۴
توصيه مطلب 
۴
 
کد مطلب: 78569
دروغگویی ما ؛ مانع ظهور صاحب الزمان است
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۵۶
 
گرچه گروهی معتقدند که اسلام دین 14 قرن قبل است و دنیای مترقی و مدرن کنونی هیچ سنخیتی با فرهنگ و احکام اعراب بدوی ندارد لذا دین باید کناری رود و انسان برمبنای خرد و استنتاج ( عقل ) خویش امورش را تدبیر کند؛ اما با نگاهی اجمالی به شرایط انسان و جهان براحتی می توان دریافت که گویندگان این سخن و موافقانش تا چه میزان سطحی نگر و کوته فکرند. هنوز درک انسان بقدری محدود است که جهل خود نسبت به احکام و اوامر دین را به پای ناکارایی و ناکارامدی شریعت می گذارد. هنوز انسان بقدری شیفته آب و رنگ و جلای مادیات وجمادات است که براحتی اسیر و منقاد ظاهر فریبای آنان می شود. هنوز انسان بقدری رشد نایافته و بدوی است که توان تفکیک لذات آنی و شهوانی خود را از منافع حقیقی و ماندگار خویش را ندارد.
هنوز قامت انسان برای ردای زربفت دین کوتاه است و هنوز انسان را رشدی بیشتر و درکی والاتر نیاز است تا بتواند دین و گزاره های شرعی را بدرستی بفهمد و چنان استنباطی از دین پیدا کند که تمام اجزای آن با همدیگر متحد و یکپارچه و همگی مورد تایید قرآن و سیره اهل بیت باشند. هنوز انسان بقدری ناتوان است که حتی توان عمل مستمر و بدون نقص به یک دستور دین را ندارد.
هنوز هم مانند 14 قرن گذشته انسان خودش ادعای ربوبیت و مدیریت دنیا را سر داده است و برای خداوند تنها شأن خالقیت قائل شده است. انسان کنونی نیز می گوید درست است، بله؛ آسمان و زمین همه ساخته و پرداخته خداوند است. اما سخن و کلام و منطق الهی دیگر ناتوان از اداره و مدیریت دنیاست و انسان خود بهتر می تواند با نظر و رأی خودش این کار را انجام دهد.
انسان تا به حال و بر اثر مجاهدت و شهادت انبیا و سیزده معصوم علیهم السلام قبول کرده که خالق و پروردگار تنها یک وجود است و سایر موجودات و پدیده ها تابعی از آن وجود اصیل است. اما این حقیقت را فقط قبول کرده. باور نکرده است. هنوز باید کسی بیاید که بار دیگر توحید و یکتایی را تبیین و تجسیم کند و انسان را از اعماق شرک خفی نجات بخشد. باید کسی باشد که به انسانها بفهماند پول و ثروت وسمت و مقام و منصب و قدرت و اعتبار و قیمت همگی سلاح و ارتش اویند و همگی بی اثرند مگر با اجازه او. هنوز باید از طرف خداوند کسی مامور شود تا برای انسانها اخلاص و توکل را توجیه کند و انجام تکلیف بدون توجه به نتیجه را موشکافی کند. هنوز باید کسی بیاید تا به انسان بفهماند که گناه مانند نوشیدن زهر است. هنوز باید رسولی بیاید تا نشان دهد انسان یله و رها نیست و دین امری شخصی و قابل تفسیر و تاویل فردی نیست. هنوز باید نماینده ای از سوی آسمان به زمین فرود آید تا زندگی را برای انسان معنایی دوباره بخشد و شوخی انگاری و بازی طلبی از تداوم روز و شب را مهر بطلان زند.
باید منذری بیاید و انسان خمیده از سجده و تعظیم در برابر بتهای نوین و مدرن را به وجودی استوار و مستقیم مبدل سازد و پشت او را از قبله عزت و عظمت و قدرت گیتی بگرداند و به سوی خداوندان دنیا قرار دهد تا نور سعادت را ببیند و راه هدایت را دریابد. باید مصلحی بیاید تا فسادگران مصلح نما را برجای خویش بنشاند و قاطبه انسانیت را از رهزنان دین و دنیا رهایی بخشد و ظلم و ستم و خونریزی و فساد و فحشا را به عدل وداد و صلح و آزادی و امنیت و برکت مبدل سازد.
اما چرا مصلح نمی آید؟ چرا ذخیره الهی رخ نمی نمایاند؟ به چه روی درگاه ربوبی و کانون توجه اولیا چهره نمی نمایاند؟ به کدامین جهت رشته اتصال میان آسمان و زمین ناپیداست؟ به کدام سبب برنده رشته های دروغ و تهمت و افترا از دست و پای تلاش وتعالی در میان ما نیست؟ چرا منهدم کننده بنیان شرک و نفاق ما را به خود واگذارده است؟ آن کسی که همگی آرزوی وجودش برای احیای قرآن و احکام اسلام را داریم؛ در کجا به سر می برد؟ آن ذخیره شده برای تجدید و تصحیح واجبات و سنتها را کی ملاقات خواهیم کرد؟ گرامی دارنده دوستان و تحقیر کننده دشمنان را کی سعادت دیدار خواهیم داشت و چه زمانی دورتادور او را خواهیم گرفت و در حالی که تلخی ذلت و کیفر را به دشمنانش چشانده و کافران و منکران خداوند را نابود کرده نوای « الحمد لله رب العالمین » سر خواهیم داد؟
« لو ان اشیاعنا وفقهم الله طاعتهم علی اجتماع من القلوب فی الوفا بالعهد علیهم
لما تاخر عنهم الیمین بلقاءنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علی ...»
آری حضرت مهدی ارواحنا فداه خود پاسخ فرموده اند که: اگر شیعیان ما که خداوند آنان را به بندگی خویش موفق بدارد در وفای به عهدی که بر عهده آنان است یکدل و هماهنگ بودند؛ میمنت دیدار ما به تاخیر نمی افتاد و سعادت ملاقات عارفانه و صادقانه با ما برای آنان سریعا حاصل می شد. لیکن امور ناشایستی که از آنان سر می زد و ما نیز به آن آگاهیم ما را از آنان دور کرده و موجب جدایی ما از آنها شده است.
بحارالانوار ج 53 ص 177 ، مکیال المکارم ج 1 ص 459
 
آری. حقیقت جز این نیست که انسان خود باعث محرومیت خویش از نعمت و رحمت است. همانطور که خداوند کریم هم فرموده است: ان الله لایغیر بقوم حتی یغیروا بانفسهم انسان با رفتار و کردار خود اسباب حرمان و فقدان اولیای الهی و راهبران خدایی را فراهم آورده است و اکنون به خاک جهالت و سرگشتگی گمراهی گرفتار آمده است. چرا که در هر زمانی گروهی که دنیا آنان را فریفت و سهم خود از هستی را به بهای ناچیز و پستی فروختند و طغیان کردند و خود را در پرتگاه هوس انداختند بر علیه وصی خدا و جانشنی رسول و امام امت همدست شدند و امتثال امر رسول خدا را در مورد هریک از ائمه بعد از امامان دیگر نکردند و تمام مردم بر دشمنی و عداوت با ایشان و قطع وابستگی خلافت به فرزندان نبوت و تبعید اولادش هماهنگ و همکار شدند. پس نتیجه آن شد که تعدادی کشته شدند و عده ای اسیر گشتند و جمعی تبعید شدند.
آری عزیزان، فیض درک حضور امام زمان و سعادت رویت جمال و بالا بلند ذخیره الهی را از آن زمان از دست دادیم که مردمانی برای قتل و حذف جانشینان الهی همدل شدند و عصیان در برابر دوستان خداوند امری عادی و عمومی شد و همگان کمر به نابودی و کشتار اولیای راستین پروردگار بستند. آنانی که توان اقدام داشتند؛ دست یازیدند و آنانی که به هر دلیل وارد کارزار نشدند تنها دل بستند و رضایت دادند. لبخند زدند و تایید کردند و به همین سادگی در شمار عاملان و قاتلان درآمدند. از همین روست که ما محرومان از سعادت و رحمت حضور امام عصر آنان را نیز مانند سایر همکارانشان لعن و نفرین می کنیم. چنانکه در دعای زیارت اربعین سیدالشهدا می خوانیم و اشک می ریزیم:
« فلعن الله من قتلک و لعن الله من ظلمک و لعن الله امت سمعت بذلک فرضیت به »
نفرین خدا بر کسی که تو را کشت و کسی که به تو ستم کرد و مردمی که آن را شنیدند و پسندیدند و رضایت دادند.
و این دقیقا همان دستوری است که از ما خواسته اند و به ما آموخته اند و فرموده اند که : « پس باید بگریند گریه کنندگان و بر آنان بلندبلند فریاد عزا و ماتم سر دهند و برای امثال آن پاکان از اهل بیت محمد و علی باید اشکها افشانده شود و شیون سرداده شود و ناله جانسوز سر داده شود که کجاست حسن؟ کجاست حسین؟ کجایند فرزندان حسین؟ مردانی که هریک از دیگری صالح تر و هریک از سایرین صادق تر و راست کردارتر؛ کجا هستند خورشیدهای فروزان و ماههای تابان و ستارگان درخشان و پرچمهای دین و ستونهای دانش ... »
فرازهای ذکر شده در ادعیه ندبه و زیارت اربعین و سایر ادعیه که از معصومین به ما رسیده است؛ همگی ما را متذکر به داغ فراق معصومین کرده اند و از طریق توجه دادن به خسارتهای فقدان ایشان سعی دارند تا ما را در درک مقام و عظمت و برکات حضور امام معصوم یاری داده و با تربیت روحی و فکری، همگان را لیاقت و شایستگی ملاقات و همزیستی با آخرین سلاله بشارت و سعادت ببخشند.
راه تطهیر اجتماع و تغییر نگرش عامه مردم برای کسب آمادگی و درک حضور امام عصر عجل الله فرجه الشریف به تغییر ارزشها و فرهنگ آنان بازمی گردد. آنچه که از آن به عنوان فرهنگ مهدوی یاد می کنیم یا فرهنگ انتظار می نامیم چیزی نیست جز زدودن گناهان عمومی و طغیانهای اجتماعی و گستراندن بستر فکری و فرهنگی جامعه مهدوی. آنچه می تواند موانع ظهور را برطرف سازد تنها تغییر فرهنگ و ارزشهای اجتماع و استقرار ارزشها و باورهای مهدوی است که برگرفته از منابع اصیل دین و شریعت اسلام است.
راهبردی که می تواند مورد عنایت قرار گیرد حقیقتی است که از موشکافی دو حدیث آتی بیرون می آید و بشدت مورد تایید الهی و قرآن کریم است و یقینا مورد تایید و مرضی حضرت صاحب الزمان علیه السلام نیز خواهد بود. مگر نمی خواهیم که زندگی مان خالی از ظلم و ستم و عداوت باشد و برکات آسمان و زمین به سبب خیرخواهی و اعمال صالح و با اخلاص همه شهروندان و مسلمانان جاری باشد؟ مگر نمی خواهیم که عموم مردم را از آلودگی و گناه پاک کنیم؟ مگر یقین نیافته ایم که اصلاح و تصفیه روحی و باطنی راه ظهور را هموار خواهد کرد و حکومت را به صالحان تحویل خواهد کرد و عدل و داد را برپا خواهدکرد؟
حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند:
« من صدق لسانه زکی عمله »
« هرکس راستگو باشد؛ اعمالش پاک می شود»
تحف العقول ص 305
 
و امام حسن عسگری علیه السلام می فرمایند:
« جعلت الخبائث کلها فی بیت و جعل مفتاحه الکذب»
« تمام پلیدی ها و گناهان در خانه ای جمع شده است و کلید آن خانه؛ دروغگویی است.»
بحارالانوار ج 72 ص 263
 
اگر تمام همت و عزم و تلاش فرد فرد امت مسلمان براین باشدکه انقلابی اخلاقی در خود و جامعه ایجاد کنند و صفت رذیله دروغگویی را از خود بپیرایند و خود را به زینت صداقت و راستگویی بیارایند؛ یقینا جامعه تطهیر خواهد شد. زنگارها به جلا و درخشندگی مبدل می شوند و همگی با دلی زلال و روحانی آماده درک معارف و حقایق و اجابت ندای فطرت خود خواهند بود و به سرعت مسیر هموار خودشناسی و خداشناسی و اخلاص و ترک گناه را طی خواهند نمود. برکات صداقت و راستگویی بدین وصف از زبان خالق متعال نیز ذکر شده است؛ آنچنان که در آیه 70 سوره مبارکه احزاب فرموده است:
« یا اَیها الذینَ امنوُا اِتقوا الله و قُولوا قَولا سَدیدا – یُصلِح لکُم اعمالَکم و یغفرلَکم ذُنوبَکم... »
« ای مومنین! تقوا پیشه کنید و مراقب حدود الهی باشید و سخنتان، گفتاری سدید باشد
تا کردارتان را اصلاح و تنزیه کند و گناهانتان را بیامرزد... »
مفسران قرآن می گویند قول سدید، گفتار و کلامی است که در کمال یقین و اطمینان گفته شود؛ بویژه زمانی که از دیگران شنیده شده و قصد نقل آن به سایرین را داریم. به بیان موجز، قول سدید سخن و بیانی است که هیچ شک وشبهه و دروغ و نفاقی در آن نباشد و استوار و متقن و صحیح باشد.
به سبب صداقت و حقگویی دیگر خود را بی عیب و بدون گناه نمی دانیم و تملق و چاپلوسی دیگران را عین شأن و شخصیت خود نمی شماریم. با راستگویی چشمهای بصیرت ما نورانی شده و نگرشی واقع بینانه به تمام دنیا و اطرافیان خود خواهیم داشت. همه چیز را همانطور که هستند؛ می بینیم نه آنطور که دلمان می خواهد. با این خلق حمیده دیگر کم و زیاد کردن حقایق و دفن کردن واقعیتها برایمان غیرممکن خواهد شد. صدالبته راستگویان، ذاکران دائمی الهی نیز هستند. چراکه بهترین ذکر پروردگار اجتناب از محرمات و معاصی است و شاهراه عدم ارتکاب ذنوب همان راستگویی است.
با صداقت و راستی تمام خلق و خوها متعادل می شود. غضب و شهوت که سرمنشاء تمام گناهان بشری اند تعدیل شده و منقاد عقل سلیم می گردند. منش ها و رفتارها وزین، متین و بی نقص خواهد شد. جرم، جنایت، تجاوز، شکایت، اعتراض، تهمت، غیبت، گله، کینه و انتقام رخت برخواهد بست و جایش را به محبت، دوستی، صمیمیت، عشق و آرامش خواهد داد و آنگاه است که خوشبختی حقیقی و مطلوب همگانی محقق شده است.
با تحقق و پرورش صداقت و راست کرداری در خود و فرزندان خود، آنان را به انسانهایی شجاع و آزاده مبدل خواهیم ساخت که فراز و نشیب زندگی و کشاکش دهر، مشکلات و ناکامی های روزگار و اجتماع را بجای توسل به پارتی، رشوه، سالوس و ریا، خدعه و قانون گریزی؛ با اخلاص، توکل بر خداوند متعال، صبر، تدبیر، تفکر و تلاش از سر می گذرانند و از این حیث هر تهدیدی در زندگی زیبا و سراسر آرامش آنان با صفات صداقت و شجاعت به فرصتی بزرگ برای تعالی روح و روان و ترقی مادی زندگی شان مبدل خواهد شد.
اگر صداقت چنین مقتدرانه بدی ها و زشتی ها را می پیراید و پاکی و فرشته خویی را هبه می کند؛ پس چه وحشتناک و هولناک است دروغگویی! و چه سست و هلاک کننده است ویرانه ای که با مصالح دروغ بنا شده است. چقدر فلاکت بار و درهم کوبنده است ظاهر سازی، ریا، فریب دادن و سخن کذب گفتن پس با دروغ درب خانه مفاسد و ذنوب باز می شود و مرتکب سخنان کذب در چنگال انواع خیانتها و جنایتها اسیر شده و به چاه ویل هلاکت فرو خواهد افتاد.
کسی چه می داند؟ شاید براستی سلب فیض و عدم حضور امام زمان حضرت بقیت الله الاعظم ارواحنا فداه در جامعه ما هم بخاطر وجود گناهی اجتماعی باشد. شاید همگی ما آلوده به معصیتی هستیم که توفیق سروری و مهتری ایشان را نمی یابیم و در گرداب مشکلات و ابتلائات دست و پا می زنیم؟ بهترین راه برای آماده سازی خود و جامعه برای تشریف فرمایی ایشان باور و عمل به همان هشدار و انذار پدرشان است که فرمودند: « دروغ کلید همه گناهان است.»
 

 
 
 
 
 
 

 

 


امام باقر صلوات الله علیه: راستگو باشید تا اعمالتان پاک شود.
Share/Save/Bookmark
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
MOHAMMAD ROSHANYASL
۱۳۸۹-۰۵-۰۷ ۱۱:۳۸:۱۱
ظهور امام زمان (عج) پنج نشانه حتمی دارد و آن عبارتست از: قیام یمنی، خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن سپاهی در یمن و کشته شدن نفس زکیه.
وقت ظهور آن حضرت براى هيچ كس جز خداوند متعال معلوم نيست و كسانى كه وقت ظهور را تعيين مى كنند، دروغگو شمرده شده اند ولى علايم و نشانه هاى بسيارى براى ظهور آن حضرت در كتابهاى حديث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها از حوصله اين مجموعه خارج است .
علايم ظهور به دو دسته كلى تقسيم مى شوند علايم حتمى و علايم غير حتمى چنانكه فضيل بن يسار از امام باقر ع روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

نشانه هاى ظهور دو دسته هستند يكى نشانه هاى حتمى و ديگرنشانه هاى غير حتمى، خروج سفيانى از نشانه هاى حتمى است كه راهى جز آن نيست.
منظور از علايم حتمى آن است كه به هيچ قيد و شرطى مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود مقصود از علايم غير حتمى آن است كه حوادثى به طور مطلق و حتم از نشانه هاى ظهور نيست بلكه مشروط به شرطى است كه اگر آن شرط تحقق يابد مشروط نيز متحقق مى شود و اگر شرط مفقود شود مشروط نيز تحقق نمى يابد.
اما علايم غير حتمى بسيارند كه به يك روايت از امام صادق ع اكتفا مى كنيم كه در اين روايت چنان روى علايم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گويى اين پيشگويى مربوط به 13 يا 14 قرن پيش نيست بلكه مربوط به همين قرن است و امروز كه بسيارى از آنها را با چشم خود مى بينيم، قبول مى كنيم كه به راستى معجزه آساست .
امام صادق ع در اين روايت به 119 نشانه و علامت از علايم ظهور اشاره مى كند ما در اينجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى نماييم.
حضرت صادق ع به يكى از يارانش فرمود:

1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند
2 ـ ديدى كه ظلم وستم فراگير شده است
3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است
4 ـ و ديدى كه دين خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند
5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند
6 ـ وديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند
7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند
8 ـ و ديدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند
9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود
10 ـو ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند
12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند
13 ـ و ديدى كه انسانها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود
14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند
15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى شود
16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود
17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است
18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداى متعال نمى ترسند
19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذليل است
20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است
21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند
23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد
24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش
25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند
26 ـ و ديدى كه پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى
27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوء ظن بكشند
28 ـ و ديدى كه شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است
29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى گذارد
30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود
31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آيد
32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى كند
33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند
34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است
35 ـ وديدى كه دلهاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است
36 ـ و ديدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند
37 ـ و ديدى نماز خوان براى خود نمايى نماز مى خواند
38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند
39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد
40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است
42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند
43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند
44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است
46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند
47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر ص (خمس) در راه باطل تقسيم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود
48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند
50 ـ و ديدى كه نشانه هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد (340563)
 
مهدی
۱۳۸۹-۰۵-۰۷ ۲۱:۲۸:۳۲
یک سوالی که ذهنم را مشغول کرده این است که چرا کشورهایی که دین آنها از سیاست جداست وضعیت خیلی بهتری به لحاظ اقتصادی، رفاه، کم بودن جرم و جنایت و ... دارند؟ (340653)
 
عبوری
۱۳۸۹-۰۵-۰۸ ۰۱:۰۲:۰۶
اگر دروغگویی باعث شود حضرتش تشریف نیاورند، بنابراین ایشان هیچوقت ایران تشریف نخواهند آورد. چون ما در دروغ غرقیم! متاسفانه! (340681)
 
۱۳۸۹-۰۵-۰۹ ۱۰:۳۱:۴۹
بايد خودمان را اصلاح كنيم. همه مسئوليم هر كس به هر اندازه كه مي تواند بايد به تكليفش در اصلاح خود و ديگران عمل كند.
فقط دروغگويي هم كه نيست بايد ياد بگيريم منصف باشيم به همديگر رحم كنيم و با هم مهربان باشيم بايد دوست داشتن ديگران رو ياد بگيريم و ... (340818)