۱
توصيه مطلب 
۱
 
کد مطلب: 26642
تقويت علمي كشور
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۰۶
در باب تقويت علمي كشور دو نظريه وجود دارد:

الف: تقويت دانش آموختگان دانشگاهي و حوزوي،
ب: تقويت نخبگان به مثابه واقعيت عملي تفكر.

بخش نخست شامل مجموعه دانش آموختگان در سطوح مختلف مي شود. اين بخش به تناسب كسب مدارج دانشي زمينه تقويت دانش را متفاوت با نخبگان فراهم مي كند.
 بخش دوم به نوع گواهي علمي و دريافت مراتب علمي از  نخبگان مربوط مي شود. اين بخش ضمن گواهي دانشي به صورت اصل لازم به گواهي نخبگي تصريح دارد و گرچه مصرف عرفي نداشته باشد.

تقويت هر يك به ارتقاي فرهنگ علمي و فكري كشور كمك مي كند. نكته اساسي در تفكيك قلمرو هر دو عرصه است كه به هم آميختگي آنها مانع تقويت علمي كشور مي شود. اكنون اگر چه در بخش تقويت دانش آموختگي با همت ملت، دولت و حاكميت در دانش هسته اي، نانوتكنولوژي و سلولهاي بنيادين تلاشي صورت گرفته، ولي در بخش نخبگي فقط عنوانش مصرف شده است.جالب اين كه در مواضعي جا به جايي رخ داده و دانش آموختگي بر جاي نخبگي نشسته است.

اكنون بين تقويت نخبگي و دانش آموختگي خلطي رخ داده كه در مراكز آموزشي و پژوهشي اغلب يكسان پنداشته مي شود. به نظر مي رسد مدل نخست در كسب مدارج آموزشي و اعطاي مدارك از طريق حوزه و دانشگاه ديباچه اي براي ورود در عرصه نخبگي است. يعني سير مدارك آموزشي گرچه شرط مفيد نيستند،‌ ولي شرط لازمند. با اين بيان كسي كه مدركي دريافت كرده نشانه نخبگي نيست و به تعبير«پژوهشهاي حكومتي» برگذراندن مراحل معمول اين مراكز دلالت دارد.
گذر از اين مرحله سر آغاز تقويت تفكر نخبگي است. تفكر نخبگي با سه نشانه شناخته مي شود:

1- مفهوم سازي بنيادين به كمك مفهوم پژوهي مشابه.
2- كشفيات پايه و تعميق تفكر كشفي در عرصه عمل.
3- احياي فرهنگ اختراعات و ابداع چيزي فاقد پيشينه

با اين بيان دانش آموختگان در رديف نخبگان قرار نمي گيرند و در عين حال كمك موثري مي كنند كه نخبگان شناخته شوند. شايد تاسيس انديشگاهها و انديشكده ها به كمك ارتقاي نخبگي كشور بينجامد، ولي آنچه به نام انديشگاهها و كانون هاي تفكر و اتاق فكر وجود دارد، در وضع واقعي خود قرار نگرفته و تنها چنين عناويني بد مصرف شده اند. وضع هر يك به كمك مفاهمه انديشه و منطق فكر در جهان واقع صورت مي گيرد كه تاسيس آنها بدون اين پشتوانه ممنوع است.

نكته بعدي احياي كارگاه فكر در كنار كارگاه دانش و كرسي فكر در كنار كرسي دانش است. اگر چنين احيايي صورت گيرد به تعميق نخبگي كشور دامن مي زند و اذهان جمعي را از سطحي زدگي نجات مي دهد. اين موضوع در كتاب «تالار آگاهي و گواهي و منطق بنيادين فكر« به تفصيل بيان شده و براي آن سازوكاري ارائه گرديده است.

شايد نكته مهمتر به وجود آوردن سازوكاري براي احياي نخبگي جهت تقويت روش، منطق و عقلانيت تفكر است. اگر براي شناسايي نخبگان روش مناسبي طراحي نشود، ‌در هر رشته جمعي خود را در دستور قرار مي دهند و نخبگان از دستور مي افتند و نخبگي معكوس شكل مي گيرد. اگر سازوكاري به وجود آيد، ‌شناسايي نخبگان ساده خواهد بود و دانش آموزان، دانشجويان و دانش آموختگان در سطوح مختلف در اين قله قرار نمي گيرند. اكنون اغلب خود را در اين شمول قرار داده اند و حال آن كه در رشته هاي مختلف علمي به ندرت نخبه وجود دارد و اگر نخبگان بسياري باشند،‌ پديداري تحولات بنيادين علمي در كشور امري اجتناب ناپذير بوده است. البته روزنه اي گشوده شده كه تداعي كننده تجميع نخبگان يا كانون تفكر نخبگان نيست و تنها بيانگر كانون معلمان دانشگاهي، حوزوي و مدارس است.

نخبگان با ايده هاي خودبنياد سروكار دارند و به واسطه ايده پژوهي در ايده سازي راه ورودي مي يابند. در اين بيان كسي نخبه است كه مفهوم پژوهي يا مفهوم سازي كند و به واسطه مفهوم سازي اصطلاح سازي نمايد تا در ترويج ادبيات مفهومي و نحوي موثر باشد.

ذهن نخبه با مفهوم سازي بنيادين به ارتقاي ادبيات مفهومي و زباني در اصطلاح سازي كمك مي كند. بديهي است براي كشف حالات مفهومي به اصطلاح شناسي بايد رو آورد كه معيار داوري است. بنا بر منطق «تالار آگاهي و گواهي» به ميزاني كه اصطلاح سازي صورت گيرد به همان معني مفهوم سازي صورت گرفته است. اين اصل در رياضيات، ‌فيزيك، شيمي،‌ منطق،‌ فلسفه و...كاربرد دارد. البته نوع مفهوم و ‌اصطلاح، ادبيات مفهومي و نحوي متفاوت دارد كه تا حدودي كشف آن دشوار است.

زماني كه ايده از وضع مفهومي در شكل اصطلاح زباني نشان يابد، كار دانشي شروع مي شود. در اين وضع دانش آموختگان هم توليد دانش بنيادين را به كمك صاحبان فكر، ايده و خرد بنيادين فرا مي گيرند و هم درصدد تعليم آن بر مي آيند. يعني كساني كه در سطوح مختلف دانش مي آموزند يا تعليم مي دهند نخبه نيستند، ‌ولي نقش موثري در شناسايي نخبگان دارند. بنابراين ستاد نخبگان كشور به سمتي بايد حركت كند كه به كشف تفكر نخبگي منجر شود و اگر در اين ستاد به جاي حلقه نخبگي حلقه دانش آموختگي در اشكال مختلف شكل گيرد به تقويت دانش آموختگي به جاي نخبگي دامن مي زند و در نتيجه تقويت علمي بنيادين كشور سست بنياد يا مسخ مي شود.

 البته اين كژراهه در فرهنگ آموزش و پژوهش به وجود آمده و مانند طاعون فرهنگِ آموزش و پژوهش كشور را بيمار كرده، ولي انتظار اين است كه در استراتژي پايه علمي كشور در سه وزارت آموزشي بازنگري مبنايي صورت گيرد تا به ارتقاي فرهنگ نخبگي و علمي كشور برگونه بنيادين كمك كند اين انتظار به كمك:«پژوهشهاي حكومتي» و به ويژه در بخش «فرهنگِ آموزش بيمار است» بر آورده مي شود و اميد است سه وزارت آموزشي كشور سير دانش آموختگي را به سمت نخبگي هدايت كنند تا در كشور فرهنگ توليد دانش هاي بنيادين به وجود آيد.
  
Share/Save/Bookmark
 


۱۳۸۷-۰۳-۰۱ ۱۰:۰۹:۰۸
در زمینه اینکه شما حالا یک خط کشی پیدا کنید که نشان دهد کی نخبه است و کی دانش آموخته فکر نکنم اثر زیادی روی \"تقويت علمي كشور \" داشته باشد مگر اینکه دوباره دکانی باز شود که حالا اعتبارات و بودجه های پژوهشی را به کی دهیم (با مفاسد مرتبط با خودش ) .

آنچه که مهم است راجع به آن فکر شود اینست که چه سیستمی را در مناسبات اداری , دانشگاهی , پژوهشی و صنعتی و سازماندهی آنها ایجاد کنیم که حتی وقتی یک دانش آموخته ساده به آن وارد شود یک نخبه از آن بیرون بیاید و نه بر عکس . (64302)