یوهان گوتفرید هردر عبد الکریم سروش
بازیافت ادبی سنتی دیرین بود كه برخی از نویسندگان و شاعران در گستره ادب به آن دست می یازیدند و گاه تمثیل یا تشبیهی را از كسی وام گرفته و به صورتی دیگر - گاه بهتر - جلوهگر مینمودند. تا دلبری كنند و حیرت بیافرینند چرا كه طالب حیرانی خلق بودند و با اعجاب ایشان به حُسن، دلفریب مردم میآمدند.
طرفه آنكه گاه این روش چندان به ظرافت انجام می پذیرفت كه قطعه بازیافته در مذاق و كام شنوندگان شیرین تر و نمكینتر میآمد.
شگفتی اندیشه بشر بس فراوان است و از بازیهای پنهان كه در پس پرده افكار روزگار مانده اكنون شگفت و شگفتتر میبینیم.
بازیافتهای اندیشهای
بازیافتهای اندیشهای یا ابداعی نوین و دلفریب؛ گر چه ابتكاری چنین را میتوانیم تعبیر دیگر نیز بنامیم. آری اكنون سخنی میشنویم كه در مكتب رومانتیسم دو قرن پیش از این میخواست دلربا بماند و نماند و اكنون همان سخنان به گونهای دیگر بازنویسی میشود.
رومانتیسم را، همانطور که از نامش پیداست، نوعی واکنش احساسی در برابر عقلانیت به حساب میآید و در پاسخ به عقلگرایی خشك و بیروح دوران روشنگری به وجود آمد. این مکتب بر قوه تخیل آدمی تاكید داشت و میگفت قوه تخیل است كه میتواند به اسرار عظیم پیببرد نه عقلانیت.
ویلیام وردزورث شاعر انگلیسی در مورد تخیل مینویسد:
تخیل صرفا نامی دیگر است برای قدرت مطلق
و روشن ترین بصیرت ها، و عظمت ذهن
و عقل و خرد در متعالی ترین حالتشان
و یا به قول جان كیتس [1] ( از بابت هیچ چیز مطمئن نیستم مگر تقدس و علایق دل... و حقیقت تخیل )
بیزاری رومانتیكها از ماهیت خشك و بی روح عقل با تاكیدشان بر اهمیت شناخت شناسی احساسات آدمی توام بود و این مكتب ضمن تاكید بر فرد گرایی انسان به جای عقل بر احساسات و تخیل شخصی تاكید داشت. نووالیس [2] متفكری كه مكتب رومانتیسم آلمان از وی تاثیر به سزایی گرفت ذهنیت مداری بشر و درون گرایی را آئینه ای میدانست كه میتواند بازتاب حقایق بیكران ازلیت در آن دیده شود. [3]
برخی ویژگیهای رمانتیسم را میتوان اینگونه برشمرد:
1.تأكید بر عواطف و احساس و دریافتهای حسی به جای قواعد خشك عقلانی،
2.توجه بیشتر به ناخودآگاهی آدمی (البته ناخودآگاهی نفسانی)،
3.پرداختن به موضوعات عشقی و پرسوز و گداز در آثار ادبی و هنری،
4.به تصویر كشیدن شخصیتهای سودایی و افسردهحال و غمزده به عنوان قهرمانان ادبی و هنری،
5. و غلبهی نوعی فضای افسردگی و دلتنگی برای گذشتهها بر ادبیات و هنر رمانتیك
چنانكه دیدیم این مکتب بر قوه تخیل و احساسات تاکید بیش از حد داشت و همه چیز را از وادی احساسات و تخیل مورد بررسی قرار میداد. كم كم حیطه های مکتب رمانتیسم گسترش پیدا کرد و وارد الاهیات مسیحی هم شد و اندیشمندان رمانتیسم برای خود الاهیات جدیدی بر مبنای اصول رمانتیسم تدوین نمودند و همه چیز را بر مبنای اصلات احساسات و تخیل مورد بررسی قرار دادند و به همین خاطر در وحی نظریهی جدید ایجاد كردند و معتقد شدند که وحی همان تجربه ای است كه شاعران دارند و در نتیجه شور و و احساسات پیامبر به وجود می اید همچنان که یک شور یک هنرمند در اثر نقاشی و یا شعر وی تاثیر میگذارد و دستاوردی انسانی است نه الهی.
جی جی هردر [4] بزرگ اندیشمند الاهیات رمانتیسم اعلام كرد باید مفهوم الهام را به معنای هنری و زیبا شناختی تعبیر كرد و وی در اثر خود به نام ( روح شعر عبری) كه در سال 1782-1783 چاپ شد چنین استدلال كرد:
بهترین الگو برای الهامی بودن كتاب مقدس آثار هنری است درست همانطور كه الهامی بودن یك اثر نقاشی یا شعر یا رمان بزرگ سخن میرانیم همین گونه میتوان در مورد كتاب مقدس نیز سخن گفت.[5]
الیستر مك گراث میگوید از نظر هردر الهام صرفا یك دستاورد انسانی است و نه عطیه ای از جانب خداوند.[6]
از آنجا که مبانی این نظریه بر اصول رمانتیسم استوار بود نه کتاب مقدس لذا مورد توجه اندیشمندان جهان مسیحیت قرار نگرفت و بعد از هردر کسی پی این نظریه را نگرفت. آری تنها از این نظریه در گوشه برخی کتابها میتوان اسمی یافت.
اینك برخی [7] همان را با بزكی اندك بازیافت كرده و نظریه هردر را ترجمه آن به نامی نوین وارد حیطه اندیشه اسلامی نمودند.
متن مصاحبه دکتر سروش چنین است:
وحی «الهام» است. این همان تجربهای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه میکنند. شعر ابزاری معرفتی است که کارکردی متفاوت با علم و فلسفه دارد. شاعر احساس میکند که منبعی خارجی به او الهام میکند؛ و چیزی دریافت کرده است. و شاعری، درست مانند وحی، یک استعداد و قریحه است.
اگر به این دو عبارت فوق دقت شود به نظر میرسد یکی از این دو متن ترجمه دیگری میباشد و تنها سخن اولین با ویرایشی نوین توسط این نویسنده باز نویسی شده است.
هردر مینویسد:
"بهترین الگو برای الهامی بودن کتاب مقدس آثار هنری است درست همانطور كه الهامی بودن یك اثر نقاشی یا شعر یا رمان بزرگ سخن میرانیم همین طور میتوان در مورد كتاب مقدس نیز سخن گفت".
و آقای سروش میگوید؛
وحی «الهام» است. این همان تجربهای است که شاعران و عارفان دارند.
هنگامی كه متن مصاحبه وحی در قرآن را مطالعه میكردم هیچ گاه احساس نكردم كه سخنان آقای سروش را میخوانم و بیشتر این حس را داشتم كه ترجمه فارسی كتاب روح شعر عبری هردر را مطالعه میكنم. با این تفاوت كه روح شعر عبری به فارسی ترجمه شده؛
باید توجه داشت که اگر هردر چنین سخنی را بگوید بر مبنای مکتب رمانتیسم می اندیشد و در این مکتب همه چیز بر مبنای تخیل و احساسات بنا شده است و چرا كه مکتب رمانتیسم واکنشی در برابر عقلگرایی بود و بر مبنای ستیز با عقلگرایی بنا نهاده شد و سعی فراوان كرد تا وحی و الهام را به نوعی با احساس و تخیل سازگار کند و از این رو چنین نظریه ای را ارائه کرد، جالب آنكه این نظریه با آیات صریح كتاب مقدس منافات دارد [8].
ولی كسی كه در نگاشتههایش با حدت تمام سعی اثبات مبانی عقلانی دارد و ستیز با عقل و خرد را نمیپذیرد و اصول رمانتیسم را در مبانی فکری قبول نمیكند چگونه میتوان نظریه ای را در باره قران بیان کند که نه تنها با مبانی اسلام سازگاری ندارد و مخالف نص قران كریم است [9] بلکه حتی با مبانی خود وی هم ناسازگار است.
بیجهت نیست اگر دكتر سروش آینده ای كه برای مسلمانان ترسیم میكند همان گذشته دیروز مسیحیان و یهودیان باشد؛
"تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود". [10] و این نویسنده به این پیشبینی جامه عمل نیز پوشانیده و نظریات دنیای غرب را در اسلام كپیبرداری میكند و سیر مباحثی زنجیرهوار از پلورالیزم دینی گرفته تا قبض و بسط تئوریك شریعت و بسط تجربه نبوی و... همین مساله را تائید میكند و خبر از سیر آینده مباحث ایشان نیز میدهد .
دكتر سید حسین نصر (كه از جانب همین نویسنده به بزرگترین نماد هویت اسلام در غرب معرفی شده است) از روشنفكران نیمه متجدد و مسلمان گلایهمند است و میگفت:
بنده اصالتی در فکر آنان نمیبینم. آنان بیشتر تسلیم تفکر دینزدایی غرب جدیدند و دانشی عمیق نسبت به خود فرهنگ غربی هم ندارند. بنده بیشتر این نوع متفکران را یک نوع متفکر غربی درجه دوم میدانم که مانند اسلاف متجدد خود از محمد عبده گرفته به بعد، تأثیری درآینده اسلام نخواهند داشت. [11]
البته دكتر سروش سعی وافری كردند كه پیشینه رمانتیسم این نظریه را مخفی نگاه دارند و در عوض برای این نظریه همفكرانی درسده های میانی جهان اسلام دست و پا كنند و چنانچه مشخص است در این قضیه ناكام ماندند و فقط میگویند یك فیلسوف مسلمان هم این حرف را زده و حتی به نام فیلسوف مسلمان هم اشاره ای نكردند، تا بتوانیم اصل سخن او را جستجو کنیم.
خوب است بدانیم در باره وحی و الهام دو نظریه دیگر در جهان غرب وجود دارد یكی نظریه آنابابتیست ها كه چندی قبل با عنوان بسط تجربه نبوی به فارسی ترجمه شد نظریه دوم هنوز ترجمه نشده و شاید در ماه ها یا سالهای آتی هم ترجمه شود و به عنوان نظریه ای نوین وحی در قرآن وارد بازار میشود.
این نظریه ترجمه ناشده نظریه آوگوستوس استرانگ [12] (1836-1921) است كه وی الهامی بودن كتاب مقدس را موضوعی ذهنی میدانست و معتقد بود نه خود كتاب مقدس بلكه درك یا برداشت خواننده از آن را باید الهامی دانست و او میگفت:
الهامی بودن كتاب مقدس به نه این معنا است كه كلمات كتاب مقدس الهامی است بلكه به این معنا است كه برداشت خواننده از كتاب مقدس الهامی است و مرجعیت كتاب مقدس نمیتوان در كلمات كتاب مقدس نهفته دید چنانكه گویی این كلمات مستقل از برداشت خواننده دارای مرجعیت باشد و الهام به معنای شوری است یك خواننده رمان یا بیننده یك تابلو زیبای نقاشی از ان میگیرد. [13]
و در چیزی بعد شاید شاهد باشیم كه همین عبارات اندكی بسط داده شده و به جای عبارت كتاب مقدس واژه قران جایگزین شده و با انتساب به یك فیلسوفی مسلمان - اما بی نام - به عنوان اندیشه ای نوین وارد حیطه اندیشه اسلامی خواهد شد.
نسل آینده هنگامی که خط به خط تاریخ این سالها را مورد مطالعه قرار دادند و پایان نامه های متعددی در این موضوعات به رشته تالیف در آوردند و از ما چه سوالهایی در باره این اندیشه های بازیافتی خواهند پرسید؟
محمد كاشانیکارشناس ادیان ابراهیمی
86.12.27
________________________________________
[1] - John keats
[2] - Novalis
[3] - McGrath Alister E. Christian Theology: An Introduction (4th ed.) . Blackwell Publishing 2007 . United Kingdom. P. 135
[4] - Johann Gottfried von Herder
[5] - Herder . Johann Gottfried . Spirit of Hebrew Poetry. P.143
[6] - McGrath Alister E. Christian Theology: An Introduction (4th ed.) . Blackwell Publishing 2007 . United Kingdom. P. 136
[7] - مصاحبه دکتر سروش با میشل هوبینک
http://www.drsoroush.com/English/Interviews/E-INT-The%20Word%20of%20Mohammad.html
[8] - در كتاب مقدس آیاتی وجود دارد كه این كتاب را دمیده شده از سوی خدا میداند (theopneustos) (نامه دوم پولس به تیموتائوس 3: 16)
[9] -ایات صریحی در قران وجود دارد كه قران را كتابی آسمانی میداند نه زمینی و به شدت این نظریه را مردود میداند كه در جوابیه های ایت ا.... سبحانی و جوابیه های دیگر به طور مبسوط به آن پرداخته شد كه چند مورد اشاره میكنم
و انزل الله علیکالکتاب والحکمة و علمک ما لم تکن تعلم و کان فضل الله علیک عظیما (نسأ، 113)
و كذلك أوحینا إلیك قرآناً عربیاً».(شوری/7)
«انا أنزلناه قرآناً عربیاً».(یوسف/2)
«و لقد أوحی إلی هذا القرآن لانذركم به و من بلغ».(آلعمران/19)
«و لا تعجل بالقرآن من قبل أن یقضی إلیك وحیه».(طه/114)
«قل إنما أتبع ما یحوی إلی من ربی».(اعراف/203)
«ولو كان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً كثراً».(نساء/82)
«لا تحرك به لسانك لتعجل به*إن علینا جمعه و قرآنه*فإذا قراناه فاتبع قرآنه* ثم إن علینا بیانه».(قیامت/16ـ19)
انه لقول رسول کریم و ما هو بقول شاعر... و لابقول کاهن... تنزیل من ربالعالمین و لو تَقَّول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منهالوتین (حاقه، 40-46)
انزل الله علیکالکتاب والحکمة و علمک ما لم تکن تعلم و کان فضل الله علیک عظیما (نسأ، 113)
قل ما یكون لی ان ابدله من نفسی ان اتبع الا ما اوحی الی (یونس15)
وما ینطق عن الهوی . ان هو الا وحی یوحی . علمه شدید القوی (سوره نجم)
إنه فكر وقدر . فقتل كیف قدر . ثم قتل كیف قدر . ثم نظر . ثم عبس وبسر . ثم أدبر واستكبر . فقال إن هذا إلا سحر یؤثر .إن هذا إلا قول البشر . سأصلیه سقر (سوره مدثر)
[10] - مقاله دکتر سروش در همایش 'دین و مدرنیته' مردادماه 1385
http://www.drsoroush.com/Persian/By_DrSoroush/P-CMB-13850525-HoseiniehErshad.html [11] - مصاحبه دكتر سیدحسین نصر با روزنامهشرق مرداد 1385
[12] - Augustus H. Strong
[13] - McGrath Alister E. Christian Theology: An Introduction (4th ed.), Blackwell Publishing 2007 . United Kingdom. P. 136
مرتبط:"قرآن، انسانی و خطاپذیر است" نقد استاد بهاء الدین خرمشاهینقد آیتالله سبحانی
پاسخ دکتر سروش به آیت الله سبحانی (بشر و بشیر)
دکتر سروش قبل از انتشار مصاحبه، متن آنرا تایید کردهبود حقیقت وحی نفی تجربه نبوی