۵
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 19929
انگیزه‏ اظهارات اخیر جلال طالبانی
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۹
سخنان جلال طالبانی رئیس جمهور عراق مبنی بر لغو قرارداد 1975 الجزایر به مانند یک شوک بر روابط ایران و عراق فرود آمد. اگر چه طالبانی پس از موضع گیریهای صریح مقامات ایرانی از موضع خود عقب نشینی کرد اما مطمئنا تاثیر این اظهار نظر در آینده نیز باقی خواهد ماند. عده ای سخنان او را با صدام حسین مقایسه کردند که در اوایل دوران انقلاب با چنین صحبتی و با چنین بهانه ای یک جنگ طولانی مدت و فرسایشی را باعث شد. واقعیت اینست که بین سخنان طالبانی و صدام حسین اگر چه شباهت ظاهری وجود دارد اما از دو خاستگاه  کاملا متفاوت سرچشمه می گیرند. صدام حسین براستی توسعه طلبی ارضی را هدف گرفته بود و می خواست با غلبه بر قوی ترین کشور منطقه جای آنرا بگیرد؛ جنگ برای صدام حسین وسیله سلطه بر خاورمیانه بود اما در مورد جلال طالبانی این موضوع به هیچ وجه مصداق ندارد.

چه عاملی طالبانی را به سمت این اظهار نظر کشانید تا در شرایط بحرانی داخلی عراق چنین باب جدیدی را باز کند؟ برای این کار می توان سه حالت را متصور شد:

1. نخستین دلیل این اظهارنظر به اوضاع داخلی عراق باز می گردد. عراق بدون هیچ بحثی درگیر یک جنگ داخلی است و فاقد هر گونه اتحاد ملی است؛ توافقنامه های بسیاری که بین قبایل و مذاهب مختلف عراق و با نیروهای خارجی ای که برای مبارزه با آمریکاییها وارد عراق شده اند منعقد می شود نشانه از هم پاشیدگی نظام سیاسی این کشور پس از حمله آمریکا است. نظام استبدادی صدام حسین بخصوص در دوران قبل از اشغال کویت با استفاده از ابزار سرکوب عراق را متحد نگاه داشته بود اما پس از شکست صدام از ائتلاف به رهبری آمریکا اگر چه حاکمیت این کشور بر شمال و بر بخشهایی از جنوب از بین رفت اما نه گروههای کرد در شمال عراق و نه شیعیان در جنوب توان آسیب زدن به حکومت مرکزی را نداشتند و در موضعی تدافعی به سر می بردند. پس از اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس حاکمیت صدام از بین رفت و جای خود را به قدرت دیگری نداد یا بهتر بگوییم هرج و مرج بر عراق حاکم شد. دولتهایی که پس از آن بر سر کار آمدند نیز توان مهار اوضاع را نداشتند. شیرازه ملی عراق که در گذشته نیز بسیار ضعیف بود اکنون به کل از بین رفته است. طالبانی با ساختن یک دشمن فرضی خارجی می خواهد که مردم را با هم علیه این دشمن مجازی متحد کند. ابزاری که طالبانی برگزیده است یک ابزار قدیمی است و تا کنون بسیار آزموده شده است. مشاوران آبراهام لینکلن به او پیشنهاد کردند برای ایجاد وحدت ملی به فرانسه اعلان جنگ دهد. از این نظر هدف طالبانی تقویت وحدت داخلی است.

2. هدف طالبانی منحرف کردن اذهان از جنگ ناقص شمال عراق بین کردهای جدایی طلب ترکیه که در خاک عراق مستقر شده اند و ارتش ترکیه است. زیرا ارتش ترکیه برای یک حمله گسترده به خاک عراق آماده می شود و در صورتی که این اتفاق بیافتد سازمان نظامی کردها که با حمایت آمریکا و با آموزش مستقیم اسرائیل مجهز شده است از هم خواهد پاشید؛ این سازماندهی حاصل چهار سال فعالیت است. با طرح مساله قرارداد الجزایر و بزرگنمایی در وضعیت جدید ایجاد شده کردها را از مرز ترکیه دور ساخته و به ارتش ترکیه نیز مجال می دهد با استفاده از فضای جدید بدون سرشکستگی از عدم حمله ای که ماهها به انجام آن تهدید کرده است عقب نشینی کند.

3. هدف طالبانی استفاده از شرایط داخلی عراق برای گرفتن جای شیعیان است که قدرت اول عراق هستند. طالبانی پس از این سخنان تفاهم نامه بی نظیری با گروههای سنی به امضا رسانید که باعث شد یک اتحاد قوی بین آنها ایجاد شود. نقشه طالبانی اینست که موقعیت کردها را بطور اساسی تغییر دهد؛ با این طرح کردها مانند دیگر گروههای عراق در مبادلات داخلی وارد نمی شوند و در حقیقت نقش موازنه دهنده را بازی می کنند. با این کار گروههای شیعه و سنی رو در روی یکدیگر قرار می گیرند و کردها با حفظ موازنه قدرت بین دو گروه خود در مرتبه بالاتری بر اوضاع نظارت می کنند. طرح مساله قرارداد 1975 الجزایر به خاطر جلب توجه سنی های عراق که بانی اصلی جنگ علیه ایران به حساب می آیند و اثبات حسن نیت به این گروه بود.

حال واقعیت چیست؟ حالت اول یعنی تقویت اتحاد ملی با تعریف یک دشمن مشترک کاملا مردود است و کردهای عراق به هیچ وجه نگران وحدت عراق نیستند. آنها به خاطر وحدت عراق کاری انجام نمی دهند و کاری که به تقویت آن منجر شود را دوست ندارند. قدرت گروههای کرد عراقی در ضعف حاکمیت مرکزی عراق نهفته است پس این حالت به کل مردود است؛ همچنین عراق کشوری است که اکثریت جمعیت آنرا شیعیان شکل می دهند و این گروه هیچگاه راسا اقدامی علی ایران صورت نخواهند داد.

حالت دوم که انحراف اذهان از شمال عراق و فراهم آوردن زمینه بازگشت آرام و آبرومندانه ترکیه باشد نیز هدف اصلی نیست و آمریکا به ترکیه اجازه حمله گسترده به شمال عراق را نخواهد داد. زمانی که ترکیه پس از کمک اطلاعاتی مختصر آمریکا تلاش کرد دست به آزمایش جدیت آمریکا در حمایت از کردها بزند با یک واکنش تمام و کامل مواجه شد. پس از آنکه ترکیه برای آزمایش نیت آمریکا 300 سرباز را با سلاحهای سبک به عمق سه کیلومتری خاک عراق فرستاد چند ساعت بعد کاندولیزا رایس بطور غیر منتظره وارد کرکوک که شهر مناقشه آمیز بین کردها، عربها و ترکمن هاست شد؛ با این اخطار قاطع ارتش ترکیه مجبور به عقب نشینی شد. واقعیت اینست که طالبانی نیازی نمی بیند تا برای مقابله با هجوم ترکیه راهکاری بیاندشید؛ او اینکار را به آمریکا واگذار کرده است پس این حالت نیز منتفی است.

حالت سوم یعنی تلاش برای افزایش قدرت گروههای کرد دلیل اصلی این اظهارنظر طالبانی است. پس از نزدیک به چهار سال از فروپاشی رژیم صدام حسین هنوز نه یک ائتلاف ملی و نه یک گروه قومی نتوانسته است بر اوضاع عراق مسلط شود. در چنین شرایطی طالبانی با طرح مساله قرارداد 1975 الجزایر سعی دارد گروههای سنی را سمت خود جلب کند و منتظر تلاش شیعه ها برای جلب گروههای کرد باشد تا از قبل این رقابت دو گروه شیعه سنی به نفع خود بهره برداری کند.

شرایط حاکم بر اوضاع عراق به شدت به سود گروههای شیعی است، ترکیب جمعیتی و محل استقرار آنها به خوبی این وضعیت را نشان می دهد. قسمت اعظم مناطق نفتی عراق در مناطق استقرار شیعیان قرار گرفته است و تنها راه ارتباطی با دریا نیز در اختیار آنهاست. تنها دلیلی که باعث شده است آنها به نسبت امکاناتی که در اختیار دارند به امتیازات متناسبی دست پبدا نکنند اتخاذ روش مماشات آمیز در برخورد با گروههایی بوده است که چندان معتدل برخورد نمی کنند. گروههای سنی با توجه به نفوذ القاعده به راحتی به عملیات نظامی و کشتار مردم دست می زنند و گروههای کرد نیز با دوری جستن از درگیریهای مرکز عراق موقعیت خود را حفظ کرده اند.

اگر ائتلاف کردها و سنی ها؛ همان که طالبانی با زیرکی آنرا علیه کسی ندانست و در جهت تحکیم گروهها معرفی کرد، بصورت جدی علیه شیعیان به کار گرفته شود در مقابل شیعیان نیز به اقدامات مشایهی دست می زنند و اوضاع عراق به شدت از اینکه هست بغرنج تر خواهد شد.

وسیله ای که طالبانی برای هدف داخلی اش انتخاب کرده سخت نامتناسب است و بسیار بزرگتر از هدفی است که باید برایش برآورده کند. استفاده از مسائل حاکمیتی ایران چیزی نیست که طالبانی بتواند با آن در داخل عراق گروکشی کند و اهدافش را به پیش ببرد. مرتبط:تاملی بر قرارداد 1975 الجزاير  
Share/Save/Bookmark
 


علي
۱۳۸۶-۱۰-۰۶ ۱۵:۲۷:۰۴
آقاي طالباني كه نان و نمك ملت ايران را خورده است و در دوران آوارگي از سوي ايران حمايت شده است، چگونه سخنان صدام را تكرار مي كند؟
نكته ديگري كه نويسنده بدان اشاره نكرده و مي تواند انگيزه طالباني در بيان اظهاراتش باشد، هماهنگي با تبليغات شيوخ نادان و وابسته خليج فارس است تا تبليغات آنها را در زمينه جزاير ايراني خليج فارس پر رنگ سازد. و ايران به عنوان كشوري ناسازگار و توسعه طلب! نمايانده شود. احتمال قوي دارد كه شيوخ نادان و عياش خليج فارس با وعده نوازشي، وي را فريفته باشند. (47239)
 
فتوحي
۱۳۸۶-۱۰-۰۸ ۰۲:۳۹:۴۲
به نظرم واكنش وزارت خارجه در اين باره خوب بود اما اصلا كافي نبود. واكنش به اين ادعاهاي گستاخانه بايد طوري مي بود كه ديگر كسي به خود اجازه ي بازي با منافع ملي ايران براي رسيدن به مقاصد سياسي خود را نمي داد. هر چند هنوز هم دير نشده. (47296)
 
فرهادپور
۱۳۸۶-۱۰-۰۹ ۱۰:۵۴:۱۶
فکر می کنم واضح است که طالیانی نمی تواند مانند صدام به ماجراجویی دست بزند و اظهاراتش انگیزه داخلی داشته است و با واکنش جدی می توان او را متوجه کرد که از ایران برای جدال داخلی اش استفاده نکند. (47352)
 
سيد
۱۳۸۶-۱۰-۱۰ ۰۹:۴۵:۲۸
من در حال فروش يک خط توليد خودرو براي کردستان عراق بودم . بلافاصله بعد از خبر فوق تمام مذاکرات را به حال تعليق در آورده ام . وقتي از دولت انتظار برخورد داريم آيا تجار ما هم حرکتي مي کننند ؟ کافي است آنها را تحريم کنيم بينيد به چه التماسي مي افتند . (47421)
 
ممتال
۱۳۸۶-۱۰-۱۰ ۱۰:۱۰:۱۴
بنام خدا باسلام بنذه کارمند اداره مرزی واستملاک سابق وزارت اامور خارجه ج.ا.ا هستم که پس از جداشدن اداره استملاک هم اکنون دراداره مزی وابسته به اداره کل حقوقی واخ مشغول خدمت هستم متاسفانه پس ازسقوط صدام هرچه مادادوفریادزدیم که اینقدر بی حساب وکتاب باعراقیهاقاطی نشویم مسوولین سیاستگذار رده بالاحرف کارشناسی مارا قبول ننمودند ونهایتآکاری که خودشان می خواستند بدون درنظر گرفتن منافع ملی انجام دادندحتی درسنوات گذشته عراقیها با خط دهی عناص آمزیکائی پاسگاه مرزی گرمیشه ج.ا.اکه قبل ازامضای معاهده 1975 وبراساس خطمرزی دوفاکتو متعلق به عراق بودوسپس به ایران تعلق کرفت رااشغال نمودند وتاکنون نیزدراشغال عراقیها میباشد وحتی درچند مرحله بنده بازذید ازمرز وآن منطقه داشته ام متوجه شدم که عراقیهاپاسگاه راتجهیز نمودندو...!حال سوال اینجاست تاچه حد مسوولین عالی جمهوری اسلامی ایران به نقطه نظرات کارشناسی وفنی وحقوقی و...توجه مکنند؟البته بنده ففط یک موردرااشاره نمودم اینگنونه موارد درمرزایران وعراق زیاداست مثل بازارچه چزابه و...جهت اطلاع کاربران محترم سایت الف مطالبی راازمعاهده1975 مطرح می نمایم که درقرارداد1975که نزدهمگان است نیست ولی درصورتجلسات کارشناسی آن معاهده وجوداردوکمتر موردتوجه محققین وکارشناسان قرار میگیرد: [براساس معاهده1975تعدا15پاسگاه ازایران بنامهای:::زیل کش =امنبه=تپه کل =رضاآباد =حیدرآّاد =خسروآباد =سانواپا =قلعه جوق =تلخ آب(تلخاب) = هلاله(حلاله) =نی خضر =انجیره(ترساق )درمحدوده گروهان مرزی خان لیلی ازهنگ مرزی ژاندارمری قصرشیرین ناحیه کرمانشاهان == شورشیرین درمحدوده کروهان مرزی صالح آباد مهران وکانی سخت درمحدوده گروهان مرزی مهرا ن ازهنگ مرزی ژاندارمری ایلام و پاسگاه مرزی صفریه درمحدوده گروهان مرزی بستان ازهنگ مرزی سوسنگردبه کشورعراق واگذارکردیدوتعداد5پاسگاه نیزازعراق بنامهای:=::قشقه=+قلعه لان=+کاسه کاف=+درمحدوده گروهان مرزی سومارازهنگ مرزی قصرشیرین استان کرمانشاهان وطارق=+قطیبه((گرمیشه))و آب زیادی(آبزیادی)درمحدوده گروهان مرزی مهران ازهنگ مرزی ایلام به کشورایران واگذار کردیدوتعداد 4پاسگاه بنامهای شوشمی ==--چقاشیرگه==-سلمان کشته==-تپه بازرگان که روی خط مرز قرارگفته بودند تخریب شذ.حال شما خود قضاوت کنید که حمایت بی حدوبی حساب وکتاب چه کس سود برداه است ج.ا.ا یا غراقیها وآیا این برخورد ما غراقیهارا پررووبی ادب ننموده که این قدر جلال طالبانی کستاخ شود ومعاهده 1975رازیرسوال ببردواقعآ این امرمایه خجالت است آقای مسجدی شما که درجلسه وزارت خارجه اصرارذاشتید ومی کفتید من با طالبانی وبارزانی صحبت کردم وآنها هیچگونه بحثی روی معاهده1975ندارند چشم ودل شما روشن اولین نغمه مخالف زده شد توسط عراقیها وخدا آخر عاقبت ما وجنابعالی راختم بخیر کندلذاتوجه داشته باشید که درتدریس 5واحدی خودتان که پیرامون معاهده1975نیز اظهارات آقای جلال طالبانی رانیزبه عنوان2واحددرسی به گلاس معاهد1975 اضافه نمائید ... (47430)