پی برخورد قانونی نیستند و فقط قصد فیصله ماجرا بدون توجه به گذشته را دارند...
قضایا جمع و از این به بعد هم صلوات...
مگر میشود این همه خلاف کرد و برخوردی انجام نشود سوال من این است چه کسی بود که فردای انتخابات با آقای موسوی دیدار کرد؟چه کسی بود که بعد از دو روز به نمایندگان معترضین دیدار کرد؟
آیا آن موقع اتفاقی افتاده بود کسی کشته شده بود جواب واضح است که خیر مگر رهبری همان روز اول با دیدار با آقای موسوی ایشون رو به روند قانونی دعوت نکرد؟
ولی ایشون به پشتوانه مردمی که به شدت تحریک شده بودند فقط دنبال لشگر کشی بودند جز اینه؟
ایشان به زغم خود احساس می کرد که می تواند در آن زمان به خاطر جو موجود روال را جور دیگری پی بگیرد و طبق گفته خیلی ها که مسئول دعوت ایشون به روال قانونی بودند ایشون کف خواسته هاش ابطال انتخابات بود...
مگر همان روزهای اول مجلس چندین نماینده برای صحبت با ایشان نفرستاد مگر شخصی مثل آقای مهدوی میانجی نشد؟ مگر از آقای هاشمی درخواست نشد که ایشون از آقای موسوی دعوت به همکاری بکند؟
ایشان چون احساس می کردم که پشتوانه داره دنبال حکمیت نرفت ولی الان که مردمی باقی نماینده صد نفر را واسطه حکمیت می کند...
ولی سیاست رهبری تا الآن ففط مدارا و سعی در روشنگری برای مردم است که ریزش ها هم نشان دهنده این مطلب است...
خود من از کسانی هستم که به خاطر صحبت های ایشون که فرمودند که مانند عمار باید به شبهات جواب داد شاید نزدیک دو ماه روزانه 20 ساعت به سایت های مختلف می رفتم و سعی می کردم که با منطق با مدعیان تقلب صحبت کنم و قانعشون بکنم و بعد از دو ماه شاید ساعات این کار کم شد ولی هیچ وقت قطع نشد.
من کماکان به شدت از ضعف صدا و سیما گله دارم که نتونست خوب شبهه زادیی بکنه ولی من خودم از خودم راضیم که ساکت نشستم ولی بعد از این قضایا الان واقعا کمتر کسی مودنده که دروغ تقلب رو باور کرده باشه جدا از بحث نباید به گذشته صلوات فرستاد این صحبت من نیست این صحبت رهبر است حالا این که چگونه باید به این آقایان برخورد کرد هم مسئولش ما نیستیم نوع برخورد هم در دست رهبر است...
خواهش منم اینه که یه طرفه به قضایا نگاه نکنیم اگر این سمت شریعتمداری منصوب رهبر احمدی نژادی بود مگر آقای دعایی از حامیان موسوی نبود مگر موسسه اطلاعات محل برگزای سمینارهای ایشون نشد...
اگر در مجمع تشخیص مصلحت راستی ها هستند امثال هاشمی ها انصاری ها و .... هستند اصلا نباید جایگاه رهبری را پایین آورد تنها کسی که شاید در این مملکت با دو جناح به مساوات بازی میده رهبری است...
الان هم که 8 ماه از نماز جمعه معروف میگذرد هم دقیقا مشخص شد که قضیه ای که ایشون 8 ماه پیش میدید و می گفت که اگر این جریان شروع بشه شروعش با شماست ولی خاتمه این جریان دست شما نیست...
آیا جز این شد؟ (281528)
 
مجيد
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۰:۰۳:۵۹
قابل توجه دوستان كه مطلب رو كامل نمي خونن ! اين ستون ياداشت مهمان هست نه موضع گيري الفي ها (281606)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۲۴:۰۴
يعني چون آن زمان شرايط حکميت را به حضرت علي تحميل کردن و ايشان بنا به مصالحي مجبور به پذيرفت آن نمودند پس الان هم بايد با پاي خود دام تزوير مکاران رويم ؟
بعبارت ديگر چون علي (ع) را مجبور به نوشيدن جام زهر حکميت کردند ما هم به سمت دادن جامک زهر به ولي امر زمانمان کنيم؟
الان وضعيت ج.ا با آن دوران متفاوت است. چرا که افراد فنته جو و فتته گر در اقليتند و جبهه حق در محصوريت و تنگناهايي که ياران علي (ع)درآن گرفتار شدند،‌نيست. پس چرا با با توجه به نتيجه تلخ قرباني شدن حق و حقيقت به پاي مکر و تزوير فتنه گران با پاي خود به استقبال آن رفت؟ (281430)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۲۵:۲۹
درعين حال كه اين صحبت درست است كه بكوييم صرف به نتيجه نرسيدن حكميت در زمان اميرالمومنين(ع)، باعث نميشود براي هميشه حكميت را زير سوال ببريم اما لازم است توجه داشته باشيم:
1-مطرح كردن حكميت در شرايط فعلي با جه هدف و انكيزه اي ست و جه نتيجه اي براي نظام خواهد داشت؟
2-ايا جز اين است كه حكميت براي رفع اختلاف بين دو كروه داراي اختلاف است؟ در شرايط فعلي اين دو كروه كيستند؟ ايا جز اين است كه رهبر معظم انقلاب بس از انتخابات، خود وارد صحنه شدند و از اقايان خواستند كه خواسته هاي خود را از طريق قانون بيش ببرند و انها سرباز زدند؟! بس ايا جز اين است كه اين افراد قانون شكن _كه هنوز هم بر مواضع خود مصرند_ با رهبري و قانون اساسي مشكل دارند؟و اكر مشكل ندارند جرا هنوز هم به قانون تن نميدهند و از دشمنان نظام صادقانه اعلام برائت نميكنند؟
3-ايا براي جنين شرايطي بيش بيني در قانون داريم؟و اكر داريم _كه داريم_ بس ايا هدف مطرح كنندكان حكميت،جيزي جز فرار قانون شكنان از قانون است؟و در اين صورت جه كسي باسخكوي خون هاي ريخته شده، ابروي ريخته نظام و ارامش برهم زده شده مردم و.... خواهدبود؟ (281432)
 
دانشجو
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۲۹:۰۹
1) برنامه رو به فردا ادعا نکرده بود که تمام به صورت مناظره برگزار می شود؛ هر چند تلاشش را در این راه انجام داده است. اما وقتی که اصلاح طلبان بعد از افتضاح اطاعت از مناظره فرار می کنند، چه کاری می توان انجام داد؟
حتی در طول برنامه هم آقای یامین پور، آنرا گفتگو خواند و ادعای مناظره نکرد.
2) روح الله حسینیان، نماینده ای است که با کمک یاران و همفکران خود، ماه ها است در تلاش هستند تا فضا را هر چه بیشتر محدود سازند
اگر می فرمایید که آقای حسینیان در جهت محدود کردن دشمنان نظام حرکت کرده است که کار درستی نموده، وگرنه شما گروه و فردی که پایبندی عملی به نظام داشته باشد و مورد حد ایشان قرار گرفته باشد سراغ دارید؟!
تازه آقای حسینیان و هم فکران عزیزشان، هر جا هم مقام معظم رهبری، حتی اشاره کوچکی به نرمش کرده اند، حرف ایشان را بر چشم نهاده اند که این قوت ایشان در ولایت پذیری و مقدم دانستن حرف نائب امام زمان بر حرف خود است، نه ضعف ایشان و همفکرانشان
که اگر دیگر سیاسیون کشور نیز، ذره ای از این اخلاص را داشتند چنین ماجراهایی پیش نمی آمد و همان گونه که مقام معظم رهبری فرموده اند پیشرفت کشور، خیلی بیش از این بود.

3) به نظر وی چون نتیجه حکمیت آن دوران، نتیجه مطلوبی نبود، پس چنین شیوه ای برای مدیریت سیاسی، مفید نیست. بر اساس چنین تحلیل هایی، احتمالا سایر حرکت های ائمه(ع) را نیز باید بی نتیجه دانست
یعنی اینکه در حکمیت به حضرت علی (ع) ظلم شد جای انکار دارد؟
یعنی مخالفت های دائم ایشان با حکمیت را می توان نادیده گرفت؟
مرحبا به شما!
در این ماجرا نقطه ضعفی به لشکریان آن حضرت برمی گردد که شرایطی جز اجبار به حکمیت باقی نگذاشته اند. وگرنه خود ایشان که بارها قبل از این ماجرا با آن مخالفت کردند و بعدها هم از آن گله نمودند.
شما چگونه به خود اجازه می دهید که حکمیت را به علی (ع) نسبت بدهید و آنگاه نتیجه سیاسی مطلوب خود را بگیرد که بله حسینیان به امیرالمومنین علی (ع) ظلم کرده است؟!
چه زمانی دست از استفاده ابزاری از دین و دروغگویی به نام دین برمی دارید؟
در ماه های اخیر که سبز ائمه را بازیچه خود کردید، بعد شعار الله اکبر را جهت نشاندن لبخند بر لبان آمریکا به کار بردید و بعد یا حسین را به پای مطامع و سیاست خود ذبح کردید.
آیا این همه قرآنی که بر سر نیزه کردید، شما را کفایت نمی کند و تاکید دارید که برای آخرتتان کوله ای از دروغ بستن به امیرالمومنین علی(ع) نیز فراهم کنید؟ (281434)
 
روح الله دهقانی
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۲:۰۳:۲۲
همه مشکل اینجا است که ما سعی در معادل سازی ماجراهای تاریخی با شرایط حاضر داریم. بنده صریح تر عرض می کنم که تاریخ را باید در بستر و ظرف خود شناخت و تنها اصول حاکم بر حرکت های اسلامی است که می تواند در شرایط زمانی متفاوت، به کار آید که این کار تنها با فهم عالمانه و فقیهانه دین، شدنی است. هدف این نوشته، تذکر بیشتر برای دقت در تحلیل های تاریخی است. وضعیت حاضر روشن است و بر اساس تدبیر ولی امر باید مسیر حرکت را مشخص ساخت. (281582)
 
فرش فر
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۳۵:۳۰
بی خیال حسینیان، خوشه ها را چه کار کنیم ؟! (281438)
 
وحید صابری
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۳۶:۵۰
این آقایان خیلی اصرار دارند که سران فتنه را با زبیر مقایسه کنند. من هم با این مقایسه موافقم. بیایید رفتار امام را با زبیر پیش از جنگ جمل ببینید با اینها همان رفتار را بکنید. حضرت با زبیر خصوصی دیدار کرد و دستور داد که هر چقدر هم در میان سپاه راه رفت و به حساب خودش قدرت نمایی کرد با او کاری نداشته باشند! حضرت هرگز راضی به جنگ با او نبود و تمام تلاشش را کرد که این اتفاق نیفتد و با اینکه سپاهیان آنها در بصره بسیار جنایت کرده بودند و بقول خود امام در نهج البلاغه به تعداد سپاهیان خود از اهل بصره که حاضر به همکاری با آنها نبودند کشته بودند با او سخنی از قصاص و محاکمه نگفتند تا مگر بشود که از یک جنگ تمام عیار جلوگیری شود.
اما متاسفانه این آقایان درست بر خلاف این سیره عمل میکنند و مدام بر طبل جنگ و عداوت و محاکمه می کوبند. بجای اینکه چون موسی با فرعون با قول لین صحبت کنند از همان اول حکم اعدام سران فتنه را می دهند!
متاسفانه این برخورد ها همانطور که در ابتدا در آتش این کوره دمید هم اکنون نیز سبب ملایم نشدن فضا و خدای نکرده جنگی خونین خواهد شد.
ایکاش این آقایان کمی بصیرت داشتند... (281439)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۹:۰۱:۴۲
مگر با موسوی و کروبی و خاتمی کم دیدار خصوصی کرده اند و اشتباهاتشان رو تذکر داده اند و ازشون درخواست شده که توبه کنند و برگردند؟
مگر به این اقایون سران فتنه کم مهلت داده شده است؟
مگر محافظ برای حفظ جان این اقایان نگذاشته اند که از آنها محافظت شود؟
دیگر چه میخواهند؟
این همه حلواحلوا کردن بس نیست؟ (281677)
 
قائم مقام
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۴۱:۲۰
شهید مطهری می نویسد:

امیرالمؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد. او خلیفه است

و آنها رعیتش; هرگونه اِعمال سیاستی برایش مقدور بود اما او زندانشان نکرد و

شلاقشان نَزد و حتی سهمیه ی آنان را از بیت المال قطع نکرد، به آنها همچون سایر

افراد می نگریست.

خوارج در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با

عقیده با آنان روبرو می شدند و صحبت می کردند، طرفین استدلال می کردند،

استدلال یکدیگر را جواب می گفتند.

شاید این مقدار آزادی در دنیا بی سابقه باشد که حکومتی با مخالفین خود تا این

درجه با دموکراسی رفتار کرده باشد. می آمدند در مسجد و در سخنرانی و خطابه ی

علی(ع) پارازیت ایجاد می کردند

خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمی کردند زیرا او را کافر می پنداشتند.

منبع: مجموعه آثار جلد 16(چاپ هفتم)- فصل جاذبه و دافعه علی(علیه السلام)- بخش دموکراسی علی(ع) - صفحه 311 (281444)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۹:۰۶:۱۲
و بعد امام در جنک نهروان تعداد کثیری از آنها را به هلاکت رساند.
سالهاست نظام نیش و کنایه ها و سخنانه نابخردانه و نادرست مثلا اصلاح طلبان را برتافته.
اکنون کارشان به مقابله با نظام اسلامی و امام رسیده و تنگ در آغوش بیگانگان فرو خفته اند
دیگر درنگ جایز نیست.

منظور سایت الف را با توجه به سابقه ای که داره از درج چنین مقاله ی بی محتوایی نفهمیدم. چطور می توان حکمیت را به خواست علی نسبت داد و از آن به عنوان یک الگو بهره گرفت؟ در حالیکه علی را اجبار به پذیرش حکمیت کردند. (281680)
 
مهدی
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۵:۵۶:۵۰
با سلام

خب منظورشما از ارائه این متن چیست؟ یعنی می خواهید پیشنهاد حکمیت از سوی برخی (به اصطلاح) خواص را راهکاری برای بهبود شرایط حال جلوه دهید؟ بنده کاری به صحبت های آقای حسینیان ندارم، فقط همین را می دانم که \"حکمیت\" پلی برای رسیدن به \"حاکمیت\" است . مثل اینکه یادتان رفته است طرف دیگر حکمیت کیست!کسانی که زمانیکه آشوبگران پایتخت رو به آتش کشیدند و امنیت مردم را سلب کردند یا سکوت کردند و یا همنوا با bbcوvoa آنان راتحریک کردند ، کسانی که با دیکتاتوری محض جمهوریت نظام را زیر سوال بردند و براستی برابر با کدام مجازات قضایی آبروی رفته ی نظام در سطح بین الملل بازمیگردد؟

بدون شک رهبری معظم ، این حربه ی ددمنشانه ی برخی (به اصطلاح) خواص را مانند همیشه خنثی می نمایند ، ما هم بهتر است به جای آنکه به جان خودمان بیفتیم ، چشمانمان را باز نماییم و حقایق را بهتر ببینیم .

بنده همیشه از سایت شما دیدن می کنم ، چرا که احساس می کنم بیطرفانه همه ی اخبار را روایت می کنید ، اما گاهی اوقات در بعضی تحلیل هاتون دچارابهام میشوم و نمی فهمم مقصود صریحتان چیست .

باز هم تشکر (281449)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۶:۱۱:۴۹
حضرت علي (ع)حکمیت تحمیلی رو پذیرفتند امااین دلیل نمی شه که ماهم به رهبرمون حکمیت رو تحميل کنيم و بگیم زمان حضرت علی هم شد. مایی که به همیشه اونا رو لعنت می کنیم و می گیم ما اهل کوفه نیستتیم بيایم همون کار رو با رهبرمون بکنیم وبعدش هم بگیم اگه اشتباه بود چرا امام علی قبول کردند؟واقعا که (281459)
 
یه بنده خدا !
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۶:۱۴:۲۱
به نام خدا
با عرض سلام و ادب

دوست عزیز شاید اگر حضرت امیر علیه السلام تعداد اندکی از بسیجیان این زمان را در کنار خود میداشت تن به حکمیت نمیداد تا آنجا که اف بر دنیا می کنند که باید اسم علی در کنار اسم معاویه ذکر شود ؟
و اگر حکمیت را احمقهای زمان ایشان اجبار نمیکردند ، چشم فتنه عالم اسلام در همانجا از حدقه در می آمد و این مشکلات امروز فرق اسلامی بیداد نمی کرد .
دوست عزیز ! این میانه روها که الان سر از تخم بیرون آوردند نه هزینه دادند و نه جان و مال و ناموسشان آسیبی دیده . بعضاً اگر هم خدشه ای وارد میشد به گوشه سیبیل مبارک رد میکردند . اینها میانه رو هستند چون اهل جهاد و مبارزه و هزینه نیستند . جهاد فی نفسه در خود هزینه هایی دارد که بالاترین آنها گذشتن از جان برای احیای هدف عالی است .
شما یک طرفه به قاضی نروید لطفاٌ . آقای حسینیان با همین تحلیل به نظر شما نه چندان درست موضوع قتلهای زنجیره ای را چگونه برای همه افشاء کرد و جریان نفاق و وطن فروشی اصلاح طلبان و خاتمیها را چگونه از پرده بیرون انداخت . اینها را از یاد برده اید ؟ یا تحلیلها آنوقت به درد میخورد و الان به مذاقمان خوش نمیاید ؟
حسینیان همان کسی بود که یک تنه با مافیای عظیم اصلاح طلبی به مبارزه برخواست و محض رضای خدا سر سوزنی و جمله ای با کمترین تعداد کلمه بر علیه ایشان ذکر نشد .
اگر حسینیان با سابقه ای که در حوزه تاریخ دارد اشتباه میکند ، بفرمایید بنده و شما درست میگوییم ؟
حسینیان مثل هزاران دیگر فقط یک عضو از آحاد ملت شریف است که سخن مردم را میگفت . بر عکس شما ، افرادی را که بنده با آنها حشر و نشر دارم سخنان ایشان را کاملاٌ شفاف و واضح و بدور از سیاسی بازی برآورد کردند .
خداوند آن و کمتر از آنی ما را به حال خود رها نکند .
والعاقبه اللمتقین (281462)
 
امیری
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۶:۵۱:۱۶
نوشته است که:
\"به نظر وی چون نتیجه حکمیت آن دوران، نتیجه مطلوبی نبود، پس چنین شیوه ای برای مدیریت سیاسی، مفید نیست. بر اساس چنین تحلیل هایی، احتمالا سایر حرکت های ائمه(ع) را نیز باید بی نتیجه دانست!\"

آقای نویسنده حواست کجاست؟ مثل اینکه باید دوباره به درس ساده تاریخ دوره ابتدایی و راهنمایی رجوع کنی!؟
حکمیت از حرکات امیرالمومنین علیه السلام بود!؟
یعنی شما نمی دانید که حکمیت را عده ای مسلمان سست ایمان، بی بصیرت و جاهل به زور شمشیر به حضرت علی علیه السلام تحمیل کردند و انتخاب ایشان نبود؟ اصولاً در حضور امام معصوم و برحق، حکمیت چه معنایی داشته است؟ و چه کسانی باید در چه مواردی و برای چه تصمیماتی حکمیت می کرده اند؟

و نوشته است که:
\"امام(ع)، با هدف «حفظ سرمایه اجتماعی»، پیشنهاد حکمیت آنان را پذیرفت و حتی بر خلاف نظر خود، ابوموسی اشعری را به عنوان حکم، معرفی نمود.\"

امام علیه السلام ابوموسی را معرفی نکردند، بلکه وی را همان جماعت نادان به زور تهدید شمشیر بر صندلی حکمیت نشاندند!
اما حفظ سرمایه اجتماعی دیگر چه صیغه ای است؟ پذیرفتن حکمیت و شخص حکم (ابوموسی) صرفاً در جهت حفظ اصل اسلام بوده است که در آن زمان نیازمند ادامه حیات امیرالمومنین علیه السلام بود.

به نظر میرسد بعضی افراد گمان می کنند اعتدال در همه حال یعنی وسط چیزی را گرفتن! که این بدترین نوع تحریف اعتدال هست!
اگر اعتدال را یک اصل ارزشی و مثبت تعریف کنیم، گاهی اوقات اعتدال مقاومت و ایستادگی کامل معنا پیدا میکند و گاهی اوقات سکوت و تحمل در جهت مصلحت بالاتر، و گاهی نیز میانه امری را گرفتن.
یعنی می توان گفت قیام و کشته شدن حضرت سیدالشهداء بر خلاف اعتدال (به معنای مثبت و لازم آن) بوده است؟ یا می توان صلح امام مجتبی علیه السلام را بر خلاف اعتدال معرفی کرد؟

به نویسنده این مطلب توصیه می کنم بیانات امروز رهبر انقلاب را مطالعه و تدبر نمایند. (281483)
 
حسین
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۷:۳۰:۵۲
چند نکته:
1- پیشنهاد حکمیت عده ای ، پس از حدود 8 ماه که عدم اقبال عمومی جریان معترض و عدم امتیازدهی حکومت مشخص شده است همانند پیشنهاد حکمیت قران توسط معاویه است که چون شکست خود را قطعی دید به این حیله دست زد.
2- حضرت امام علی علیه السلام نیز با حکمیت مخالف بود وخیری در ان نمیدید ودلیل پذیرش ان ، بی بصیرتی غالب اصحاب و تحمیل حکمیت از سوی انان بود .در حال حاضر هر چند این بی بصیرتی از سوی خواص و بعضی قلم بدستان مشاهده می شود ولی توده های مردم با بصیرتی قابل تقدیر به حمایت از رهبر ، خواستار عمل به \" مر قانون \" و یکسان بودن همگان در برابر قانون هستند.
برداشت من از مواضع رهبری در تاکید به مر قانون ، نرفتن زیر بار تحمیل حکمیت بیجایی است که هم اکنون خیری در ان مشاهده نمی شود. (281495)
 
ناصر
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۷:۵۵:۱۱
سلام
شما دوست عزيزبا چه نيتي حكميت را مطرح ميكنيد
و اگر امروز جمعي از مردم خرد و بصيرت داشته باشند و اجازه ندهند حكميت به مولايشان تحميل شود آيا به معناي عدم تمشيت و تبعيت از علي (ع) ميباشد؟
آيا حكميت خوب بود كه مولي علي نميخواستند بپذيرند يا حكميت بد بود و به خاطر عدم ثبات و نامردي خواص مجبور به پذيرش آن شدند

فعلي كه مولي ان را بجا آورد حٌّسن فعلي نداشت بلكه قبح فعلي آن نيز براي ياران مشهود بوداما بر اثر شرايط حٌسن فاعلي پيدا كرد

ما نيز تابع رهبر و مولايمان هستيم و بر او خرده نخواهيم گرفت كه چرا جام زهر نوشيد ولي اجازه هم نخواهيم داد كه جام زهر بر او بنوشند يا حكميت را بر او تحميل نمايند (281505)
 
مهدی
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۸:۱۱:۵۱
حکمیت به حضرت تحمیل شد باید یاران حق اجازه ندهند حکمیتی دیگر تحمیل شود (281509)
 
مودی
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۸:۱۲:۱۶
باسلام

نویسنده محترم این مقاله شخص دیگری را متهم به عدم درک وتحلیل درست از تاریخ نموده است ولی خود در تحلیلش دچار اشتباه عجیبی شده است. درست است که حضرت علی ع حکمیت را پذیرفت ولی کیست که نداند این پذیرش از سر اکراه کامل بود وحتی پذیرش حکم هم همین شرایط را داشت. بعد از این نویسنده نتیجه میگیرد که این پذیرش از سوی حضرت باید الگوی رفتار سیاسی امروز نظام اسلامی باشد. اگر چنین باشد پس صلح امام حسن ع هم یک رفتار سیاسی امام معصوم بوده است وباید بدون توجه به شرایط زمانه الگوی رفتار نظام اسلامی باشد.و به همین گونه قیام خونین حضرت اباعبدالله حسین ع . اگر در درک علل رفتار سیاسی امامان معصوم شرایط و مقتضیات زمان آن بزرگواران را در نظر نگیریم چه بسا با تاسی بدون شناخت وبصیرت کافی از رفتار آنان دچار خطاهای وحشتناکی شویم. امام علی ع در شرایطی تن به پذیرش قطع جنگ وسپس حکمیت وبعد از آن حکم شدن ابوموسی اشعری دادند که تنها راه وبهترین راه در مقابل جهل وتعصب بدون بصیرت جمع کثیری از سپاهیان متعبد خشک مغز ش بود وچه بسا عدم پذیرش عمود خیمه اسلام که همان وجود مبارک آن حضرت بود در خطر حذف و نابودی قرار میگرفت. اما آیا شرایط امروز نظام اسلامی هم چنین است آیا نظام ناچار به پذیرش حکمیت است آیا مردم که سربازان و حافظان اصلی نظام هستند دچار اشتباه و سردرگمی شده اند وآیا در بزنگاه نهم دیماه کم گذاشتند آیا همین امروز رهبر انقلاب نفرمودند که از طرف ملت ایران واز طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد. البته یک نکته است وآن اینکه ملت بزرگ ایران در این فتنه پیچیده بسیار با بصیرت تر وشجاع تر از خواص عمل کرد وسر فتنه گران لجوج را به سنگ کوبید.واگر در دوران مظلومیت امام علی ع مردم به دنبال خواص غافل و یا عافیت طلب ودنیادوست گمراه میشدند امروزه شیعیان آن رادمرد با درس گرفتن از وقایع تلخی که اطرافیان ومردم کوفه بر آن حضرت تحمیل کردند تا این لحظه ولی فقیه زمان خود را تنها نگذاشته وانشاالله در ادامه نیز چنین خواهند کرد.به این برادر عزیز باید عرض شود که واقعا هم چنین است که هیچ مسلمان وحتی غیر مسلمان آزاده ای هم وجود ندارد که از ماجرای حکمیت ووقایع تلخ پس از آن دل خوشی داشته باشد واین موضوع اصلا هیچ ربطی به تعریض یا نقد رفتار سیاسی امام علی ع ندارد وآنچه اتفاق افتاد نه خواسته قلبی امام که تحمیل مشتی متعبد خشک مغز جاهل با صحنه گردانی خواص آلوده وفریفته شده از سوی معاویه بود . تاریخ بسیار روشن است که امام حسن ع هم از روز اول به قصد صلح به کارزار معاویه نرفت بلکه میخواست کار ناتمام پدر بزرگوارش که بواسطه شهادتش بر زمین مانده بود را در نابودی شجره ملعون اموی به انجام رساند اما همه میدانند که چه شد وچه گذشت و البته همه با آه وحسرت از آن یاذ میکنند وباز صدالبته که هیچ انسان منصفی نقد وخورده ای بر رفتار امام حسن ع در این واقعه نمیگیرد والسلام (281510)
 
م
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۸:۱۶:۳۱
حکمیت نقد یاران حضرت است که نگذاشتند چشم فتنه از حدقه بیرون آید نه نقد خود حضرت (281512)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۸:۴۷:۰۳
حرف های دست مطرح کردید ولی تمام حقیقت این نیست...
اما رهبری پرچم دار است و مسئول بررسی و برخورد...
در همان صحبتی که ایشون در مورد عمار ها داشتند از نخبگان خواستند که نظر خود را بگویند همین و سعی کنند که این نظر به حق نزدیک باشد پس به صرف صحبت نمیشود کسی را تندرو یا کندرو معرفی کرد.
شما باید تمامی صحبت های رهبری را در کنار هم در نظر بگیرید آقای خامنه ای در همان هفته اول گفتند که باید به صورت قانونی با بی قانونی سران این جریان برخورد کرد این صحبت بعد از 8-9 ماه تغییر نکرده است.
این حرف خودش یک کلید است یعنی باید مرّ قانون در مورد قانون شکنی صورت گیرد.
چیزی که الان در بیان عده ای که دنبال حکمیت هستند مطرح است این است که این مدعیان حکمیت در پی برخورد قانونی نیستند و فقط قصد فیصله ماجرا بدون توجه به گذشته را دارند...
قضایا جمع و از این به بعد هم صلوات...
مگر میشود این همه خلاف کرد و برخوردی انجام نشود سوال من این است چه کسی بود که فردای انتخابات با آقای موسوی دیدار کرد؟چه کسی بود که بعد از دو روز به نمایندگان معترضین دیدار کرد؟
آیا آن موقع اتفاقی افتاده بود کسی کشته شده بود جواب واضح است که خیر مگر رهبری همان روز اول با دیدار با آقای موسوی ایشون رو به روند قانونی دعوت نکرد؟
ولی ایشون به پشتوانه مردمی که به شدت تحریک شده بودند فقط دنبال لشگر کشی بودند جز اینه؟
ایشان به زغم خود احساس می کرد که می تواند در آن زمان به خاطر جو موجود روال را جور دیگری پی بگیرد و طبق گفته خیلی ها که مسئول دعوت ایشون به روال قانونی بودند ایشون کف خواسته هاش ابطال انتخابات بود...
مگر همان روزهای اول مجلس چندین نماینده برای صحبت با ایشان نفرستاد مگر شخصی مثل آقای مهدوی میانجی نشد؟ مگر از آقای هاشمی درخواست نشد که ایشون از آقای موسوی دعوت به همکاری بکند؟
ایشان چون احساس می کردم که پشتوانه داره دنبال حکمیت نرفت ولی الان که مردمی باقی نماینده صد نفر را واسطه حکمیت می کند...
ولی سیاست رهبری تا الآن ففط مدارا و سعی در روشنگری برای مردم است که ریزش ها هم نشان دهنده این مطلب است...
خود من از کسانی هستم که به خاطر صحبت های ایشون که فرمودند که مانند عمار باید به شبهات جواب داد شاید نزدیک دو ماه روزانه 20 ساعت به سایت های مختلف می رفتم و سعی می کردم که با منطق با مدعیان تقلب صحبت کنم و قانعشون بکنم و بعد از دو ماه شاید ساعات این کار کم شد ولی هیچ وقت قطع نشد.
من کماکان به شدت از ضعف صدا و سیما گله دارم که نتونست خوب شبهه زادیی بکنه ولی من خودم از خودم راضیم که ساکت نشستم ولی بعد از این قضایا الان واقعا کمتر کسی مودنده که دروغ تقلب رو باور کرده باشه جدا از بحث نباید به گذشته صلوات فرستاد این صحبت من نیست این صحبت رهبر است حالا این که چگونه باید به این آقایان برخورد کرد هم مسئولش ما نیستیم نوع برخورد هم در دست رهبر است...
خواهش منم اینه که یه طرفه به قضایا نگاه نکنیم اگر این سمت شریعتمداری منصوب رهبر احمدی نژادی بود مگر آقای دعایی از حامیان موسوی نبود مگر موسسه اطلاعات محل برگزای سمینارهای ایشون نشد...
اگر در مجمع تشخیص مصلحت راستی ها هستند امثال هاشمی ها انصاری ها و .... هستند اصلا نباید جایگاه رهبری را پایین آورد تنها کسی که شاید در این مملکت با دو جناح به مساوات بازی میده رهبری است...
الان هم که 8 ماه از نماز جمعه معروف میگذرد هم دقیقا مشخص شد که قضیه ای که ایشون 8 ماه پیش میدید و می گفت که اگر این جریان شروع بشه شروعش با شماست ولی خاتمه این جریان دست شما نیست...
آیا جز این شد؟ (281526)
 
حسین
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۹:۴۶:۰۲
قابل توجه نویسنده:امام علی وقتی حکمیت را قبول کرد که شمشیر زیر گلویش گذاشتند و گفتند اگر مالک برنگردد ترا می کشیم.در ضمن امام مالک را به عنوان حکم معرفی کرد ولی یاران ابو موسی را.در آخر امام کل قضیه حکمیت را اجباری می دانست و با کسانی که حکمیت را بر او تحمیل کردند جنگید.توصیه می کنم نویسنده در مورد حکمیت مطالعه بفرمایند. (281537)
 
عبدالزهرا
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۱۹:۴۶:۱۳
اگر به شما بگویند که چند تا گربه مشغول بررسی ظرائف مغز انیشتیتن هستند و می خواهند بفهمند که او چطور اینقدر نابغه است خنده تان نمی گیرد؟
تعجب می کنم از حسینیان که مغزش دربرابر عظمت امام علیه السلام حتی کمتر از مثال فوق هم هست چطور نسبت به ائمه اینقدر راحت اظهار نظر می کند
یکبار می گوید صلح امام حسن به نفع امام حسن نبود یکبار هم راجع به حکمیت
مشکلیست بی سوادی عجیب مشکلی (281538)
 
پاسخ به عبد الزهرا
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۴:۳۷:۲۷
نمی دانم سایت الف چرا متن شما را فاقد توهین توصیف کرده اما به شما توصیه می کنم از غرور دست بردارید افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است (281803)
 
حمیدرضا
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۱:۵۲:۵۶
باشه!
شماهم بازی!

متاسفم برای اقایانی نظیر روح الله دهقانی

تا ساده لوحانی مثل شما در این مملکت هستند احتیاجی به معاندین خارج نشین نداریم

کمی بصیرت هم بد نیست داشته باشین..
سر سوزنی هم بصیرت میتونست برای شما راهگشای خیلی از مسائل باشه..
از کار الف هم درعجبم که چنین طرز تفکرات سبک سرانه ای رو راحت رو سایتش میذاره..

کلاس کار خودتونو پایین نیارین تورخدا..

البته شاید سکوی پرشی باشین برای القای اعتماد به نفس به امثال جناب نویسنده (281576)
 
مجيد
۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۳:۱۳:۰۰
نويسنده محترم گرچه كوشيده تا تشبيه خود به اين زمان را مخفي كند اما قصد نگارنده محترم آنقدر مشخص است كه قابل پوشاندن نيست. اگر امام(ع) در آن زمان مجبور به پذيريش حكميت شدند به خاطر آن بود كه «عمار» ها در سپاهشان بسيار كم بودند و اكثريت مطلق خواهان حكميت شده بودند اما در روزگار ما تنها اقليتي قانون گريز براي بقاي خود از حربه حكميت استفاده مي كنند نه اكثريت مطلق. (281597)
 
بصیرت
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۰:۱۰:۴۸
با سلام-خیلی ضعیف بود- فکر می کنم سایت الف باید در انتخاب مطالب دقت و وسواس بیشتری به خرج بده- باتشکر (281608)
 
محمد
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۸:۲۶:۴۶
شايد بد نبود نويسنده محترم پيش از آن كه در مورد تحليل تاريخي به آقاياي حسينيان توصيه اي بكند، خود آن توصيه ها را به كار مي بست. تمام متن فوق بر اساس فرضي اشتباه بنا گذاشته است. شايد بد نياشد به ايشان يادآور شوي كه علي (ع) تن به حكميت نداد تا آن دم كه شمشير بر زير گلويش گذاردند و در سپاه مسلمين فتنه به راه انداختند و حق را مشتبه نمودند و حضرتش از روي ناچاري مجبور به پذيرش حكميت گرديد.
حال نويسنده محترم در عمل - چه بخواهد و چه نخواهد - سايرين را بواسطه آن كه نمي خواهند بگزارند دوباره حق و باطل در هم بياميزد و نميخواهند بگزارند تيغ بر گردن علي زمان گذاشته شود نكوهش مي كند كه وظيفه علي زمان ايستادن بر حكم الهي و اداي تكليف است، نه رفتن زير بار خواسته هاي بزرگان و ... . در حقيقت گويي نويسنده از عمار بودن انتقاد مي كند و ندا در مي دهد كه اگر همچون خوارج نيستيد لااقل در مقابل آنان نباشيد! (281663)
 
محمد
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۰۹:۱۵:۳۱
بسم الله
متأسفم که با مغالطه، مقام فعل و فاعل را خلط کرده اید. «حکمیت» پروژه ای شیطانی، و تحمیل حکمیت به حضرت گناهی بسیار بزرگ بود، اما در پذیرش اجباری آن توسط حضرت ذره ای اشتباه رخ نداده است.
و نتیجه ی سخن فوق در وظیفه ی ما این که : نباید بگذاریم حکمیت به امام مسلمین تحمیل شود، اما اگر امام مسلمین (به خاطر مصلحتی) حکمیت -که ذاتاً امری مذموم و خلاف خواست امام است- را پذیرفت، باید اطاعت کرده و بپذیریم.
موضع آقای حسینیان همان موضع مالک بود که تمام تلاش اش را کرد تا حکمیت به امام تحمیل نشود. و این به این معنی نیست که وقتی امام -به خاطر کم بودن افرادی مثل مالک- تن به حکمیت داد، حرف امام را نپذیرد!
http://img.tebyan.net/big/1387/11/21110623392449316523724025463141379270168.jpg

در تاریخ ثبت شده است که وقتی در ماجرای حکمیت قرارنامه امضا می شود، و همه شاد و خوشحال اند که جنگ و خونریزی تمام شد و دور هم هستیم و...، مالک اشتر قبول نمی کند. به امام می گویند که مالک باز هم دارد تندروی می کند و از شما جلوتر حرکت می کند! حضرت دو نکته را در جواب می گویند که خیلی جالب است:
1. نه! مالک اگر بفهمد که من راضی شده ام، او هم راضی می شود. (یعنی درست است که مالک -به درستی- با حکمیت مخالف است، اما اگر بداند امام اش از روی مصلحت این کار غلط را قبول کرده، بی درنگ راضی می شود).
2. نه! موضع مالک از من فاصله نگرفته. بین شماها دو نفر -حتی یک نفر- نیست که اندازه ی مالک دشمن را بشناسد و بصیرت داشته باشد. (یعنی کار درست و حرف دل من امام علی هم، همان تندروی(!) مالک است که می گوید پدر معاویه را باید دربیاوریم. اگر شما هم اندازه ی مالک می فهمیدید، من مجبور نمی شدم تن به این کار به ظاهر زیبا و به باطن زشت بدهم). (281687)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۹:۵۵:۱۲
واقعاً همین طوره. خوب گفته. من نمی فهمم الف برای چی این مقاله رو چاپ کرده. حتی به اسم مهمان. نمیشه که تو یک موضوعی که برای مردم حساسه مثل امام علی، بیایم یک مقاله بی ربط چاپ کنیم با یک تیتر بدتر و رو به فردا و حسینیان رو متهم کنیم به مخالفت با امام علی! بابا انصاف تون (281957)
 
ابوذر منتظرالقائم
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۰:۰۰:۱۳
سئوال من این است : حکمیت که خدعه ی عمروعاص پس از التماس معاویه بود را جدیدا باید اقدام امیرالمومنین بنامیم ؟ خداشاهد است تیتر انتخاب شده ، چقدر حجم متراکم خطاکاری در خود دارد ! این چه تیتری است ؟زیر سئوال بردن حکمیت معاویه ، نقد تلویحی امیرالمومنین علی علیه السلام است؟ این فریب از کجا آمد که جدیدن حکمیت به امیرالمومنین نسبت داده شد ؟ نکند ماجرای سقیفه هم تدبیر امیرالمومنین بود ؟ الله اکبر. خدایا چقــدر راحت تاریخ را تحریف می کنند ! آنچه که دشمنان با تدبیر و دوتان نادان با شمشیر جهل خود به مولا تحمیل کردند و حتی حکم انتخابی مولا یعنی ابن عباسرا نیز نپذیرفتند ، بعد از گذشت چهـارده قرن به امیرالمومنین بستند ! ایا همه مخالفتنها با باصطلاح تندروی همین است ؟

**
راستی آن فضایی که در زمان هفت ماه اخیر \"بــــــاز\" شده بود و می گویید امثال حسینیان می خواهند آن را ببندند چه فضایی است ؟ کمی راحت باشید. بدور از قلمفرساییها ، رک و صریح و بقول امثال من عوامل ، صاف و پوست کنده حرف دل را بیان کنید. (281702)
 
يك دانشگاهي
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۰:۰۲:۵۰
همان ايرادي كه به تحليل حسينيان وارد مي‌كنيد بر تحليل شما هم وارد است. نمي شود هر تحليل تاريخي را اين‌گونه زيرآبش را بزنيم و به منزلة تعريض به ائمه تلقي كنيم.
از سوي ديگر، اين شرايط را نمي‌توان با آن زمان تطبيق كرد و يا همان رفتار را تجويز نمود. در شرايطي كه همه قواعد و سازوكارهاي فيصله‌بخش در جامعه وجود دارد و هنوز آزمايش نشده است، نبايد با راهكارهاي اضطراري و استثنايي روي آورد. اگر اختلاف بر سر قوة مجريه و انتخابات است، هنوز نظام سياسي و حكومت محل منازعه نيست كه آشتي ملي و حكميت مطرح شود. در زمان حضرت امير (ع) معاويه نسبت به اصل حاكميت و رأس قدرت، مدعي بود و جنگ بين مسلمانان، ولي فعلاً معترضان در ظاهر و علن، نسبت به نظام و شخص رهبري مدعي نيستند و طبيعي است كه بايد نظر نهايي رهبري را به عنوان فصل الخطاب و ناظر بر سه قوه بپذيرند، وگرنه آنها با اصل نظام و حكومت معارض شده و در صورت داشتن اكثريت قابل قبول راهي جز انقلاب و سرنگوني حكومت ندارند. در آن شرايط، ممكن است يك نظام براي حفظ خودش به حكميت و مصالحه تن دهد. (281704)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۰:۴۱:۳۶
مگر می شود رفتار امام معصوم را نقد کرد که اشتباه کرده ؟
پس اگر این طوری معصومیت امام زیر سوال می رود !
از این دست مثالها می شود زیاد زد صلح حدیبیه صلح امام حسن (ع) ولی عهدی امام رضا سکوت اکثر امامها ! (281719)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۱:۰۱:۵۳
سایت الف متاسفانه ازاین مسئله غافل شده که پذیرش حکمیت ازسوی علی(ع)طوعا نبوده است بلکه اجباری وبادرنظر گرفتن نظرات جمع بود.اگربقیه مطلب راهم دقیقابررسی کنیم می بینیم همان کسانیکه حکمیت رتبه اوروح العالمین له الفدا تحمیل کردندهمانهابعدا به حضرت فشارآوردندواوراتکفیرکردندکه چراحکمیت راقبول کردی.دراین زمان هم مامی بینیم حضرت امام علیرغم میل باطنی خودوبراساس رای اکثریت مسایلی راقبول می کردندمن جمله مسئله قائم مقامی و... پس بنابراین نقدآقای حسینیان ازحکمیت تعریض به حضرت نمی باشدبلکه تعریض به کسانی است که حکمیت رابه حضرت تحمیل نمودند.حضرت دران شرایط که همه برطبل قبول حکمیت می نواختندتن دردادومابایداگرادعامی کنیم که اهل کوفه نیستیم علی تنهابماندبایدحکمیت رابه علی تحمیل نکنیم ونگذاریم حکمیت به علی تحمیل شود. (281727)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۱:۳۰:۵۶
جناب آقای دهقاني
عرایض و فرمایشات شما تا زمانی موضوعیت داشت که رهبر معظم انقلاب اتمام حجت نکرده بودند. نه امروز که فتنه گران آشکارا با مواضع تند و بعضا دو پهلو به گمان خود همه را مورد تمسخر قرار داده اند.
متاسفانه تحلیل شما نشان دهنده گرفتار شدن شما در دام و حیله جدید \"حکمیت \" آقایان دارد که با عناوینی مثل \"وحدت ملی\" و \"مصلحت\" قصد فریب مردم و فراری دادن خود و سایر مجرمان از چنگال قانون و عدالت دارند.
هوشیار شوید و بیش از این ناخواسته آب در آسیاب فتنه گران و دشمنان نظام نریزید.
طبق قانون مجرمین در هر پست و مقامی که باشند، \"باید\" محاکمه و مجازات شوند تا عبرت دیگران شوند. هرگونه تلاش برای تبرئه و یا لاپوشانی جنایات اعتقادی و عقیدتی این قوم فتنه گر قدرت طلب، از نظر مردم به عنوان همراهی با آنها تعبیر خواهد شد.
پس هوشیار باشید و نا خواسته خود را در برابر مردم قرار ندهید.
ضمنا ، حسینیان مثل میلیونها دیگر فقط یک عضو از آحاد ملت شریف است که سخن مردم را میگفت . (281733)
 
داودی
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۲:۰۰:۱۰
من نمیدونم مگر توی این کشور قانون وجود نداره که بعضی ها مرتب دم از حکمیت و لوئی جرگه و امثال اینها میزنند.این همه توی این 30سال خون دل خورده شد تا قانون اساسی نوشته شدو نهاد سازی انجام گرفت و اونوقت بعضی ها به راحتی آب خوردن همه اینها رو زیر پا له میکنند و دم از ریش سفیدی میزنند. باید خون گریه کرد. (281744)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۲:۲۸:۲۳
آقای نویسنده خدتون هم می دونید چه چرندیاتی نوشتید؟شما حتی تاریخ رو درست نمی دونید چه برسه به تحلیلش.ماجرای حکمیت و ابو موسی رو نادان های سپاه امام علی (ع) به ایشون تحمیل کردند و امام (ع) هرگز اون رو نپذیرفتند. همون کاری که شماها دارید مثل خوارج اون زمان میکنید ولی خیال خام در سر می پرورانید. وقتی مقام ولایت اون هم بر حق و با اختیارات شخص وجود داره دیگه حکمیت چه معنایی داره؟جز اینکه دارید خون به دل رهبری می کنید.فقط امیدوارم که حرفاتون از سر نادونی باشه نه عمد. (281753)
 
غلامعلی دزفولی زاده
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۲:۳۱:۰۱
چند سوال از مدافعان حکمیت:
چرا حکمیت چرا رجوع به قانون نه؟ مگر مخالف قانون هستید که در پی حکمیت؟ ایا قانون ضعف دارد؟ اگر نه که رجوع شود به قانون واگر قانون ضعف دارد جناب میرحسین موسوی گفتند هرکس قانون را قبول ندارد برورد از راه قانون قانون را اصلاح کند وکسی که قانون را قبول ندارد دیکتاتور است
چرا بطور اتفاقی! وقتی داد حکمیت در صدر اسلام وحال سرداده میشود که مرگ سیاسی جلوی چشمان اقایان میرقصد وانگاه قران برسر نیزه میرود (281755)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۳:۱۷:۱۲
دوستان عزیز چرا اینقدر لقمه را دور سرمان می گردانیم مسئله اینقدر پیچده نیست .اگر ملاک ما قانون است همه چیز حل می شود البته اگر بر مبانی اسلام باشد خلاصه بگویم بر اساس اعتقادات اسلامی همه در جایگاه مساوی قرار دارن .به عبارت دیگر هیچ کسی در برابر دیگری امتیاز خاصی ندارد . مگر نبود حضرت علی که برای زره خود به دادگاه رفت ؟ اگر واقعا ارادهای برای اجرای قانون بود آیا مشکلی بود؟ .خدا به وسیله قرآن وپیامبر وائمهمطهر بارها بر ایجاد برابری بین همه اقشار تا کید والزام آور کرده .آیا واقعا در این زمان این چنین وضعی حاکمه ؟اگر ظلم وبی عدالتی وجود داشته باشدانتظار هر چیزی را باید داشت (281767)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۳:۱۹:۴۹
آرقای حسینیان باید یکبار سوار قطار شیراز تهران شود هر وقت به مقصد رسید آنوقت صحبت کند (281768)
 
م.مرگان
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۳:۲۱:۱۳
اگر قرار باشه بریا هر کسی که چهار تا ادعای بی سند می کنه، بعد از لو رفتن شورای حکمیت تشکیل داد و آشتی برقرار نمود، بعد از این هر مخالف نظام ادعاهای بی اساس خودش را مطرح کرده و بعد از اینکه آبرویی برایش باقی ماند، درخواست بخشش توسط شورای جکمیت میکند.
این که رسمش نیست! قانون برای همه یکسان لازم الاجراست. (281769)
 
عبدالله خرم
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۳:۲۶:۲۸
1- - در اينكه نظام اسلامي ايران براي پيشرفت احتياج به ارامش دارد و منازعات(في ذاته)امري مطلوب نيستند كه شكي نيست.
2- اما در مورد منازعات انتخابات دهم: اتهامات ريز و درشتي به نظام وارد شده و گروهي از مردم را دچار
سرگرداني كرده است.تكليف اين اتهامات بايد روشن شود و نبايد بصورت استخوان لاي زخم باقي بماند كه بسيار خطرناك است.
3- گروهي كه 7 ماه بي توجه به درخواستهاي ارامش وپيگيري قانوني مطالبات به طبل منازعات كوبيدند،اكنون منادي وحدت شده اند.اين گروه همانطور كه در اوايل-حتي بعد از پذيرفته شدن درخواستهايشان از سوي گروه پيگيري-با عدم معرفي نماينده نگذاشتند و نخواستند كه تكليف اتهامات يكسره شود،الان هم با مبهم ماندن قضيه و بدون اعتراف به ساختگي بودن اتهامات(نگه داشتن اتش زير خاكستر) ميخواهند منازعات مختومه اعلام شود تا بتوانند علاوه بر رسيدن به بخشي از اهداف خويش(شكستن ديوار حرمت ولايت فقيه و ولي فقيه) همچنان جايگاه قبلي خود در حكومت را حفظ كنندوهنگام مقتضي دوباره با بهانه اي جديد وبا استفاده از اتش زير خاكستر بلواي ديگري را اغاز كنند.
4- وحدت و ارامش لازم است اما شرط اول و لازم الاجراي ان مشخص شدن ادعاي تقلب در انتخابات است كه بزرگترين لطمه را به نظام زدوبرگ برنده بزرگ ايران در سطح بين المللي را در اين موقعيت حساس سوزاند.اقايان معترض صريحا اظهارنظر كنند يا اعتراف كنند كه تقلب واقعيت نداشته ويا مدارك محكمه پسند خود را (ونه كلي گويي ها و مطالبي كه حتي در صورت صحت،باعث ابطال كل انتخابات40 ميليوني نميشود) رو كنند.
5- در نهايت حكميت در حضور قانون وجهي ندارد انچه هميشه بايد مد نظر باشد قانون است و نبايد خارج از حيطه قانون و مسئولين قانوني هيچ كاري صورت بگيرد. شايد لزومي به دستگيري مسببين نباشد وانزواي انها (مانند ايت الله منتظري) به نظر من بهترين كار است.اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا (281770)
 
rmir
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۳:۵۶:۰۷
اهاي اونايي كه دم از حكميت ميزند ...
فقط به اين سئوال جواب بدين
وقتي قانون اساسي و رهبري هست حكميت براي چه ؟
حكميت يعني نفي هر دوي اينها (281779)
 
کاظم
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۴:۰۷:۳۰
نویسنده ی این مقاله نه تنها قدرت تحلیل تاریخی ندارد، بلکه متاسفانه اطلاعات تاریخی هم ندارد. آقای دکتر! حکمیت به امام علی تحمیل شد با زور شمشیر و محاصره خیمه ی فرماندهی توسط بی معرفتان و شخص ابوموسی هم تحمیلی بود چرا که حضرت امیر عبدالله ابن عباس را معرفی کردند.
طرفداران نظریه ی حکمیت بعد از انتخابات خواسته یا ناخواسته نفی قانون می کنند . مملکتی را که قانون دارد چه نیازی به حکمیت است؟ اگر اصالت با صلح و دوستی با مجرمان باشد ، باید از علی (ع) می پرسیدند که چرا از ابتدا با معاویه وارد جنگ شدی؟

فارغ از سوابق مخالفان حکمیت که البته بسیار روشن و افتخار آمیز است، رها کردن سران فتنه که همه تیرهای خود را به سمت انقلاب روانه کردند و الان از روی ناچاری پرچم سفید بلند کرده اند ، همان روشن گذاشتن آتش زیر خاکستر است. و گزیده شدن از یک سوراخ توسط مارهای مختلف است که همگی از یک حفره سر بر اورده اند.

ضمنا عملکرد نامطلوب بعضی افراد در وقاحت عملکرد سران فتنه گم شده است که ریشه کنی این جریانات باعث می شود به این کاستیها بیشتر وجه شود. (281787)
 
بب
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۴:۲۳:۰۳
اقای حسینیان تصمیم حکمیت امری تحمیلی به امام علی دونستن نه این که رفتار خضرت عتی نقد کنند (281796)
 
رضايي
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۵:۱۰:۱۲
فتنه گران مي خواستند طوري القا كنند كه شرايط حكميت است كه علي زمان هم بپذيرد ولي آن زمان مردم نداي قتل علي سر مي دادند (اگر نپذيرد) ولي الاان مردم نداي واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد سر مي دهند. پس نبايد به ان وضع عمل كرد. البته امام (ره) برخي موارد حكميت از نوع ضعيف(تعبير بنده) را پذيرفته چون در نامه عزل منتظري مي نويسد والله من مخالف مطرح شدن بني صدر و بازرگان بودم ولي به توصيه دوستان پذيرفتم. (281822)
 
ناصر
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۱۵:۲۷:۰۲
واقعا درج اين مقاله كه از هر منطقي خاليست چه جايي داشته است ؟‌ايشان دليل حكميت را حفظ سرمايه اجتماعي از سوي حضرت مولا دانسته اند ؟ اين را از كجا استخراج كرده اند؟ يعني چه؟ مگر استدلال هاي حضرت را در خصوص تن ندادند به حكميت نشنيده اند؟ اصولا در حال حاضر مخالفان حكميت نمي گويند كه حضرت نعوذبال.. اشتباه كرده است و ما نمي كنيم بلكه هم آن زمان و هم الان بايد اين نكته را بفهميم كه حكميت در مقابل ولي خدا بي فايده بوده است اين نكته اصلي است كه بهتر است درك كنيم در آن زمان حضرت مي فرمودند كه من قرآن ناطقم ولي برخي مردم مثل شما با اين استدلال كه ما بايد سرمايه اجتماعي را حفظ كنيم بايستي با طرف مقابل كه آنان نيز مسلمان هستند گفتگو كنيم و به راه حل مورد رضايت طرفين برسيم دقيقا همان چيزي كه برخي امروز مي گويند و دارند رهبري را با اين استدلال ها كنار مي گذارند و نقش رهبري را در حاكميت اسلام ابتر مي نمايانند سخن اين است كه در حضور رهبري و ولايت سخن از حكميت گفتن ناپختگيست و خامي و نتيجه آن نيز شهادت ولي خدا خواهد بود نه اينكه حضرت امير اشتباه كردند اشتباه از اصرار بر حكميت و نشنيدن سخنان صريح رهبر جامعه اسلامي بود برادر عزيز خودتان را به آن راه نزنيد (281834)
 
ik
۱۳۸۸-۱۱-۰۷ ۲۳:۰۲:۱۳
خنده داره که سایت آقای توکلی این صغری کبری چینی رو به خاطر این که حسینیان رو بکوبونه نشر میده.
... بر سر توکلی که برای راه انداختن حکمیت میاد و حکمیت علی رو توجیه میکنه.
اینجوری میخوای اون دنیا جواب امام رو بری؟ (282032)
 
ابوالفضل
۱۳۸۸-۱۱-۰۸ ۰۰:۵۹:۵۵
فقط می شه گفت با عرض پوزش نقد اساده لوحانه ای بود .حکمیت بر علی با شمشیر تحمیل شد!حالا هم عده ای دنبال همین بودند!به همین سادگی! (282066)
 
۱۳۸۸-۱۱-۰۸ ۱۳:۴۲:۲۷
آیا روزی کسی فکر می کرد که حکمیت \"سیره امیرالمومنین\" معرفی شود ؟ :) (282293)
 
۱۳۸۸-۱۱-۱۰ ۰۷:۱۹:۲۱
با سلام،

فکر میکنم دیگه کسی این مطلب را زیاد مطالعه نکنه...ولی یک نکته ای به ذهنم رسید که گفتم شاید به دردتون بخوره....

۱- طرح مسئله حکمیت نشان از این داره که دعوا در بالا هست و نه در پایین و از مردم سوء استفاده شد برای به کرسی نشوندن حرف خودشون.

البته شایان ذکر --- بحث اینکه آیا اوضاع دیگه در کنترل بعضی ها هست یا نه اون بحث دیگه ای هست. که شاید حتی با حکمیت مشکلی حل نشه.

البته امیدوارم که هر چه زودتر این مشکلات همه برطرف بشه. (282832)
 
محمدي
۱۳۸۸-۱۱-۱۰ ۱۱:۳۷:۲۷
البته طبق منطق آقا ي دهقاني اگر امام كمي بيشتر صبر مي كردند بالاخره همه خوارج يكي يكي به مرگ طبيعي مي مردن ديگه نيازي به جنگ هم نبود براي همين ميگن اظهار نظر در مسائل دين را بايد به دست كارشناسان دين سپرد و پر واضح است كه حسينيان آگاه تر ولايتي تر تارخ دان تر با بصيرت تر و كارشناس تر است از اين آقا كه البته شايد هم وجود نداشته باشه و يه اسم باشه براي نوشتن نظرات خودتون (282925)