۵۶
توصيه به ديگران
۲۱
 
کد مطلب: 29476
موضوع: پذيرش قطعنامه 598
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۶
دكتر عباس ملكي به سوالات بينندگان الف درباره قطعنامه 598 پاسخ داد.

در بيستمين سالگرد پذيرش قطعنامه تاريخي 598 و اجراي آتش بس در جنگ تحميلي، «دکترعباس ملكی» به عنوان «ميهمان ويژه الف» به سوالات بينندگان درباره متن و حاشيه پذيرش قطعنامه 598 و اتفاقات بعد از آن پاسخ داده اند.

عباس ملکی دكتري مديريت استراتژيك دارد و در دوره‏ی جنگ تحمیلی، رئیس دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه بوده وبه عنوان مسئول ثبت بخش مهمی از فرایند مذاكرات ایران و عراق ، به طور مستقیم در جریان رویدادهای دیپلماتیک منتهی به پذیرش قطعنامه  و تحولات بعد از آن قرار داشته است.
  
بخشی از سوابق میهمان ویژه الف:

      -  رئيس موسسه بين المللي مطالعات درياي خزر (هم‏اکنون)
      -  عضو هیئت رئیسه دانشگاه صنعتی شریف
      -  عضو دفتر مشاورت مقام معظم رهبري در امور بين المللي
      -  مدیرعامل انستیتو تحقیقات نفت و گاز پتروپارس
      -  مدير امور بين الملل، معاونت روابط بين الملل و سياست خارجي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام  
      -  عضو شوراي سردبيري مجله راهبرد، مركز تحقيقات استراتژيك
      -  مدير اداره قيمت گذاري نفت خام، شركت ملي نفت ايران
      -  عضو هيئت امناي موسسه مطالعاتي بين المللي انرژي
      -  مشاور رئيس بانك جهاني در امور خاورميانه و آفريقاي شمالي
      -  مديركل دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه
      -  معاون وزير امور خارجه در امور آموزش و پژوهش
      -  سفير فوق العاده و تام الاختيار جمهوري اسلامي ايران
      -  مشاور وزير امور خارجه
      -  مدير مسئول و سردبير مجلات سياست خارجي و مطالعات  آسياي مركزي و قفقاز

    بینندگان الف می‏توانند سوالات و ابهامات خود را درباره متن و حاشيه پذيرش قطعنامه 598 و تحولات ديپلماتيك بعد از آن، مستقيما با آقاي دکتر عباس ملکی درميان بگذارند.
   
 لطفا سوالات خود را بطور شفاف ، صریح و تا حد امکان خلاصه ، در جعبه انتهاي اين صفحه نوشته پس از پاکنویس ، ارسال فرماييد. آقاي دكتر ملكي درفرصت كوتاهي پس از رسيدن سوالات ، پاسخ خود را ارائه خواهند كرد.
   
متن قطعنامه 598شوراي امنيت، با تأييد مجدد قطعنامه 582 خود با ابراز نگراني عميق از اين كه علي رغم درخواست هايش براي آتش بس، منازعه بين ايران و عراق به شدت سابق با تلفات شديد انساني و تخريب مادي ادامه دارد، با ابراز تأسف از بمباران مراكز صرفاً مسكوني غيرنظامي، حملات به كشتيراني بي طرف يا هواپيماهاي كشوري، نقض قوانين بين المللي انسان دوستانه و ديگر قوانين ناظر بر درگيري مسلحانه، بويژه كاربرد سلاح هاي شيميايي برخلاف الزامات پروتكل 1925 ژنو، با ابراز نگراني عميق نسبت به احتمال تشديد و گسترش بيشتر منازعه، مصمم گرديد به تمامي اقدامات نظامي بين ايران و عراق خاتمه بخشد، معتقد شد كه مي بايد يك راه حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار بين ايران و عراق به دست آيد.
با يادآوري مفاد منشور ملل متحد، به ويژه تعهد همه دول عضو به حل اختلافات بين المللي خود از راه هاي مسالمت آميز به نحوي كه صلح و امنيت بين المللي و عدالت به مخاطره نيفتد، با حكم به اين كه در منازعه ما بين ايران و عراق زمينه صلح حاصل شده است، با اقدام براساس مواد 39و 40 منشور ملل متحد:
1- خواستار آن است كه به عنوان يك قدم اوليه جهت حل و فصل (مناقشه) از راه مذاكره، ايران و عراق يك آتش بس فوري را رعايت كرده، به تمامي عمليات نظامي در زمين، دريا و هوا خاتمه داده و تمامي نيروهاي خود را بدون درنگ به مرزهاي شناخته شده بين المللي بازگردانند.
2- از دبير كل درخواست مي كند كه يك تيم ناظر ملل متحد را براي بررسي، تأييد و نظارت بر آتش بس و عقب نشيني نيروها اعزام نمايد و همچنين از دبيركل درخواست مي نمايد با مشورت طرفين درگير، تدابير لازم را اتخاذ نموده، گزارش آن را به شوراي امنيت ارائه نمايد.
3- مصرانه مي خواهد اسراي جنگي آزاد شده و پس از قطع مخاصمات فعال كنوني، براساس كنوانسيون سوم ژنو 12اوت 1949، بدون تأخير به كشور خود بازگردانده شوند.
4- از ايران و عراق مي خواهد با دبيركل در اجراي اين قطعنامه و در تلاشهاي ميانجيگرانه براي حصول يك راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف در خصوص تمام موضوعات موجود، منطبق با اصول مندرج در منشور ملل متحد، همكاري نمايند.
5- از تمامي كشورهاي ديگر مي خواهد كه حداكثر خويشتنداري را مبذول دارند و از هرگونه اقدامي كه مي تواند منجر به تشديد و گسترش بيشتر منازعه گردد احتراز كنند و بدين ترتيب اجراي قطعنامه حاضر را تسهيل نمايند.
6- از دبيركل درخواست مي نمايد كه با مشورت با ايران و عراق، مسئله تفويض اختيار به يك هيئت بي طرف براي تحقيق راجع به مسئوليت منازعه را بررسي نموده و در اسرع وقت به شوراي امنيت گزارش دهد.
7- ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نياز به تلاشهاي بازسازي با كمكهاي مناسب بين المللي پس از خاتمه درگيري تصديق مي گردد و در اين خصوص از دبيركل درخواست مي كند كه هيئت كارشناسان را براي مطالعه موضوع بازسازي و گزارش به شوراي امنيت تعيين نمايند.
8- همچنين از دبيركل درخواست مي كند كه با مشورت با ايران و عراق و ديگر كشورهاي منطقه، راههاي افزايش امنيت و ثابت منطقه را مورد مداقه قراردهد.
9- از دبيركل درخواست مي كند كه شوراي امنيت را در مورد اجراي اين قطعنامه مطلع نمايد.
10- مصمم است براي بررسي اقدامات بيشتر جهت رعايت و اجراي اين قطعنامه در صورت ضرورت جلسات ديگري مجدداً تشكيل دهد. مرتبط:متن كامل پیام حضرت امام به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 ناگفته‏های مذاكرات پس از قطعنامه 598  
Share/Save/Bookmark
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
علی سوال 1
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۰۹:۳۱:۰۲
جناب آقای دکتر ملکی
با سلام
بنده شما را از سالیان دور ( 1370) زمانیکه معاون وزیر خارجه بودید می شناسم ،--- .
با توجه به سوابق قبلی که تجربه مدیریت ارشد را در نظام آن هم در دوران جوانی تجربه نمودید و بعد هم در خارج از گود سیاست و مدیریت ، تجار ذی قیمتی کسب نمودید ، مخصوصا تحصیلات در آمریکا ، از شما می خواستم بپرسم نگاه شما به فضای سیاسی نظام ایران چگونه است ؟ مدیران ارشد( وزرا ، معاونین و مدیران کل ، نمایندگان مجلس ) ایران را در مقایسه با استاندارد های جاری مدیریت در کشورهای دیگر جهان از حیث دانش روز چگونه ارزیابی می کنید ؟ مشکلات سیاسی و مدیریتی ایران را چه چیزهایی می دانید ؟ و راه برون رفت از این مشکلات چیست ؟. (71347)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۲۳:۵۹:۱۶
فضای سیاسی حاکم در ایران مانند دیگر کشورهاست. اگر از نزدیک مسائل کشورهای دیگر را دنبال کنید، ملاحظه می فرمائید که اکثر کشورها این مشکلاتی که ما داریم را دارند. بجز کشورهای کاملا دیکتاتوری که یک نفر نظر می دهد و نظرش بدون مشورت با دیگران بعنوان تصمیم مورد عمل واقع می شود، دیگر کشورها دارای مشکل تفرق عقاید و تفاوت دیدگاه نخبگان سیاسی هستند و بنابراین در تصمیم گیری ها دچار تفرقه می گردند و یا دیرتر به تفاهم می رسند. نمونه ای برای نوع اول تصمیم گیری کره شمالی است. چند ماه قبل کیم جونگ ایل یکباره اعلام کرد که ورود اتوموبیل های ژاپنی بخصوص خودروهای ساخت تویوتا به کره شمالی ممنوع اعلام می شود، زیرا او همانروز از یکی از خیابانهای پیونگ یانگ رد می شده ترافیک شدیدی را شاهد بوده است. مشاهده کرده که یک خودرو تویوتا در میانه خیابان خراب شده و او دستور توقف ورود انواع اتوموبیل های تویوتا را صادر کرده است. گرچه شکی نیست که کره شمالی از این کار یک هدف سیاسی را دنبال می کرده است، اما در آن کشور نیازی به بررسی فنی خودروهای تویوتا توسط یک مرجع مهندسی وجود ندارد. ترافیک هم نیازی به متخصص در ارزیابی موضوع ندارد و تصمیم گیر می تواند بجای کارشناسان راهنمایی و رانندگی نظر تخصصی دهد و آنگاه که قرار است مثلا سیگنالی به ژاپن داده شود، رئیس جمهور کشور راسا در این زمینه تصمیم می گیرد.
اما اگر کشوری متشکل از طبقات مختلف و لایه های اجتماعی متفاوت باشد و نمایندگان این طبقات در بخش های حاکمیتی حضور داشته باشند، آنگاه لاجرم تفاوت آراء در همه زمینه ها وجود دارد و عملکرد قانون به طریقی است که گونه گونگی نظریات را بصورتی به یکدیگر نزدیک می سازد که تصمیم نهایی اولا منافع ملی کشور را بهینه می نماید و ثانیا مصالحه ای مابین آراء و عقاید ناشی از منافع طبقات را بوجود آورد.
بدین لحاظ آنچه که در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور می گذرد، اینطور نیست که تنها در ایران باشد و یا بدون شیاهت با کشورهای دیگر باشد. اگر فرض نمائیم که ایالات متحده آمریکا کشوری آزاد و دمکراتیک است، آنگاه صداهای متفاوت و کاملا متضادی که از واشنگتن بگوش می رسد در نگاه اول محیطی مغشوش و بدون قاعده را به ذهن متبادر می نماید، توجیه می شود. در سایه مباحثات تند و جدال های لفظی به تدریج یک تصمیم ساخته می شود و نهایتا توسط یک نهاد و یا یک مقام سیاسی اعلام و یا اعمال می گردد.
بنابراین از دیدگاه نظری روند تصمیم گیری در کشور کم و بیش مانند دیگر نقاط جهان است. اما اگر بخواهیم که بهره وری در این چارچوب را افزایش دهیم آنگاه نکات دیگری نیز مطرح می شود. اولین آن این است که بلجاظ حجم دولت در ایران تقریبا برای کسانی که مایلند فعالیت های سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی داشته باشند، اکثر فرصت ها در داخل دولت و یا در ارتباط با دولت تعریف می گردد. در حالیکه اگر حجم دولت درایران مانند اکثر کشورها متناسب و معقول باشد، مثلا در بخش اقتصادی بجای 85 درصد که سهم دولت از اقتصاد ایران است ما با دولتی چابک و کوچک و دخالتی حدود 30 درصد روبرو بودیم، آنگاه این مقدار علاقه و اشتیاق برای ورود به دولت و رقابت را شاهد نبودیم. شاید در آن صورت اکثر فارغ التحصیلان باهوش دانشگاه ها جذب بخش خصوصی می شدند.
دوم آنکه درآمد نفت و ازدیاد آن در سالهای اخیر یک امر واقعی است. این درآمد چون همانند نروژ در صندوقی برای آیندگان حفظ نمی شود، بنابراین در امور جاری و عمرانی دولت هزینه می گردد. بعبارت دیگر این حجم عظیم درآمد به نوعی در جامعه پخش می گردد، و برخی از افراد مایلند که از این درآمد بیشتر نصیب آنها شود و این موضوع خود رقابت بیشتری را برای تصدی مسئولیت های دولتی در میان افرادی که مایلند سود خود را بیشینه نمایند می کند و از طرف دیگر کسانی را که مایلند به کشور خدمت نمایند، اما حاضر نیستند که در چرخه رقابتی بالا شرکت نمایند را به تدریج از سیستم حذف می کند.
سوم آنکه ما در ایران واقعا اگر برای هر کالا و یا خدمتی ارزشی قائل باشیم، برای زمان یا ارزشی قائل نیستیم و یا آن را در رده های کم اهمیت جاسازی می نمائیم. مدیریت زمان خود یک علم جدی در مجموعه مدیریت استراتژیک است. به همین دلیل در کشور پروژه هایی وجود دارند که از قبل از انقلاب شروع شده وهنوز به اتمام نرسیده اند. اگر پروژه ای در موعد مقرر تمام شود، آن یک واقعه بی نظیر است.
راه برون رفت از این وضعیت به نظر من عبارتست از:
1. کوچک شدن حجم دولت
2. فعال شدن سیاست خارجی برای مطرح شدن بیشتر ایران در منطقه خود تا جویندگان کار بتوانند در کشورهای همسایه نیز فرصت های شغلی بیایند.
3. توجه جدی به مدیریت زمان و پایان یافتن به موقع پروژه ها
4. ایجاد فضای حقوقی مناسب برای کسانی که به قراردادهای خود متعهدند. (71642)
 
۱۳۸۷-۰۴-۳۱ ۰۹:۳۱:۲۸
جناب آقای ملکی
اگرچه نکات ارزشمندی فرمودید ، اما به سئوال من پاسخ ندادید ، به نوعی با زیرکی جوابی دیپلماتیک ارائه کردید تا از ورود به بحث چالش انگیز نقد مستقیم مدیریت پرهیز نمائید .
موفق باشید (72040)
 
رضا فرهاد نژاد
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۰۱:۳۴
1 - افرادی از نمایندگان مجلس اشاره داشته اند که پس از آزادی خرمشهر در سال 1361، کشورهای عربی منطقه طرح صلحی را پیشنهاد کردند که به موجب آن پس از برقراری صلح بین ایران و عراق صندوقی با سرمایه گذاری کشورهای عربی منطقه به خصوص عربستان تشکیل می گردید و مبلغ 100 میلیارد دلار در آن سرمایه گذاری می شد. ایران و عراق به نسبت 2 به 1 قادر به برداشت از این صندوق به عنوان غرامت جنگی بودند. این مساله در بولتن داخلی مجلس شورای اسلامی ذکر شده بود. در این خصوص توضیح بفرمائید.
2 - به نظر شما امروز با نگاهی به گذشته طرح شعارها و حتی اتخاذ مواضعی در خصوص فتح بغداد یا کربلا و ساقط کردن رژیم صدام در طول جنگ که به کرات شاهد آن بودیم تا چه حد با شرایط آن زمان جهان و مناسبات بین المللی تطابقت داشت؟ (71402)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۰۴:۲۸
در مورد طرحی پس از آزادی خرمشهر از سوی اعراب این طرح رسما به ایران پیشنهاد نگردید و گزارش مکتوبی در این زمینه من در وزارت خارجه ندیده ام. اما این به معنای آن نیست که حتما چنین طرحی وجود نداشته است. لیکن با توجه به قرائن من فکر نمی کنم که اعراب آماده بودند که حتی یک دلار به ایران بپردازند. کمااینکه در مقاطع دیگر نیز این کار را نکردند. یادآوری می کنم که در جریان حادثه زلزله بم ابتدا اعلام شد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس 400 میلیون دلار برای بازسازی در اختیار جناب آقای خاتمی قرار می دهند. اما پس از آن معلوم گشت که چنین نیتی ندارند.
در هر جنگی بخش مهمی از آن به ایجاد روحیه مابین رزمندگان و همچنین تشویق مردم به کمک به جبهه ها و اعزام نیروهای مردمی تخصیص دارد. اگر صدام حسین بدنبال ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی بود، چرا طرف مقابل نباید چنین هدفی را مطرح کند؟ بهرحال برخی از مقامات و فرماندهان در فکر تصرف مناطقی از عراق بودند، اما تا آنجا که من اطلاع دارم امام به فکر تصرف عراق و ایجاد یک حکومت از طرف خودشان نبودند و در این زمینه بیشتر امیدشان خیزش مردم عراق برای سرنگونی رژیم صدام بود. (71645)
 
بینام
۱۳۸۷-۰۵-۰۱ ۱۰:۳۸:۴۷
باسلام
آقای دکتر، وقتی سران کشورهای عدم تعهد با تشویق رئیس جمهور وقت ایران آقای بنی صدر عازم ایران بودند تا نحوه آتش بس را بررسی کنند( توضیح اینکه قبل از آن با صدام ملاقات کرده بودند و نظر مثبت اوراهم داشتند) آیا درست است که حکومت وقت از آنان خواست سفر خود را به تعویق اندازند؟ آیا از اینها سندی دروزارت امورخارجه یافت نمی شود؟ چه کسانی در پشت این تصمیم بودند؟
مشکل می دانم که الف این سئوال را سانسور نکند. به هرحال از جواب شما متشکرم. (71778)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۱ ۱۱:۳۳:۱۲
مهمترین مخالف هرگونه میانجیگری و آتش‌بس شخص امام(ره) بودند. استدلال ایشان این بود که وقتی عراق داخل خاک ماست و هنوز بخشی از سرزمین ما در اختیار دشمن است، هرگونه مذاکره و آتش‌بس موجب مشروعیت و رسمیت این اشغال و هم‌چنین خود اشغالگر می‌شود.
در ضمن در سال‌های ابتدایی جنگ به دلایلی که مجال بیان آن نیست، عراق به لحاظ دیپلمتیک از ایران بسیار فعالتر بود. علی‌الخصوص از طریق جنبش عدم تعهد و رابطه نزدیکی که با کوبا داشت. و فضای جهانی را به سود خود تنظیم کرده بود.
بنده فکر می‌کنم زمانی که فعالیت دیپپلماتیک ایران به اوج بلوغ خود رسید، قطعنامه پذیرفته شد. (72172)
 
سوال 10
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۰۵:۲۴
حمله به هواپیمای مسافربری ، پیشروی عراق در خوزستان حتی بیش از آغاز جنگ و تهدید آمریکا به حمله مستقیم به ایران و منفی شدن حسابهای دولتی ، اینها دلایلی است که من راجع به دلیل پذیرش قطعنامه شنیده ام ، آیا دلایل پذیرش همین موارد است یا مورد مهمتری نیز وجود دارد؟ (71436)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۴-۳۰ ۱۰:۱۶:۵۹
تا آن‌جایی که بنده اطلاع دارم و در نامه حضرت امام و هم‌چنین مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های مسئولین نظام هم آمده است، دلایل پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران موارد زیر بود:
1- ورود مستقیم آمریکا به جنگ با ایران به دو صورت حمله به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس و هم‌چنین حملات مستقیم به سکوهای نفتی ایران
2- عدم توانایی اقتصاد ایران برای تحمل خسارات و هزینه‌های جنگ
3- نیروهای نظامی و به خصوص نیروهای داوطلب جنگ دیگر آن شور و حال سال‌های ابتدایی جنگ را نداشتند
4- به هر حال قطعنامه 598 یک حداقل‌هایی را برای ایران در بر داشت. در این قطعنامه تاکید شده بود که:
الف: نیروهای عراقی تا سرحد مرز های مشخص شده در قرارداد الجزایر عقب نشینی کنند.
ب:کمیسیونی برای تعیین متجاوز از طرف دبیرکل سازمان ملل تشکیل شود.
ج: به نوعی صحبت از غرامت جنگی و تامین خسارات از طرف متجاوز در قطعنامه آمده بود. (71850)
 
محمد حسن
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۰۷:۳۷
جناب آقای دکتر ملکی

بفرمائید آیا ایده ادامه جنگ بعد از آزاد سازی خرمشهر با واقعیات نظام بین الملل در تضاد نبود ؟
آیا نظام بین الملل می پذیرفت که ما مثلا حتی یک استان عراق را اشغال نمائیم چه برسد به فتح عراق و بعد حرکت به سمت آزاد سازی قدس ؟
به نظر شما مدیریت سیاست ادامه جنگ در تضاد با واقعیات روابط بین الملل مخصوصا در نظام دو قطبی آنزمان نبود ؟
یک سئوال هم راجع به وزارت خارجه داشتم ، آقای ملکی ارزیابی شما از توان کیفی و تخصصی دیپلمات های وزارت خارجه در مقایسه با استاندارد جهانی چیست؟ ضعف و قدرت وزارت امور خارجه در چیست ؟ چرا دیدگاههای بدنه کارشناسی وزارت خارجه (به عنوان فرد کاملا مطلع و ذی مذخل می گویم ) با بدنه مدیریتی وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی در مورد استراتژیها و سیاستگذاریهای حوزه خارجی در تضاد است ( مانند رابطه با آمریکا ، مانند سیاست نگاه به شرق ،مانند مذاکرات هسته ای و .... ) ؟

امیدوارم آقای دکتر جواب های کلیشه ای و کلی نفرمائید (71454)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۴ ۰۰:۱۸:۳۱
در مورد علت نپذیرفتن قطعنامه و ادامه جنگ پس از خرمشهر در پاسخ به سوال‌های قبلی توضیح داده‌ام.

اما در مورد شرایط وزارت خارجه و مطالبی که پرسیده اید تا حدودی درست اشاره نموده‌اید. اما دلیل این مسئله از نظر بنده دو مورد است:
تراکم بسیار بالای افراد با تحصیلات عالی و خوش‌فکر و با تجربه به نسبت سایر نهادها و وزارت‌خانه‌ها حتی در مقایسه با وزارتخانه‌ای مثل وزارت علوم که این مسئله موجب تضارب آرا می‌شود.
توجه صرف بدنه کارشناسی به نظام بین‌الملل و عدم آگاهی از شرایط سیاسی داخلی و مناسبات داخلی کشورمان و هم‌چنین عدم آگاهی از مسائلی که ممکن است که به علت مسائل امنیتی بصورت محرمانه بوده و از نظر این دوستان خارج باشد. (72448)
 
مهدی
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۰:۵۹
از آنجا که شما یک دیپلمات با تجربه هستید، خواهش میکنم نظر شخصی خود (نه نظر نظام یا دولت) را به این سوال بفرمایید.
قطعنامه 598 در سال 65 در اوج قدرت ایران صادر شد، ولی به بهانه های مختلف (مثلا جابجایی بند اول با دوم قطعنامه، یا اینکه اول اعلام شود عراق متجاوز است) ایران قطعنامه را نپذیرفت. اما یکسال و نیم بعد وقتی در شرایط ضعف قرار گرفتیم، ایران مجبور به پذیرش قطعنامه شد.
با در نظر گرفتن تجربه ای که ما از آن زمان بدست آورده ایم، نظرتان در مورد بسته پیشنهادی فعلی کشورهای 5+1 چیست؟ آیا ادامه روند انعطاف ناپذیری بصورت نامحدود، و عدم پذیرش تعلیق حتی بصورت موقت، منجر به پیروزی دیپلماسی کشورمان خواهد شد یا نه؟ آیا این احتمال وجود ندارد که یکی دو سال بعد (مانند قطعنامه 598) در حالت ضعف مجبور به پذیرش تعلیق غنی سازی شویم؟
آیا نشان دادن انعطاف بصورت پذیرش تعلیق موقت سه تا شش ماهه (بعنوان یک ابزار دیپلماتیک برای رسیدن به یک طرح قابل قبول ایران و کشورهای غربی)، مفید است یا نه؟ (71460)
 
سوال 2
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۲:۳۷
دلیل واقعی پذیرش قطعنامه در شرایطی که نیروهای ایران در عمق خاک عراق حضور داشت و برتری نظامی از آن ایران بود چه بود ؟ علت عقب نشینی های غیرمنتظره از خاک عراق در فاصله ی کمی به پذیرش قطعنامه چه بود ؟ نظر حضرت امام ( ره ) در این راستا چه بود ؟ (71359)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۰۰:۰۲
زمان پذیرش قطعنامه نیروهای ایران در عمق خاک عراق حضور نداشتند. برتری نظامی را باید ایتدا تعریف کرد. نیروهای ایرانی از روحیه بالا و توانایی های ابتکاری برخوردار بودند، در طرف مقابل نیز نیروهای عراقی از تجهیزات پیشرفته و جدید بهره مند بودند. تقریبا تا آخر جنگ هرگاه وسیله و یا مهماتی از عراقیها به غنیمت نیروهای ایرانی در می آمد، آن وسیله کاملا نو و ساخت همان سال توسط اتحاد شوروی، فرانسه، انگلستان، آلمان شرقی، برزیل و در آخری ها ساخت آمریکا بود. (71643)
 
مهرشاد قرباندوست
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۳:۱۴
1-آیا در پذیرش قطعنامه 598 ،اختیار وآزادی عمل با طرف ایرانی بود یا اینکه این قطعنامه همچون جنگ به ما تحمیل شد؟
2-فکر می کنیدچرا امام خمینی(ره) هنگام پذیرش قطعنامه ازآن تعبیر به\"نوشیدن جام شوکران\" کردند. احساس ایشان رادر پذیرش قطعنامه 598، چگونه ارزیابی می کنید؟ (71381)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۰۳:۱۶
1.نمی دانم منظورتان از تحمیلی چیست؟ اگر منظورتان دستور یک یا مجموعه ای از کشورها به تهران برای پایان دادن جنگ بود، می دانید که از ابتدای جنگ کشورهای غربی، شرقی، غیرمتعهدها و جهان سوم دارای نظراتی بودند که در برخی اوقات ایران حتی حاضر به شنیدن آن ها نیز نبود، زیرا اعتقاد داشت تاز مانی که نیروهای تجاوزگر در داخل اراضی ایران قرار دارند هرگونه مذاکره به او برای تثبیت مواضع خود کمک می‏کند. اما اگر منظورتان این است که پذیرش قطعنامه محصول شرایط یک دوره خاص است، این مطلب صحیح است.

2.در هر فرآیند بین المللی نتیجه کار برآیند فعالیت های طرف های متعدد است. به همین دلیل حضور بیشتر در نهادهای بین المللی، امتیازهای قابل توجهی برای کشور فراهم می آورد. در ابتدای جنگ دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران تا حدودی بهت زده بود. اما به تدریج دریافت که باید پابپای رزمندگان از منافع کشور دفاع کند. به تدریج تسلط عراق در مجامع بین المللی کمرنگ شد و در مجامعی مانند غیرمتعهدها و کنفرانس اسلامی ایران توانست با دیپلماسی فعال از ترکتازی عراقی ها جلوگیری نماید. سپس ایران به طرف دبیرخانه ملل متحد و دبیرکل رفت. در یک دوره این کار عملی نشد، زیرا سفیر ما در نیویورک اعتقاد داشت که اصلا این سازمان یک نهاد استکباری است و به ما اجازه فعالیت نمی دهند. اما با تغییر سفیر و توجه وزارت امور خارجه به تدریج با تصمیم گیران داخل ملل متحد رابطه نزدیک برقرار شد. بخصوص شخص دبیرکل آقای خاویر پرز دوکوئیار و دستیاران او مانند جیمیانو دو پیکو و یان الیاسون و فردریک سوان. در جریان تصویب قطعنامه های قبلی نیز ایران با مقامات ملل متحد و شورای امنیت مذاکره می کرد اما در جریان مذاکرات مربوط به قطعنامه 598 مذاکرات ایران و دستیاران دبیرکل بیشتر شد. این قطعنامه به ایران تحمیل نگردید، بلکه این قطعنامه حداقل های طرف ایرانی مانند بازگشت نیروهای عراقی به مرزهای دو کشور و تشکیل کمیته ای برای تعیین متجاوز را داشت. (71644)
 
محمدرضا
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۴:۵۵
با تشکر از شما و الف، نقش آقای جواد لاریجانی در تدوین و تصویب قطعنامه 598 چه بوده است؟
اگر ایشان از طرف ایران قطعنامه را تا تصویب پیش بردند، چرا یکسال پس از تصویب قطعنامه ایران آن را پذیرفت؟ (71416)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۰۵:۴۷
در یک دوره آقای دکتر محمد جواد لاریجانی معاون امور بین الملل وزارت امور خارجه بودند و مذاکرات با سازمان ملل در این معاونت پی گیری می شد. اما در زمان تصویب قطعنامه فکر می کنم که این موضوع در سطح وزیر امور خارجه پی گیری می گردید. (71646)
 
محمود
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۵:۵۲
نقش آقای سیروس ناصری در جریان مذاکرات و قطعنامه چه بوده است؟ و آیا این درست است که ایشان در کارهای تجارت نفت دست داشته است و دارد و آیا درست است که تابعیت دوگانه ایرانی-آمریکایی دارد؟ (71417)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۴۴:۱۹
آقای سیروس ناصری دوره طولانی که بخشی از زمان جنگ و پس از آن را نیز در بر می گرفت، سفیر نزد ملل متحد در دفتر اروپایی آن در ژنو بودند. او از دیپلمات های کارآفرین، خلاق و با پشتکار بود و در مورد مذاکرات مربوط به پایان جنگ از خود توانایی و فداکاری قابل توجهی نشان داد. او اولین فردی است که مذاکرات دوجانبه با مقامات عراقی را از طریق برزان تکریتی برادر صدام در ژنو شروع کرد.
فکر می کنم او پس از اتمام دوره فعالیت خود در ژنو و در دوره آقای خاتمی به فعالیت های نفتی مشغول شد. شاید بلحاظ اینکه وزارت امور خارجه از او مانند دوره آقای دکتر ولایتی استفاده نکرد. (71650)
 
سوال 7
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۶:۰۶
با وجودی که در جریان مذاکرات ژنو، طارق عزیز سیگار برگی برلب گذاشته و رفتار قلدرآمیز داشت، چرا آقای ولایتی و هیات ایرانی چهره‏ای مظلومانه و ضعیف به نمایش گذاشت؟ (71418)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۴۵:۳۵
کشیدن سیگار برگ در مذاکرات رسمی و چندجانبه نشانگر قلدری و یا تسلط بر طرف مقابل نیست و یا شاید در دوره جدید دیگر این گونه نیست. کمااینکه طارق عزیز بخشی از حاکمیت بعثی در عراق بود و ادب و رفتار او نیز مانند دیگر بعثی ها بود. مثلا همه اعضای هیئت عراقی دارای اسلحه کمری بودند و یا تقریبا یک رنگ لباس می پوشیدند. طرف ایرانی اکثرا چهره های دانشگاهی و یا دیپلماتیک بودند. بخوبی مشخص بود که رفتار آنان رفتاری از سر فرهیختگی است. (71651)
 
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۶:۵۱
به نظر شما سر و سامان دادن قطعنامه 598 سخت بود یا قطعنامه های هسته ای اخیر؟ دلیل بیاورید (71419)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۴۷:۱۴
من در جریان فعالیت های عملی قطعنامه های اخیر هسته ای نبوده ام. اما فکر می کنم که هرکاری برای آنکه به هدف برسد و نتیجه بدهد باید افرادی زحمت بکشند، وقت بگذارند، سختی ها را تحمل نمایند، در عین پشتکار صبر بر مصائب نیز داشته باشند و در نهایت به حقانیت راه خود ایمان داشته باشند. در دوره مربوط به مذاکرات قبل و بعد از تصویب قطعنامه 598 اکثر افراد این چنین بودند و در نهایت مورد قدردانی رهبری انقلاب نیز قرار گرفتند. در حال حاضر وضع چگونه است، من نمی دانم. (71652)
 
عبدالله جاسكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۷:۵۴
بفرماييد كه بالاخره گرفتن غرامت جنگي اصلا امكان دارد ؟چطور وچگونه ؟
گرچه شما و نه سايت الف به اين سوال جواب نخواهيد داد ولي راستش را بگوييد كه آن كاسه ي زهر امام بالاخره جه بود و كجا رفت ؟
نتيجه جنگ را فارغ از هياهوهاي سياسي براي ايران، با فرض رسيدن به تمامي خواسته هايمان كه فرضا صد (100) باشد چند ارزيابي ميكنيد؟ (71429)
 
دكتر ملكي
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۰۰:۴۹:۱۷
گرفتن غرامت نیاز به ارزیابی واقع گرایانه از موقعیت منطقه دارد. مسبب اصلی این جنگ رژیم بعثی به رهبری صدام حسین بود که الآن وجود خارجی ندارد. بنابراین باید بررسی نمود که چگونه و از چه کسی می توان غرامت گرفت. در جنگ کویت شورای امنیت ملل متحد تصویب نمود که بخشی از فروش نفت عراق به جبران خسارت های ناشی از حمله عراق به کویت به کویت پرداخت شود، در حالیکه برای جنگ ایران و عراق چنین مصوبه ای وجود ندارد. در عین حال که قطعنامه 598 در بندی می گوید: \"ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نياز به تلاشهاي بازسازي با كمكهاي مناسب بين المللي پس از خاتمه درگيري تصديق مي گردد و در اين خصوص از دبيركل درخواست مي كند كه هيئت كارشناسان را براي مطالعه موضوع بازسازي و گزارش به شوراي امنيت تعيين نمايند\". تا آنجا که به خاطر دارم گزارش در این زمینه نیز تهیه گردید و خسارت های ایران حدود 100 میلیارد دلار برآورد گردید. اما مانند هر کار سیاسی دیگر این کار نیز به تمهید محیط و مذاکره با عراق و اعضای شورای امنیت بخصوص اعضای دائم نیاز دارد. این بدان معنا نیست که اگر با این کشورها کار نکنیم، ما در دریافت غرامت حقوقی نداریم، بلکه حقوق ما در گرفتن غرامت تغییرناپذیر است. اما اگر بخواهیم این حق را به پول و منابع مالی تبدیل نمائیم راه درازی از مذاکره و چانه زنی با دولت فعلی عراق و کشورهای دیگر داریم. از طرف دیگر دولت فعلی عراق با توجه به روابط دوستانه ایران و عراق مایل است که ایران نیز بدهی های عراق به این کشور را ببخشد. این موضوع با توجه به بخشش بدهی های عراق توسط امارات عربی متحده قابل توجه است. بهرحال من دریافت غرامت را کاملا غیرممکن نمی دانم اما دراین زمینه باید کار کرد. (71654)
 
یه از خدا بی خبر به قول آقایون
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۹:۲۲
سلام
ولی همیشه در رادیو و تلویزیون می گفتند که اولین ماده آین قطعنامه معرفی متجاوز هست که الان تو متن بالا اثری ازش نیست ... بعد ... آیا شرایط زمان پذیرش قطعنامه با زمان صدور قطعنتمه 598 ( نمی گوییم 582 ) فرق چندانی داشت ؟ جز ضعیف تر شدن ایران که اون هم خیلی راحت قابل پیش بینی کردن بود ؟
کیا مشاورین حضرت امام بودن که باعث طولانی تر شدن جنگ شدند ؟ (71440)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۴-۳۰ ۱۰:۲۳:۵۰
درست است که در بند اول نیست، اما در بند ششم قطعنامه آمده است:
«از دبيركل درخواست مي نمايد كه با مشورت با ايران و عراق، مسئله تفويض اختيار به يك هيئت بي طرف براي تحقيق راجع به مسئوليت منازعه را بررسي نموده و در اسرع وقت به شوراي امنيت گزارش دهد.»
مسئولیت منازعه یعنی این که کمیسیون تشخیص بدهد که چه کسی جنگ را شروع کرده.
البته در سال‌های ابتدایی متاسفانه دبیرکل چندان توجهی به این بند نمی‌کرد و بیش‌تر به دنبال مسائل مرزی و عقب‌نشینی بود و رسیدگی به این بند را عقب می‌انداخت. تا این‌که عراق به کویت حمله کرد. در آن موقع آقای دبیرکل خاویر پرز دوکویار کمیته‌ای سه نفره متشکل از حقوق‌دانان بین‌المللی تشکیل داد و چند روز مانده به پایان عمر دبیرکلی خود رسما اعلام کرد: « کمیته‌ای که من تشکیل داده‌ام تشخیص داده است که کشور متجاوز عراق است». که متاسفانه خیلی دیر بود.
در این‌حا باید تاکید کنم که دولت ایران مایل بود که غرامت بگیرد و به دنبال این مسئه نیز بود و برای موضوع بازسازی مصرح در بند هفتم نیز گزارشی ارائه شد اما متاسفانه چندان توجهی به آن نشد. (71853)
 
سوال 12
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۱۹:۵۰
با سلام خدمت آقای دکتر عباس ملكی , بسیار خوشحالم که حضرتعالی تمایلی برای پاسخ گویی به این موضوع حساس دارید که در تاریخ کشور ما نیز بسیار سرنوشت ساز بود ه است . 1- اگر چه قبول قطعنامه 598 به علت فرسایشی شدن جنگ و افزایش هجوم صدام به شهرهای بی دفاع ایران و همچنین طبق نامه ای که محسن رضایی بعنوان فرمانده سپاه به حضرت امام ارسال کرد ه بود وتقاضای ادوات جنگی بسیار را کرده بود که تهیه آن با توجه به وضعیت مالی کشور چندان مقدور نبود ، پذیرفته شد اما سوال من این است که با توجه به نامه نگاری هایی که اخیرا نیز در رسانه از سوی برخی از مسوولین درگیر در جنگ مطرح شده بود و هر کدام پذیرش قطعنامه را از دید خودشان ارزیابی می کنند ، حضرتعالی دلیل اصلی پذیرش قطعنامه را چه می دانید ؟ (71446)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۴-۳۰ ۱۰:۲۸:۱۱
دلایل اصلی پذیرش قطعنامه را در سوالات قبل پاسخ داده‌ام. اما نکته‌ای که در این‌جا مایل به ذکر آن هستم این مطلب است که، تردیدی نیست که تصمیم آخر را در این زمینه حضرت امام اتخاذ کردند. ایشان همیه تاکید داشتند که حفظ نظام اسلامی و بقای آن همیشه اولویت اول است و حتی حفظ نظام اسلامی را مقدم بر احکام اولی اسلام می‌دانستند.
ایشان همیشه به حفظ ام‌القرای جهان اسلام تاکید داشتند. در این مورد نیز فکر می‌کنم امام به این نتیجه رسیدند که امنیت کشور و حفظ نظام اسلامی در خطر است.
این تصمیم نشان می‌دهد که در اندیشه امام جنگ هدف اصلی نبود و ایشان برای صلح نیز به اندازه جنگ در جای خود اهمیت قائل بودند. (71854)
 
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۲۰:۳۷
2- بحث تحقق کامل مفاد قطعنامه 598 تا چه زمانی پس از مطرح شدن و پذیرفتن آن از سوی ایران محقق گردید ؟ و آیا این قطعنامه به طور کامل از سوی عراق رعایت می شود ؟ (71447)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۴-۳۰ ۱۰:۳۵:۱۶
تحقق کامل قطعنامه از همان اوت 1988 که ایران آن را پذیرفت مطرح بود و ما به دنبال آن بودیم. به دلایل عدم تحقق آن تا حد.ودی در سوالات قبلی پاسخ گفته‌ام برای مثال بند 8 قطعنامه که در آن تصریح می‌شود:«همچنين از دبيركل درخواست مي كند كه با مشورت با ايران و عراق و ديگر كشورهاي منطقه، راههاي افزايش امنيت و ثابت منطقه را مورد مداقه قراردهد.» هنوز هم محقق نشده است.
هم‌چنین غرامت‌های ایران هنوز پرداخت نشده است.
اما باید توجه داشت که همین مقدار هم محقق شده برای ما بسیار مغتنم است. این قطعنامه موجب شد تا ایران از درگیری با دیوانه‌ وحشتناکی که ملت خود و کویت را به خاک سیاه نشاند خلاصی یابد. به سرنوشت کویت پس از جنگ و هم‌چنین خود ملت عراق نگاه کنید.
البته درست است که در مورد غرامت هنوز موفقیتی حاصل نشده و حتی دوستان و مسئولین جدید عراقی نیز در این مورد یا سکوت کرده‌اند و یا اظهارات مشکوکی داشته‌اند.اما فکر می‌کنم همه باید تلاش کنیم تا این مورد نیز به سرنوشت مناسبی ختم شود. (71855)
 
سوال 14
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۲۰:۵۳
3- مسائلی که اخیرا از سوی مقامات عراقی در خصوص اروند رود مطرح شده است و سخنانی که عراقی ها مبنی براینکه ما قرارداد 1975 الجزایر را قبول نداریم - هرچند که بعدا از سوی طالبانی تکذیب شد - و دیدار هیات عراقی با همتایان ایرانی مبنی بر میله گذاری های جدیدی بین دو کشور آیا حکایت از نبود مفاد مستدل به هنگام گفتگو در زمان قطعنامه از سوی مقامات ایرانی بوده است یا موضوع دیگری است ؟ (71448)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۴-۳۰ ۱۱:۰۶:۱۹
قراداد مشهور به الجزایر -البته این قراداد در سعدآباد امضا شده است- همیشه به عنوان خط قرمز ایران در تمام مذاکرات دو یا چند جانبه مطرح بوده است. اما طرف عراقی با این قرارداد سه نوع برخورد داشت.
1- به رسمیت نشناختن این قراداد در روزهای اولیهو مسخره کردن آن، به نحوی که می‌گفتند ما اصلا رودی به اسم اروندرود نمی‌شناسیم یا اظهاراتی از این دست
2- مسکوت گذاشتن موضوع قرارداد و نپرداختن به آن(روش کنونی ساستمداران جدید عراق نیز همین سیاست را دنبال می‌کند)
3- پذیرش اجباری قرارداد
در نامه صدام حسین به آقای هاشمی رفسنجانی صدام تاکید می‌کند که شما به تمام خواسته‌های خود رسیدید. هم‌چنین اگر نامه‌های آقای هاشمی به مسئولین عراقی را بررسی کنید، ایشان در این نامه‌ها تصریح می‌کنند که تمام معاهدات مورد تایید ایران است.
البته این مواضع عراقی‌ها تا حدودی طبیعی است. عراق از لحاظ ژئوپولتیکی دسترسی بسیار اندکی به آب‌های آزاد دارد، در صورتیکه برای صادرات نفت و خرما و تجارت و بازرگانی نیاز مبرمی به آن دارد. (71866)
 
سوال 15
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۲۱:۳۷
4- پذیرش قطعنامه شاید برای بسیاری از رزمندگانی که در حال جنگ بوده اند قدری سخت و به عبارتی تعجب آور بود آیا در خصوص پذیرش این قطعنامه برای مردم و بویژه رزمندگان ، برنامه ای از سوی وزارت خارجه و یا هر نهاد دیگر در دستور کار بود تا ضرورت این امر را گوشزد سازد یا خیر؟ (71449)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۱ ۱۱:۴۳:۰۴
این بحث همواره در آن زمان مطرح بود. اما باید به این نکته توجه داشت که در آن زمان برای همه ملت ایران و از جمله رزمندگان عزیز نظر و تصمیم امام فصل‌الخطاب بود. و در تمام مسائل مهم مملکتی مردم منتظر بودند تا از نظر امام آگاه شوند.
به همین دلیل هم ایشان آن نامه معروف پذیرش قطعنامه را خطاب به ملت شریف ایران نگاشتند.
در مرد فعالیت وزارت امور خارجه، به دستور دکتر ولایتی ستادی تحت عنوان «ستاد سیاسی جنگ تحمیلی» تشکیل شد و این ستاد دو کار عمده انجام داد.
1- تقریبا از تمام کسانی که هرگونه اطلاعاتی در خصوص مسائل سیاسی، دیپلماتیک، حقوقی و مرزی ایران و عراق داشتند دعوت شد تا نقطه نظرات خود را بیان کنند. در این زمینه از حقوق‌دانان برجسته و آگاهان مسائل میله‌گذاری مرزی اطلاعات خوبی جمع‌آوری شد. در این زمینه می‌توان ادعا کرد در مقایسه با بسیاری از رونده‌های مهم و حساس دیپلماتیک و سیاسی ایران فعالیت چشمگیر و شاید هم بی‌سابقه‌ای انجام شد.
2- بولتن‌ها، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و مجموعه کتاب‌هایی که وزارت خارجه در مورد مسائل بین ایران و عراق مانند اختلاف بر سر اروندرود و ... در سالهای بعدی منشر شد.
به عنوان مثال کتاب «تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی ایران و عراق» یکی از این فعالیت‌هاست. (72173)
 
سوال 16
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۰:۲۱:۵۱
5- آیا در میان مسوولین آن زمان فرادی بودند که با پذیرش قطعنامه مخالفت می کردند ؟ علت مخالفت آنان چه مورد ی بوده است ؟
6- نقش آقای ولایتی در به ثمر رسیدن این قطعنامه چه مقدار بوده است ؟ (71450)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۳ ۲۳:۲۴:۵۲
بله، عده‌ای از مسئولین معتقد بودند که با توجه به پیشینه عملکرد صدام و حزب بعث در عدم پایبندی به معاهدات و قراردادهای بین‌المللی و هم‌چنین وجود ناعدالتی به ضرر ایران در نظام بین‌الملل نمی‌توان چندان به پایبندی دولت عراق و هم‌چنین بی‌طرفی سازمان‌های بین‌المللی امیدوار بود.
البته زمان مشخص کرد که این دوستان درست می‌گفتند و صدام با دستور حمله به ایران پس از پذیرش قطعنامه به ما و همه دنیا نشان داد که به هیچ قول و قراری پایبند نیست.
اما این مسئله نباید ما را از مزایا و برکاتی که این تصمیم توسط مسئولین و علی‌الخصوص حضرت امام در آن مقطع گرفته شد، غافل شویم.

شاید دوستان و خوانندگان محترم بگویند که بنده در مورد آقای ولایتی و نقش ایشان در مورد پذیرش قطعنامه مبالغه می‌کنم، اما بنده به شخصه شاهد تلاش شبانه روزی ایشان در این زمینه و اصرار صحیح ایشان بر استفاده از نظرات تمامی صاحب‌نظران و مطلعین در این زمینه بودم. بنده شهادت می دهم که شب‌های زیادی ایشان برای پیگیری امور دیپلماتیک و مسائل مربوط به قطعنامه نخوابیدند و با فکر باز و سعه صدر در پی گرفتن تصمیم درست در این مورد بودند.
گر چه متاسفانه پس از قطعنامه فشار زیادی به ایشان وارد شد. (72447)
 
مرتضی-سوال 21
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۴:۱۹:۳۵
با سلام به جناب دکتر سوال بسیار مهمی دارم وان این است که چندی پیش دکتر ابراهیم یزدی گفته بودند که زمانی ما قطعنامه را قبول کردیم که دولت امریکا وقتی هواپیمای ما را در خلیج فارس با موشک زد مسئولان ان زمان سریع جنگ را تمام کردند ایا شما این تحلیل را قبول دارید (71511)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۴ ۰۰:۳۴:۱۲
حمله به هواپیمای مسافربری تنها یکی از دلایل بود. در این زمینه در سوال 10 به طور مشروح پاسخ داده‌ام. (72451)
 
حسین
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۴:۲۳:۲۳
سلام
پذیرش قطعنامه با یک سال تاخیر بنظر تنها مسیر عاقلانه ای بود که ایران را از بسیاری از تبعات ادامه جنگ نجات داد.
آیا اینکه دولتمردان عراق پیش از ایران قطعنامه را پذیرفتند آنهم در شرایطی که توازن قدرت از بین رفته بود وعراق فاو و حلبچه را بازپس گرفته بود و در حال پیشروی بود، نشاندهنده درایت بالاتر صدام نبود؟ (71480)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۴ ۰۰:۱۳:۵۰
در مورد دلایل پذیرفتن قطعنامه در سال پایانی جنگ در پاسخ به سوالهای قبلی به طور کامل توضیح داده‌ام.
اما در مورد سال 65 به اجمال باید گفت که در آن سال هنوز تصور می‌کردیم که می‌توانیم جنگ را با پیروزی و موفقیت کامل به سرانجام برسانیم.همانطور که آقای هاشمی هم گفته‌اند به دلیل شرایط حاکم بر مذاکرات و هم‌چنین نظام بین‌الملل به دنبال یک پیروزی سرنوشت ساز بودیم. در عین اینکه به گواه سرداران و فرماندهان وضعیت جبهه ها در آن سالها خوب بود.
در مورد میزان درایت صدام و دولتمردان بعثی عراق هم وضعیت جنگ با ایران، کویت، و هم‌چنین فلاکت و بدبختی مردم این کشور درمقایسه با میزان امنیت، پیشرفت و توسعه ایران کاملا گواه میزان درایت و یا حماقت این فرد می‌باشد. (72449)
 
irna
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۴:۲۴:۲۶
واقعيت پذيرش قطعنامه چه بود..آيا اين درست است كه امريكا تهديد كرده بود كه تهران را با بمب اتم مي رند و امام به اين دليل قطعنامه را پذيرفت... چه شد كه جام زهر مشهور سر كشيده شد و 8 سال جنگ از سوي مسئولان ايراني به ما ايراني ها تحميل شد.. (71481)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۴ ۰۰:۳۲:۰۷
شرایط پذیرش قطعنامه را در سوال‌های قبلی پاسخ گفته‌ام. تهدید آمریکا به حمله اتمی به ایران حتی اگر هم صحت داشته باشد، که الته بنده نشنیده‌ام، تهدید جدی و قابل بررسی نبوده است.
علت پذیرش قطعنامه از سرف حضرت امام را هم توضیح داده‌ام.

در پاسخ به شما دوست عزیزی که جنگ را محصول تحمیل مسئولین می‌دانید، باید گفت که آیا جنگ عراق و کویت هم ناشی از عملکرد مسئولین کویتی و تحمیل آن‌ها به مردم کویت بود؟
البته در مورد شرایط ژئوپلتیکی عراق و نیاز آن به آب‌های آزاد و هم‌چنین ویژگی‌های روحی و روانی صدام نیز نیازی به توضیح مجدد نیست. (72450)
 
محمد
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۴:۲۵:۴۷
با سلام فکر نمی کنید اگر ما قطعنامه را زود تر می پزیرفتیم مقداری از خسارات کمتر می شد از یک سو اقای رفسنجانی می گویند که ما از سال 65 متوجه این نکته بودیم که ما جنگ را نمی توانیم پیروز شویم با توجه به این حرف ها ایا ما زمانی جنگ را تمام نکردیم که کشور ما مستقیما با امریکا در سال 67 درگیر شد و طی ان ما جزیره فاو را از دست دادیم و امریکا هوا پیمای ما را زد با تشکر از شما اگر سوالات مرا جواب دهید (71517)
 
hossein
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۴:۲۸:۳۶
you was living in USA , is true some members of Iranian government have nice home or private island in canada or in USA?
stolen money from Iranian oil?
by end of the war I lost my brother in war from bassij .
and I wounded also, but I never understand who\'s run all this mafia in and out of Iran? (71548)
 
مصطفی
۱۳۸۷-۰۴-۲۷ ۱۴:۲۹:۲۲
جناب ملکی من یکی از کسانی بودم که هنگام پذیرش قطعنامه در جبهه بودم. و به صراحت اعلام میکنم که مهمترین دلیل پذیرش قطعنامه از طرف ایران ،ضعف شدید نیروهای ایرانی و عقب نشینی های پی در پی در اکثر مناطق جنگی بود. آنچه در پشت جبهه به سمع مردم میرسید کاملا متفاوت بود با واقعیتی که ما با آن درگیر بودیم.قبول کنید که در اواخر جنگ (به هر دلیل) ما بسیار ضعیف تر از عراقی ها بودیم. نگویید نه که اگر لازم باشد دلایل بسیاری برای اثبات دارم.
آیا شما غیر از این میدانید؟ (71558)
 
علی
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۱۷:۳۲:۵۹
چرا پذیرش قطعنامه برای امام سخت بود واز آن به نوشیدن حام زهر یاد کردن؟ (71668)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۴ ۰۰:۵۱:۲۱
حضرت امام به عنوان رهبر انقلاب و رهبر کشوری که درگیر یک جنگ بزرگ بودند برای تهییج رزمندگان و بخشیدن روحیه دلاوری یه آ»‌ها از شعارها و جملاتی چون «جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان» و «جنگ جنگ تا پیروزی» را بیان می‌فرمودند. اما در یال پایانی جنگ متوجه شدند که اگر بخواهند جنگ را ادامه بدهند کشور با مخاطات شدی اقتصادی و امنیتی مواجه می‌شود به طوری که ممکن است اصل نظام در خطر سقوط قرار بگیرد. به همین لحاظ تصمیمی را اتخاذ کردند که به لحاظ ظاهری در تضاد با شعارهای اولیه ایشان بود. به همین دلیل ایشان از آن عبارت استفاده کردند و بدین وسیله به نوعی ناراحتی خود را از عدم تحقق آن شعارها بیان داشتند. (72453)
 
دوستدار ایران
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۱۷:۴۶:۳۷
نکته ی مهمی که در نظرگاه و پرسش های مختلف دوستان و هموطنان عزیزم مورد چشم پوشی قرار گرفته و خوب است جناب ملکی عزیز به آن اشاره فرمایند روند قطعنامه های سازمان ملل در باره ی جنگ عراق علیه ایران از آغاز تا مقطع قطعنامه ی 598 است. بررسی تطبیقی قطعنامه های صادره در باره ی جنگ تحمیلی با قطعنامه ی 598 می تواند به بسیاری از ذهنیت ها و پاره ای از منفی بافی هایی که جاهلان و بی دردان به آن دامن زده اند ، پاسخ دهد. ضمنا از ابتکار الف تشکر می کنم و یک نکته هم به جناب ملکی عرض می کنم : در مقام پاسخ به یک واقعه ی تاریخی باید از اختلاط عواطف خود با بحث به شدت پرهیز کنند . ایشان به دکتر ولایتی علاقه ی خاص دارند ولی این اقتراح مقام واکاوی تاریخ است حتی اگر لازم شود بگوییم که نقش دکتر جواد لاریجانی در شکل گیری مفاد مثبت قطعنامه و نیز سیاست هوشمندانه نه \" رد \" و نه \"قبول\" قطعنامه که توسط لاریجانی مطرح شد و... بسیار موثر و غیر قابل انکار بوده است. چنانچه آقای ملکی هم می دانند یکی از دلایل اختلافات جدی دکتر ولایتی با دکتر جواد لاریجانی آن بود که در مقطعی وزیر امور خارجه ( ولایتی ) در معادلات و مذاکرات خارجی مربوط به جنگ به اندازه ی معاونش (لاریجانی) نقش آفرین و موثر نبود. امیدوارم تاریخ را درست بنویسیم. درشت ننویسیم. (71655)
 
الف محمدی
۱۳۸۷-۰۴-۲۸ ۱۸:۳۵:۴۷
به نام خدا
از شما انتظار جواب درستی ندارم.ولی می پرسم.ایا نقش سیاست ((جنگ جنگ تا کسب یک پیروزی قاطع برای استفاده در پشت میز مذاکره)) که توسط آقاي هاشمی رفسنجانی پیگیری میشد و باعث فشار وي بر فرماندهان و رزمندگان برای انجام یا ادامه عملیاتهای ناموفق نشد را باعث نوشیدن جام زهر توسط امام نمیدانید؟
همه میدانیم که بعد از فتح جزایر مجنون شکستن خط طلائیه ممکن نبود اما ايشان با فشار به فرماندهان جنگ باعث متلاشی شدن دو لشکر 27 محمد رسول الله (ص)و 14 امام حسین (ع) گردید.در حالیکه فرماندهان شکستن خط طلائیه را در ان شرایط نا ممکن اعلام کرده بودند.از همه بدتر وقتی فرماندهان قبل از عملیات کربلای 5 نیز عدم امادگی خود را برای عملیات اعلام می کردند و خواهان زمان بیشتر برای بازسازی و امادگی به علت شکست در عملیات کربلای 4 بودند تهدید شدندکه اگر عملیات انجام نشود کاری می کنند که امام قطعنامه را بپذیرد و فرماندهان و رزمندگان به علت عشقشان به امام برا ی جلوگیری از این قضیه راضي به اين كار شدند.گفتنی های دیگری هم هست.امیدوارم مسئولین الف نظر مرا پخش کنند. (71579)
 
بخش تحلیلی الف
۱۳۸۷-۰۴-۳۰ ۱۲:۳۳:۰۱
با توجه به پایان مهلت دریافت سوال، از خوانندگان محترم تقاضا می شود سوال جدید ارسال نفرمایند و چنانچه سوال مطرح نشده ای دارند، با پست الکترونیکی آقای دکتر ملکی مکاتبه کنند. (71890)
 
عباد
۱۳۸۷-۰۴-۳۱ ۱۱:۳۴:۴۲
سلام
از عنایت شما به این ÷یام مهم متشکرم
کمتر توجهی در این سالها به پیام حضرت امام شده است
در وبلاگ « عباد» یادداشتی با عنوان « قطعنامه وترانه ی مادر ی» نوشته شده.
یا علی
ebad.parsiblog.com (72071)
 
۱۳۸۷-۰۵-۰۱ ۱۰:۳۹:۴۴
بحث متجاوز شناختن عراق در جنگ و غرامت 100 میلیارد دلاری ایران در کدام بخش از قطعنامه یا ضمایم مربوطه آمده است؟ (71705)
 
دکتر ملکی
۱۳۸۷-۰۵-۰۴ ۰۰:۴۹:۰۸
رجوع شود به پاسخ به سوال 9 (72452)
 
عليرضا
۱۳۸۷-۰۵-۰۱ ۱۰:۴۰:۲۴
ضمن سلام
لطفا به اين 2 سئوال به طور شفاف جواب دهيد.
1- آيا در حال حاضر مانعي وجود دارد كه جمهوري اسلامي ايران حاضر به پيگيري بحث غرامت جنگي نيست؟ با توجه به اينكه سازمان ملل در سال 1367 رسما متجاوز را اعلام نكرد. اين سئوال از اين جهت مهم است كه خوي تجاوز گري صدام حداقل در اين 5-6 سال براي جهانيان و سازمان ملل آشكار شده بود و ايران بهترين فرصت را داشت كه از فضاي بوجود آمده نهايت استفاده را بكند.
2- آيا مسئله اي حل نشده در قطعنامه الجزاير وجود داشته است كه عامل پديد آمدن جنگ شده است؟ به عبارتي صدام حسين ظاهرا هنگام تجاوز به كشورمان اظهاراتي را در خصوص قطعنامه الجزاير و..... ابراز داشته و همين مسئله را بهانه تجاوز قرار داده است. عدم پيگيري غرامت از سوي كشورمان اين ظن را پديد مي آورد كه براي سازمان ملل و شوراي امنيت نيز برخي مسائل حل نشده بود. فكر نمي كنيد امروز هم همين مسائل به نوعي ديگر مطرح است بويژه اظهارات تعجب برانگيز سال گذشته طالباني در مورد قرارداد الجزاير و...
3- نكته سوم مربوط به مسئولين سايت الف است. اي كاش متن قرارداد الجزاير را به صورت كامل در سايت منتشر مي كرديد.اقای دکتر لطفا راهنمایی کنند این متن را از کجا می شود تهیه کرد؟ممنون (71774)