کد مطلب: 49699
ضرورت پاسخ قاطع به انتصابات ناصواب رییسجمهور
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۳۱
خبر انتصابات تازهی رئیس جمهور در سطح معاونین و برخی مقامات ارشد دولت که احمدی نژاد را در ادامهی راه مسئولیت قوهی مجریه همراهی خواهند کرد؛ موجبات بهت و حیرت طیفهای مختلف اصولگرایان و همچنین تودهی انقلابی که به دولت دهم امید بسته اند را فراهم آورد. نگاهی به فهرست انتصابات احمدی نژاد جابجایی هایی در سطوح نزدیک به رئیس جمهور و – عمدتا- در میان نزدیکترین حلقهی اطرافیان به شخص محمود احمدی نژاد را نشان میدهد. واکاوی این اقدام رئیس جمهور که به منزلهی نخستین حرکت جدی وی پس از انتخابات ریاست جمهوری میباشد و طیفی از واکنش های اعتراض آمیز را به ویژه در میان اصولگرایان (منتقد و حامی دولت) در پی داشته است پیام های نگران کننده و یآس آفرینی را از چهرهی دولت دهم و شخص ریاست این دولت، در همین بدو امر و پیش از آغاز به کار رسمی آن مخابره میکند.
احکام تازهی رئیس جمهور، چنانکه رفت؛ عمدتا برای نزدیکترین افراد به محمود احمدی نژاد صادر شده است اما در این میان، یک نام، عمدهی توجهات را به خود، معطوف داشته است. «اسفندیار رحیم مشائی» حالا دیگر به چهرهای نام آشنا تبدیل شده است. مشائی که به زعم بسیاری از ناظران، نزدیکترین روابط را با رئیس دولت دارد؛ به موجب حکم تازهی احمدی نژاد، نزدیکترین صندلی دولت به کرسی رئیس را تصرف خواهد کرد. و اما آنچه در این میان، حیرت عدهی کثیری از ناظران دور و نزدیک به دولت را برانگیخته است؛ انتصاب حکم معاون اولی برای فردی است که یکبار رئیس جمهور را تا آستانهی ساختمان بهارستان و قرار گرفتن زیر تیغ سوال نمایندگان، برد. اظهارات خارج از قائدهی مشائی، در چند مورد برای دولت دردسر آفرین بوده است. دامنهی این اظهارات به حدی بوده که در یک مورد (اظهار دوستی با مردم اسرائیل!) مقام معظم رهبری را بر آن داشت که شخصا وارد عمل شده و با محکوم کردن اظهارات معاون احمدی نژاد، موضع رسمی نظام را در این باره، از تریبون نماز جمعه، اعلام فرمایند. از آن پس، مشائی تیغ تیز انتقادات طیفهای مختلف اصولگرایان (حتی طیف اصلی حامیان رئیس جمهور) را متوجه خود ساخت اما با حمایت-های بی شائبهی رئیس جمهوری، حتی یک قدم از دولت، دور نشد. و حالا مشائی با ارتقای سمت، معاون اول احمدی نژاد است...
به نظر میرسد حکم تازهی رئیس دولت برای مشائی، پیام معناداری به ویژه برای طیف اصولگرایان منتقد احمدی نژاد به همراه دارد. پیامی که میتواند ارتباط وثیقی نیز با چگونگی تعامل اکثریت اصولگرایان با دولت دهم داشته باشد. نگاهی به مواضع انتخاباتی مجموعهی نیروهای اصولگرا، به روشنی، حکایت از انتقادات جدی نسبت به عملکرد دولت نهم و به ویژه، برخی تصمیمات رئیس جمهور دارد. انتقاداتی که منجر به عدم حمایت از محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری توسط بخشی از اصولگرایان و نیز طرح موضوع «حمایت مشروط و منتقدانه» توسط گروهی دیگر شد. برخی از احکام تازهی رئیس جمهور – و به طور مشخص و بارز، انتصاب مشائی به معاون اولی- به عنوان مهمترین اقدام رئیس جمهور بعد از انتخابات، برای هر دو بخش از بدنهی اصولگرایان، نا امیدکننده است و حتی بسیار بعید به نظر میرسد که حمایت حامیان اصلی احمدی نژاد را هم در پی داشته باشد. اصولگرایان منتقد، نگاهی مجدد به برخی انتصابات دورهی نهم را با رعایت اصل «شایسته سالاری» ضرورت کاری رئیس دولت دهم میدانستند، نقطه نظری که به طور مشخص، به عنوان یکی از مصادیق و شاید جدی ترین مصداق، رحیم مشائی را شامل میشد. بدیهی است که ارتقای وی در دولت دهم نشاندهندهی عدم توجه به توصیههای بخش عمدهای از اصولگرایان ( و حتی نزدیکترین افراد به رئیس جمهور) است که نمیباید برخورد مثبت اصولگرایان (بدنهی اجتماعی و سیاسی) را در پی داشته باشد. از سوی دیگر، بخشی از نیروهای اصولگرا که در میان آنها برخی از حامیان انتخاباتی دکتر احمدی نژاد نیز مشاهده میشوند؛ با گسترده تر ساختن دایرهی انتقادات و با عبور از مصادیق، «اصلاح نگرش احمدی نژاد به مدیریت» به ویژه در عرصههای میان بخشی (نظیر تعامل مثبت با قوا و بدنهی اصولگرایان و نه تقابل) را ضروری میدانند که انتصاب مشائی، که انتقادات شدیدالحن و فراوانی را در دو مجلس اصولگرای هفتم و هشتم به خود اختصاص داده است؛ ناقض این ضرورت و برای این عده نیز، نشانی از تداوم رویکردهای نامناسب رئیس جمهور، در زمینههای مورد نقد است.
همچنین، تاکید و تعجیل رئیس جمهور بر این جابجاییها در شرایطی که وی میتوانست فرصت یکماههی باقی مانده از دولت نهم را نیز با همین ترکیب موجود سپری کرده و تغییرات را به آغاز به کار رسمی دولت دهم محول کند، به خودی خود میتواند نشان از اهمیت این تغییر آرایش دولت برای شخص دکتر احمدی نژاد و نیز وقوف وی به حساسیت اعتراضی در نزد حتی نزدیکترین حامیانش دارد. به این ترتیب، به نظر میرسد انتخاب این زمان برای تغییرات مورد نظر رئیس جمهور، از یک سو با هدف تحکیم جایگاه دولت دهم با توجه به تلاش مخالفان سلامت انتخابات ریاست جمهوری برای غیرقانونی جلوه دادن دولت و درحقیقت ناکارآمد ساختن آن صورت گرفته است. اما آنچه فراتر از همه، احمدی نژاد را به اِعمال تغییرات مورد نظرش و به طور مشخص، انتصاب مشائی در چنین برههای از زمان ترغیب کرده است؛ نگرانی وی از موج واکنشهای تند و اعتراضی از سوی بدنهی سیاسی و اجتماعی اصولگرا و انقلابی بوده است که به زعم وی در شرایط کنونی و با توجه به فضای سیاسی حاکم بر کشور، هرگز شدت نخواهد گرفت. البته عملکرد چهارسالهی رئیس دولت نهم نشان از نوعی بی اعتنایی مشهود نسبت به بدنهی سیاسی و حتی اجتماعی اصولگرایان دارد که احمدی نژاد همواره سعی داشته تا خود را از حمایت این عده، بینیاز نشان دهد اما اینهمه، موجب آن نخواهد بود که رئیس دولت نهم، حالا و پس از چهار سال ریاست دستگاه اجرایی کشور، نگران پیامد واکنشها و شکل گیری اعتراضات، نسبت به تصمیمات دولت، از سوی نیروهای انقلابی و اصولگرا نباشد. این امر، به خودی خود، میتواند عامل انگیزانندهای قوی برای رئیس جمهور باشد تا این زمان را برای جایگزینی مورد نظرش انتخاب کند. و البته باید گفت؛ هرچند این اقدام رئیس جمهور، تاکنون نیز، با واکنشهای موثری همراه بوده است اما سکوت و یا نرمش کنونی و اصطلاحا کژدارمریضی برخی از چهرههای شاخص سیاسی اصولگرا و پایگاه اجتماعی متعلق به این گفتمان، تا حدود زیادی نشان از انتخاب هوشیارانهی مقطع زمانی انتصاب دارد.
و اما به نظر میرسد؛ مجموعهی اصولگرایان، میبایست ضمن توجه به ضرورت حفظ آرامش سیاسی در کشور، واکنش متناسب و در خوری نیز به این انتصاب رئیس جمهور داشته باشند. این واکنش میتواند طیفی از اقدامات را شامل شود که ضرورت گزینش دقیق و متناسب را میطلبد اما آنچه ضروری مینماید اصل «واکنش» است. انتصای فردی که از جانب قاطبهی اصولگرایان، مورد انتقاد و برائت است به سمت معاون اولی، نباید با سکوت اصولگرایان همراه باشد. آنچه امروز جایز نیست «سکوت» است. این برهه، «آزمونی بزرگ» برای مجموعهی اصولگرایان است که با واکنشی شایسته، خیرخواهانه، ثمربخش و البته با رعایت شرایط حاکم بر کشور، تصویری روبه جلو و پیشرو از اصولگرایی را در برابر چشمان ناظر، به نمایش گذارند.