اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ثبت نام یا ورود در سایت، در مورد نقد یا تایید این مطلب یادداشت خود را بنویسند.
***
اظهارات آقای بقایی معاون ریس جمهور در خصوص ادعای ارامنه مبنی بر قتل عام ارامنه توسط امپراطوری عثمانی موجی از تردیدها را در ترکیه بر انگیخت. اما احساسات کشور دوست و همسایه ترکیه که اتفاقا چندیست امید همگرایی دو کشور قدرتمند مسلمان منطقه را مضاعف کرده است انگیزه نوشتن این متن و این هشدار به آقای بقایی نیست. نکته ای که هست این است که چرا مقامات کشورمان در مورد ادعای ارامنه بعنوان یک مساله نامربوط به ملت ایران می نگرند ملتی که مسلمان است و در جنگ جهانی اول از طرف روسها و مسیونرهای مسیحی و حتی ارامنه مهاجر رنجها دید. چرا کسی به یاد ندارد که در سلماس و ارومیه چه گذشت؟
اواخر حکومت تزار روسیه، تزارها در ایالت آذربایجان و خراسان حضور نظامی داشتند و اغلب تا قزوین نیرو مستقر کرده بودند. فارغ از بحث شورشهای شرق امپراطوری عثمانی که به تحریک مسیونر های اروپایی انجام شده بود و مشکلاتی که برای مردم ترک، کرد و ارمنی بوجود آورد گروه عظیمی از ارامنه به سمت ارومیه و سلماس روانه شدند به امید آنکه در سایه سربازان تزار قدرتی بیابند. مردم مسمان منطقه در آن شرایط سخت ارمنی ها را با آغوش باز پذیرفتند و در خانه های خود پناه داند و از سرمای زمستانی رهانیدند
بعد از انقلاب بلشویکی در روسیه و با فراخوانی ارتش روسها از آذربایجان، روسها سلاح های سنگین و سبک خود را در اختیار ارامنه قرار دادند و نکته جالبی که در این زمان اتفاق افتاد ارامنه با ادعای ضعف دولت مرکزی ایران در ارومیه اعلام دولت کردند تا به زعم خود بر اوضاع مردم سرو سامانی دهند. سند این اعلام دولت در اسناد وزارت داخله کشور موجود است و تصویری از آن در تاریخ سلماس نوشته دکتر ملک زاده اورده شده است.
دولت خودخوانده ارمنی برای گسترش حوزه نفوذ خود قصد جلب توجه یک سرکرده کرد قدرتمند بنام اسماییل سیمیتقو را داشت تا بتواند با کمک سواره های کرد و سلاح های سنگین روس بر تبریز نیز موستولی یابد اما خدا با مسلمانان یار بود که سیمیتقو بعد از توافق اولیه در کهنه شهر شهرکی در شمال غرب سلماس سران ارمنی را غافلگیرانه به قتل می رساند
بعد از این واقعه خواهر سرکرده ارمنی به قصد انتقام با نیرویی بسیار قصد سلماس می کند و مردم هراسناک شده و در برف و سرما عازم خوی می شوند که بسیاری هرگز به آنجا نمی رسند. عده ای که مانده اند نیز مورد انتقام نیروی های ارمنی قرار می گیرند به طوری که این واقعه در میان مردم منطقه هنوز به واقعه جلولوق معروف است که خواننده عزیز می تواند با یک جستجوی ساده به اسناد و عمق فاجعه اخیر که در کشور خودمان رخ داده است پی ببرد
بعد از آنکه سلماس یا دیلمان آن روزگار خالی از سکنه شد نیروهای ارمنی قصد حمله به قلعه چهریق پایگاه سیمیتقو می کنند و آنجا را به توپ ویران می کنند که سیمیتقو موفق به فرار که به آنسوی مرز می شود ولی مردم منطقه بی پناه باقی می مانند و تنها امیدشان نیروی های دولتی ایران در تبریز بود که آنها نیز قصد دفاع از خوی داشتند و در محاصره بودند و تنها نیرویی که ارامنه را از ارومیه و سلماس و خوی فراری داد اردوی اسلام بود که همه قفقاز را از دست روسها خارج کرد و اگر ارامنه ادعای بد رفتاری اردوی اسلام را دارند پاسخ دهند که چگونه است که آنها در قفقاز و تحت سلطه مسلمین ولی در قفقاز قتل عام نشدند؟ حقیقت این است که مسلمان هرقدر هم خیانت و زجر ببیند نمی تواند دست به قتل بی گناهان باز کند حقیقتی که همسایگان غیر مسلمان ما نباید به راحتی فراموشش کنند و همچنین فراموش نباید کرد که وسوسه های قدرتهای فرامنطقه ای همیشه برای مردم مسلمان و مسیحی منطقه دردسر ساز بوده است و این درسی است که نباید فراموش کنیم
نکته دیگر این است که وقایع سلماس به قدری فجیع بود که شاعره ای سلماسی ساکن مرکز به نام نیمتاج سلماسی به تهییج مردم تهران برای کمک به اهالی سلماس می کرد که شعرهای حماسی او یادآور اشعار فردوسی است
در کنار همه این اتفاقات که بخشی از تاریخ مردم ایران است سوالی که پیش می آید بی مسوولیتی مردم مسلمان نسبت به گذشته خود است و از این دردناکتر نگاه بی مسولیتانه دولت مردان ماست که به راحتی از کنار فجایع بعد از جنگ جهانی اول می گذرند و ادعا های قتل عام را که به تحریک اروپاییان صورت می گیرد را ساده می انگارند و پشت کشور همسایه و مسلمان را خالی می کنند و اسیر تبلیغات دومین لابی قدرتمند جهان می شوند. آیا آنها انقلابی اند؟
واقعیت تلخ جامعه مسلمانان این است که از تاریخ هم بیگانه تر شده ایم. چرا صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در باره وقایع و فجایع دو جنگ جهانی در ایران مستند ارائه نمی کند و راجع به این بحث و اصرار ارامنه که در ترکیه مستندهای تاریخی ارائه کرده اند برنامه ای پخش نمی کند تا مسلمانان با مسوولیت بیشتر راجع به تاریخ قضاوت کنند
مثل حرفهای بقایی به این ادعا درست مثل بی اطلاعی مسلمانانی است که می گویند یهودیان صهیونیست خاکی که غصب کرده اند را با پول خریده اند! ایا مسلمانی که تاریخ می شناسد چنین حرفی می زند؟ و اگر سیاست مداری تاریخ معاصر نشناسد آیا سیاست مدار است؟ در جنگ استراتژیک ایدوئولوژی ها ما ناچار از دانستن تاریخ و دسیسه هاییم و انگار آقای بقایی تاریخ نمی خواند
ر. ک. آذربایجان در جنگ جهانی اول، وقایع جیلولوق دکتر توحید ملک زاده
S_GHASEMI06@YAHOO.COM