کد مطلب: 78589
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۳۰
برای محمد گلدویکه در حرم خدا - مسجد- متولد شدهمان جا هم به شهادت رسیددرست مثل مولا (ع)، "به کعبه ولادت ، به مسجد شهادت"--------------------------------------------------- پنج شنبه شب، "عمو سام" بی دعوت به مسجد شما آمدنه برای نماز، نه برای دعای کمیلو نه حتی برای بازاریابی "کوکا کولا" و "نستله" "عمو سام" سالهاست که نماز نمی خوانداز روزی که "آخرین سرخپوست" را مثله کرداز شبی که با خون کودکان "ویتنام" وضو گرفتو از وقتی برای زکات، گندم هایش را به دریا ریخت "عمو سام" استاد تغییر چهره استروزی هزار بار چهره اش را عوض می کندلباس نظامی می پوشد، "صدام" می شود "خادم الحرمین الشریفین" می شود و با شمشیر می رقصد"فقیه" می شود، "فقیه عالیقدر" و در حمایت از زنا و حذف جهاد فتوا می دهداز انگشت هایش، غیر از" خون جوانان ما"هزار هزار هنر می ریزد، هنر ساخت فیلم، انیمیشن، بازی داشتم می گفتم! آمده بود مسجد شمانه برای نماز! برای معارفه یکی از فرزندانشآمده بود تا او را به شیطان معرفی کند"ریگ" جدید، جانشین "ریگ" قبلی بودریگهایی که می خواهند توی کفش شما بروندغافل از این که شما "پابرهنه" اید تو چون بر خلاف ما "لقمه حرام" نخورده بودیو خودت را به "چپ" و "راست" نفروخته بودیو از "وام های بانک جهانی" گوشت نرویانده بودیو دست های پدرت پینه داشت "شیطان بزرگ" و فرزندش را شناختی و در آغوش گرفتی در آغوش نگرفتی برای گرفتن "گرین کارت" یا "بورس"یا حتی برای گرفتن جایزه، از همانها که "الف. گاف" گرفت و "عطاءالله" بغل گرفتی تا جشن عمو سام برگزار نشود و خوابش تعبیر نشودو خودت هم، به آرزویت برسی ما "خواص" حواسمان نبوداصلا ما هیچ وقت حواسمان نیستلابد تو هم چون جزء عوام بودی، حواست جمع بوددر طول تاریخ، از تنگه احد تا پذیرش قطعنامهما همیشه حواسمان نبوده استهر چه هم شما فریاد زدید، که "امسال حواستان را جمع کنید"باز ما حواسمان جمع نبود البته دلیل موجه داشتیمهمیشه دلیل موجه داشته ایماز هزارا و چهارصد سال پیشکه به دنبال تقسیم غنائم بودیمتا همین پریروز که تو نوچه عمو سام را در آغوش گرفتی من داشتم پیرامون معنی کلمه "پفیوز" تحقیق می کردمبرادر بزرگم برای "انتخابات ریاست جمهوری" بعدی آماده می شدبرادر کوچکم در خصوص "وقف" پژوهش می کردپدرم به فکر برداشت از "حساب ذخیره ارزی" بودو همسایه مان دنبال مجوز "حبیب" بودمی بینی که دلیل هایمان همه موجه استو لابد می دانی که بحث روز، "مالیات اصناف" بود تو اول پرپر شدی، بعد پر کشیدیما هم داشتیم پرپر می زدیمبرای گرفتن "جایزه صلح نوبل"، برای "مذاکره با عموسام"برای "مدیریت جهان"، برای پرواز مستقیم "تهران- نیویورک"برای سخنرانی در "مجمع عمومی"برای "گفتگوی تمدن ها" و حال هم سکوت خواهیم کردتا "قرائت رحمانی" از اسلام خدشه دار نشودآخر تو با بی رحمی و" اقتدارگرایی" مانع فعالیت "ریگی" شدیو حتی نگذاشتی تروریست بیچاره ماموریتش را تکمیل کندما برای این چیزهای "چیپ" و "بی ارزش" بیانیه نمی دهیم"واقعا مشکل ما این است؟! " ما فقط برای تجاوز فتوا صادر می کنیمآن هم نه هر تجاوزی، آن هم نه هر جاییآن هم نه به هر کسیاسمت هم که خوب نیستنه ترانه ای ، نه موسوینه حتی ندا، نه حتی سلطان برای ما بسیجی واقعی، همت بود و باکریچون هر دو مرده اند و دخالت بیجا نمی کنندو نمی توانند گند و کثافت این روزها را استشمام کنند! ما برای تو بیانیه نمی دهیم، چون کارهای واجب تری داریم"تنظیم بازار مرغ" و "تخم مرغ"،" آلودگی نفتی خلیج مکزیک""پارگی ازن"، "کا هش نقدینگی"، "پرداخت نقدی یارانه ها" و "قطع برق" ما برای تو تظاهرات برگزار نمی کنیم، کمپین یک میلیون امضاء همبرایت مشکی هم نمی پوشیم، آخر "ما سبزیم" ! "سبز لجنی"!بقیه مان هم سفیدند، مثل "پارچه تسلیم"، یا زردند مثل "عفونت" یا قرمز مثل ایدز! تو لابد مستقیم به بهشت می روی، جای ما اما در بهشت نیستما عاشق جهنم ایم! چون "جنیفر" آنجاست، حور و غلمان همین ها هستند دیگر!بهشت به چه درد می خورد؟! یک مشت پاپتیابوذر، عمار، مقداد، بدتر از همه حسین فهمیده، همت، باکری، خرازیلابد باز می خواهند بگویند "پشتیبان ولایت فقیه باشیدتا به این مملکت آسیب نرسد"و از همه بدتر"امام" هست، که ناغافل توی دهانمان می زدکه عرضه "اداره یک نانوایی" را هم نداریدو ملاک را "حال" مان می دانست و نه "قال" مانو از آن بدتر، پیامبر هست، لابد با قرائتهای کهنه اش از اسلام! دیگر وقت ندارم، جلسه مان دارد شروع می شودجلسه تشخیص! "تشخیص مصلحت خواص!"حرف هایمان بماند برای سر پل صراطوقتی جلویم را می گیریکه "منابع" کشورت را به هدر دادمو توان مدیریت نداشتمو به فکر جیب خودم و آقا زاده هایم بودمو سهم تو فقط فقر بودو هنر من تقسیم عادلانه فقر! توضیح:در حادثه زاهدان، تروريست اول زماني كه گيتهاي ورودي مردان را مشاهده ميكند سعي ميكند تا از طريق گيت زنان وارد مسجد شود ولي با هوشياري شهيد محمد گلدوي او قادر به اين كار نميشود و شهيد گلدوي اين تروريست را بغل ميكند و همين كار اين شهيد باعث ميشود تا در انفجار اول تنها 4 نفر شهيد شوند.در صورت رسیدن تروریست، به صحن مسجد، تعداد شهدا بیش از ده برابر می شد.
noori_amirali@yahoo.com , http://realstory.persianblog.ir,
امیرعلی نوری
۱۳۸۹-۰۵-۰۸ ۲۲:۲۰:۰۴
متن را نابود کرده اید!
خودم که نویسنده اش هستم نمی توانم بخوانمش! وای به حال بازدیدکنندگان!
پشیمانم که متن را برایتان فرستادم!
این بود ادعای رسانه حرفه ای بودنتان؟! (340765)