۱۱
توصيه مطلب 
۶
 
کد مطلب: 80769
جمهوری اسلامی آمریکا در راه است
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۲
"جمهوری اسلامی آمریکا در راه است"
تعجب کردید؟ آری این موضوع از زمانی به ذهنم خطور کرد که خبراصرار یک نماینده مسلمان در کنگره آمریکا برای سوگند به قرآن جهت خدمت به آمریکا را خواندم.
(مراجعه شود به: روزشمار تاریخ آمریکا و سوگند با قرآن در کنگره آمریکا و سایر منابع خبری)
آن زمان و البته مدتها بعد از 11 سپتامبر 2001 براساس طراحی صهیونیستها، آمریکا و کشورهای غربی اسلام ستیزی را کلید زده بودند. برای همین باور این موضوع خیلی سخت بود اما همان موقع با خود گفتم به احتمال زیاد در آینده نه چندان دور "جمهوری اسلامی آمریکا" "جمهوری اسلامی انگلیس" "جمهوری اسلامی آلمان" "جمهوری اسلامی فرانسه" و سایر کشورهای غربی بوجود خواهد آمد اما چگونگی آن هنوز واضح نبود و نیست. با این حال توجه کنید که داشتن "جمهوری اسلامی آمریکا" لزوما به معنای پیروزی کامل اسلام و ایران و یا ایجاد صلح نیست. بر عکس این موضوع جدال بین حق و باطل را پیچیده تر و شرایط سیاسی را غبارآلودتر و سنگین تر میکند. چند روز پیش باخواندن پیام اوباما به مناسبت ماه مبارک رمضان یکبار دیگر موضوع فوق در ذهنم زنده شد. اما اینبار باور پذیرتر! با کمی بررسی میزان پیشرفت غرب در اسلام ستیزی و جلوگیری از رشد اسلام در جهان متوجه میشویم که حتی آمریکا و غرب نیز به شکست خود به نوعی اذعان میکنند. علت این موضوع عدم توانایی آمریکا در رسیدن به اهداف خود در افغانستان و عراق و همچنین افزایش اسلام گرایی در کشورهای غربی است. اما اگر کمی دقت کنیم و به تاریخ اسلام نگاهی گذرا داشته باشیم براحتی میتوانیم نتیجه بگیریم که هرگاه جنگ و تقابل بین مسلمانان و غیر مسلمانان بوده در مجموع و نهایتا مسلمانان از نظر مادی پیروز شده اند اما هرگاه تقابل بین مسلمانان راستین و مسلمانان غیر راستین اتفاق افتاده اولا در اکثر موارد عده مسلمانان راستین کمتر بوده و ثانیا پیروزی مادی با مسلمانان غیر راستین (و منافق) بوده است. مانند جنگ امام علی (ع) و معاویه بعنوان اولین جنگ از نوع مزبور. در واقع دشمن ترین دشمنان صدر اسلام هنگامی موفقیت مادی یافتند که ابتدا اسلام را پذیرفتند (اسلام آوردن ابوسفیان) و سپس با نفاق و ترویج مادی گرایی و استحاله اسلام و ارائه نسخه تغییر یافته اسلام به مردم شام (که دور از زمان و مکان پیامبر بودند) توسط معاویه، موفق به ایجاد انحراف بزرگ در صفوف مسلمین شدند. حال امروز نیز بنظر میرسد دشمنان امروزی اسلام سعی دارند از این طریق به اسلام ضربه بزنند. البته الخیر و فی ما وقع. و البته کسی از فضل الهی خبر ندارد و این امکان وجود دارد که همه چیز بر خلاف نظر دشمنان اسلام اتفاق بیافتد یعنی آنها خود با دست خود موجبات پیروزی نهایی اسلام واقعی را فراهم کنند.
بهرحال این موضوع اثبات شدنی است که هرچه در تخیل افراد ایجاد شود حتما خلق شده و در فرهنگ ایرانی اسلامی ما از گذشته این وجود داشته که "خواستن توانستن است" و خداوند فرمود: "از من بخواهید تا اجابت کنم شما را" و البته چه کسی قدرت بالاتر از خداست؟
اینها را گفتم تا موضوع جدیدی را مطرح کنم:
در هر جنگی میتوان دو روش و منش تقابل را مد نظر قرار داد: یک روش فعال و دیگری غیرفعال.
ما در جنگ نرم (فتنه گذشته) تاکنون از روش تقابل غیرفعال بیشتر استفاده کرده ایم اما اکنون وقت آنست که با هم افزایی و اتحاد و توکل بر خدا روش فعال را بکار گیریم.
بر اساس روش فعال باید تلاش کنیم دشمن را به همان چالشی بکشیم که ما را به آن می کشید. جالب اینجاست که ما در جریان چالش دشمن موفق و سرفراز بیرون آمدیم اما این بدان معنی نیست که دشمن در همان شرایط و چالش پیروز میشود. لذا تئوری ایجاد "انقلاب نرم در آمریکا" شکل میگیرد. اما اینبار بجای جین شارپ و یاران او امروز خیل عظیم ملت یکتاپرست ایران در داخل و خارج کشور و خود آمریکا قادرند بکمک ابزار اینترنت و نیت الهی موجی عظیم تر و مهلک تر را برای دشمنان اسلام فراهم کنند.
توجه فرمایید که جنگ انسان و شیطان از اول هم نرم افزاری بوده است (به استناد قرآن کریم)
بر اساس قرآن: شیطان هیچ قدرتی جز وسوسه ندارد.
و البته وعده پیروزی حق بر باطل همواره در قرآن مشهود است. بر اساس قرآن خداوند همواره حق را بر سر باطل می کوبد. و این راز اصلی گسترش روز افزون اسلام در جهان است. (چیزی که برای سایر ادیان کمتر اتفاق می افتد)
با توجه به شرایط روز پیشنهاد می کنم با باز انتشار این مطالب به سایر دوستان و سایتها و حتی ترجمه آن
تلاش شود با ایجاد طوفان مغزها و طراحی راه کارهای مناسب پاسخ فعال جنگ نرم آغاز شود.
انشاءالله
(ضمنا استفاده از امکانات متعدد اینترنتی رایگان مانند گروهای گوگل و یاهو و غیره بعنوان ابزار موثر و توانمند به پویندگان راه حق و جهاد گران واقعی راه اسلام توصیه میشود)


http://groups.google.com/group/iran_e_eslami







 
Share/Save/Bookmark
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
hajiagha
۱۳۸۹-۰۶-۰۹ ۱۳:۳۴:۴۸
از روی احتیاج است نه احترام من هزاران زخم از اینها خوردم باورشان نکنید (351456)
 
bagher
۱۳۸۹-۰۶-۱۰ ۰۵:۱۸:۲۹
انشا الله که قصدشون خیره و لی از اینها بعید میدونم. (351638)
 
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۰۱:۰۸:۴۷
ایده درستی است که از روش های خودشان وابزارهای خودشان علیه خودشان استفاده کنیم اما این یک بازی پیچیده است که آنها اصول آنرا گذاشته اند و مدتها با شوروی بر اساس روش های مبتنی بر جنگ نرم جنگیده اند لذا تئوری را با تجربه محک زده اند و کار آزموده اند.
بازی در این روش همان بازی در زمین دشمن است که هوشمندی مضاعف می طلبد. (351728)
 
arashil
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۱۴:۳۳:۵۴
ببینم خواب نما نشدی

هرچند این موضوع ارمان مسلمانان است ولی در دنیای واقعیات به این شکلی که شما میگویید امکانپذیر نیست

این توهمات نباید ما را فریب بدهد

اخه اگه قرار باشه در کشورهای غربی حکومتی مذهبی شکل بگیره احتمالا در امریکا به عنوان مذهبی ترین کشور غرب این اتفاق باید بیفته اونم جمهوری مسیحی و نه اسلامی

تعدا مسلمانان امریکا یک بیسم جمعیت ان است که انهم اکثرا افرادی اسما مسلمان و در عمل لاییک یا بی تفاوت به مذهب هستند

برای شکل گرفتن چنین موضوعی جمعیت مسلمانان فعال باید 20 برابر شود (351825)
 
Hssmohsen
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۱۶:۳۵:۱۶
سلام
البته در کم بودن تعداد مسلمانان در آمریکا شکی نیست اما توجه به تاریخ اسلام و منشا آن باور یک رشد سریع در گرایش به اسلام را ممکن میکند. تصور کنید حدود 1400 سال پیش یاران و پیروان پیامبر اکرم از انگشتان دو دست هم کمتر بودند اما در آن زمان بدون امکانات ارتباطی امروزی فقط پس از 23 سال کل شبه جزیره عرب و حتی فراتر از آن به اسلام گرویدند. آنان قبل از اسلام آوردن همه کار میکردند و در کفر و بت پرستی و بی اخلاقی آزاد بودند. البته این نکته مهم است که در گرایش فوج فوج مسلمانان برخی اصول حاکم در جامعه آن زمان موثر بود. مثلا ایشان با وجود آزاد بودن در انتخاب اما عملا تابع قواعد قومی و نژادی بودند و لذا پذیرش اسلام توسط سران قوم منجر به پذیرش کل قوم در زمانی اندک و با انرژی اندک میشد.
(چیزی شبیه به اثر مهره های دومینو و یا اثر معروف به اثر پروانه ای در نظریه \"هرج و مرج\" یا chaos)

امروز اگرچه این ویژگی در جامعه آمریکا پررنگ نیست و افراد به عدم دخالت در امور یکدیگر معتقدند اما اثر نفوذ رسانه هایی مانند اینترنت بی شباهت به اثر قوم گرایی نیست. از دیگر عوامل موثر در انتشار سریع اسلام در عربستان و ایران تشنه بودن جامعه بود. تشنگی برای حرف حق. مانند زمین خشک و ترک خورده که آب را با اشتیاق جذب می کند. در جهان غرب این تشنگی مشهود است. شاید زمان ظهور پیامبر اکرم صلوات الله علیه هم زمانی خاص بود که این تشنگی وجود داشت و البته خدا از آن آگاهتر است. (351876)
 
ali ahmadi
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۱۶:۳۵:۱۵
به نظر من،عامل اصلی که باعث میشه تا تاثیرات یک کشور یر سایر ملل بیشتر و بیشتر بشه،در وهله اول قدرت اقتصادی و در وهله دوم قدرت فرهنگی اون کشوره.گرچه هردوی این ها لازم و ملزوم همدیگه هستن.یعنی داشتن قدرت فرهنگی و یا داشتن قدرت اقتصادی، به تنهایی جوابگوی این تسلط نیست.خوش بختانه در کشور ما قدرت فرهنگی روز به روز با افزایش سایت ها و برنامه های مختلف فرهنگی در حال گسترشه.ولی ما متاسفانه از قدرت سینما(یک جعبه واقعا جادویی) به خوبی بهره لازمه رو هنوز نمیبریم(پرهزینه و تاثیرگذارترین بخش در زمینه تهاجم فرهنگی).برای همین لازمه تا به این بخش توجه بیشتری بشه و لازمه سرمایه گذاری بیشتری روش صورت بگیره.از طرف دیگه داشتن قدرت اقتصادی تا حدی مهم تر از قدرت فرهنگیه. علت اون بخاطر اینه که پول و سرمایه هست که میتونه در اشاعه ی فرهنگی بکار بیاد.اگه دیده میشه تهاجم فرهنگی غرب زیاده،بخاطر اینه که پشتشون از بابت تامین هزینه ها گرمه.حتی یکی از اهدافی که باعث شد تا اینترنت شکل بگیره،همین تهاجمات فرهنگیه.برا همین لازمه ما با ابزارهای جدیدی وارد میدان بشیم و این نیازمند صرف وقت و برنامه ریزی و هزینه کردن پوله. (351875)
 
Hssmohsen
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۱۶:۵۲:۵۲
سلام
بازی در زمین طراحی شده دشمن بی شک بزرگترین اشتباه و یا حداقل بزرگترین ریسک است و در خوشبینانه ترین حالت مانند حرکت بر روی لبه تیغ است. اما منظور ما از بکار گیری روش دشمن علیه دشمن درست بر خلاف بازی در زمین دشمن است.
این به معنای طراحی زمین بازی برای دشمن است نه بازی در زمین دشمن. و این موضوع خیلی فراتر از بازی در زمین دشمن محسوب میشود.
در حقیقت این کار به معنای استفاده از سلاح دشمن علیه خود اوست که البته کار غیر عادی محسوب نمی شود. در جنگهای گذشته سلاح دوطرف مثلا شمشیر و یا تفنگ بوده و امروز نرم افزار و فکر افزار.
ممکن است سلاح یک طرف حتی ساخت طرف مقابل بوده باشد. مثلا ما در جنگ تحمیلی از سلاح های ساخت دشمنانمان استفاده کردیم و اصلا غیر عادی نبود البته به نوعی ضعف بود اما با پیشرفت روز به روز تلاش نمودیم آن سلاح ها را بومی کنیم.
سلاح ها با پیشرفت بشر پیچیده تر میشوند. تا جایی که ممکن است سلاحهایی ساخته شوند که فقط به سازنده خدمت کنند اما این موضوع به معنای کنار گذاشتن آن سلاح نیست. ما هم میتوانیم نسخه بومی شده سلاح نرم افزاری مورد نظر را طراحی کنیم تا فقط در خدمت آرمان ما باشد. و البته باید بگویم خوشبختانه نیازی به طراحی چندانی ندارد چون طرف ما یعنی خداوند پیش ازاین سلاح مزبور راطراحی و در دست ما قرار داده است. این سلاح همان قرآن کریم است. آنچه باید انجام دهیم استفاده از این سلاح است. از ویژگی های این سلاح آنست که هرگز نمی توان از آن بر علیه صاحب خودش استفاده کرد. (351882)
 
Hssmohsen
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۱۷:۲۲:۰۰
سلام
بازهم من مجبورم به سابقه اسلام و صدر اسلام اشاره کنم.
توجه به قدرت اقتصادی و فرهنگی منسجمی مانند ایران آن زمان میتواند پاسخ مناسبی باشد. میبینیم که چنین قدرتی با هماوردی فرهنگ و اقتصاد روم در نهایت و در زمانی اندک به تسخیر اسلام در آمد. حتی مشترکات زبانی و فرهنگی چندانی هم با اعراب وجود نداشت اما امپراتوری ایران شکست سختی خورد.
این موضوع یک بار دیگر در انقلاب اسلامی خودمان پیش آمد. عجیب است که همین 30 سال پیش خود را با همه سوابق مستند همچون آیینه ای در مقابل خویش داریم اما عبرت نمی گیریم!
البته سینما مطمئنا از ابرار تاثیر گذار در جنگ نرم افزاری است و توسعه هدفمند آن باید مد نظر قرار گیرد. بنظر من سینما،اینترنت، تلویزیون، روزنامه و مجلات و همه رسانه ها مانند میادین مختلف جنگ نرم افزاری هستند. حضور در این میادین الزامیست و البته زمینهای بازی دشمن در این میادین تشکیل میشود و ما هم باید زمین بازی ویژه خود رادر همین میادین طراحی و اجرا کنیم. ما نباید اجازه دهیم فقط دشمن در سرتاسر این میادین یکه تازی کند. اما انتظار سرمایه گذاری فقط از طرف جمهوری اسلامی ایران کار درستی نیست. امروز نیازمند بسیجیان جان برکفی هستیم که در این میادین از خود گذشتگی کنند. هزینه این جنگ باید بطور عمده و توزیع شده بر دوش تک تک مردم با ایمان بسیجی بی منت قرار گیرد. و این امر البته داوطلبانه است. تصور کنید این مانند نوعی جنگ نامنظم در مقابل ارتش منظم غرب است. آنها بطور منظم کلیه رسانه ها را با پول به خط می کنند و به حمله منظم مشغول میشوند. پاسخ منظم به ایشان نیازمند هزینه ای مشابه است. اما به جنگ نابرابر 33 روزه نگاه کنید. ارتش منظم صهیونیستی در مقابل نیروهای جان برکف حزب الله چگونه شکست خورد؟ بی نظمی در موقعیت و تاکتیک گروههای کوچک و زبده حزب الله از ویژگی های موثر بود. عدم نیاز به جابجایی نیروها بصورت فیزیکی به علت خود جوش بودن آنها در میدان جنگ از دیگر ویژگی های مهم بود. نتیجتا با هزینه ای بسیار کمتر حزب الله پیروز شد. البته صبر از مهمترین ابزار پیروزیست که صهیونیستها از آن بهره مند نبودند. (351890)
 
ali ahmadi
۱۳۸۹-۰۶-۱۱ ۲۱:۱۰:۵۳
سلام
تا حدی با نظر HSSMOHSEN موافقم.اینکه ما هم باید قواعد جنگ خودمونو داشته باشیم. ولی نباید فراموش کنیم که این جنگ،یک جنگ نرم افزاری است.من منظور شما از اینکه میگین یک جنگ نا منظم(از نوع رسانه ای و نرم افزاری) رو مثل جنگ33روزه بوجود بیاریم،متوجه نشدم.ولی به صف کردن مردم و ملت های دیگر(حداقل ملت های آزاده)در صف خودی، نیازمند یک رابطه ی قوی اقتصادی است.شاید هم نیاز به باز کردن این موضوع نباشد.ولی باید قبول کنیم که دولت هایی که در هر طرف میدان قرار می گیرند،به دنبال منافعی می گردند.حتی اگر این منفعت،ضرر طرف مقابل جنگشان باشد.تقویت بنیه ی اقتصادی نیازمند یک برنامه ریزی کشوری و در سطح کلان و با برنامه ریزی بلند مدت باید باشد.نیازمند داشتن سیاست های بین المللی است.در کنار این موارد است که کمک مردمی بسیج می شود.مشارکت ها و حمایت های مردمی بیشتر می شود.در چنین حالتی است که کشورهای دوست(حتی در راه کسب منفعت)بیشتر می شوند.حال باید از این موقعیت نهایت استفاده را برد و با یک نفوذ فرهنگی این کشورها را از حامیان و همراهان واقعی خودمان قرار دهیم.حتی در چنین حالتی است که می توان ابزارهای جدید جنگی را برعلیه غرب بکار برد و میدان جنگ را عوض کرد.
این یک تئوری جنگیست.در چنین حالتی است که هجمه ی فرهنگی علیه غرب صورت می گیرد.شاید گفته شود که این امر بسیار زمان بر است و یا شاید خیلی آرمانی.بله.ولی این را هم بدانیم که هجمه ی فرهنگی غرب50سالی است که شروع شده است و اگر الان به این مرحله رسیده که میگوییم \"باید با جنگ نرم افزاری مقابله کرد\"،بخاطر صبری است که این کشور ها داشته اند.هزینه ای است که کرده اند.ولی بدلیل آنکه از نظر فرهنگی غالب نبودند، این جنگ به درازا کشیده و در حال حاضر به تلقین برتری فرهنگشان(فرهنگ غرب) می پردازند.پس باید در کنار تمام این موارد هوشیار نیز بود و از امکاناتی که داریم نهایت بهره را ببریم. به شرط آنکه زمینه های آن را فراهم نماییم.
به امید پیروزی در این جنگ (351935)
 
Hssmohsen
۱۳۸۹-۰۶-۱۲ ۱۸:۰۴:۳۷
سلام دوباره
منظور من از جنگ نرم افزاری نا منظم در واقع بنوعی ایجاد موج و حرکت در توده های مردم بصورت داوطلبانه است. در حقیقت تازمانی که ما تکیه بر دولتها داشته باشیم هیچ اتفاق مهمی پیش نمی آید. همانطور که فرمودید حکومتها بدنبال منافع سهل الوصول خود هستند و البته در تمام کشورهای غربی حکومتها در اختیار قدرتهای اقتصادی بزرگند. در این کشورها دموکراسی تا حد زیادی یک کاریکاتور است و پشت آن خالیست. همین امر ما را به احتمال فروپاشی این حکومتها امیدوار میکند. اما اگر چنین فروپاشی هایی اتفاق بیافتد مردم این کشورها از چاهی به چاه دیگر می افتند. نکته اینجاست که در پیدایش چنین انقلابهایی قدرتهای بزرگتر بر کسب منافع دندان تیز میکنند و با استفاده از رسانه مردم را بازهم گول میزنند و انقلابهای با اهداف خود پدید می آورند. نگاهی به انقلابهای مخملی در کشورهای دیگر این موضوع را بوضوح نشان میدهد. پتانسیل اصلی که آمریکا از آن برای ایجاد انقلاب رنگی استفاده می کند همین تشنه بودن مردم به دموکراسی و ارایه یک مدینه فاضله از آمریکا است. اما اگر بتوان این تصویر کاریکاتوری آمریکا را شکست و البته بجای آن تصویر واقعی از یک جامعه آزاد ارایه نمود میتوان ذهن مردم را به سوی حقیقت سوق داد. رسانه هایی همچون تلویزیون و ماهواره و مجلات و روزنامه ها رسانه هایی یکطرفه و قدرت مدارند. یعنی اختیار و سیاست آنها در نهایت به یک فرد و یا گروه کوچک مربوط است و مانور آنها محدود به منافع صاحبان میباشد. ولی اینترنت یک رسانه دوطرفه است. به ازای هر فرد حداقل یک فرد دیگر وجود دارد و بالعکس. افراد اگر دارای اندیشه غنی شده از معارف و حق طلبی باشند در تعامل یک به یک بهتر اثر میگذارند و اثر می پذیرند. ما برای نفوذ به لایه های فرهنگی ملل دیگر نیازمند شناخت ایشان هستیم. باید به زبان و فرهنگ ایشان مسلط شویم و انجام اینکار اگر خود جوش باشد بازده خواهد داشت. ما باید زبان و فرهنگ غرب را صرفا جهت انتشار معارف غنی خود به ایشان یاد بگیریم و در ترویج این هدف کوشا باشیم. مسئله ما در جنگ نرم به دوبخش لاینفک تقسیم میشود اول آنکه باور مردم کشورهای غربی در مورد حاکمان و آرمانهای توخالیشان را متزلزل کنیم و دوم باور محکم و غیر قابل تزلزل به خدای یکتا و قرآن را جایگزین کنیم. انتقال کامل و صحیح مفاهیم قرآنی بخودی خود هردوی این امور را شامل میشود. بنابراین انتشار مفاهیم قرآن بشیوه ای هنرمندانه به فرهنگ غرب راهکار اصلی است. مردم ما باید قرآنها را از سر تاقچه ها بردارند و این مردم همان تحصیلکرده های دانشگاهی اند که به رایانه مسلطند. به نظر من این یک تکلیف است و اگر ما هم پیشنهاد نمیدادیم این تکلیف بر گردن هر مسلمان تحصیل کرده ای وجود دارد. تحصیل علوم غربی برای غربی شدن و روشنفکر شدن دیگر باید به زباله دان تاریخ بپیوندد. امروز باید غرب را شکافت و در آن اثر گذاشت نه اینکه اثر پذیرفت. (352085)
 
Hssmohsen
۱۳۸۹-۰۶-۱۳ ۰۱:۴۶:۱۴
سلام
اگر یک جستجوی ساده در اینتر نت داشته باشید به موارد جالبی بر میخورید:
بدنبال \"islamic republic of america\" جستجو کنید ببینید چه خبر میشه!

http://bsimmons.wordpress.com/2010/05/05/is-a-radical-islamic-movement-spreading-throughout-america/

http://bsimmons.wordpress.com/2007/02/08/islamic-republic-of-america/

http://bsimmons.wordpress.com/2010/05/24/america-the-vulnerable/ (352202)