اشاره: این روزها مباحث انتخاباتی حول محور اشخاص و چهرههای سیاسی هر روز گرمتر از روز گذشته پیگری میشود. در روزهای اخیر چندین چهره شاخص از اصولگرایان و اصلاحطلبان در رسانهها به عنوان کاندیدای احتمالی معرفی شدهاند. الف در گفتگو با پرویز سروری (اصولگرا) و الیاس حضرتی (اصلاحطلب) به بررسی فرد محوری یا برنامه محوری و برخی مسایل دیگر مربوط به انتخابات پرداخته است.
الف - پیگیری مباحث مربوطه به نامزدی چهرههای گوناگون را با توجه به فاصله 9 ماهه تا انتخابات چگونه ارزیابی میکنید؟
حضرتی: به این دلیل که فرهنگ و کار حزبی در ایران نهادینه نشده و احزاب قدرتنمند نیستند تا مردم را به صورت ساختاری به صحنه بیاورند، مردم وقت چندانی را در زندگی روزمره خود به برای سیاست سپری نمی کند. لذا احزاب و گروهها مجبور هستند که از زمانی حدود یک سال مانده به انتخابات، از طریق فعالیتهای رسانهای و تبلیغاتی شروع به معرفی نامزد خود کنند.
البته در جوامع دموکراتیک نیز اینگونه است. مثل آمریکا و فرانسه، که حتی از دو سال قبل از شروع به فعالیت انتخاباتی میکنند. در این کشورها که ساختار دموکراتیک و حزبی برای فراخوان افکار عمومی دارند اینگونه است. در ایران که جای خود دارد. یک کاندیدا، تنها اگر بخواهد هر هفته به یکی از 30 استان کشور سر بزند، چیزی حدود هشت ماه طول میکشد که با توجه به وضعیت آب و هوا در زمستان، کاندیداها از همین الان هم وقت کمی دارند.
سروری: این مساله از زوایای مختلف قابل بررسی است. دیر یا زود بودن زمان بستگی به اوضاع داخلی جریانها و میزان انسجام ائتلافها دارد. اگر احزاب و جریان ها از انسجام مناسبی برخوردار باشند و سازکار مناسبی برای رسیدن به کاندیدا و برنامه مورد وفاق تمام گروهها داشته باشند. زمان زیادی است اما اگر تجربیات و سوابق گذشته، خطر اختلاف و تفرقه و نرسیدن به ائتلاف واحد را در پیش روی آنها قرار بدهد قطعاً زمان کمی تا انتخابات مانده است. بدین معنی که تا به کاندیدای واحد مورد نظر برسند، پروسهی طولانی و زمانبدی طی خواهد شد.
به عنوان نمونه، جبهه اصولگرایان که مدل موفق جبهه متحد اصولگرایان درانتخابات مجلس هشتم را در سابقه دارند به جهت وفاق نسبی زمان زیادی باقی است، اما در اصلاح طلبان به دلیل تجربه ناخوشایند افتراق در مجلس هشتم شاید زمان کمی به انتخابات باقی مانده باشد.
الف - روند شکلگیری مباحث انتخابات خرداد 88 حول محور نامها و شخصیتهای سیاسی به جای برنامه محوری و توجه به داشتن استراتژی مدیریت کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
حضرتی: درست است که باید به سمت برنامه محوری برویم. اما در این شرایط نمیتوانیم از شخص محوری غافل شویم. در ایران بدلیل نبود احزاب قدرتمند امکان تعامل با توده ها و ارایه برنامه مدون وجود ندارد. این واقعیت تلخ جامعه ایران است.
سروری: سوال بسیار خوبی است. یکی از مشکلات پایدار جامعه ایرانی نبود احزاب ماندگار برای نهادینه کردن برنامه محوری است. به همین دلیل است که همگی به صورت ناخوادآگاه با شعار برنامه محوری وارد انتخابات می شویم و با شخص محوری به آن میرسیم. آسیب های جدی مدیریت کشور ناشی از همین عدم توجه احزاب و نخبگان به برنامه محوری است. که البته تنها راهکار آن تقویت فرهنگ تحزب در جامعه است.
الف - شکلگیری ائتلاف ها و جریان های سیاسی و انتخاباتی حول محور شخصیتها در انتخابات بدون هرگونه تلاش برای ارایه برنامه مدون و مشترک تا چه میزان می تواند پس از انتخابات پایدار باقی بماند؟ این ائتلاف ها تا چه میزان برای رفع مشکلات پیش روی جامعه همگرا خواهد بود؟
حضرتی: افرادی که دور یک شخصیت جمع می شوند شیفته چهره و فیزیک وی نیستند. بلکه سوابق، مشرب و مرام آن شخصیت است که موجب حمایت گروههای و جریان های سیاسی می شود.
البته این آفتی است که هر دو جریان سیاسی را شامل میشود مثل آقای خوش چهره که ابتدا از آقای احمدی نژاد حمایت کردند و بعد از انتخابات با روشن شدن عملکرد رییس جمهور در جبهه منتقدان وی قرار گرفتند.
در جبهه محافظه کاران که وضع خیلی بد است. صدای شمشیرها در جبهه مقابل کاملاً به گوش میرسد. این که شما اخباری از آن ها نمیشنوید به دلیل حضور گسترده رسانه های محافظه کاران و محدودیت رسانهای اصلاح طلبان است.
سروری: این ائتلافها تنها برای پیروزی شکل می گیرد. صرفاً تلاش برای روشن شدن سهم گروههاست. البته این عارضه ایست که متاسفانه در جبهه اصولگرایان هم وجود دارد.
الف - راهکار رسانه ها برای جهت دهی افکار عمومی و فضای سیاسی به سمت برنامه محوری چیست؟ نقش مردم و افکار عمومی را چگونه ارزیابی می کنید؟
حضرتی: در روزنامه اعتماد تلاش ما بر این است که کاندیداها را به سمت تدوین برنامه های عملی تر و دقیقتر سوق دهیم. این روزنامه ها و نشریات هستند که باید فرهنگ حزبی را در جامعه نهادینه کنند.
سروری: رسانه ها نقش موثری هم در جهت دهی افکار عمومی و هم فضا سازی برای موضوعات مختلف دارند. اما باید اعتراف کنیم که رسانهها ظرفیت برنامه سازی و تولید برنامه مدون ندارند.
رسانه ها میتوانند تمایل در افکار عمومی و جریان های سیاسی ایجاد کنند، اما به دلیل فقدان تخرب، رسانهها هم در یک موج انتخاباتی قرار میگیرند. مطالبات رسانهها هم دراین شرایط مطالبات زود گذر مردم می شود.
مردم باید رفتار سیاسی خود را تنظیم بکنند تا احزاب مجبور بشوند سیاست های خود را تابعی از خواست های اساسی مردم قرار بدهند.