کد مطلب: 24738
در ضرورت شفاف و یکسانسازی آمار و اطلاعات
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۰۵
نرخ واقعي تورم در ايران چقدر است؟ نرخ پیشبینی شده برای تورم چقدر است؟ آيا بايد خوشحال باشيم كه تورم 70% نداشتهايم و دولت با سياستهاي خود جلوي چنين تورمي را گرفته است یا تحلیل را بر آمارهای بانک مرکزی استوار کنیم؟ رقم واقعي صادرات و واردات آماری است که وزارت بازرگاني ميگويد، یا مجلس يا گمرک یا آنچه رييس جمهور در گزارش تلويزيونی اعلام میکند؟ آيا ايران واقعا مكاني امن براي سرمايهگذاران خارجي است؟ ...
تنها در مورد ايران نيست كه اين سوالات و دهها سوال ديگر ذهن تحليلگران اقتصادي را به خود مشغول ميكند. اين مسئله كمابيش در مورد اغلب اقتصادهاي جهان مطرح است و البته در اقتصادهاي دولتي و شبه دولتي كه همه چيز، هم قانونگذاري و هم اجرا و هم گزارشدهي در اختيار دولت است بيشتر نمود پيدا ميكند.
"چرا دولتها راست نميگويند؟" اين سوالي است كه در اين يادداشت به آن پرداخته ميشود. سوالي كه پاسخهاي مختلفي دارد كه به برخي از آنها اشاره خواهد شد.
يكي از مهمترين دلايل اينكه دولتها آمار واقعي را اعلام نميكنند و يا حتي اعداد و ارقام نادرست به اطلاع عموم ميرسانند، گرفتن توان تحليل و نقد درست و منطقي از منتقدين است. منتقدين هر چه هم كه به ابزار دانش مجهز باشند بدون داشتن آمار و اطلاعات كافي توان نقد دقيق نخواهند داشت و تنها به كليگويي در مورد سياستهاي دولت و وضعيت اقتصادي كشور بسنده خواهند كرد. دولتها اينگونه، هم خود را در مقابل تيغ تيز منتقدين اقتصادي در امان خواهند داشت و هم ميتوانند اينگونه نمايش دهند كه منتقدين حرفي براي گفتن ندارند و آنچه ما ميكنيم بهترين است. زيان بزرگ چنين حادثهاي اين است اگر دولت مسيري را به اشتباه برود در حاليكه فرصت نقد را از تحليلگران گرفته است، اين اشتباه ادامه خواهد داشت و چه بسا فرصتهاي بسياري از دست برود و پلهاي بسياري پشت سر خراب شود. نقدينگي انباشته، تورم افسارگسيخته، تشديد خروج سرمايهها از كشور و ... همه و همه از عواقب اصرارهاي اينچنيني در اشتباهات است.
يكي ديگر از دلايلي كه برخي دولتها آمارهاي غير واقعي ارائه ميكنند (و يا آمارهاي درست را اعلام نميكنند) كنترل جو رواني حاكم بر جامعه است. در مسايل اجتماعي گفته ميشود كه احساس جامعه از يك پديده منجر به عكسالعمل جامعه ميشود نه خود آن پديده. براي مثال اگر مردم كشوري با استانداردهاي جهاني در فقر زندگي كنند، اما احساس فقر نداشته باشند، ناراضي نخواهند بود. دولتها با عدم ارائه آمار و اطلاعات واقعي و يا بعضا با آمار اشتباه اين تصور را به مردم القا ميكنند كه وضعيت رو به بهبود است يا اگر اوضاع اقتصادي خوب نيست ناشي از وضعيت جهاني است و ... عدم ارائه آمارهاي مقايسهاي با ساير كشورهاي جهان به همين دليل صورت ميگيرد. براي مثال گفته ميشود كه تورم ايران در سال گذشته 18.4% بوده است. اين عدد به تنهايي يك احساس را به مردم منتقل ميكند. فارغ از اين مسئله كه آيا مردم هم همين تصور را از تورم دارند يا نه؛ (كه در مورد اين موضع بيشتر توضيح خواهم داد) اگر مردم بدانند كه ايران در ميان 10 كشور متورم جهان در سال گذشته بوده است چه احساسي خواهند داشت؟ آيا باز هم كاهش يك دهم درصدي تورم منجر به رضايت مردم خواهد شد كه دولت پيروزمندانه در اين مورد خبر دهد و روزنامههاي طرفدار دولت داد شايستگي بزنند؟ اگر مردم بدانند كه در حدود 190 كشور جهان تورم يك رقمي دارند و بسياري از كشورهايي كه تورم بالا دارند از رشد بسيار بالاتري نسبت به ايران برخوردارند احساسشان چگونه خواهد بود؟
بخش ديگري كه دولتها به آن پايبندي چنداني ندارند برنامههاست. از اينرو بخشها و ارگانها به ارائه اعداد و ارقام مربوط به سازمان خود ميپردازند و رشدهاي چند درصدي را اعلام ميكنند، بدون توجه به اين موضوع كه آيا اين رشد مطابق برنامهها بوده است و يا از آن عقب هستيم؟ آيا اين رشد مطابق با پتانسيلها بوده است و يا خير؟ بسياري از مخاطبان اقتصادي اعداد مندرج در برنامه و يا پتانسيلهاي هر بخش را نميدانند و اعلام رشد چند درصدي ممكن است رضايت خاطر آنان را فراهم آورد حال آنكه اوضاع چندان هم مطلوب نيست.
دولتها روشهاي گوناگوني را در ارائه آمار و اطلاعات نادرست در پيش ميگيرند. در اين مجال قصد بررسي اين روشها را ندارم، اما آنچه مهم است اين است كه عدم ارائه درست آمار دست تحليلگران را ميبندد و مسير اصلاح را حتي براي خود دولتمردان مسدود ميكند. دولتها دوست دارند كه دوباره راي مردم را بهدست آورند. در كشورهايي كه احزاب نقش درستي در مسايل سياسي بازي ميكنند، و احزاب گوناگوني در صحنه سياست كشور وجود دارند، همه احزاب ارگانها و بخشهايي براي ارزيابي شرايط كشور دارند. اين امر به دلايل مختلفي صورت ميگيرد. ارائه برنامه براي شركت در رقابتهاي انتخاباتي و ارزيابي درست جناح حاكم از مهمترين دلايلي است كه احزاب تنها به آمار ارائه شده از سوي مراكز دولتي اكتفا نميكنند و خود به جمعآوري آمار و اطلاعات ميپردازند. در بسياري از كشورها نيز مراكز آمارگيري وابسته به بخش خصوصي كه مستقل هستند به اين امر ميپردازند. دولتها نيز به دليل وجود مراكز آمارگيري مختلف كه بهطور مرتب اطلاعات اقتصادي را منتشر ميكنند مجبور هستند كه آمار درست و متقني اعلام كنند، در غير اينصورت پايگاه مردمي خود را از دست خواهند داد.
كمك به رشد و توسعه اين مراكز در بخش خصوصي و ايجاد چنين مراكزي در درون احزاب از جمله گامهايي است كه ميتواند راهگشاي اقتصادهايي باشد كه در آنها همه چيز حتي اعداد و ارقام قابل اتكا در اختيار دولت است. با وجود چنين نهادهايي است كه دولت نيز وظيفه پاسخگويي خود را بهتر انجام خواهد داد.
* دانشجوی دکتری مدیریت مالی
ممنونم. تحليل خوبي بود. اما به نظر ميرسد با احتياط نوشته شده بود كه به دولت ايران برنخورد. (58041)
اتفاقا با آماري كه ارائه شده بود مشخص بود كه هدف دولت ايران است. (58070)
ولائي
۱۳۸۷-۰۱-۳۰ ۱۱:۱۰:۳۲
به هر حال اقتصاد ما تابعي از مديريت امروز و ساختار اقتصادي باقيمانده از گذشته است. واقعيت چيزي بين افراط و تفريط است. نرخ تورم كشور ما حداقل در 20 سال گذشته همواره بالا و دورقمي بوده و دوره سه ساله دولت نهم هم از اين قاعده مستثني نبوده است. هر چند كه شايد از جهاتي تورم پايينتر و رشد بالاتري هم داشتهايم. اما فعاليتهاي مثبت و منفي دولت نهم باعث شده برآيند عملكرد اين دولت در حد متوسط باشد. البته ميتوان اميد داشت كه دولت كمكم از تجاربش درس گرفته و روشهاي خود را اصلاح كند. (58128)
، اما آنچه مهم است اين است كه عدم ارائه درست آمار دست تحليلگران را ميبندد و مسير اصلاح را حتي براي خود دولتمردان مسدود ميدقیقا! همانکاری که هشت سال در دوران هاشمی شد الان هم ادامه دارد (58045)
امیر ت خ ت
۱۳۸۷-۰۱-۲۹ ۱۶:۳۸:۳۷
سلام مقاله جالبی بود
به نظرم در ادامه مقاله میتوان به روشهای حل این مشکل ÷رداخت.
یک گروه از منتقدان میتوانند احزاب دیگر باشند که قدرت دسترسی به اطلاعات را داشته باشند. بدون 2 یا چند حزب مقتدر این امر ممکن نمی شود (58067)
به نكته جالب در مورد تورم اشاره كرده بودي. واقعا با اين رشد بايد جزء 10 كشور متورم جهان باشيم؟ پاسخ دولتي ها چيست؟
چرا سخنگوي دولت حتي دو روز پيش از تاييد تغيير وزرا از آن بي اطلاع است و يا نميخواهد به مردم راست بگويد؟ چرا دولت با مردم روراست نيست؟
قرار بود دولت نهم دولت پاسخگو باشد! (58069)
آنها که می خواستند تورم 11.5 درصدی دوسال پیش را به 70 درصد برسانند باید شناسایی شوند. البته برای اینکه از آنها به خاطر اینکه به ما رحم کردند و تورم را در حدود 20 درصد نگهداشتند تشکر کنیم و دستشان راببوسیم. (58087)
مجید اصلی
۱۳۸۷-۰۱-۲۹ ۲۰:۳۵:۱۰
سخنرانی دیروز آقای احمدی نژاد مرا به یاد این جمله مشهور جان اف کندی انداخت که گفته است: وقتی قدرت را به دست گرفتیم آن چه مایه حیرتم شد این بود که دیدم وضع به همان خرابی یی است که غلو می کردیم.
آقای اسلامی دوست عزیز مقاله جالب شما را با چند نکته جالب از دنیای سیاست همراه می کنم:
هربرت اسکوئیت:
وزارت جنگ آمریکا سه نوع ارقام داشت: یکی برای گول زدن مردم، یکی برای گمراه کردن هیات دولت و سومی برای فریب دادن خود.
انورین بوان: (aneurin bevan)
چرچیل از شکستش به گونه ای یاد می کند که گویا شکست او مشیت پروردگار بوده اما از پیروزی اش چنان دم می زند که گویی خود نصیب خویش کرده است.
توماس کارلایل:
یک دولت مرد بذله گو گفته است با آمار و ارقام هر چیزی را می توان ثابت کرد.
و ال هاریس گفته است:
سیاست به درد آنهایی می خورد که بیشتر به فکر خودشان هستند، کمتر به فکر دیگران و به فکر حقیقت هرگز!
ممنون (58088)
محمد.ش
۱۳۸۷-۰۱-۲۹ ۲۳:۳۲:۳۳
گذشته از دیدگاه لیبرالیستی شما نسبت به دولت که تمام دولتها را دروغگو فرض کرده اید چه تظمینی وجود دارد که "سازمانهای مستقل! غیر دولتی " ویا به تعبیر دقیقتر مخالف دولت امار واقعی ارائه کنند.
به نظر میرسد فضای فکری -تحلیلی شما منحصر در غبار لیبرال دموکراسی است ونه فضای حکومت اسلامی.
درجامعه اسلامی بدون مستند شرعی وتنها از روی احتمال
نمی توان کسی رامتهم کرد یا به کسی بدبین بود .
حالا موضوع بحث شما در کدام فضا است؟ (58101)
دوست عزيز! اين شما هستيد مه سريعا نويسنده يك مقاله تحليلي خوب را ليبرال ناميده ايد چون تاب تحمل انتقاد نداريد.
اين مشخص است كه آمارها غلط و به اشتباه اعلام مي شوند. بالاخره عدد واردات كه نميتواند هم آني باشد كه رييس جمهور ميگويد و هم آني كه گمرك ميگويد. آن هم با نزديك 300 درصد اختلاف. بالاخره يكي دروغ ميگويد! درمورد تورم چه؟ شما عدد رييس جمهور را قبول داريد يا بنك مركزي يا مركز آمار ايران. نكند تورم ايران همزمان 18 و 19 و 22 درصد باهم است! (58106)
در سال 1385 و 8 ماه اول سال 1386 با مجوز دولت حدود 5/3 ميليون تن شكر وارد كشور شد و صنعت شكر وكشت چغندر قند و نيشكر را با مشكل روبرو كرد ، ولي آقاي رئيس جمهور در مصاحبه تلويزيوني اسفندماه يا بهمن ماه خود فرمودند :آنها را صادر كرديم .
واقعيت : از5/3 ميليون تن فقط كمتر از 900 تن تاآن تاريخ صادر شد . يعني دروغ ! (58192)
دوست عزیز 2!
از روی آمار و ارقام و صحبتهای شما به خوبی میتوان فهمید که شما چندان اطلاعی ازنحوه ،روش و مرجع محاسبه کننده نرخ تورم ندارید. (58259)
هامون
۱۳۸۷-۰۱-۳۰ ۰۱:۵۰:۵۴
نکته دیگری که باید به ان توجه کرداعلام امار مختلف از واجدین شرایط شرکت در انتخابات است که واقعا مردم گیج کرد و به نظر من انها را بی اعتماد خواهد کرد 42 میلیون تا 47 میلیون....؟ خداوندا ما را از صادقان قرار بده (58113)
مرتضی
۱۳۸۷-۰۱-۳۰ ۰۱:۵۶:۵۶
واقعا امار صحیح باعث اعتماد ما مردم میشه مثال حاضر تعداد واجدین شرایط شرکت در انتخابات و همینتور درصد حضور مردم (58115)
ظريفي ميگفت خانمي از دوستش ميپرسد به نظر تو من چند سال دارم ....دوستش درجواب گفت موهايت 18 سال نشان ميدهد صورتت 19 ساله و اندامت 20 ساله خانم در جواب آهي كشيد و گفت تو با ينكار سن واقعي من را كه 57 سال است گفتي(جمع اين اعداد18+19+20=57) و... دعواي زنانه و ....
واقعيت اينست كه تورم موثر برجامعه به هردليلي بيش از ارقام بانك مركزي و مركز آمار و.... ميباشد همانطور كه نرخ بيكاري و... و .... آمار هاي ديگر ...
اگر دركشور بنگاه هاي حرفه اي مستقل تقويت شود مثلا كانون كارشناسان دادگستري يا انجمن حسابرسان خبره و..... و استقلاشان هم حفظ شود و براي ارائه نظراتشان با مشكل مواجه نباشند آنگاه ميشود تاحدي به آمار ها استناد كرد البته قرار بوده بانك مركزي مثلا مستقل باشد و .... كشور جهان سوم و .... يعني همين . (58153)
نوید غفارزادگان
۱۳۸۷-۰۱-۳۱ ۰۲:۱۶:۵۰
یک نگاه خوشبینانه هم وجود دارد که می توان در تکمیل دلیل دومت گفت. \"احساس\" خیلی از پدیده ها می تواند موجب \"تشدید\" پدیده ها شود. مثلا در مورد تورم خیلی ها عمیقا به این اعتقاد دارند ( و تا حدی درست است) که اگر باور کنید در جامعه تورم وجود دارد، تورم ایجاد می شود. و جامعه در یک لوپ تشدید کننده قرار می گیرد. جواب های متعددی در مورد بی اهمیت بودن و بسیار محدود بودن تورمی که در اثر چنین لوپی ایجاد شود می توان داد. (58174)
لادن شنطیا
۱۳۸۷-۰۱-۳۱ ۰۸:۴۵:۰۴
چرا دولت ها راست نمی گویند؟ .. البته نه فقط دولت های جهان سوم، بلکه دولت های پیشرفته هم به نوعی با مخدوش کردن رسانه ها می تونند راست نگن. به طور کلی راستگویی باعث شفاف سازی می شه و شفاف سازی باعث عدالت می شه و عدالت تنها برای بعضی آدما که معمولا تو کفه پایین ترازو قرار دارند دوست داشتنیه. اونهایی که تو کفه بالای ترازو قرار دارند چرا باید دنبال عدالت باشن؟ جاشون که خوبه.
آمار ارقام نادرست تو این شرایط به نظر من خیلی طبیعیه و به تدریج که احزاب و نهادهای خصوصی قدرت بیشتر بگیرند آمار و ارقام هم بهتر و بهتر می شن. هرچی روزنامه ها آزادتر بشن و فضای دانشگاه ها بازتر بشه، آمار و ارقام هم بهتر می شن. همه عوامل مثل تار و پود در هم تنیده ست.
مقاله شما موضوع مهمی رو مطرح می کنه و جا داره که روی این موضوع عمیق تر بشه. چون اطلاعات تا این حد رو بقیه هم می دونند. ولی کسی نمی دونه که این معضل تا به کجا می ره. برای مثال شاید می شد یکی از مصداق های این معضل مطرح بشه و به نوعی آثارش اندازه گیری بشه. یعنی چیزی که آدما حس می کنند به عدد و ریال تبدیل بشه. مثلا اعلام دروغین تورم (هر 1% زیر مقدار واقعی آن) چند ریال خسارت می تونه داشته باشه و با چه احتمالی؟ کلا منظورم اینه که موضوع مقاله در پس ذهن خیلی از مردم هست و اگر به داده و عدد مجهز بشه می تونه اون پس ذهن رو به یه حرف قوی و تاثیرگذار تبدیل کنه. (58189)
سعید ش
۱۳۸۷-۰۱-۳۱ ۰۹:۰۴:۳۹
سعید جان مقاله ات خیلی عالی بود
من که خوشم اومد
اگه بتونی با چاشنی آمار و ارقام مقالتو کامل کنی خیلی بهتر می شود. (58199)
علت ديگري که ميتوان براي دادن آمار نادرست مد نظر قرارداد اين است که قشر مسئول که بايد پاسخگوي انتقادهاي منطقي باشند با پاک کردن صورت مسئله يا طرح يک سؤال بي ربط يا مغرضانه نشان دادن انتقادها سعي در طفره رفتن از جوابگويي و کتمان حقيقت دارند اين در صورتي است که خود مسئولان علاوه بر دادن آمار و اطلاعات دقيق بايد تحليل درست و منطقي و نه احساسي از موضوعات داشته باشند.
مثلاً اين سوال در ذهن مخاطب ايجاد ميشود که نرخ تورم چگونه محاسبه ميشود؟
در رشته اقتصاد تعريفي به نام خط فقر داريم که \"اگر درآمد مدير خانواده اي از حد معيني کمتر باشد آن شخص يا خانواده فقير است(که بسته به جمعيت خانواده اين رقم هم تغيير ميکند)-از اين بگذريم که حقوق خيلي از کارمندان و کارگران از خط فقر هم بسيار پايين تر است و اين مسئله دادن حقوق حداقل باعث بيکاري قشر زيادي از سرپرستان خانوار شده است- امااين مسئله جاب توجه است که به جاي \"خط فقر\" از \"خط بقا\" براي محاسبه استفاده ميکنند!
طريقه محاسبه نيز بدين صورت است که هر فردي براي انجام کارهاي روتين خود به حداقل 2000 کالري انرژي نياز دارد و اگر کسي بتواند به آن اندازه يا بيشتر کالري مصرف کند بالاي خط بقا و در غير اينصورت زير اين خط خواهد بود.
در اقتصاد محاسبه نرخ تورم از طريق سبد کالاي خانواده مورد مطالعه قرار ميگيرد و براساس افزايش قيمت اين سبد خانواده نرخ تورم محاسبه ميشود.اين مسئله حائز اهميت است که در سبد خانواده ها مواد ضروري و مورد نياز مشاهده ميشود و در واقع نرخ تورمي که بانک مرکزي سالانه اعلام ميکند از واقعيت کمتر است و اگر نرخ گوشت و غذاهايي مثل چلوکباب را در نظر بگيريم نرخ تورم از نرخ تورم بانک مرکزي بيشتر خواهد بود و براي براي کاهش نرخ تورم به عدد دلخواه ميتوان سبد کالاي خانواده را تغيير داد.اتفاقي که امسال نيز شاهدش بوديم. (و البته اين يک راهکار مناسب است که يک کالايي که افزايش قيمت بالايي داشته را با کالايي که قيمت نسبتاً ثابتي داشته است جايگرين نماييم!) (58222)
علی جف
۱۳۸۷-۰۲-۱۴ ۱۲:۲۲:۰۵
این داستان آمار الان مدت هاست که سوژه شماره یک زندگی منه. همه رو گفتین، اینم اضافه کنین؛ بعضی وقتا اصلا نمیییییشه آمار رو شفاف کرد. (حالا هر قدر هم که آدم مثبتی باشی):
وقتی متولی قبلی برای اینکه تو رو گیر بندازه دروغ سیستماتیک بگه. مثلا وقتی در دولت قبل، طرف در حالی که کاهش سالی20% داشته، سالی 20% رشد نشون بده. (قبول کن که توی کشوری مثل ما که رشدای بالای 300-400 درصد هم گاها عادیه اصلا کسی دنبال این نمیره که ببینه توی این عددای بی ارزش تو راست میگی یانه). اونوقت تو 4 سال حدود 5 برابر عدد رو بالا نشون داده میشه. (فکر می کنین نداریم؟ ههه! داریم! واقعا داریم!)
حالا تصور کن مدیر بدبخت بعدی که با هزاااار مردم، مردم این نزول 20 درصدی رو میکنه صفر، تو اولین گزارش دقیق آماری چه بلاااایی سرش میاد!
کاهش 80 درصدی!
تو باشی چه کار میکنی؟
دروغ میگی؟!؟ (60911)