کد مطلب: 80946
جایگاه فناوری در صنعت کشور
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۰
توسعه صنايع نوين و مبتني بر فناوريهاي پيشرفته، علاوه بر افزايش توانمندي و رقابتپذيري كل کشور، ميتواند ارزش افزوده بالا و مستمري در صنعت ايجاد نمايد. باتوجه به نقش منحصر به فردي كه صنايع نوين در توسعه صنعتي ايفاء مينمايد، سياستهاي توسعه اين صنايع نيز ميبايد بهگونهاي متفاوت طراحي گردد تا علاوه بر توسعه اين صنايع كه مبتني بر تغييرات سريع فناوري است، بتواند با تعامل پويا با ساير بخشهاي صنعتي موجبات ارتقاء رقابتپذيري را در آنها فراهم سازد. دراين راستا ضرورت ايجاد مديريت منسجم و دانش محور براي توسعه فناوري در کشور احساس شده است. تصویب لایحه مربوط به شرکتهای دانشبنیان و نیز قانون یک درصد را با وجود کاستیهای موجود، میتوان از نتایج این مدیریت دانست.
صنعتی شدن لزوماً تنها راه دستیابی به رشد سریع در درآمد سرانه نبوده و برای مثال در بسیاری از کشورها، با گسترش صادرات مواد معدنی و منابع طبیعی مانند نفت، درآمدها افزایش پیدا کرده است، اما کشورهایی با منابع طبیعی فراوان، به طور میانگین از رشد اقتصادی کمتری نسبت به کشور هایی با منابع کمتر برخوردارند. همچنین فقر و فساد در نهاد های اجرایی در این کشورها بیشتر است. این پیامد های منفی در کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان منتسب به پدیده بلای منابع طبیعی است که پرداختن به آن خود نیازمند بحث دیگری است، اما در بلندمدت برای حفظ روند رشد به صورت پایدار، قطعاً اقتصادی مبتنی بر یک صنعت پویا مورد نیاز است.
تصور اكثر كارشناسان اين است كه ذخاير غني معدني خصوصاً نفت و گاز، اقليم مناسب، سرزمين پهناور، موقعيت جغرافيايي، سابقه تاريخي مناسب و طولاني، نيروي انساني تحصيل كرده و باهوش و... ابزارهاي دستیابی به این اهداف هستند. اقتصاد ايران در سه دوره متفاوت تاریخی، همزمان با انقلاب صنعتی در اروپا، فرصت صنعتي شدن را ازدست داده است. دراين ميان يک سوال جدي ومهم وجود دارد و آن اين است که چرا عليرغم بروز اين فرصتها، و و جود نرمافزارهای لازم، ايران نتوانست رشد صنعتی را شاهد باشد و به يک کشور توسعه يافته تبديل شود.
توان رقابتي عمدتا به توان رقابت شرکتهاي فعال در هر کشور بستگي دارد. افزايش توانايي کشور در مديريت موثر بر منابع فنی و عرضه آنها و نيز خلق ثروت در سازمان و افزايش استاندارد سطح زندگي در جامعه از مزاياي ايجاد شده توسط روشهاي نوين تصميمگيري ميباشد. در دنياي رقابتي امروز تصميمگيري از بزرگترين چالشهاي مديران مخصوصا مديران ارشد سازمانها محسوب ميشود. براي پيشتاز بودن کشور در عرصههاي مختلف، نياز است بستر مناسب جهت تصميمگيري براي مديران فراهم گردد. ماهيت اين تصميمگيريها پيچيدگي فوق العاده زيادي دارد. زيرا علاوه بر وجود معيارهايي چون فرصتها و تهديدها، شرايط موجود و اهداف سازمان، نياز به آشنايي کامل و ديد جامع بر تمام شاخههاي صنعت مورد نظر نيز به شدت احساس ميشود. به نظر میرسد که در پارادایمهای صنعتی و سیاستهای دولتی، ارتباط بین تکنولوژی و کسبوکار نادیده گرفته شده است. ساختارها و نهادهای صلب مرتبط با برنامههای آموزشی در رشتههای مهندسی و مدیریت، نیازمند بازنگریهای جدی هستند. ظهور برنامههای جدید تخصصی در زمینهی مدیریت تکنولوژی، یکی از دستاوردهای این خودارزیابی است.
لزوم استفاده از مديريت تکنولوژي
در طي تاريخ، تکنولوژي تاثير عميقي بر توسعه انساني و پيشرفت تمدن بشري داشته است. تکنولوژي در تمامي زواياي زندگي بشري نفوذ کرده و اين نفوذ کماکان بيشتر ميشود. با ورود به قرن بيست و يکم، نرخ پيشرفت تکنولوژی و وابستگي جوامع به تکنولوژي بيشتر ميشود. تعريف دقيق تکنولوژي ميتواند به فهم موضوع بسيار کمک کند.
تکنولوژي را ميتوان کليه دانشها، فرآيندها، ابزارها، روشها و سيستمهاي بکار رفته در ساخت محصولات و ارائه خدمات تعريف کرد. به بياني سادهتر، تکنولوژي روش انجام کار و ابزاری است که توسط آن به اهداف خود نايل ميشويم. مديريت، هنر هدايت و اداره کسب و کار است و هدايت و کنترل سازمان و سوق دادن آن به سمت تحقق اهداف را شامل ميشود. مديريت تکنولوژي تخصصي ميان رشتهاي است که علوم پايه، مهندسي و دانش و روشهاي مديريت را يکپارچه ميکند. و بر تکنولوژي به عنوان عامل خلق ثروت تاکيد ميکند. مديريت تکنولوژي به مفهوم مديريت سيستمهايي است که به ايجاد، کسب و استفاده از تکنولوژي کمک ميکنند.
لذا ايجاد تغييرات تكنولوژيك و يا دنبالهروي مؤثر اين تغييرات نيازمند استراتژيهاي مدوني جهت ايجاد وحدت رويه و يكپارچهسازي تلاشها است. مدیریت تکنولوژی در واقع دانش تدوین این استراتژی میباشد. لزوم بهکارگیری این دانش دربخشهای مختلف صنعتی کشور که نیازمند فناوریهای به روز و انرژی کارا هستند به شده احساس میگردد.
m.mehri@live.com