۴۲
توصيه مطلب 
۲۷
 
کد مطلب: 23785
متون فلسفی را از منابع اصلی بخوانیم
تاریخ انتشار : جمعه ۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۷
بندیکت (باروخ) دو اسپینوزا (1632-1677) در یک خانواده یهودی در آمستردام هلند متولد شد. اسپینوزا با راهنمایی پدر، آموزش خود را در مدارس یهودیان آغاز کرد اما سرانجام به دلیل تردید در کتاب مقدس به عنوان وحی و برخی نوآوری های دیگر از جمله در چگونگی فهم کتاب، از جامعه مذهبی اخراج و از ورود او به کنیسه ها جلوگیری شد.

اسپینوزا عمدتا تحت تاثیر آرای فلسفی دکارت و برخی از فیلسوفان یهودی از جمله ابن میمون، قرار داشت.

به نظر اسپینوزا وقتی پیامبر از خداوند صحبت می‏کند در واقع از درون خود سخن می‏گوید و احوالات درونی خود را بسط می‏دهد. به عقیده وی، پیامبران بر مبنای احساس، تجربه و تخیلات خود تصویری مخصوص از خدا و آموزه های پیامبرانه به دست می‏دهند. از دید وی تفاوت پیامبران نیز بر همین اساس یعنی تفاوت در خلق و خو (شخصیت)، مخیلات و تجربه‏هایی است که بر آنها رفته است.

فلسفه الهی اسپینوزا بر عشق مبتنی است و او از مریدانش می خواهد که به خدا عشق بورزند، گرچه خدای مدنظر اسپیونزا از خدای مرسوم در ادیان الهی تفاوت داشته و عمدتا در قالب "همه خداانگاری" (پانتئیسم) تقسیم بندی می‏گردد. اسپینوزا تحت تأثیر آرای دکارت نظریه پردازی می کرد، اما آنچه که وی را از دکارت متمایز می‏سازد حرکت از  ثنویت دکارتی به همه خداانگاری و قرار دادن خدا، روح و ماده در یک چارچوب است.

برای آشنایی با بخشی از عقاید اسپینوزا، ترجمه صفحات 30 تا 35 فصل دوم "رساله الهی سیاسی" او که در سال 1670 منتشر شده است در ذیل آمده است. (متن کامل این کتاب در این پیوند قرار دارد و از این پیوند قابل خریداری است).  شباهت بی‏اندازه این سطور که نزدیک به 400 سال پیش نوشته شده اند، با آنچه تحت عنوان آرای جدید در روشنفکری دینی ایرانی مطرح و تولید می‏شود جالب توجه است. به عنوان مثال: "پیامبر گاهی اوقات شاد است و طربناک و بسیار فصیح در حالی که گاهی اوقات پرملال است و در بیان سخنان خویش بسیار عادی و معمولی است. تمام این‌ها اثر خود را در متن باقی گذاشته‌اند" (دکتر عبدالکریم سروش) را با این عبارت مقایسه کنید "الهامات پیامبران بر اساس حالات آن‏ها تفاوت می‏کند: به عنوان مثال وقتی پیامبر خوشحال است پیروزی‏ها، و اتفاقاتی که باعث شادی انسان می‏شود برای او الهام می‏شود که طبیعتا احتمال تصور آن‏ها برای او محتمل‏تر باشد و وقتی که ناراحت باشند جنگ‏ها، قحطی‏ها و بلایای طبیعی برای آن‏ها الهام می‏شود" (بندیکت دو اسپینوزا). اگر نام نویسنده مشخص نشده باشد آیا می توان تشخیص داد که کدام نویسنده کدام جملات را تولید کرده است؟

به هر حال بخش‏هایی از رساله سیاسی الهی اسپینوزا را با هم می‏خوانیم، به این امید که با بازکاوی تطبیقی متون معاصر، کهن و حتی بسیار کهن کلام و فلسفه غرب، همانند آنچه در مورد شاعرانگی متون مقدس (نظریه هردر ) بسط تجربه نبوی (اسپینوزا و برخی دیگر متفکران)، قرائت پذیر بودن متون (شلایرماخر، دیلتای و...)، پلورالیسم دینی (هیک و دیگران) می بینیم، جامعه روشنفکری به مرتبه‏ای برسد که بتواند متون فلسفی را بدون واسطه بازتولید، از منابع اصلی  آن مطالعه کند.

رساله سیاسی الهی
بندیکت دو اسپینوزا (1632-1677)

آموزه های پیامبرانه بر اساس حالت‏های مختلف و احساسات گوناگون و عقایدی که پیامبران داشته‏اند تفاوت می‏کند.

الهامات پیامبران بر اساس حالات آن‏ها تفاوت می‏کند: به عنوان مثال وقتی پیامبر خوشحال است پیروزی‏ها، و اتفاقاتی که باعث شادی انسان می‏شود برای او الهام می‏شود که طبیعتا احتمال تصور آن‏ها برای او محتمل‏تر باشد و وقتی که ناراحت باشند جنگ‏ها ، قحطی‏ها و بلایای طبیعی برای آن‏ها الهام می‏شود. بنابر این اگر یک پیامبر آرام و مهربان باشد یا عصبانی و خشن باشد برای یک نوع از الهامات و شهودها از پیامبر دیگر آمادگی بیشتری دارد. به این شکل این الهامات بر اساس قدرت تخیل‏ پیامبران تفاوت می‏کند:  اگر یک پیامبر باهوش باشد ذهن خدا را به شیوه‏ای هوشمندانه درک می‏کند و اگر ذهن او مغشوش باشد آن چه را درک می‏کند دچار اغتشاش است. در نتیجه الهامات بر اساس نوع دیدگاه پیامبران شناخته می‏شوند. اگر پیامبر یک روستایی بود، گاو و گاو میش و مانند آن را می‏دید و اگر سرباز بود ژنرال‏ها و سرهنگ‏ها را می دید و اگر مشاور اعظم بود یک تخت سلطنت را می‏دید و مانند این.

در نهایت آموزه های پیامبران با توجه به عقاید آنها تغییر می‏کند بنابر این برای مگی که معتقد به قواعد تنجیم بود تولد مسیح با آشکار شدن یک ستاره در شرق مشخص شد، خراب شدن اورشلیم از اندام داخلی حیوانات مشخص شد و خود شاه هم از طریق پرتاب کردن تیر در هوا این مساله را پیش‏گویی کرد. برای پیامبرانی که معتقد بودند که انسان بر اساس اراده خود و با قدرت خود عمل می‏کند خدا به عنوان موجودی تصور می‏شود که یک گوشه ایستاده است و نسبت به رفتار‏های آینده انسان بی‏تفاوت است و همه‏ی این‏ها در کتاب‏های آسمانی مشخص می‏شود.
 آموزه های پیامبرانه همچنین  بر اساس شیوه‏ی بیان پیامبران متفاوت است. پیش‏گویی‏های اذقیال و آموس به شیوه‏ی متناسب پیش‏گویی‏های ایسایا و ناهوم نوشته نشده‏است و بسیار عامیانه تر هستند. هر استاد زبان عبری که بخواهد این موضوع را عمیق‏تر درک کند و بخش‏های مشابهی از کتاب‏های پیامبران متفاوت را که به یک موضوع یکسان می‏پردازد را مورد بررسی قرار بدهد تفاوت‏های زیاد و عمیقی در شیوه‏ی آن‏ها در خواهد یافت. به عنوان مثال بخش . i.  ایسایا که یک مقام حکومتی بوده را از آیه 11 تا آیه 20 را با بخش .. v آموس روستایی از آیه 21 تا 24 را مقایسه کنید. یا ساختار استدلال پیش‏گویی‏های ژرمیا را که در ایدومیا ( بخش xlix) را با شیوه استدلال اوبادیا مقایسه کنید. و در نهایت  Isa. xl:19, 20 وxliv:8 را با Hosea viii:6 و xiii:2 و مانند این مقایسه کنید .

توجه یه این متون به وضوح به ما نشان می‏دهد که آموزه‏های الهی بر اساس یادگیری و قابلیت پیامبر، مودبانه، فشرده، پیچیده، عامیانه، خسته کننده و رمزآلود می‏شود.
 علاوه بر این یک تفاوت واقعی در میان آن چیزهایی که پیامبران می‏بینند وجود دارد و نمادهایی که به آن‏ها نشان داده می‏شود بسیار متفاوت است. آن‏گونه‏ای که ایسایا خدا را در حال خروج از معبد دیده است از آن چیزی که اذقیال بیان کرده است متفاوت است. رابیس بیان می‏کند که هر دو این نگاه‏ها در واقع یک چیز است و هر دوی آن‏ها یک چیز را دیده‏اند، اذقیال یک روستایی بود و معیارهای خاصی توجه او را به خود جلب می‏کند و جزئیات بیشتری را می‏بیند. اما تا وقتی که یک سنت قابل اعتماد در مورد این فرضیه وجود نداشته باشد من آن را نمی‏توانم بپذیرم این نظریه صرفا یک ابداع شخصی است. ایسایا صرافیم را با شش بال می‏بیند و اذقیال  او را با چهار بال می‏بیند، ایسایا خدا را لباس پوشیده و بر یک تخت سلطنتی می‏بیند و اذقیال او را مانند آتش در می‏یابد و خدا را آن گونه شهود می‏کند که همیشه او را تصور می‏کرد.  مرتبط: اندیشه‏های بازیافتی"قرآن، انسانی و خطاپذیر است" نقد استاد بهاء الدین خرمشاهینقد آیت‏الله سبحانی
 
پاسخ دکتر سروش به آیت الله سبحانی (بشر و بشیر)
دکتر سروش قبل از انتشار مصاحبه، متن آن‏را تایید کرده‏بود  حقیقت وحی  نفی تجربه نبوی   
Share/Save/Bookmark
 


سینا
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۴:۳۸:۱۳
سایت الف دنبال چی می گرده؟می خوای دکتر سروش را بکوبی؟ چه کسی قادر است بدون توجه به افکار دیگران و بدون کپی برداری فکر جدیدی را خلق کنه؟ افکار و نوشته ها مثل زنجیر به هم متصل می باشند و باغث تکامل همدیگر می شوند.اگه قرار باشه بدون استفاده از اندیشه دیگران قلم بزنیم باید خودمان هزار سال کار و عمر را صرف آن کنیم! (55182)
 
آرش
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۷:۵۰:۱۴
آقای عزیز!

شما متن مقاله را درست بخوان، میفهمی هدف نویسنده چیست :

"به این امید که جامعه روشنفکری به مرتبه‏ای برسد که بتواند متون فلسفی را بدون واسطه بازتولید، از منابع اصلی آن مطالعه کند."

کجای این هدف با آنچه شما برداشت کردید میخواند؟

این یعنی بعضی روشنفکرهای جدید، نه به تولید تئوری که به بازتولید تئوری میپردازند. بنابراین بهتر است بجای مطالعه بازتولیدها، اصل تئوری ها را بخوانیم.

حالا راه حل نقد این نوشتار این است که شما نشان بدهید که آقای دکتر سروش، علاوه بر تئوری های قدیمی، تئوری های جدیدی نیز دارند. این هم نیاز به مطالعه و ذکر سند دارد.

از کجای این نوشتار فهمیدید که نویسنده با استفاده از آثار فکری قدما مخالف است؟ مگر نویسنده مجنون است؟!

ضمن اینکه این مطالب به سایت الف چه ربطی دارد؟! مگر نوشتارهای دکتر سروش به چاپ نرسیدند در همین سایت؟ آنزمان که آراء دکتر سروش چاپ میشود، هدف سایت الف چیست؟ آنرمان هم میخواهد دکتر را بکوبد؟

خواهش میکنم کمی احساسات خودتان را در اظهار نظرها کنترل کنید ... (55206)
 
ایساتیس
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۷:۵۹:۰۴
شما نشان بدهید که کدام بخش نظرات اخیر دکتر سروش "جدید" است.
اگر چیز جدیدی یافتید که پیشتر مطرح نشده، ما را هم به فیض برسانید ...
اما اگر نیافتید، بپذیرید که ایشان در این مورد به بازتولید فکر دست زده اند نه تولید فکر ...
کسانی که سالها به دکتر سروش مشغولند، خیلی خوب میدانند که ایشان در بیان تئوری های قدیمی "با زیان جدید" چه مهارتی دارند ...
دکتر سروش استاد مسلم تاریخ فلسفه و علم هستند ...
برای مطالعه سیر تکوینی و تاریخی نظریه ها سخنرانی های ایشان عالی است ...
میتوانید به بحث های "فاشیسم" و "سکولاریزم" ایشان مراجعه کنید ...
اما ارائه سیر تاریخی نظریه ها اصلا به معنی "تولید فکر" نیست
(55209)
 
احد اسدی
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۹:۳۰:۱۵
دوست عزیز نظرات جدید نیستند و اکثرا نظرات محقیقین و دانشمندان بسیار قدیمی هستند ولی افرادی هستند که به حدی می رسند ان نظرات را قبول یا رد می کنند.
گرچه این روزها سایت الف را بحث ها و مقاله و نظرات فلسفی پر کرده است از مسایل مهمی که در منطقه و جهان در ارتباط با کشورما داریم عقب می افیتیم خبری نیست.
ایجاد و انداختن فتنه جدید صهیونیسم جهانی :
بزرگ و عمده کردن رهبری تبت توسط صهوینسم جهانی و
فروش قطعات مورد استفاده در کلاهک های هسته ای به تایوان و دادن نشان به وی و ایجاد تنش در تبت و تلاش برای بهم ریختن امنیت در چین هدف اصلی برای بهم زدن بازی های المپیک از سوی صهیونیستم جهانی و سفر دیگ چینی به منطقه وکنفرانس کش.رهای عربی در دمشق وعده جدید احمدی نزاد برای دگرگونی جدید و خیلی مهم اقتصادی در ایران و اخبار و اتفاقات زیادی که دارد می افتد. (55221)
 
۱۳۸۷-۰۱-۱۳ ۱۴:۲۰:۳۷
قرار نيست كسي از جمله سايت الف دنبال چيزي بگرده. چرا از اين تطابق بسيار عالي عصباني مي شوي؟ (55409)
 
ت
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۵:۱۵:۱۹
حضور هموطن عزیز، آقای سینا از مالزی عرض می کنم که مطالب شما صحیح است اما به شرطی که کسی که یک مطلب علمی می نویسد قواعد آنرا رعایت کند و بگوید از چه کارهایی استفاده کرده و چه کارهایی را تکمیل کرده. من ندیدم آقای دکتر سروش این قاعده را به صورت درست و کامل رعایت کنند و هر آنچه به عنوان منابع در کارهایشان ذکر می کنند موارد حاشیه ای است. این موضوع حداقل در دو موردی که مطرح شده کاملا صدق می کند.

با وجودیکه چندین سال است این مباحث از زبان ایشان مطرح شده و مکررا ایشان "صاحب نظریه ایکس یا وای" خوانده می شوند، ایشان هم این عنوان در مباحث مطرح شده را می پذیرند یا آن را رد نمی کنند.

دوست من، نکته در همین جاست که ایشان هیچ وقت به این مساله اشاره نمی کنند که از الهیات مسیحی و یهودی مطالب خود را وام گرفته است که در این صورت مشکلی وجود ندارد. چه بسیار کتابهای علمی درباب فلسفه و کلام مسیحی و یهودی در همین ایران منتشر و ترجمه می شود و کسی معترض نمی شود.

دکتر سروش باید بدانند کار علمی روش و قاعده دارد و با فشار روزنامه های سیاسی و تنش های پوپولیستی به ظاهر علمی، مرزهای علم جابه جا نمی شود. (55187)
 
بيخبر
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۶:۵۴:۴۹
جناب ت! به نظر من هم آقاي احسان درست ميگويد. ايشان ميگويد كه به هر حال نمي شود تفکرات بشري از زير بوته خارج شود. تفکرات هر متفکري متاثر از مطالعات او و نظرات پيشينيان است. لذا شباهتهاي بين حرفهاي سروش و اسپينوزا يا هردر يا احتمالا دهها انديشمند ديگر ميشود يافت. اينها هيچکدوم به معني کپي کاري نيست بسياري از آراي نيچه به واگنر نزديک است بايد پرسيد چرا نيچه در کتابهاي خود مداوم نگفته كه من اينجا را از روي آراي واگنر دراوردم. به هر حال شما وقتي کار مي كنيد مفاهيم را از يک جايي ميگيريد. ارجاع دادن به نقل قول مستقيم مربوط ميشود نه به استفاده مفهومي و در حيطه انديشه همه ميدانند كه يک متفکر حرفي كه ميزند آثار کانت و نيچه و اسپينوزا و کييرکگور و ... را خوانده و از آنها بهرمند شده و در رشد و بسط انديشه خود از برخي از اينها کمک گرفته.
فرموده ايد \"ایشان هیچ وقت به این مساله اشاره نمی کنند که از الهیات مسیحی و یهودی مطالب خود را وام گرفته است\" سروش بحث هاي تطبيقي دارد كه دقيقا به مقايسه روشنفکري ديني در اسلام و آنچه بر مسيحيت در دوران مدرن گذشت ميپردازد البته از شخص خاصي نام نميبرد يا حد اقل من نديده ام ولي اينکه شما ميگوييد هیچ وقت به این مساله اشاره نمی کند چندان صحيح به نظر نميرسد. (55195)
 
مرتضی
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۸:۱۴:۰۴
دقیقا بفرمایید دکتر سروش بر نظریه اسپینوزا چه چیزی "افزوده" اند.

اگر چیزی نیفزوده اند، نقد این مقاله کاملا وارد است.
اگر هم افزوده اند، نقد این مقاله منصفانه نیست.
مساله این است که کسی نمیخواهد در پاسخ به یک مقاله مستند که حاوی مدارک قابل توجهی است، سند و مدرکی ارائه دهد.
نگارنده مقاله بالا مدعی است که "ایشان هیچ وقت به این مساله اشاره نمی کنند که از الهیات مسیحی و یهودی مطالب خود را وام گرفته است"
شما در پاسخ به ایشان لطف بفرمایید و چند جا را نشان دهید که آقای دکتر سروش، در کتب یا سخنرانی هایشان ذکر کرده باشند که فلان فکر را از فلان جا وام گرفته اند.
بدون سند و مدرک، ادعا هیچ ارزشی ندارد. (55212)
 
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۸:۱۲:۱۴
یک نکته کوچک را افزوده اند البته بدون ذکر منبع و آن این است که پیغمبر اسلام و اسلام را موضوع این نظریات دانسته اند! (55213)
 
بيخبر
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۲۲:۳۹:۱۹
مرتضی عزيز ممنون از کامنت
بنده نظر قطعي دادن بر کاملا وارد بودن يا مطلقا منصفانه نبودن اين نقد و هر نقدي را عبث ميدانم و لزوما هم توان علمي کافي براي اين کار ندارم فقط بايد عرض کنم شخصا از اين مقاله ياد گرفتم و لذت بردم.

ولي در اينکه گفته ايد \"نگارنده مقاله بالا مدعی است که ایشان هیچ وقت به این مساله اشاره نمی کنند که از الهیات مسیحی و یهودی مطالب خود را وام گرفته است\"
اولا نگارنده مقاله چنين ادعايي نكرده. نگارنده مدعيست اين بخش خاص از حرفهاي سروش \"دقيقا\" حرفهاي اسپينوزاست كه نظر ايشان است و محترم.
اينکه در کامنت قبلي ادعا شده \" ایشان هیچ وقت به این مساله اشاره نمی کنند که از الهیات مسیحی و یهودی مطالب خود را وام گرفته است\"
مطلقا وباعلم عرض ميکنم صحيح نيست.

براي اينکه نشان دهم كه او بعضا به برداشت از آراي غربي و در جريان مسيحيت معترف است نقل قول ميکنم كه در مقالاتي صراحتا سروش از آموخته هايش از فوکو ميگويد يا از اينکه عقل کانتي چه تاثيري بر تفکرش گذاشته يا به آموزه هاي نسبي گرايي استناد مي كند يا در مطلبي كه بايد در ارشيو موجود باشد بحث مي كند كه ما سکولاريسم را از مسيحيت ميگيريم ولي به دلايل اختلاف اسلام و مسيحيت سکولاريسم براي ما شکل ديگري ميابد.

در باب اين بحث خاص ( تجربه نبوي)
سروش تعداد زيادي از كساني را كه به طور كلي متدينين عقلگرا معرفي مي كند نام ميبرد كه البته عمدتا فکر ميکنم مسلمان هستند و سروش در واقع اصل نظريه را به آنها نسبت مي دهد. حتا مقاله اي سه سال پيش در نشريه \"مرحوم\" مدرسه از سروش بود كه صراحتا مي گفت اين نظر از قبل بوده و به اشکالي بيان شده .

عرض بنده هم اين بود كه آقاي سينا (به اشتباه گفتم احسان) نا مربوط نميگويد. اينکه اين مسايل شباهت دارد يا حتي اينکه سروش احتمالا تحت تاثير يا به تبعيت از اسپينوزا اين حرفها را زده جالب است و جاي تشکر از نويسنده دارد ولي اين نگاه كه چون اين ايده ها در مسيحيت هم بوده و در منابعي بيان شده ما را از خواندن بحث سروش بي نياز نميکند.
البته بر خلاف جناب سينا اين بحث در الف براي من كه اهل اين فن نيستم بسيار آموزنده بود ولي به نظرم بر عکس متن بسيار جالب برخي از نقدها تيتر هاي انتخاب شده و پيش در آمدها بعضا خيلي دلچسب نبوده اند. (55231)
 
علي
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۵:۱۹:۴۴
بسيار بسيار عالي
هر روز بهتر ريشه نظريات مشخص ميشود
در اين بحث مقايسه با نظريات جي جي هردر
http://www.alef.ir/content/view/23617
در اين بحث هم با نظريات اسپينوزا
دکتر سروش بهتر است بدانند الان 30 سال پيش نيست كه اگر يك مطلبي را از يك كتابي كپي پيست كنند كسي نفهمد. دانش جويان و اساتيد دانشگاه، فلسفه غرب و الاهيات مسيحي و يهودي را خونده اند. (55181)
 
محسن حیران
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۵:۴۱:۲۷
برای علاقمندان به بحث حاضر
در آدرس زیر و در سایت گویا مقاله ای است تحت عنوان \" انسان خدا، شخصیت پیامبران و طبیعت وحی \" که در این باب نظریه تازه ای را ارائه میکند. خواندنی است.
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/03/069565.php (55189)
 
مونا
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۷:۲۴:۱۹
فهمیدن افکار دکتر سروش اینقدر سخت است؟
شما چه اطلاعی از آزادی بیان دارید؟ دکتر سروش هر چه گفته اند حق داشته اند ...
معنا ندارد که کسی را بخاطر حرف هایش مورد هجوم قرار دهید ...
کسی حق ندارد به یک متفکر اهانت کند ... (55201)
 
نيما
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۲۲:۱۸:۰۱
فهمیدن افکار دکتر سروش اینقدر سخت است؟
شما چه اطلاعی از آزادی بیان دارید؟ دکتر سروش هر چه گفته اند حق داشته اند ...
معنا ندارد که کسی را بخاطر حرف هایش مورد هجوم قرار دهید ...
کسی حق ندارد به یک متفکر اهانت کند ...

مونا عزيز
اگر سروش آزادي بيان دارد چرا ديگران نبايد آن را داشته باشند
سروش سخني گفته و ديگران هم سخن خود را گفتند
چرا تا يك كسي مي ايد يك نقد علمي كنيد سريع چماق برميداريم كه چرا حمله ميكنيد ؟
چرا سروش هر چه گفته حق داشته اما ديگران حق نداشته باشند نظر خود را بگويند ؟

به نظر شما اين حرفتان چقدر منصفانه بود؟

گفتيد:کسی حق ندارد به یک متفکر اهانت کند
به نظر شما متفكر كيست؟ آيا بين يك كپي پيستر و متفكر هم تفاوتي ميگذاريد ؟

من معتقدم حتي به يك كپي پيستر هم نبايد اهانت كرد ولي هر كسي قشنگ صحبت كرد و قشنگ كپي پيست كرد كه متفكر نيست عزيز دل برادر (55228)
 
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۷:۳۷:۱۲
کاش منتقدین نظریات دکتر سروش حداقل کمی به خود زحمت داده و کتابهای ایشان را که بالغ بر 30 جلد می شود مطالعه می کردند و آنوقت منصفانه و عالمانه نظر میدادند دیگر دوران تکفیر و فحاشی و مسخره کردن دانشمندان و صاحبان خرد گذشته باید با منطق و علم با نظریات جدید برخورد کرد (55204)
 
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۸:۱۳:۵۰
نفهیمیدم این \"مطالعه کتاب های دکتر سروش\" خوان چندم شاهنامه است که هم خود ایشان و هم همه طرفدارانشان دائما آنرا کاری عظیم و نشدنی جلوه میدهند و توی سر نقادان میکوبند ...
به ایشان پیشنهاد \"مناظره\" میشود، ایشان میفرمایند \"حرف هایم را در کتاب هایم زده ام\" ...
واقعا خداوند این کتاب های پر سود و منفعت را برای نوع بشر حفظ کند! (55214)
 
شهره
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۷:۳۸:۵۳
شما دنبال چی میگردی عزیزم؟
میخوای سایت الف رو بکوبی؟
چه کسی قادر است بدون توجه به اینکه ریشه نظرات افراد کجاست، در مورد آن نظرات به جمع بندی برسد؟
افکار و نوشته ها مثل زنجیر به هم متصل هستند و باعث تکامل یکدیگر میشوند، به همین دلیل برای فهم کامل یک تئوری، باید سیر تکوین آنرا از منظر تاریخی مطالعه کرد.
اگر قرار باشد بدون استفاده از اندیشه دیگران قلم بزنیم، نتیجه این میشود که جریان شناسی تاریخی را تحمل نمیکنیم و سایت الف را بخاطر جریان شناسی تاریخی یک نظریه، متهم به تخریب افراد میکنیم.

شما به آقای دکتر سروش ارادت داری عزیزم، اما همیشه یادت باشه که ((حقیقت تابع ارادت های ما نیست)) (55205)
 
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۷:۴۲:۵۳
همه این حرف های مخالف و موافق حرف است! یا آقای دکتر سروش برود داخل با یکی از منتقدان درست و حسابی اش مناظره کند یا یکی از منتقدان بیاید بیرون با او مناظره کند تا حقیقت بحث روشن شود. (55207)
 
rezahelp999@yahoo.com
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۱۸:۴۸:۰۹
با‏سلام ، متاسفانه در مركز اسلامی در و اشينگتن نتنها امام خودش را دكتر خطاب ميكند بلكه هر كسی كه ميايد پشت ميكروفن اعلام برنامه هم بكند صدا ميزند آقای دكتر فلان... تشريف بيارند قديم ها دكتر به دكتر طب ميگفتند...و دردناكتر كه حجته ااسلم از حوزه علميه افتخارش به دكتر بودن زيادتر از حجته‏ا‏اسلام بودن است! محيط برادری مسجد آلوده به افتخارات مجازی و فخر فروشی شده و جائيكه نمك لازم است نمك خود گرفتار است ؟ (55219)
 
مجيد-
۱۳۸۷-۰۱-۰۹ ۲۱:۲۳:۴۶
از تمام افراد كه كامنت گذاشتن دعوت مي كنم به اين آدرسها برن و درباره اين نظريه مطالعه كنن البته كسايي هم كه خوندن
ميتونن نرن؟
پاسخ هاي استاد سبحاني در نقد اين نظريه
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8612260408
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8612080479

پاسخ مهندس بازرگان به اظهارات اخیر سروش درباره قرآن
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=25582

پاسخ ايازي(نكات جالبي داره)
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8611210331 (55227)
 
امیر
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۰۳:۳۵:۳۵
سلام علیکم
دوستان را توجه می دهم به این نکته که اگر به آقای سروش این حق را می دهید که هر چه می خواهد بگوید و به هر که منتقد اوست، اهانت کند؛ لطفا برای سایرین هم این حق را قائل شوید! البته ما منتظر اجازه شما نخواهیم ماند و دقیقا عرض می کنم که: «ما دکتر سروش را به خاطر گفته ها و نوشته هایش یک متفکر اسلامی نمی دانیم و از این بابت منتقد ایشان هستیم.» متاسفانه دوستان به همان چیزی دچارند که ناجوانمردانه مخالفانشان را به آن متهم می کنند: تصلب و تعصب فکری. ظاهرا سروش برای برخی به پیشوای معصوم تبدیل شده. اگر فکر می کنید که با مغالطات ادیبانه و سفسطه های ساحرانه سروش به آن چه در دل می خواهید (و شاید بر زبان نیاورید)، می رسید سخت در اشتباهید. زیرا خدا و مومنین چنین اجازه ای به هیچ کس نخواهند داد. و نهایتا این که سروش هر چه می خواهد می تواند بگوید، اما اخلاقا حق ندارد گفته هایش را (از هر جا آورده یا به هم بافته) به عنوان نظریه ای اسلامی جا بزند. یک مسلمان نظریاتش را بر مبنای منابع اسلامی و در راس آن ها قرآن، کتاب خدا، ارائه می کند. نمی توان از دید یک کافر نظریه اسلامی ارائه کرد. حال اسمش را می خواهید نگاه درجه دوم یا سوم یا صدم و یا هر چه که می خواهید بگذارید.
.... و خداوند فرموده است: ما قرآن را به زبان عربی آشکار نازل کردیم.
خداوند هر قومی را با امامش محشور فرماید!
والسلام (55240)
 
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۰۹:۳۷:۵۶
کحایش بسیار عالی بود؟! برادر همیشه به یاد داشته باش متفکران ما بر شانه غولها نشسته اندو همه عالمان و اندیشمندان بشری در همه اعصار وامدار گذشتگان هستند و نفی این رابطه یعنی نفی علم و معرفت در خصوص نظریه دکتر سروش هم باید گفت که منتقدین ایشان داوری خود را بر اساس انصاف و آگاهی به مبانی نظری اندیشه های ایشان استوار کنند و با جدال احسن مطرح کنند مسخره کردن و ایراد اتهامات واهی تکفیر و فحاشی نسبت به یک اندیشمند بزرگ و شجاع مسلمان درخور شان نیست باید مطهری وار برخورد کرد و امروزه دیگر اتهامی همچون مقاله سفارش فوق الذکر فقط در بین دانش آموزان ابتدایی خریدار دارد (55263)
 
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۱۳:۵۵:۰۲
حالا لازم بود برای تأیید حرفتان، به تکفیر و فحاشی و ایراد اتهامات متوسل شوید؟ مقاله‌ی سفارشی دیگر چه صیغه‌ای است؟ به جای بحث در مورد مطالب مقاله، چرا به نویسنده و ... می‌تازید؟
بنده هم به شما پیشنهاد می‌کنم جدال احسن را در پیش گیرید و در دفاع از نظر مراد خود، از مسیر تقوی و درستی خارج نشوید. کما این‌که این سفارش را به خود نیز می‌کنم و از خداوند می‌خواهم که این توفیق را به من و شما عطا فرماید. انشاء الله. (55285)
 
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۱۲:۰۷:۳۱
موافق یا مخالف نیستم ولی چیزی که نمیفهمم این است که

اگر کسی بگوید من فلان مطلب را با توجه به فلان کتاب و فلان کتاب نوشته ام به نظر شما چه مشکلی میتواند داشته باشد؟ یا اگر بگوید من فلان کتابها را خوانده ام و در کل به این مطلب رسیده ام چطور؟ باید به او چه گفت ؟ (55278)
 
سينا
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۱۲:۴۸:۲۱
چرا اينقدر در خصوص يك مطلب فلسفي بحث مي كنيد؟
ايم موضوع در اسلام هم حتي جديد نيست. حالا دكتر سروش در موردش صحبت كرده. اولا مگر گفته كه اين تئوري مال منه؟ بنده از برخي آقايان آيت ا... چند سال پيش اين مطلب رو شنيده بودم. ايشان از علماي بسيار معروف قم هستند. (55282)
 
باقر
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۱۳:۴۴:۱۶
بسمه تعالي
دو نكته ساده اما بسيار مهم را نبايد فراموش كرد : 1- جايگاه طرح و مخاطب برخي از مباحث كجا و چه كساني هستند و پيش زمينه هاي تاريخ انديشه مباحث چه بوده است ؟ 2- آيا تا كنون تقريب و تطبيقي بين مباحث ، صورت گرفته است يا خير و اگر گرفته است هنوز پرسش هاي مطروحه در دو نظرگاه براي جامعه مقابل مطرح است يا خير ؟
با توجه به دو نكته بالا مي توان به اين نكته رسيد كه : اولا با تلاش نقادان در اين چند هفته كه شايسته تقدير نيز هست تا حدودي آراء گوناگون البته با اشارات ، نقيصه مطالب دكتر سروش تا حدودي جبران شده است اما به هيچوجه كامل نگرديده است .
ثانيا به نظر مي رسد امروزه چنين مطالبي در مباحث مطرح فلسفي و كلامي شرق و غرب ، كمتر مورد عنايت است هر چند در جهان اسلام برخي از متفكران مصري و مراكشي و از سوي ديگر برخي در ايران ، به اين گونه از مباحث دامن زده اند كه غرب كنوني در جايگاه تخاطب آنان نه تنها قرار گرفته بلكه بيشتر به شبهه افكني در مسلماتي در جهان اسلام دامن زده است كه در حوزه هاي ديني و دانشگاهي جايي ندارد يا لا اقل معيارهاي مسلم علمي در طرح و پيگيري اين گونه مباحث رعايت نشده است مثلا خلط مباحث فلسفي با كلامي و عرفان نظري چه اسلامي آن و چه در يهوديت و يا مسيحيت و يا در شرق و غرب ، به دليل تفاوت معيارها و سنخ مباحث ، اصولا پذيرفتني نيست و اگر انتقالي معقول مي بايستي از هر شاخه به شاخه ديگر صورت گيرد حتما بايد مقدمات گوناگون بحثي آن از قبيل طرح مستند اقوال و آراء با فروض مسلم هر شاخه در هر نظريه آورده شده باشد ، كه خوانندگان محترم به خوبي مي دانند كه قطعا خلط صورت گرفته و مقدمات لازم نيز آورده نشده است . (55284)
 
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۱۴:۴۴:۳۰

خوانندگان محترم به خوبي مي دانند كه قطعا خلط صورت گرفته و مقدمات لازم نيز آورده نشده است


آیا این جهت فریب افکار بوده است یا از سر ترس ؟ (55289)
 
علي
۱۳۸۷-۰۱-۱۰ ۱۹:۴۸:۳۸
چرا اينقدر در خصوص يك مطلب فلسفي بحث مي كنيد؟
ايم موضوع در اسلام هم حتي جديد نيست. حالا دكتر سروش در موردش صحبت كرده. اولا مگر گفته كه اين تئوري مال منه؟ بنده از برخي آقايان آيت ا... چند سال پيش اين مطلب رو شنيده بودم. ايشان از علماي بسيار معروف قم هستند.


ميشه بفرماييد كي؟! (55305)
 
امین
۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۴:۳۳:۵۳
سلام
منظور آقا سینا از اینکه \"کسی بدون الگو برداری از دیگران نمیتواند فکر تولید کند\" چیست؟آیا رو نویسی نعل به نعل از اندیشه های دیگران تولید فکر است؟در این صورت آقای سروش شایسته شماتت است زیرا آنقدر شجاعت نداردکه بگوید \"من تنهامترجم آرا دیگرانم وبس.\" (55356)
 
امیر مشهدی
۱۳۸۷-۰۱-۱۵ ۰۶:۵۰:۳۳
من به دوستان علاقمند به این بحث های رو بنایی پیشنهاد میکنم به جای این صحبت های بی نتیجه ، کمی در زمینه موضوعات زیر بنایی تر ( مثلا مفهوم حقیت محمدی ، انسان کامل ،...و ارتباط این حقایق با شخص محمدبن عبدالله) مطالعه نمایند سپس با یک دید و نگرش عمیق تر وارد این بحث ها بشوند (55600)
 
مرتضی
۱۳۸۷-۰۱-۲۵ ۱۲:۱۲:۴۵
یک بیماری بعضی اقایون دارند.انهم غرب ستیزی است.میخواهند متفکران محترم ما را که نمی پسندند جیره خوار غربیان! جلوه دهند جیره خوار فکر و اندیشه اینان.چقدر وطن فروشی.این اقای جان هیک در پلورالیزم دینی اش بعد از مصاحبه با سروش خیلی چیزهای جدید یاد گرفته است.پس وطن فروشی نکنیم. اینجوری بخواهیم بحث کنیم حضرت علامه طباطبایی رحمت الله علیه هم جیره خوار ارسطو است.

دوست دارند با تبلیغات از اصالت یک فکر بکاهند.بله همه مردمان و اندیشمندان وامدار یکدیگرند.اما همه در ساخت این بنای فکر نقش دارند. (57400)
 
مرتضی
۱۳۸۷-۰۱-۲۵ ۲۱:۰۹:۱۶
تمام جواهر کلام دکتر سروش در این دوبیت مولانا خلاصه شده است.واین چه جواهری است که راه را برای بسط تجربه نبوی اماده میکند.میگویند این راه که راه مدعیان را باز میکند.گوییم حالا که هم ان تُوری غالب و پارادایم نیست بسیاری از مدعیان در تفسیر ایات به ادعای مختلف رفته اند.از زمخشری بگیرید تا طباطبایی.اما این راه باید بر خردمندان باز باشد و البته نباید مبنای ارتزاق عده ای قرار بگیرد که راه فسادش را باز خواهد کرد چنان که الان کرده است.

ما همه شیریم ولی شیر علم....حمله مان از باد باشد دم به دم

حمله مان از باد و ناپیداست باد ....جان فدای انکه ناپیداست باد

هم از خود خوریم هم از خود تنیم .مهم این است که خود را الهی کنیم و این راه از گذرگاه قران کریم میگذرد ولی در ان باقی نمیماند.این بنای عظیم توسط عرفا تکمیل شده و خواهد شد.اما مدعی در اتزاق از این راه دروغ گو ست و فقط و فقط ملاکش این است.
اما قران هم با این کشف منافاتی ندارد.مثل داستان خضرپیامبر میماند.اما نسبتش با دنیا و مدیریت دنیا که داعی و مرتزق بسیار امروز دارد هیچ نیست.دنیا را عقلا اداره میکنند به شرطی که به قاعده طلایی انصاف مجری باشند و به قول یوسف در قران علیم و حفیظ باشند و هم علم تجربی حکومت بدانند و اخلاقا هم امانت دار و حفیظ باشند بقیه اش دست عقلا و معروفات زمانه است نه قشر و صنف روحانی و جسمانی...... .فقط همین بقیه اش تکلف و ارتزاق و مرید پروی و دنیا خواهی از راه دین است. (57511)
 
پارسا
۱۳۸۷-۰۲-۰۵ ۲۱:۲۷:۲۷
درود بر ايراني
بهتر نيست عوامل سايت الف براي مطرح كردن خود به تخريب شخصيتي چون دكتر سروش دست نزنند؟
اميدوارم روزي برسد كه در ايران بتوان حقايق را فرياد زد!
نه سكوت و خودخوري پيشه شود.
بدرود (59379)
 
بابك
۱۳۸۷-۰۲-۰۹ ۲۲:۰۳:۰۹
پيشنهاد آقاي امير مشهدي خوب است، متاسفانه در اين گونه مباحثات افراد پيش نياز هاي لارم علمي را ندارند، درباقي دانش ها نيز چنين است (مثل پزشكي) ولي در علوم نظري گسترده تر و با تنش بيشتري وجود دارد.
حرف هاي آقاي دكتر عبدالكريم سروش نظري است كه كلمه به كلمه نياز به بررسي دارد وبا توجه به اينكه بي سابقه هم نيست نياز به بررسي بيشتري دارد منصفانه،طلبگي،علمي وبي هو جنجال و توهين ولي متاسفانه نخستين واكنشها غير علمي وغير مسولانه وهمراه با تهديد فيزيكي و اينكه اگر اين حرف پس گرفته نشود تكليف روشن است(منظور صدور حكم ارتداد وترو فيزيكي است) انهم از ناحيه مثلا علما كه از عالم دين بودن صدور حكمهاي اينچنيني را وظيفه وفرض ميدانند.كجاست آن جا ومكاني كه بشود خود اين آقايان وافكارشان را به نقد كشيد و واهمه نداشت؟ (60343)
 
مسعود
۱۳۸۷-۰۲-۱۰ ۱۴:۳۰:۲۰
از پاسخ جناب دكتر سروش به حضرت آيت الله سبحاني چنين بر ميآيد كه تعدادي از آقايان با عنايت به هياهو ها گول خورده و سخنان ايشان را بد تعبير كرده اند . و يا اينكه همه اين بازي ها سياسي است و نه علمي .
دوستان عزيز !
آيا تا كنون دعواي معروف فارس و عرب و آذري و سو تفاهم در باره عنب و انگور را شنيده ايد؟ (60511)
 
۱۳۸۷-۰۲-۱۳ ۲۳:۲۷:۰۷
به نظر من در رابطه با بحث های فلسفی فقط کسانی که درس فلسفه خوانده اند باید نظر بدهند من هیچگونه اشنایی با نظریات اقای سروش ندارم ولی از اینکه یک فیلمساز بیاید در مورد اظهارات یک فیلسوف اظهار نظر کند متاسفم و به نظر من اکثر کسانی که اقای سروش را می کوبند حتی یک جلد ازکتاب ایشان راهم نخوانده اند و فقط با اسم ایشان مشکل دارند (60883)
 
ا. کريمي
۱۳۸۷-۰۲-۲۲ ۱۹:۳۱:۲۳
1/ فکر و انديشه به هر حال از يک جايي آغاز مي شود و ديگران هم مي توانند چيز يا چيزهايي به آن ضافه يا کم کنند و آن را بپذيرند يا نه.
2/ اين هم که جناب دکتر سروش اين حرفها را از اسپينوزا گرفته باشند يا نه و اين را اعلام کنند يا خير هم چيزي به اصل موضوع اضافه نمي کند چون به قول دوستان امروز ديگر منابع در دسترس همه هست.
3/ جناب دکتر سروش را همچنان يک انديشمند ديني و از نوع اسلامي مي دانم چون ايشان در اين حوزه بحث مي کنند.
4/ بعضي دوستان ديگر را هم هول بر ندارد که اسلام از دست رفت، مگر با اين حرفهاي اسپينوزا مسيحيت از دست رفت؟
5/ مراقب باشيم با حرفها و برخوردهامان انديشه و جور ديگر انديشيدن را تعطيل نکنيم که اين به نفع هيچ کس نيست. البته تمام نظراتي که دوستان طرح کردند به اين معناست که چنين نيست.
از همه ي دوستاني که با هر ديدگاهي در اين بحث شرکت کردند تشکر مي کنم. استفاده کرديم. در پناه خدا باشيد. قبلا در اين مورد چيزي نوشته ام که مي توانيد اظهار نظر کنيد.
http://KarimiOnLine.blogfa.com/post-31.aspx (62272)
 
رضا
۱۳۸۷-۰۲-۲۷ ۱۷:۲۱:۳۴
بسم الله الرحمن الرحيم
ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم
با سلام
يكم:آن چه ديدم جز جدال احسن و تعهد برتر نبود كه دل هر دوستداري را كه سر ِ عقلانيت و قلب ديانت دارد براي لمحه اي در اين تند باد شدايد و سيل مصائب قرار مي دهد.حال كه دكان تفسيق و توهين سخت پر مشتري است پس بهتر است زبان انديشه ورزان را مشتري اي جز گوش و خرد شما براي نيوش نباشد.((مر زبان را مشتري چون گوش نيست))
ديم:حال گمان كنيد كه پرده ي اسرار برافتاده و زيبا رويان از پس حجاب رخ عيان كرده اند و سبوي رندان از زير عبايشان سر به رسوايي زده ، چه سود كه مسجدي به شكيل ساخته شده اما نمازگزارانش برسراينكه بهلول آن را ساخته يا ديگري؛ به نزاعي بي مستفاد پرداخته اند كه بالذات نفسي نيكو اما سرانجامي بي فرجام دارد.
از پرده برون شد آن گوهر شايان
از جنگ چه سود است كه اينگونه برآنيد؟ (خودم)
گوهر گران حقيقت را دريابيد كه اينجا مردمانش حلاج كشند. چه ننگي ...
كه حيف است از اينجا فراتر شدن
دريغ است محروم از اين در شدن (سعدي)
سيم: شما را به قران ثاني ارجاع ميدهم كه واصف پارسايان خطاب به اباذر فرموده))اين دنيا پرستان چه محتاجند به آنچه كه تو آنان را از ان ترساندي و چه بي نيازي از انچه انان تو را منع كردند. و به زودي خواهي يافت كه چه كسي فردا سود ميبرد و چه كسي بيشتر بر او بيشتر حسد ميورزند.)) شايد كه كلام سروش 20سال آينده از بديهيات باشد چنانكه هم اكنون پلوراليسم معرفتي او براي بسياري و نه همه اينگونه است.اين احوال عالمان نيك خواه است برادران....
چو سلطان عنايت كند با بدان
كجا ماند آسايش بخردان؟ (سعدي)
چهارم:گيرم كه تئوري تفهيم وحيانيات بي صورت و الهامات ماورايي به مردم، ذيل هنر نبي فلسفه ي فيلسوف شهير و ذهن بسيط اسپينوزا باشد.آيا نبايد فارغ از صحت و كذب كلام به سروش احسنت گفت كه آن مفهوم سترگ و ثقيل را در بستر وحي نبي و فرقان مجيد سيلان داده و وفق وثيق و ربط نير داده؟ و اين كاري است كه از عهده ي فيلسوفان نا آشنا به دين مبين و احوال نبي اعظم بر نمي آيد. نوآوري سروش همين است.مگر شجر ي طيبه ي فلسفه اسلامي كه ثمر در افلاك دارد جز همان فلسفه ي يونانيان است كه در كالبد كلام اسلامي دميده شده و در اسلام صورت بندي شده و سيرتي اللهي پذيرفته؟ كار سروش با فلسفه ي غرب هم همين است.
والسلام

(63461)
 
بنده خدا
۱۳۸۷-۰۳-۰۳ ۰۵:۳۶:۲۲
به این امید که در مورد آقای حسن رحیم پور ازغدی هم از این دست مقالات مفید ارائه دهید تا بتونیم نظرات ایشون رو هم با مراجعه به رفرنس اصلی مطالعه کنیم.

همین

( من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست .. تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی ) (64514)
 
جواد
۱۳۸۷-۰۳-۲۳ ۱۴:۴۴:۲۴
من دانشجوی رشته فلسفه ام در یکی از دانشگاههای پایتخت
یکی از اساتید بزرگوار من که هم در فلسفه جدید تبحر شایانی دارند و هم دستی در ترجمه دارند 3 سال پیش این کتاب (رساله الهی-سیاسی) را ترجمه و اماده انتشار نمودند اما در آخرین لحظات دستی از غیب بر آمد و به تهدید مانع انتشار شد که \"جماعت ایرانی را خواندن این کتب ضاله نشاید\".
گفته اند که \"فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه\"
نگذارید آخرین شعله های روشنفکری دینی خاموش شود که از آن پس \"نه تو مانی و نه من\" (67358)
 
محسن
۱۳۸۷-۰۴-۰۵ ۱۱:۲۷:۱۷
با سلام
نه تنها تقليد سروش از نظرات اسپينوزا كه وابستگي فكري وي به نظرات و عقايد پوپر هم بسيار بديهي و روشن است.اين آفت نه تنها سروش را در خود حل كرده كه بسياري ديگر از روشنفكران امروزه ايران نظير بابك احمدي ، فولاد وند و ...را نيز با خود همراه كرده است.تمامي اين معظلات به علت اين است كه اين تيپ از انديشمندان قيد و بند هاي اخلاقي و معرفتي اصيل را از دست داده اند و تنها د رپي هر چه بيشتر مطرح كردن خود هستند (68994)
 
حامد
۱۳۸۷-۰۴-۱۲ ۱۲:۱۶:۴۵
سپاس از مطلب مفید شما

کلمه‌ی Magi که در زبان انگليسی /meyjaay/ تلفظ می‌شود، همان «مغ» فارسی است که در متن شما به «مگی» برگردانده شده‌است.

با سپاس (69792)