۱۶
توصيه مطلب 
۴۱
 
کد مطلب: 10729
بنزین و عقلانیت
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۲۴
آقای دکتر سبحانی مطلبی نوشته اند و با اقامه دلایلی به مخالفت با تخصیص سهیه بنزین آزاد پرداخته اند. ایشان در ابتدای نوشته شان مدعی شده اند که نگاه "سیستمی" و "همه جانبه" به موضوع دارند و تلویحا مخالفان را متهم به به ساده اندیشی کرده اند. من در این نوشته قصد دارم تا نشان دهم که اتفاقا ایشان در تحلیل خود دچار خطای بزرگی شده اند و از همان نگاه به اصطلاح سیستمی غفلت کرده اند. مقدمتا این موضوع را روشن کنم که با این که با تعداد قابل توجهی از گزاره های مقاله ایشان مخالف هستم (مثلا این ادعا که باید به هر قیمتی که شده "واردات" بنزین را کم کرد و در واقع خلط کردن نقد به "یارانه دولتی بنزین" با بحث واردات بنزین) ولی ترجیح می دهم تا روی یک موضوع بسیار مشخص که به نظرم خطای محوری مقاله ایشان است متمرکز شوم.

به طور ساده مدعای مخالفان تخصیص سهمیه بنزین آزاد (از جمله آقایان دکتر توکلی و سبحانی) این است که این موضوع به علت اثرات روانی باعث ایجاد تورم در جامعه می شود. این گزاره در واقع از دو بخش تشکیل می شود. اول این که قیمت بنزین به عنوان یک متغیر دارای اثرات روانی تورمی است و ثانیا این که قیمت بنزین آزاد بالا خواهد بود. برای حفظ تمرکز بحث فعلا فرض کنیم که مدعای اول آقایان درست بوده و "قیمت بنزین آزاد دارای اثرات تورمی خواهد بود". مدعای من این است که سیاست پیش نهادی آقایان برای عدم تخصیص سهمیه آزاد اتفاقا 100% در جهت خلاف نیت ایشان یعنی مهار اثرات تورمی بنزین عمل می کند و اگر رابطه قیمت بنزین و تورم را فرض بگیریم (هر چند خود این فرض هم پایه نظری قوی ندارد) اتفاقا سیاستی به شدت تورم زا خواهد بود. ولی چرا این ادعا مطرح می شود؟


به نظرم خطای فاحشی که هر دو بزرگوار مرتکب می شوند و در تحلیل خود وارد نمی کنند این واقعیت است که بازار موازی بنزین چه دولت بخواهد و چه نخواهد شکل خواهد گرفت و اتفاقا بازار پر رونقی هم خواهد بود. دلیل این موضوع هم ساده است. کافی است به طرف عرضه و تقاضا نگاه کنیم:

1) طرف تقاضا: شرایط زندگی بسیاری از مردم (از جمله احتمالا برخی از خوانندگان گرامی این مطلب) به گونه ای است که توصیه ساده آقایان برای اصلاح الگوی مصرف یا استفاده از وسایل نقلیه عمومی برایشان غیرمرتبط و غیر مفید است. مثال های این شرایط در جامعه فراوان است. فردی را تصور کنید که در منطقه ای از شهر زندگی می کند که حمل و نقل عمومی در آن جا اصلا وجود ندارد (مثلا برخی مناطق فرعی شمال و شرق تهران) یا فرد میانسالی که به علت مشکل سلامتی (مثلا دیسک کمر) امکان تردد طولانی یا حمل بار با وسایل نقلیه عمومی را ندارد و صرفا می تواند با خودروی شخصی تردد کند. شخصی که چند بچه کوچک مدرسه ای دارد و صبح زود هم باید در محل کارش حاضر باشد و اگر بخواهد با استفاده از وسایل نقلیه عمومی بچه هایش را به مدرسه برساند باید قید حضور در محل کار را بزند. معمار یا جوشکاری که مجبور است وسایل کار خود را با وانتش حمل کند و موضوع حمل و نقل عمومی یا تغییر الگوی مصرف برای او منتفی است. کشاورزی که زمین کشاورزی اش در فاصله قابل توجهی از منزلش قرار دارد و همانند بسیاری از مناطق روستایی در ایران فاقد سیستم حمل و نقل عمومی است. شرکت های خدماتی و تعمیراتی که باید تکنیسین ها و تجهیزات خود را با اتومبیل به منزل مشتریان ارسال کنند. معلمی که باید در هر روز در چندین محل مختلف حاضر شود، پزشکی که باید سریعا خود را به بیمارستان برساند، مغازه دار یا ساندویچی که خرید روزانه مغازه خود را با اتومبیلش انجام می دهد، شرکت های صنعتی که در موقعیت های بیرون شهر و بدون دسترسی به حمل و نقل عمومی قرار دارند و الی آخر. فهرست این مثال ها بی پایان است. اگر دقت کنید این افراد چند ویژگی مشترک دارند و آن این که اولا سهمیه بنزین به هیچ وجه برای نیازهای واقعی آن ها کفایت نمی کند، ثانیا زندگی و کسب و کارشان وابسته به استفاده وسیله نقلیه شخصی شان است و در غیر این صورت فلج می شود، ثالثا در کوتاه مدت (دقت کنید که این کوتاه مدت ممکن است چند سال باشد) قادر به تغییر ساختار زندگی یا شغل خود نیستند و رابعا این که حمل و نقل عمومی  به دلایل متفاوت نمی تواند جای گزینی برای خودروی شخصی شان باشد. بسیار طبیعی است که همه این افراد از سر اجبار متقاضی خرید بنزین باشند و  به خاطر عدم مطلوبیت بزرگی که از نداشتن بنزین به دست می آورند تمایل به پرداخت (Willingness to Pay) بالایی هم داشته باشند. دقت نمایید که تمام این مثال ها مربوط به واجبات زندگی افراد معمولی بود و برای جلوگیری از پاسخ های دم دستی هم چون "چرا باید هزینه تفریح و مسافرت یک عده را مردم با تحمل تورم بدهند؟" هیچ مثالی از مصرف تفننی یا تفریحی بنزین (مثلا مسافرت) نزدیم.

2) طرف عرضه: یافتن منابع عرضه بنزین مشکل نخواهد بود. تاکسی ها و آژانس هایی که بنزین خود را به صورت مخفیانه می فروشند، افراد سالمندی که از اتومبیل خود استفاده نمی کنند، کسانی که در شهرستان ها زندگی می کنند و مصرف بنزین شان بسیار محدود است، صاحبان خودروهایی که از کشورهای هم سایه تردد می کنند و باک های بنزین خود را پر کرده اند، کسانی که قیمت بالای بنزین در بازار ثانویه آن ها را تشویق به فروش سهمیه بنزین و عدم استفاده از خودرو می کند و الی آخر. پس ما عرضه بنزین را هم خواهیم داشت


لازم نیست کسی اقتصاد خوانده باشد که بداند وقتی تقاضای بسیار قوی برای کالایی بدون جای گزین وجود دارد و مجاری عرضه آن هم بسته نیست "بازار" شکل خواهد گرفت. این بازار متاسفانه دارای دو ویژگی خواهد بود. اول به علت متشکل نبودن عرضه قدرت قیمت گذاری انحصاری به عرضه کننده می دهد و ثانیا نسبت تقاضا به عرضه در آن بالا خواهد بود. باز لازم نیست کسی اقتصاد خرد و اقتصادسنجی بداند تا تصور کند که "قیمت" در این بازار بسیار بالا (شاید بیش از 1000 تومان) تعیین خواهد شد و در زمان بسیار کوتاهی همه آحاد جامعه از این قیمت مطلع خواهند شد.  در واقع اگر قرار باشد قیمت بنزین "بهانه ای" برای افزایش قیمت ها باشد به همین قیمت هم می تواند بهانه خوبی باشد. ضمن این که محدودیت دسترسی به بنزین باعث کاهش عرضه در بسیاری از بخش های اقتصاد شده و لذا بخش حقیقی اقتصاد را هم دچار تاثیر قرار خواهد داد که اثر تورمی جداگانه ای دارد.

حرف من این است که آقایان دکتر توکلی و سبحانی با پیش نهاد سهمیه بندی بنزین و عدم عرضه بنزین مازاد و مواجه کردن مصرف کننده با شوک عرضه باعث شکل گیری قیمت بالا در بازار موازی شده اند و این دقیقا همان چیزی است که بقیه را از آن برحذر می دارند. این بازار چه آقایان بخواهند و چه نخواهند در همان هفته اول سهمیه بندی شکل خواهد گرفت (هر چند نویسنده امیدوار است که هرگز چنین اتفاقی نیفتد ولی متاسفانه اگر بنزین مازاد عرضه نشود در همین یک ماه آینده واقعیت جامعه به داوری پیرامون صحت و عدم صحت ادعای ما خواهد نشست).


حال چاره چیست؟ موضوع روشن است. واردات بنزین مازاد و عرضه آن به بازار ثانویه و رسمی کردن این بازار می تواند به شدت قیمت این بازار را کاهش دهد. نگارنده علاقه مند است در این جا از فضای بحث های محض اقتصادی خارج شود و خود را در موقعیت سیاست گذار و دغدغه های او هم قرار دهد. بنده بعید نمی دانم که حتی آقایان توکلی و سبحانی هم تا این جا با استدلال ما موافق باشند ولی ملاحظه شان این باشد که "اعلام قیمت رسمی بنزین از سوی دولت دارای اثرات تورمی است ولی قیمت بازار غیررسمی هر قدر هم بالا باشد این اثر را ندارد". در واقع ملاحظه دولت و مجلس ممکن است این باشد که نرخ بنزین آزاد از مجاری رسمی و عمومی اعلام نشود تا جلوی اثرات تورمی آن گرفته شود و لذا از این زاویه با بحث عرضه مازاد مخالف باشند. حتی این ملاحظه هم راه حل دارد. دولت خود را از بازار دوم بنزین بیرون بکشد و موضوع را به بخش خصوصی واگذار کند و از هر نوع اطلاع رسانی در زمینه قیمت این بازار خودداری کند. در این صورت بخش خصوصی می تواند راسا بنزین را وارد و عرضه کند و لذا به کاهش قابل توجه قیمت (و در نتیجه مهار اثرات تورمی قیمت بنزین بازار سیاه) کمک کند.


مایلم یک نکته پایانی را هم متذکر شوم و آن این که در بحث قیمت بنزین همیشه این استدلال مطرح شده که خریداران بنزین آزاد عده ای ثروت مند هستند که قیمت برایشان مهم نیست ولی در عوض طبقات محروم از اثرات تورمی آن آسیب خواهند دید. این ادعا ممکن است برای بحث های سیاسی مناسب باشد ولی واقعیت چیز دیگری است. اگر به مثال های بالا دقت کنید ملاحظه می کنید که بخش مهمی از متقاضیان واقعی بنزین اضافی را طبقات زحمت کش و متوسط به پایین (مثل کشاورزان و صاحبان مشاغل خرد و ساختمانی و غیره) تشکیل می دهند که معیشتشان وابسته به مصرف بنزین کافی است. اگر بنزین مازاد عرضه نشود طبقه ثروت مند قادر خواهد بود راه حل های جای گزین (مثل استفاده از آژانس) را برگزیند ولی این طبقات ضعیف (مثل کارمندان) هستند که در عین نیاز شدید به بنزین (مثلا در صورت مشکلات جسمی یا داشتن فرزندان مدرسه ای متعدد) قادر به خرید آن نخواهند بود. در واقع انگیزه نوشتن این یادداشت چیزی جز تصور وضع این افراد نبود که به زودی با معمای غیرقابل حلی در زندگی خود مواجه خواهند شد و متاسفانه صدایی هم در جامعه ندارند.


* دانش جوی دکترا، مدرسه تحصیلات تکمیلی فاینانس وین 
Share/Save/Bookmark
 


بنده خدا
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۰:۵۰:۰۰
جناب قدوسی خیلی واقع بینانه و موشکافانه واقعیت های پیرامونی این موضوع را بیان کرده اید اما تجربه این دوسال میگه : نرود میخ آهنین (29635)
 
انظر الي ما قال !
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۱:۲۰:۵۵
متاسفانه نويسنده محترم عنايت ندارند كه اگر سهميه ها منعطف و متناسب نياز منطقي افراد مختلف تعريف و تخصيص داده شود، اصولا بازار و نرخ دوم منتفي است... (29640)
 
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۱:۲۳:۴۲
اقاي قدوسي مراقب باشند خداي نكرده ابزار دست دلالان بنزين كه منافعشان در ادامه وضع بيحساب و كتاب گذشته و واردات 5/5 ميليارد دلاري بود ، نشوند. (29641)
 
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۲۲:۱۰:۵۲
به نظر خودتون ، این نظر شما هیچ ربطی به استدلالات نویسنده داشت؟ کیهان زیاد می خونید؟ (29724)
 
بنده خدا
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۱:۵۶:۱۱
ضمن تشکر ازمواردی که عنوان نمودید .مشکل مااینست که آقایان خواب نیستند بلکه خودشان رابخواب زده اند وکسی که خود رابخواب زده را نمی توان بیدار کرد (29649)
 
رسول
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۲:۴۸:۴۵
توجه داشته باشید که اتفاقا آقایان به خوبی این قضایا را میدانند. مسئله اصلی این است که بایستی ( به دلایل اقتصادی و امنیتی کشور) در کوتاه مدت بنزین با قیمت واقعی آن عرضه شود. بنابراین بهتر است که به مرگ بگیریم که به تب راضی شوند. قیمت 1000 تومانی هر لیتر بنزین و مصائب تهیه آن از کنار خیابان و پر کردن باک با قیف ( صرف نظر از کاهش درآمد بسیاری از مصرف کنندگان) کلیه آحاد دولتی و مجلسی و مردمی را به قیمت لیتری 400 تومان متقاعد خواهد نمود. (29666)
 
امین__ حسابدار
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۳:۲۰:۰۱
نگا رنده مدعی است اتفاقا گروه هدف جناب اقای قدوسی درصد کوچکی از کل جامعه هدف می باشد احتمالا ایشان از وسیله نقلیه عمومی استفاده نمی نمایند ویا درمناطق مرکزی کمتر رفت وامد دارند درغیر اینصورت اینطور غصه خوردن برای درصد کمی از جامعه هدف را به منافع اکثریت ترجیح نمی دادند . به هرحال حذف یارانه ها امری است که با ید درتمام خدمات حذف ودرمقابل تامین اجتماعی واقعی از طریق تامین حداقل معیشت ودرمان تمامی مردم فراهم گردد .این قضیه راه کار اول واخر دولت فعلی( که امیدی به ان نمیرود) و هردولتی که بعدا بیاید واین مجلس( که امیدی به نداریم که هیچ در حال رفتن نیز می باشد.دلیل این ادعا برخورد عوامفریبانه دولت ومجلس درقضییه لایحه خدمات مدیریت می باشد) ویا مجلس هایی که خواهد امد میباشد .ماکه رفتنی هستیم ولی انشاله ایندگان به این نتیجه رسیده وانرا اجرا خواهند کرد که نگارنده از همین حالا به انها تبریک عرض میکنم!174 (29671)
 
مهرداد
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۴:۳۷:۱۴
مطالب نویسنده محترم بسیار متین و دقیق است ضمن تشکر از نویسنده محترم ، به نظر میرسد ابعاد و تبعات بحث بنزین فراتر از آن است که بتوان در مدتی کوتاه و با دستپاچگی برای آن طرح جامعی ارائه کرد.
چه اشکالی دارد که دولت و مجلس برای حل این مشکل یک فراخوان عمومی برای ارائه و انتخاب بهترین طرح بدهند؟شاید دوستان این پیشنهاد را غیر عملی و ایده آل گرایانه بدانند،ولی این کار با یک برنامه ریزی ومدیریت صحیح کاملا عملی است همچنانکه در بسیاری از مراکز صنعتی و خدماتی کشور نظام مشارکت به معنای واقعی پیاده سازی شده و راه گشا بوده است. کافی است دولت یا مجلس صورت مسئله را برای مردم (با ارائه تمام اطلاعات لازم و بیان همه ملاحظات) مطرح و مکانیزمی برای انتخاب بهترین طرحها و تجمیع آن طراحی شود.این کار علاوه بر راه گشا بودن، محاسن جانبی زیادی هم دارد ازجمله درگیر کردن مردم با حل یک مشکل ملی که هم باعث افزایش اعتماد عمومی است و هم موجبات انگیزش حمایتی مردم از تصمیمات نهایی را فراهم میکند.
فقط کافی است مردم را باور کنیم. (29679)
 
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۱۵:۱۷:۲۹
شاید آزاد سازی قیمت ها در یک پروسه زمانی بهترین راه حل ممکن برای برون رفت از وضعیت فعلی اقتصاد ایران باشئ (29685)
 
نوربخش
۱۳۸۶-۰۳-۲۳ ۲۳:۲۵:۱۹
ضمن تشکر از تحلیل اقای قدوسی به اجمال نقاط ضعف طرح سهمیه بندی را عرض مینمایم.
1/ ایجاد فساد مالی و اداری حادث از کمبود بنزین( فروش آزاد سمیه ، سهمیه های اضافی آتی ، فورش بنزین مازاد سهمیه دولتی ..)
2/ افزایش نرخ حمل ونقل و به تبع آن نرخ کالا و خدمات
3/افزایش بزه ناشی از سرقت بنزین( همانند زمان کوپنی دهه 60)
4/ کاهش گردشگری بدلیل عدم توانائی در سفر به نقاط حاشیه ای
4/ ایجاد بحران در جایگاهای بین شهری در زمان نقص فنی سیستم که اجتناب ناپذیر است
5/ مشکلات ناشی از سرقت، مفقود شدن کارت و یا جا ماندن آن در جایگاها
6/عدم حضور به موقع در محل کار و در نتیجه افت راندمان در اقتصاد
7/ ایجاد فاصله طبقاتی مضاعف ناشی از توانائی تهیه سوخت( خرید آزاد از دیگر دارندگان خودرو، استفاده از سهمیه سوخت خودروهای مازاد متمولین و...)
8/ استفاده قشر خاصی از مدیران از خودروهای دولتی

سئوالات زیر نیز قابل تامل است
1/آیا اختصاص سهمیه مساوی به شهروندان در تمام نقاط کشور عادلانه است؟
2/ایا این سهمیه متناسب با ظرفیت موتوری هر خودرو است؟
3/ عوارض ناشی از این طرح بیشتر از زیان مالی حاضر نیست؟
4/ اجرای این طرح که در هیچیک از کشورهای فاقد ذخایر نفتی سابقه ندارد بر اساس چه سیاستی طراحی شده است؟
5/ هزینه اجرای این طرح طبق اعلام مسئولین 72 میلیارد تومان بوده، اگر طرح شکست بخورد چه مقامی مسئل پاسخگوئی خواهد بود؟
6/ همواره دولت شعار حمایت از خودرو سازان داخلی را سر میدهد، آیا در این طرح این صنایع و مشاغل وابسته آسیب نخواهند دید؟
7/ با کاهش میزان مصرف قطعا تردد در کلان شهرها کاهش خواهد یافت، آیا طرح ترافیک نیز برچیده خواهد شد؟
8/نحوه تامین سوخت وسایلی از قبیل لیفت تراکت ها و قایق های موتوری چگونه خواهد بود؟




آیا بهتر نیست بجای ارئه برنامه ای که دارای مشکلات عدیده خواهد بود روشهای زیر را اعمال نمائیم؟
1/ وارد کردن خودروهای گازوئیل سوز که در کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد و مجهز به کاتالیزور هستند.
2/ گاز سوز نمودن کلیه خودروهای در حال ساخت( البته نه بدون مخزن!)
3/ تکمیل و افزایش ناوگان حمل ونقل
4/استفاده از تکنولوژی جدید در استفاده بهینه از سوخت (29731)
 
رسول
۱۳۸۶-۰۳-۲۴ ۱۱:۲۱:۰۰
با تشکر از آقای نوربخش به دلیل پیام روشنگرشان. فقط لطفا خوردروهای دیزل با سوخت گازوییل را توصیه نکنید که با کاتالیست نیز مشکل گازوییل تولید داخل حل نمی شود. در حال حاضر میزان گوگرد گازوییل تولید داخل حدود 3000 پی پی ام است که در کشورهای اروپایی حدود 20 پی پی ام است و تا سال 2014 به 1 خواهد رسید. در صورتیکه بخواهیم گوگرد را به این میزان از گازوییل بزداییم هم امکانات پالایشگاهی جواب نمی دهد و هم قیمت تمام شده آن حول و حوش بنزین خواهد بود. در ثانی هنگام سوختن این گازوییل در موتور اسید سولفوریک حاصل به روغن موتور به تدریج اضافه شده و روغن موتور را باسرعت بیشتری اسیدی میکند و در نتیجه روغن باستی زودتر عوض شود و این اتلاف سرمایه ملی است. در حال حاضر ماشینهای سنگین دیزل که حتی موتور آنها یورو 2 را پاس میکنند مجبورند هر 100 تا 150 ساعت کار روغن موتور تعویض نمایند که همین ماشینها در اروپا هر 500 ساعت روغن تعویض مینمایند. (29757)
 
سعید
۱۳۸۶-۰۳-۲۴ ۱۰:۲۶:۵۱
من فکر می کنم تازه یک موضوع مهمتر را عمدا یا سهوا نگفتید و آنهم نقش مافیای حاشیه ای دولت و لایه های فاسد در بیرون دادن بخش کوچکی (مثلا 1%) بنزین از سیستم سهمیه و ایجاد یک کانال فاسد درآمدری است.
http://mybeliefs.blogfa.com/ (29750)
 
۱۳۸۶-۰۳-۲۴ ۱۱:۳۵:۲۳
من و بسياري از دوستان كه نياز مبرم به اتومبيل براي انجام كارهاي جاري مون داريم
مشكل رو حل كرديم..و با مسئول يكي از پمپ بنزين ها پيشلپيش قرار استفاده از بنزين آزاد به قيمت ليتري 200 تومن بسته ايم.....اين حرف هاي صد تا يه غاز هم فقط به درد خودتون ميخوره (29758)
 
شهریار
۱۳۸۶-۰۳-۲۴ ۱۴:۵۰:۳۶
اضافه بر گروه عرضه در بند 2 این گروه را هم اضافه کنید:
با فرض این که در صورت سهمیه بندی ، قیمت بنزین در بازار سیاه به 1100 تومان برسد (که فرض بی راهی هم نیست) آنگاه صرف داشتن خودرو خود گونه ای از کسب و کار می شود. کافیست هر فرد 120 لیتر بنزین سهمیه خود را بفروشد تا ماهانه 120 هزار تومان درآمد داشته باشد! این حتی از نرخ سود سپرده بانکها نیز بیشتر است! اگر این مسئله محقق شود تبعات ریز و درشت کناری فراوانی خواهد داشت

در ضمن برای من این سوالست که چرا سهمیه به خودرو تعلق می گیرد و نه به فرد؟. اگر همه آدمهای بالای 18 سال ایرانی دارای سهمیه بنزین باشند (مثلا یک هشتم سهمیه یک خودرو) آنگاه کسانی که خودرو ندارند می توانند سهمیه خود را در بازار بفروشند و از این سوبسید دولتی همه به طور یکسان سود ببرند. البته در این جا فرض کرده ام که تعداد دارندگان و ندارندگان خودرو خیلی متفاوت نیست و گرنه شاید کل داستان را برهم بزند. (29779)
 
۱۳۸۶-۰۳-۲۷ ۱۴:۲۸:۳۶
قطعاً یکی از علل اجرا نشدن سهمیه بندی نیز همین دغدغه های بیشمار است که توسط کارشناسان ومردم مطرح می شود. حکایت ما مثل حکایت اون بابائی است که منار را دزدیده بودوچاه پیدا نمیکرد تا قایمش کند!
هی پسر! نذاری این مزن هردم را توجیب تو بذارن! آدم عاقل شاخ بز توجیبش نمیذاره!اونهم به این بزرگی!
بهرحال آقای نویسنده خسته نباشی ودستت درد نکنه! (30035)
 
علی
۱۳۸۶-۰۴-۰۶ ۱۷:۴۴:۲۴
سهمیه وانت پیکان هارا بیشترکنید باتشکر (31357)