۱۰
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 19860
هر هفته 600 محفل فرقه‏ای در تهران؛ رشد فزاینده 'شبه عرفان'
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۵ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۶
در تهران به طور متوسط هر هفته 600 محفل فرقه ای تشکیل می شود.

به گزارش "الف"، بر اساس گزارش یک نهاد عمومی، در تهران به طور متوسط هر هفته 600 محفل فرقه ای با حضور جمعی نزدیک به 200 تا 300 جوان در هر جلسه برگزار می شود.

میانگین سنی این طیف از جوانان حدود 17 سال برآورد شده است.

بنابراین گزارش، فرقه های شبه عرفانی از اواسط دهه هفتاد در کشورمان شروع به شکل گیری کردند و در سال 1381 به اوج خود رسیدند و اینک پس از چند سال سکون نسبی فعالیت این فرقه ها مجدداً در حال گسترش است.

این فعالیت ها در حال حاضر عموما در سه حوزه چاپ کتاب، سایت و محافل مشاهده می شود.

کارشناسان مسائل فرهنگی معتقدند این گونه کیش ها و مسلک ها از آن جهت که بر اصول و پایه های واقعی بنیاد نشده اند نه تنها درمان کننده بحران های اخلاقی، روحی و معنوی نسل جوان نیستند بلکه خود به تشدید این بحران ها کمک می کنند.

سوء استفاده از مفاهیم ذهنی فلسفی، عرفانی و دینی از شگردهای سنتی و متعارف برای مقدمه چینی و رواج فرقه های غیر قانونی است.

Share/Save/Bookmark
 


۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۱۲:۳۸:۰۱
تهران 7 میلیون جمعیت دارد اگر گزارش این نهاد درست باشد یعنی از هر 70 نفر یک نفر به مجالس عرفانی می رود. عارف می شویم! (47125)
 
انصافی
۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۱۲:۳۸:۳۴
600 تا 200 نفر می شود 120000 نفر در هفته ! من به این آمار شک می کنم و فکر می کنم \"محفل فرقه ای\" را خیلی باز تعریف کرده اند. یا جلسات اخلاق و هیات معمولی را هم در حسابشان آورده اند و یا هر جمع غیر شبه عرفانی را هم شمرده اند. 120 هزار نفر در هفته در تهران در جلسات شبه عرفانی شرکت کنند می دانید یعنی چه؟ (47126)
 
ايران دوست
۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۱۲:۵۸:۰۵
بطور خلاصه جوانان و بسياري ديگر در سنين مختلف دنبال يك چيز هستند.

-اوقات فراقتشان دور هم و پر نشاط و جذاب و ارزان و بدون دردسر پر شود .
_اين گونه تجمعات(جلسات عرفاني) بسياري از ويژگي هاي مورد اشاره را دارد.
_اينكه قليان ظرف چند سال بصورت اپيدمي اجتماعي درآمد به همين دلايل بود . دور هم ، ارزان ، شوخي و خنده ، بدون دردسر و برخورد با قانون.
_مثال ديگر : در كشوري مجاور خودمان ديدم از دم غروب تا نيمه هاي شب براي هر سطحي از درامد جامعه بساط تجمع و بزن و بكوب برقرار بود. كنار پاركها سن و موسيقي در فضاي باز ، در واقع مفتكي براي مستضعفين، سالنهاي ارزان تا گران براي مرفهين كم درد تا بي درد.
_ آزادي فردي هم الي ماشااله، در طول ده روز اقامت در طول جاده ها و سطح شهر نيرو هاي نظامي و انتظامي ديده شده كلا 6نفر نشد، يعني كمتر از سر يكي از 4راههاي ما.
_در طول 10 روز فقط يك چهره معتاد ديدم كه بعدا در مسجد ايراني ها متوجه شدم او دانشجو يي از ايران است.
_مثال ديگر:چند سال پيش يك جوان ايراني و متاهل را در شرايط معيشتي بسيار بدي در يك كشور اروپاي شرقي سابق ديدم .ميدانستم وضع اقتصادي و كاري خانواده ي او درايران خوب است . پرسيدم چرا به ايران برنمي گردي . گفت 2سال برگشتم ولي با آنكه وضع اقتصاديم خوب بود نتوانستم دوام بياورم. در ايران در مجلس ختم اعيان بودم،در اينجا در عروسي فقيران هستم. بيشتر كنجكاوي كردم ، ديدم يكي از دافعه هاي ايران سرگرداني در اوقات فراقت بوده و يكي از جاذبه هاي كشور مورد نظر اين بوده كه هر محله يك پاتوقي دارد مانند قهوه خانه كه مردم در اوقات فراقت آنجا دور هم جمع ميشوند و ارزان و بي دردسر ميگو يند و ميخندندو هر گروهي يكجور سرگرمي ارزان مانند تخته نرد ، پاسور، جوك، درددل،رقص در پيست ساده كنار آن و را برميگزيند و وقت خودرا در جمع سپري ميكند.
_ باور كنيد جامعه ما بيش از هر چيز به سرگرمي هاي مهيج و جمعي و لذت بخش و ارزان كه شامل پير و جوان و مردو زن شود نياز دارد تا در وقت فراقتشان خود را دو پينگ كنند. قيافه مغموم مردم در كوچه و بازار ،افزايش وحشتناك آمار معتادين، سيل ويرانگر طلاق، موج منفي بافي هاي سياسي و اقتصادي(هرچند تا حدي درست، اما نه اين اندازه سياه كه در تمام اخبار رسانه ها و افواه جريان دارد) همه مو يد اين است كه جامعه دچار بيماري رواني شده (آمارهاي علمي و رسمي هم موجود است ، هركه كنجكاو است به مراكز مشاوره و دادگستري و آمارهاي مربوط به سلامت رواني جامعه مراجعه كند).
_ عده اي ساده لوح حتما بلادرنگ حكم به تكفير من و مردم اينچنيني ميدهند و نسخه ميپيچند كه آقا چه پاتوقي بهتر از مسجد و منبر.هم دنيا را دارند هم آخرت.
_ بلي مسجد را ميتوان يك كلاس درس در نظر گرفت، اماچطوري از مردم ، اعم از پير و جوان بخواهيم (كه خواسته ايم و نتيجه اش را هم ديده ايم) دايم وقت فراقتشان را در كلاس درس بگذرانند.
_ در كلاس درس هيجان ، تحرك بدني ، شوخي جايي ندارد ، يك نفر متكلم وحده ميگويد و باقي بي تحرك استماع ميكنند.
_بايد كاري كرد كه همه حتي افراد فلج و در بستر بيماري خوابيده در كارهاي پر هيجان و نشاط آور مشاركت كنند .
_ راهكارهاي آن آسان و ارزان و متنوع است(راهكارهايي كه مغايرت با شرع نداشته باشد) . اگر مسيولين در سطح رييس جمهور محترم يا وزير كشور يا استاندار اصفهان بخواهند تضمين ميكنم در اين ضمينه طوفاني در سطح اجتماع به راه بياندازم.
_ ترجيح ميدهم اين اقدام ابتدا در سطح شهر اصفهان اجرا شود و با همفكري صاحبان علم و سليقه به ساير نقاط تسري و بصورت ملي اجرايي شود . اگر استاندار محترم موافق بودند كافي است زير همين مقاله وقت ملاقات تعيين كنند. (47128)
 
سهراب
۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۱۴:۱۷:۴۲
من هم معتقدم كه عمده دليل اينگونه جلسات نبود راه حلهايي ديگر براي سرگرمي مردم است.
ارايه الگوي تفريحات مردم در ايران امري الزامي است.مدام حرف مي زنند كه كار فرهنگي و فرهنگ و هميشه هم فكر مي كنند كه مثلا كار فرهنگي يعني اينكه يك مداح قبل از بازي استقلال و پرسپوليس به ورزشكاه برود و مداحي كند.ولي متوجه نيستند كه يكي از مهمترين كارهاي فرهنگي كه بايد انجام گيرد ارايه مدل تفريحات در جامعه ايراني است.

اگر ايران باستان را نگاه كنيم مي بينيم كه به مناسبتهاي مختلف جشن مي گرفته اند.نوروز ، مهرگان ، يلدا ، 13بدر ، و ....در حاليكه در حال حاضر گروهي همينها را هم مي خواهند حذف كنند.

در حال حاضر در ايران براي پر كردن اوقات فراغت و تفريحات راههاي زير است :

1- تماشاي تلويزيون و فوتبال
2- رفتن به محلهاي تفريحي و بيرون از شهرها در دل طبيعت
3- رفتن به ميهماني و ديد و بازديد فاميلي
4- رفتن به همين جلسات محفلي مورد اشاره در مطلب بالا
5 ....

همانگونه كه ملاحظه مي شود ، بند هاي 2 و 3 خرج دارد، بنزين نيست و براي خانواده ها مقدور نيست.علاوه بر اين براي رفتن به محلهاي تفريحي بايد به گير دادنهاي پليس نيز توجه كرد كه به طرز آب خوردن شما هم گير مي دهد.پس براي جوانان و يا حتي ميانسالان انتخاب جلسات محفلي علاوه بر اينكه خرجي ندارد ، مي تواند مفرح و خوب باشد.و در ضمن كسي هم مزاحمتي ايجاد نمي كند.اگر خوب و بدور از تعصب نگاه كنيم شركت در مراسم عزاداري هاي محرم نيز براي جوانان يك جور جذابيت و تفريح است.بايد در اين زمينه مطالعه و دقت كرد و احساساتي و متعصبانه قضاوت نكرد.

به نظر من سردمداران مسايل فرهنگي نظام بايد به جد به اين مقوله توجه كنند و در زمينه تفريحات و سرگرمي هاي مردم تلاش مضاعفي به خرج دهند.

در زمينه ارايه تفريحات در جامعه بايد به حدي دقيق و درست برنامه ريزي و كار كرد كه اگر هر ايراني يك ساعت وقت بيكار داشت ، ده ها راه حل ساده و دم دست براي پر كردن آن وجود داشته باشد.تا راه حلهايي مثل اعتياد و تفريحات ناسالم و ...در درجه پاييني از دسترسي براي مردم باشند.البته در اين زمينه واقعا از افراد نخبه در جامعه بدون توجه به گرايشات سياسي استفاده كرد. (47143)
 
بینام
۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۱۵:۰۵:۵۹
باسلام
به نظر کسی که درمتن جریان نیست و از دور، اما آشنا به محیط به قضیه می نگرد، این پدیده را باید از نکات زیر مورد بررسی قرارداد:
1- این روند نشانی از جدائی مردم ازروحانیت (حوزه ای) دارد. مردم به دنبال تغذیه روحانی و اخلاقیند. نهادهای سنتی جواب این خواست را نمی دهند. چرا؟
2- درمیان روحانیت سنتی هم همین پراکندگی وجود دارد. اما بخشی از روحانیت که دولتی شده است فضای عمل آن بخش ار روحانیت را که می تواند خلا را پر کند، بسته است.
3- از سوی \"دین داران\" خرافات درسطح وسیعی تبلیغ میشود تا حدی که پای امامان را هم به میان می آورند. نتیجه آن شده است که زمینه خرافات را درجامعه آماده کرده اند.
4- واز همه مهمتر، بیان اسلام بیانی کاملا سیاسی شده و جنبه درونی و روحانی آن به کلی به فراموشی سپرده شده است. روضه خوان، مداح، دعاخوان، و... در مراسم مذهبی به سیاست گریز می زنند.
5- همه اینها کشور را آماده فریب خوردن کرده است. زمینه برای سوء استفاده شیادان بسیار آماده است و ازاین به بعد باید شاهد رشد شتابگیری در این زمینه باشیم. (47150)
 
محمد
۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۱۶:۰۱:۳۰
رشد فزاینده عقاید موهوم و شبه عرفانی معلول سرکوب گفتمان دینی عقل گرا و نواندیش است شاعر می فرماید باشید تا صبح دولتتان بدمد! (47160)
 
مهدی
۱۳۸۶-۱۰-۰۵ ۲۱:۱۸:۱۹
انصافا بهترین و واقعی ترین تیتر را انتخاب کردید محفل ولی باید دید بچه دلیلی دولت قدرتمند و متمول منابر سازمان تبلیغات اسلامی وزارت فرهنگ مساجد ادارات و ارگانهای متنوع دیگر نتوانستند جلو تشکیل این محافل بچگانه و تقلیدی را بگیرند فقط به یک دلیل کار برای خدا نیست کار برای خدا نیست من شیطان حاکم است بخود ایید جماعت اصولگرا (47191)
 
يك دوست
۱۳۸۶-۱۰-۰۶ ۰۸:۴۶:۳۸
سلام
در اين مورد چند نكته ضروري است
1-اين رفتار جالبي نيست كه مشخص نباشد منبع امار كجاست. آمار بايد متقن و شفاف باشد كه بتوان براساس آن بحث و تصميم گيري كرد
2-معتقدم از جمله علل بوجود آمدن اين محافل _در اين حد كه در اين خبر آمده است غير واقعي مينمايد اما چنين چيزي وجود دارد-چند مورد است
الف-عملكرد فوق العاده ضعيف نهاد ها ومتوليان حوزه فرهنگ در راس آن صدا وسيما كه متاسفانه مروج دين صرفا احساسي هستد و در پي آن اداره ارشاد سازمان تبليغات وبسياري نهادهاي فرهنگي .البته اين بحث خود مجال مستقلي را مي طلبد اما همين بس كه مطمئنا در حوزه فرهنگ مشكلي بنام كمبود بودجه وجود ندارد بلكه مشكل فكر فرهنگي است
ب- حضور بيش از حد روحانيون و علما در سياست و اينكه بعضا مسئوليت اصلي خود را فراموش كرده اند
ج- كمبود و نهادينه نشدن كرسي هاي آزاد انديشي و تضارب آرا حتي در سطح دانشگاه هاي علمي كشور. جالب اينجاست احيانا اگر در معدود دانشگاه هايي هم اين مهم مي بود ولي بخاطر رشد بي رويه به اصلاح دانشگاه هايي بنام آزاد و شكستن حريم علم و عالم آنها نيز رو به افول نهاد
3-بايد فضاي پر نشاط كار و علم و سازندگي در بين جوانان بوجود آورد تا از توان بالقوه جوان مسلمان كشور در جهت اعتلاي كشور استفاده كرد (47214)
 
رضا
۱۳۸۶-۱۰-۰۹ ۱۲:۲۲:۳۹
به نظر بنده در جامعه ای که بصورت ایدئولوژیک اداره نمیشود نباید ترسی از این محفل ها وجود داشته باشد
مگر اینکه دولت خود به نوعی اداره کننده یکی از این محفل ها باشد و خود را در تقابل با آنها ناتوان ببیند (47364)
 
عبدالله
۱۳۸۶-۱۰-۰۹ ۱۵:۲۷:۵۰
الف -چراجوانان به اين مسائل روي ميآورند ؟
ب-به نظر اين مسئله يك هشدار به مسولين به خصوص تصميم سازان در عرصه جوامان باشد يعني 1- جوانان ضد سياسي شده اند وعملا ممكن است ميزان مشاركت سياسي را كاهش دهد كه به نظر ميرسد يعضي از سياست مداران ودولت مردان از آن استقبال ميكنند.2تصوف وعرفان در زمان سلطه مغولها در ايران شكل كرفت در واقع نوعي جامعه گريزي وشيوه اي براي مبارزه بامهاجمان بود در همين زمان ادبيات اخلاقي واجتماعي و وسياسي رشد كرد.3-در اين محافل ممكن است چيزهاي يافت شود كه اصلا ارتباطي با دين وعرفان نداشته با شد ويا جاي برسد نظام كه مجبور شود به طور ديگري برخورد كند (آقاي بروجردي) (47381)