کد مطلب: 31501
پادشاه لخت سينماي ايران !
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۳
چه كسي جرات مي كند به اين آقاي فيلمساز بگويد با عرض معذرت ولي اين فيلم بود يا ...چه كسي شهامت دارد، براي اين استاد هميشه در جشنواره حاضر بنويسيد « شيرين» شما زهر حلائل بود! كساني كه كار هنري را چه از دانشكده هنرهاي زيبا چه از انجمن سينماگران جوان و يا حتي حوزه هنري و هر مجموعه آموزشي سينمايي ديگر آغاز كرده باشند، از همان جلسات اول با بتي به نام عباس كيارستمي آشنا مي شوند بتي كه آنها بايد از همان آغاز همه آثارش را شاهكار سينمايي ايران و بلكه جهان! قلمداد كنند تا مبادا بهبي سوادي و خروج از حيطه روشنفكري متهم شوند.بايد از فهم و درك خود چشم پوشند و سابقه و شهرت آقاي كارگردان را معيار قرار دهند كه اگر چنين نكنند به وصف تماشاگر عام متصف مي شوند و از مزيت عنوان تماشاگر خاص محروم مي مانند! آنها بايد بياموزند كه 90 دقيقه خيره شدن به پرده سينما و ديدن چند عكس پشت سر هم و يا واكنش چند هنرپيشه زن به يك صحنه و نمونه هاي ملال آوري از اين دست اوج هنرنمايي يك فيلمساز است و در برابر خلق اين شاهكارها بايد فقط تعظيم كنند! و خدا را شاكر باشند كه چنين عطيه الهي به اين سرزمين عطا شده كه در بسياري از نقاط اين عالم سينماي ايران را تنها با نام اين كارگردان مي شناسند.اين انفعال فراگير محصول وادادگي منتقدان و دست اندركاران سينما در دهه شصت و هفتاد نسبت به آثار اين كارگردان بود كه اگرچه برخي از آنها با پيروي از قواعد كلاسيك هنر هفتم قابل تأمل و مخاطب پسند بودند اما بسياري از اين آثار كه اتفاقا به دفعات از سوي منتقدان مشمول تشويق و تأييد شدند، مخاطب گريز و ساختار شكن بودند. ساختارشكني اين فيلمساز هم نه از بهر نوآوري و خلق تكنيك هاي جديد كه از روي تجربه هاي شخصي و بي اعتنايي به مخاطب عام بود. تا آنجا كه اين فيلمساز هنر سينما را با نگارخانه شخصي خود اشتباه گرفت و هرچه در ذهن مي پروراند در قالب هنر هفتم به خورد مخاطب داد و عده اي هم از باب روشنفكرزدگي تصور مي كردند كه اگر به مخالفت با اين فيلمساز برآيند به دليل سابقه و كلكسيون جوايز و شهرت او محكوم به شكست خواهند بود پس همان بهتر كه پادشاه لخت سينماي ايران را به خاطر لباس فاخر! تمجيد كنند و براي او سوت و كف بزنند. چنانكه اين اتفاق پس از سالها دوري او از جشنواره فيلم فجر دو سال پيش با نمايش افتخاري فيلم، « راهها» تكرار شد و جماعتي پس از ديدن اين فيلم كسل كننده در سينما صحرا كه از ابتدا تا انتها عكس هاي سياه و سفيد جاده ها و راهها را نشان مي داد، هورا كشيدند و كف و سوت زدند! كيارستمي خوب مي داند كه اين اقبال مخاطبان به او به دليل استقبال جشنواره هاي خارجي به آثار اوست. و حال با قبول اين مقدمات بايد رويداد اخير جشنواره ونيز را تحليل كنيم. چرا تماشاگران فيلم « شيرين» كيارستمي در اعتراض به اين فيلم تحصن كردند. پلاكارد نوشتند و كاريكاتور كشيدند و خواستار بازگشت پول بليط خود شدند؟ نگارنده اين توفيق را داشته كه بخشي از اين فيلم را ببيند، اگرچه موضوع فيلم هم انعكاس وسيعي در رسانه ها داشت. واكنش 24 هنرپيشه زن ايراني به يك تصوير ... اين عبارت تمام فيلم است و همچون فيلم هاي اخير او واجد سكون ، يكنواختي و ملال آوري! لذا اكنون بايد اين پرسش را مطرح كرد كه آيا تماشاگران جشنواره ونيز هم مخاطبان عام بودند؟ آيا وقت آن رسيده كه همان طيفي كه اين بادكنك را باد كردند آن را بتركانند؟ آيا اين اتفاق نقطه عطف پايان عصر كيارستمي و سينماي روشنفكرزده است؟