توصيه مطلب 
۶
 
کد مطلب: 77739
چرا من شهروند انتقاد می کنم ؟!
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۱۸
گاهی از خود سئوال می کنم چرا این قدر یادداشت سیاسی می نویسی وبرای چه نمی توانی سکوت پیشه نمایی ؟ نکند سرت به تنت سنگینی می کند که چنین بی پروا به ابراز نظر حتی درمورد تخصصی ترین موضوعات سیاسی روز می پردازی؟ومگر مدرک کارشناسی روانشناسی تو جامع العلوم گشته که اینقدر در همه زمینه ها سخن می گویی و....
وبعد باخود عهد می بندم که دیگر سخنی نگویم ومطلبی انتقادی ننویسم ولی به دلایل زیر نمی توانم سکوت نمایم فلذا این یادداشت را صادقانه نوشتم تا قبل ازایجاد حساسیت درجریان افراط خودم توضیح بدهم شاید منطق حق برای اهل نظر صائب افتد وشاید آنهاییکه دروظایف اصلی خود قصورکرده اند متوجه حقایق امور باشند.
1- ازنگاه من وقتی نخبگان وخواص نتوانند آزادانه ابراز نظر نمایند وهمیشه درتنگنا باشند تا موافق جریان غالب نظریه پردازی نمایند قطعا" گروهی خواص ره سکوت را پیشه می نماید واین بدترین گزینه است وگروهی نیز دوپهلو وبا تقیه سخن می گویند فلذا شهروندانی مثل بنده که ازعمق وجود نگران سرنوشت حاکمیت اسلامی می باشد ونه اهل گروه گرایی وجناح گرایی است ونه سود ومنفعتی در این ور وآن ور دارد فلذا سعی می کند با دغدغه دین مداری واخلاق محوری وبا درنظرگرفتن مصالح وحدت امت اسلامی حرف بزند وازحدود اخلاق وارزش واقعی دفاع منطقی نماید که نمونه دفاع منطقی بیان دیدگاهها به صورت شفاف برای تحلیل ورساندن به گوش مسئولین می باشد.
2- وقتی باندگرایی ها درحدی باشد که شهروندی مثل بنده نتواند حقوق قانونی خودرا ازطریق قانونی مطالبه نماید وهروقت بخواهد درخواستی داشته باشد متوجه تیم گرائیها بشود وازطرفی اهل خدعه وگروه گرایی نیز نباشد به ناچار برای انتقاد از سیستمهای مدیریتی مسموم و نا کارامد ابتکار را برمی گزیند ودر حدی که برایش مقدورباشد از بی عدالتیها وهیاهوسالاریها ناله خواهد نمود.
3- زمانیکه گروهی با انحصارگرایی مطلق بخواهد منطق گروه خودرا با زور وبایکوت پیش ببرد وازطرفی شهروندی مثل بنده به عینه متوجه منطق زور باشد برای رهایی ازعذاب وجدان بناچار انتقاد خواهدکرد وگرنه نه تنها بخاطر طرد شدگی فشار خواهدکشید وبلکه دربرابر منطق حق نیز جوابگو خواهد بود که چرا ازحقیقت دفاع ننموده است؟
4- مواقعی که ملاک انتخاب مدیران تنها سیاست زدگیها وگروه گرائیها باشد واز شایسته سالاری وتکریم انسانهای فهیم خبری نباشد بناچار شهروندانی پیداخواهند شد که راضی به پذیرش ظلم نخواهند بود فلذا درحد خود نقد خواهند نمود.
5- وقتی دین مردم وسیله ای برای جناح گرائیها وقدرت سالاریها بشود وافرادی فرصت طلب بخواهند با شعار مذهبی ولی رفتاری متناقض منویات خودرا دنبال کنند قطعا" آموخته های دینی اصیل اجازه سکوت نخواهد داد.
6- طبقه بندی آحاد مردم به سیاه وسفید وخواص وعوام وازطرفی تناقض آشکار برخی خواص درگفتار ورفتارش شهروندانی مثل بنده را تحریک می نماید تا حداقل بگوید که متوجه صفحه بازی شده است هرچند برای بازی ارزشی برای او قائل نباشند.
7- تحقیر تعمدی فردی ویا گروهی آحادی ازجامعه که تنها جرم آنها استقلال رای ونگرویدن به هیاهو سالاریهاست باعث مقاومت در اهل نظر می شود .
8- وقتی من شهروند ببینم که بجای اینکه چوپانهای دروغگو کنترل ومواخذه شوند اهل گله کنترل واذیت می شوند نه بخاطر فریاد برای رهایی ازدست چوپانی دروغگو وبلکه ازدرد جان ناله خواهم نمود وتا درد وجوددارد فریاد نیز وجود خواهدداشت.
9- عدالت گزینشی طوریکه اغنیاء وآنهاییکه اهل رابطه هستند درراس امور قرار گیرند ولی شهروندانی مثل بنده به رغم داشتن صلاحیت تقوایی ومعرفتی نادیده انگاشته شوند وبلکه نامحسوس اذیت هم بشوند بی گمان دادخواهیها نیز وجود خواهدداشت.
10- وقتی تصمیم گیرندگان امور من شهروندازلحاظ معرفتی وتخصصی پایین تر ازمن باشند ولی بارابطه ونیرنگ مسلط برمن باشند بناچار ناله وانتقاد وبلکه فریادهایی نیز شنیده خواهدشد.
11- من معتقدم کارکرد مدیران اجرایی ازبالاترین سطح تا پایین باید کارکردی باشد وهیچ مدیری حق پوشش ضعفهای کارکردی خودرا با هیاهو وعوام فریبی وگفتمانهای مذهبی ندارد ووقتی من شهروند ببینم مدیر ی بجای انجام وظیفه اصلیش در کار عالمان مذهبی دخالت می کند ناچار به انتقاد خواهم شد چراکه اعتقاد به مراجع مذهبی دارم واین طور پرورش یافته ام.
12- ارزشهای ثابت اخلاقی نوسان پذیرنیستند وبنابراین فساد مذ موم است ازطرف هرکسی باشد ودروغ زشت است و زرنگ بازی وفرصت طلبی باادعای خدمت ناپسنداست ومن شهروند وقتی ببینم بااهل فساد ودروغ رفتار قانونی یکسانی نمی شود وآمرین قتل وجنایت درحاشیه های امن قرار می گیرند ولی افرادبی دفاع کم خرد تباه می شوند بناچار برای خاطر دیانت خود انتقاد وفریاد خواهم نمود.
13- جوامع با بیان دیدگاهها ورویکردها پیشرفت می کنند واختلاف سلایق وافکار با رعایت خطوط قرمز جامعه اسلامیمان که همان ولایت مداری واستکبارستیزی هوشمندانه است اصلی لازم برای رشد وتعالی آحاد جامعه است ومن شهروند هم درحق خود حق اظهار نظر دارم.
14- مسائل تخصص مهم مثل سیاستهای هسته ای ویا دفاع سرزمینی فوق العاده مهم هستند وبه شرطی امکان باروری وشکوفایی دراین زمینه ها را داریم که به شعور اهل نظر وحتی شهروندان فهیم نیز ارجی بگذاریم وگرنه انحراف در تصمیمات مهم دودش به بینی من شهروند هم خواهد رفت.
خلاصه مطلب اینکه ماباید توان درک وشنیدن آراء ونظرات همدیگر را داشته باشیم وبی جهت باهیاهو سالاری سود سالارانه وتیم گرایانه براهل نظر سخت نگرییم وگرنه با استبداد زدگی های گزینشی روبرو خواهیم شد ودر آن صورت ارزشهای آرمانی انقلاب اسلامی نیز تهدید خواهد شد چراکه ما انقلاب کردیم تا توان بیان دیدگاه ونظر خودرا داشته باشیم ودرسرنوشت خود سهیم باشیم .
 
Share/Save/Bookmark
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.