۱۴
توصيه مطلب 
۱۳
 
کد مطلب: 22397
الیگارشی دموکراتیک یا دموکراسی؟
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۵۳
نظام انتخاباتی ایالات متحده ترکیبی از نظام دموکراسی مستقیم و الیگارشی بلندپایگان سیاسی است.
انتخاب نامزد ریاست جمهوری در کنوانسیون داخلی حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه نیز متفاوت است. کاندیداها برای اینکه به عنوان نامزد حزب خود انتخاب شوند احتیاج به نمایندگان بیشتر دارند.
 حزب دموکرات

برای انتخاب شدن به عنوان نامزد حزب دموکرات، یک کاندیدا باید توسط اکثریت نمایندگان کنوانسیون دموکراتیک ملی انتخابات انتخاب شوند.
 یک کاندیدا باید اکثریت حداقل 2025 نماینده از 4049 نماینده را به دست بیاورد تا به عنوان نامزد معرفی شود. این عدد با رفتن نماینده از حزب یا دفترش قابل تغییر است . همچنین  حزب ملی می‏تواند این نتایج را برای به دست آوردن عدد نهایی تغیر دهد.

حزب دموکرات دو دسته نماینده دارد: متعهد  (Pledged delegate) و ابرنماینده (Super delegate)  
از میان نمایندگان، 3253 نفر نماینده متعهد هستند.

نماینده متعهد کیست؟ یک نماینده متعهد در سطح ایالت یا منطقه انتخاب یا گزینش می‏شود و از یک کاندیدای مشخص در انتخابات حمایت می‏کند.

البته در واقعیت  آن‏ها مجبور نیستند به همان کاندیدای مشخص رای بدهند. ر نتیجه  کاندیدا‏ها اجازه دارند که ایالت به ایالت بگردند تا بتوانند نمایندگانی را بیابند که بر روی تعهد آن‏ها بشود حساب کرد و می‏توانند آن‏هایی را که حساب کردن بر روی تعهد آن‏ها مشکل است را حذف کنند.

ابرنماینده کیست؟  ابرنماینده نماینده ای است که الزام و تعهدی در رای دادن به هرکدام از نامزدها ندارد و میتواند به هرکدام از آن‏ها رای دهد. ابرنماینده ها معمولا اعضای دموکرات کنگره، افراد دولتی، اعضای کمیته ملی و یا رهبران حزب (مانند رئیس جمهور‏های گذشته و معاونین آن‏ها) هستند. ابرنماینده‏ها شامل 796 نماینده از 4049 نماینده می‏شوند.
      حزب دموکرات از "نمایندگی تناسبی" (Proportional representation)  برای اختصاص دادن نمایندگان متعهد به هر کاندیدا بهره می‏گیرد. به عنوان مثال کاندیدایی که 40 درصد آرا را در انتخابات مقدماتی ایالت به دست آورده است40 درصد نمایندگان متعهد را به خود اختصاص می‏دهد. کسی که با 30 درصد آرا دوم شده است 30 درصد نمایندگان متعهد را به خود اختصاص خواهد داد. اما به هر حال یک کاندیدا باید حداقل 15 درصد آرا را به دست بیاورد و اگر کاندیدایی 14 درصد آرا را به دست بیاورد هیچ نماینده‏ای به او اختصاص داده نخواهد. اما هیچ روش رسمی برای اختصاص دادن ابرنمایندگان وجود ندارد چون آن‏ها به کسی رای خواهند داد که دلشان بخواهد بنابر این یک کاندیدا باید هر چه از ابزار مربوط به قدرت اقناع دارد به کار ببندد تا رای ابر نماینده‏ها را جلب کند.

حزب جمهوری خواه

برای انتخاب شدن به عنوان نامزد حزب جمهوری‏خواه یک کاندیدا باید توسط اکثریت نمایندگان کنوانسیون  ملی انتخاب شوند.
 هرکاندیدا باید اکثریت حداقلی 1191 نماینده از 2380 نماینده را به دست بیاورد تا به عنوان نامزد معرفی شود.

حزب جمهوری خواه دو گونه نماینده دارد: متعهد (Pledged delegate) و غیر متعهد Unpledged delegate

1917 نماینده، نماینده متعهد هستند و حمایت خود را از یک کاندیدای مشخص اعلام می‏کنند و معمولا در سطح ایالت و منطقه انتخاب می‏شوند. نمایندگان غیر متعهد 463 نماینده‏ای هستند که الزامی برای رای دادن به یک نامزد خاص را ندارند. اکثریت نمایندگان غیر متعهد حزب جمهوری خواه مانند اعضای متعهد انتخاب می‏شوند و معمولا از یک کاندیدا حمایت می‏کنند. اقلیت قابلی توجه از نمایندگان غیر متعد به صورت خود کار به واسطه جایگاه خود به عنوان عضو حزب یا کمیته ملی حزب به نمایندگی برگزیده می‏شوند.

در روند انتخاب نامزد جمهوری‏خواه بخش‏های ایالتی حزب در مورد اختصاص نمایندگان متعهد تصمیم می‏گیرند. در بسیاری از ایالت‏ها "هر کسی که پیروز شود همه نمایندگان را خواهد داشت". در برخی ایالت‏ها از همان نظام "نمایندگی تناسبی" که کاندیدا به میزان رای خود از نمایندگان متعهد بهره می‏گیرد اجرا می‏شود. اما نمایندگان غیر متعهد  مجبور نیستند که به نتایج رای گیری ایالت خود توجهی داشته باشند. نمایندگان غیر متعهد که معمولا انتخاب یا منتصب می‏شوند مجبور نیستند به فرد خاصی رای بدهند اما معمولا آن‏ها همه به یک نفر رای می‏دهند.

***

مشاور عالی کلینتون: ابر نماینده‏ها  نتیجه انتخابات را تعیین می‏کنند. پیروزی‏های اوباما هیچ ربطی به نتیجه نخواهد داشت.

منبع: فاکس نیوز

مشاور عالی کلینتون پیش بینی کرد که کلینتون قبل از کنوانسیون ماه آگوست به عنوان نامزد حزب دموکرات انتخاب خواهد شد و ابر نمایندگان و مقامات رسمی او را انتخاب خواهند کرد و پیروزی‏های اوباما در ایالتها مختلف در تصمیم‏گیری آن‏ها تاثیری نخواهد داشت.

این اظهارات بدون شک باعث تشدید دعوا لفظی این دو گروه خواهد شد، اوباما به همین مشاجره ادامه می‏دهد و بیان می‏کند که: " ابرنمایندگان باید مانند افراد منطقه خود رای بدهند." اما نمایندگان طبقه ویژه که شامل 20 درصد نمایندگان می‏شوند مجبور نیستند مانند افراد منطقه یا ایالت خود رای بدهند.

اوباما به لحاظ رای‏های بیشتری که در بخش مقدماتی انتخابات آورده است نمایندگان متعهد بیشتری را به خود اختصاص خواهد داد اما چالش اساسی که او با آن روبروست رای ابر نمایندگان است که بیشتر متوجه کلینتون است.

هارولد ایکس یکی از دست‏اندر‏کاران حزب دموکرات که از کلینتون حمایت می‏کند می‏گوید: "ما به زودی پیروز خواهیم شد" و پیش بینی می‏کند که فاصله بین رای‏های اوباما و کلینتون یک فاصله حداقلی باشد و تعداد نمایندگان متعهد آنان با هم تقریبا برابر باشد. وی افزود که این ابر نمایندگان هستند که تصمیم می‏گیرند که چه کسی رای بیشتری خواهد آورد و او را به عنوان کاندیدای حزب معرفی خواهند کرد و تعداد بیشتری از کلینتون حمایت خواهند کرد.

اگر چه بر اساس نظر سنجی‏ها اوباما از همه رقبا پیش است و کلینتون کاملا شکست خورده است اما تیم تبلیغاتی کلینتون از احتمال انتخاب شدن کلینتون بحث می‏کنند.

ایکس می‏گوید:" ابر نمایندگان باید بهترین قضاوت خود را به کار ببندند تا متوجه شوند چه کسی کاخ سفید را به دست خواهد آورد و او را انتخاب کنند."
 به طور خلاصه وی معتقد است که 795 ابر نماینده حزب بهتر از نمایندگان معمولی که به عنوان نمایندگان متعهد رای می‏دهند می‏توانند ویژگی‏های مربوط به تناسب و قابلیت انتخاب یک کاندیدا را بررسی کنند و در مورد آن تصمیم بگیرند.

مدیر تیم اوباما دیوید پلوف روز شنبه استراتژی کلینتون را مورد نقد قرار داد و گفت: "تیم کلینتون اخیرا بیان کرده است آن‏ها دو راه برای پیروز شدن در کنوانسیون آگوست برای انتخاب شدن به عنوان کاندیدای حزب دموکرات دارند. یکی اینکه تلاش کنند که ابر نمایندگان بر خلاف رای دموکراتیک رای دهند یا قواعدی را که پذیرفته‏اند را زیر پا بگذارند."
 وی افزود : " تیم کلینتون باید به دنبال به دست آوردن نمایندگان متعهد به عنوان نتیجه انتخابات باشد نه اینکه به پیروزی به هر قیمتی فکر کنند. چنین امری باعث می‏شود که توان دموکرات‏ها برای پیروز شدن در انتخابات کاهش یابد."

بسیاری از دموکرات‏های رده بالا مانند نانسی پلوسی سخنگوي مجلس نمايندگان معتقدند که ابر نمایندگان باید متعهد به اراده رای دهندگان باشند که در نتیاج اولیه انتخابات منعکس شده است و ارزش رای‏ها را پایین نیاورند.

تیم اوباما هم با استفاده از سخنان پلوسی که گفته بود فلوریدا و میشیگان به دلیل این که قواعد حزب را رعایت نکرده‏اند نباید در مورد نتیجه تصمیم بگیرند، از روز جمعه یک داستان تبلیغاتی را پی‏گیری کرده‏اند.

ایکس معتقد است که ابر نمایندگان بسیار قدرتمند هستند و در مورد نتیجه انتخابات آن‏ها تصمیم می‏گیرند و وقتی رقابت برای انتخاب نامزد دموکرات تشدید می‏شود نقش آن‏ها خیلی بیشتر خواهد بود.

ایکس در یک مصاحبه تلفنی بیان کرد: " آن‏ها ابر قدرت نیستند. آن‏ها یک نفر هستند و یک رای دارند و از دیگر نمایندگان قدرت بیشتری ندارند. اما توانایی حدس زدن این که چه کسی انتخاب خواهد شد را بیش از دیگران دارند."

ابر نمایندگان شامل اعضای کنگره، روسای جمهور قبلی، مقامات دولتی و مقامات رسمی حزب هستند. این طبقه در سال 1982 به وجود آمد تا قدرت را از دست فعالین سیاسی دربیاورد و همیشه رای آن‏ها نامزد انتخابات  را مشخص می‏کند.

بر اساس محاسبات ارائه شده از تیم‏های تبلیغاتی هر دو طرف اکنون اوباما 136 رای نمایندگان متعهد از کلینتون پیش است اما کلینتون 95 رای ابر نماینده از اوباما جلو‏تر است.
ایکس می‏گوید: هیلاری رای‏های بیشتری از ابر نماینده‏ها نسبت به اوباما خواهد داشت.

البته این حمایت ممکن است کاهش یابد. گزارش‏های اخیر حاکی از این است که برخی ابر نماینده‏های سیاه پوست پس از اینکه دیدند ایالت و منطقه  آن‏ها به اوباما رای داده است نظر خود را عوض کرده‏اند.     
 
Share/Save/Bookmark
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
سهراب
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۱۱:۰۵:۵۹
در نظامهاي دموكراتيك ، يكي از مهمترين معضلات و يا ناكارامدي اينگونه نظامها در اين است كه آراء وزندار نيست.به عبارتي راي يك انسان ناآگاه با راي يك انسان آگاه از نظر حقوقي يكي است.
طراحي راه حلي كه بتواند آراء را وزندار كند ، خودش حديث مفصلي است.البته به نظر من مرحله وزندار كردن آراء مرحله پس از دموكراتيزه شدن است.
يكي از مهمترين ويژگيهاي نظامهاي دموكراتيك با آراء وزندار در اين است كه پوپوليزم از بين مي رود و نظام حكومتي قوام مي گيرد. (51384)
 
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۱۳:۳۷:۲۸
اتفاقاً شیوه‌ی وزن‌دار کردن مورد استفاده در کشورهایی مانند آمریکاست که حاکمیت یک قشر خاص بر جامعه را تأمین می‌کند.
این شیوه‌ی وزن‌دار کردن، به قدرت و ثروت این بخش از جامعه مرتبط است و با سیطره بر رسانه‌ها و لابی کردن با سیاستمداران شکل می‌گیرد. نمونه‌ی آن، سیطره‌ی لابی حامی اسرائیل در آمریکاست. (51409)
 
سهراب
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۱۵:۰۹:۱۹
در مورد اول با شما موافقم و در مورد دوم نه.
قبول دارم كه در آمريكا قشر خاصي حاكميت جامعه را در دست مي كيرند و اين قشر در واقع همان نخبگان آن جامعه هستند كه همين انتخاب نخبگاه نتيجه مستقيم وزن دار كردن آراء است.

و نفوذ لابي حامي اسرائيل را قبول ندارم.به سبب ساختار ماتريسي قدرت در آمريكا ، عملا كسي به درجات بالاي اجرايي مي رسد كه جزء نخبگان جامعه باشد.و مسلما آن چيزي كه به ذهن شما لابي حامي اسرائيل مي رسد چيزي نيست جز منافع ملت آمريكا كه در واقع همان نخبگان به آن فكر مي كنند و براي آن برنامه ريزي مي كنند. (51422)
 
جواد
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۲۲:۵۲:۰۰
سهراب خان اولا اينكه نخبه چه كسي هست؟ ما بايد تعريفي از نخبه ارائه بدهيم؟ مثلا يك انساني كه توانايي علمي بالايي دارد ولي در عين حال تفكراتي مستبدانه دارد آيا نخبه هست؟يا آيا كسي كه مسائل سياسي روز را به خوبي مي فهمد ولي انساني پاك و شريف نيست نخبه هست؟آيا كسي كه به وطنش تعصب داشته باشد و توانايي نسبي در سياست داشته باشد نخبه هست؟آيا صرفا تحصيلات دليلي بر نخبه بودن هست؟ در ثاني حتي اگر از نخبه تعريفي نيز بدهيم آيا اين عادلانه هست كه يك اقليت به جاي مردم تصميم بگيرد و با فرض اينكه مردم قدرت تشخيص ندارند براي آنها تشخيص بدهد؟ (51477)
 
بيخبر
۱۳۸۶-۱۲-۰۱ ۱۰:۴۱:۴۹
جناب جواد تعريف نخبه تحصيلکرده و يا سياستدان صرف نيست. در سيستم حزبي در ممالک دموکراتيک اشخاص با نشان دادن شايستگيهايي گام به گام در هرم قدرت بالا ميروند البته بسياري از اين شايستگيها اکتسابي است ولي برخي موارد ديگر مانند نسب خانوادگي نيز دخيل هستند كه البته آن هم به جاي خود دلايلي دارد كه قابل بررسي است. بي شك يکي از موارد اکتسابي تحصيلات خواهد بود و ديگري شم سياسي و ...
ضمنا به سادگي فريب اين تيتر را نخوريد و نپنداريد كه كساني راي مردم را جابجا مي کنند. آنچه كه اين روزها درصحنه سياست آمريکا مي بينيد مسايل درون حزبي براي انتخاب کانديداي مورد نظر حزب است. آنچه كه به نام آرا ميشنويد نه آراي مستقيم بلكه بيشتر به شکل نظر سنجي عمومي حزب است تا بتوانند بر اساس آن کانديداي خود را معرفي کنند. در نهايت اين حزب است كه کانديدا را انتخاب مي كند و براي اين کار مکانيزمهاي خاص خود را دارد كه ترکيبي از آراي عمومي و آراي اعضاي بلند مرتبه حزب است و کاملا مکتوب و شفاف است. تازه در مرحله بعد رقابت اصلي شروع ميشود بين دو حزب اصلي كه البته آن هم به جاي خود باز جاي بحث دارد. فقط خواستم عرض کنم هر چه خوانديد بي درنگ قبول نکنيد. (51538)
 
جواد
۱۳۸۶-۱۲-۰۳ ۲۰:۰۴:۳۳
بيخبر جان عزيز اولا من تعرفي از نخبه ندادم و منتظر ارائه تعريفي از سهراب خان بودم. به هر حال آيا آراي عمومي در درون حزب براي انتخاب كافي نيست؟ به چه دليل آراي اعضاي بلند مرتبه دخالت مي كند در جريان انتخاب كانديدا؟مثلا همين انتخابات 2008 آمريكا در حزم دمكرات مردم به باراك اوباما راي ميدهند ولي اعضاي بلندمرتبه حزب با نوعي وتوي انتخاب مردم با راي اكثريت هيلاري كلينتون را انتخاب مي كنند؟آيا اين يعني دمكراسي؟ (51698)
 
بيخبر
۱۳۸۶-۱۲-۰۴ ۰۰:۱۹:۴۸
من هم عرض نكردم شما تعريفي داده ايد در بيان تعريف به صورت خبري عرض کردم كه نخبه فراتر از يک يا دو مشخصه است.
در مورد اينکه چرا اعضاي بلند مرتبه حزب حق چنين دخالتي دارند --البته من نه ميتوانم نه ميخواهم آيين نامه يک حزب امريکايي را تاييد يا رد کنم فقط نکته اينجاست كه يک کمي دقيقتر الگوهاي سياسي را بررسي کنيم و شايد بتوانيم چيزي از خوب يا بد ديگران بياموزيم-- عرض کنم كه ولي طبق قوانين حزب دموکرات علاوه بر اعضايي كه بر اساس راي عمومي ميتوانند در انتخاب کانديداي حزب تاثير داشته باشيد يک سري از اعضاي بلند مرتبه حزب نيز حق راي دارند جالب اينست كه تنها در صورتي كه دو کانديدا خيلي نزديک باشند آراي اعضاي بلند مرتبه تاثير گذار ميشود. دليلش هم اينست كه در شرايطي كه عموم جامعه نسبت به دو نفر نظرات نسبتا مشابهي دارند کسي انتخاب شود كه از نظر سياسي تاثير گزاري بيشتري براي حزب و كشور خواهد داشت. همين الان بحثي كه در محافل سياسي هست اينست كه اوباما خيلي قشنگتر حرف ميزند و جاذبه بيشتري دارد ولي کلينتون برنامه هاي مشخص تري در زمينه عراق و بيمه همگاني و غيره ارائه مي دهد. پس مي بينيد كه اينجوري نيست كه يک عده وتو کنند در آخر هم کسي به جاي مردم تصميم نميگيرد حزب با توجه به خواستهاي مردم و صلاحديد سياسي اقتصادي کانديداي خود را معرفي مي كند. حزب اين حق را دارد كه هر کسي را خواست معرفي كند و مردم حق دارند در انتخابات راي بدهند يا ندهند. اشتباه نکنيد اين انتخابات نيست اين معرفي کانديداي حزب است.
پيشنهاد ميکنم صحبتهاي دوستان سهراب ابراهيم قنبري و آشنا را هم بخوانيد كه نکات جالبي را گوشزد کرده اند. (51720)
 
سهراب
۱۳۸۶-۱۲-۰۱ ۱۰:۵۵:۰۸
متاسفانه اينگونه بد فهمي ها تقصير شما نيست.در واقع جامعه ما بجز ساختار هرمي قدرت ، ساختار ديگري را تجربه نكرده است .و تمام چيزهايي كه شما مي گوييد بر اساس ساختار هرمي قدرت است كه در ذهن ماست.
در جامعه اي با ساختار ماتريسي قدرت ، ارتقاء افراد از يك سطر قدرت به سطر ديگر جز با شايستگي كه مورد تاييد تمام اجراء آن سطر از قدرت است، اتفاق نمي افتد.چون عملا همه در يك سطر قدرت مي دانند كه ارتقاء يك فرد اگر بر پايه چيزي بجز شايستگي باشد منافع تمام آن سطر و در كل ، تمام جامعه را از بين مي برد.

اين است كه معيار نخبه بودن را هر سطر و ستون از قدرت تاويل و تفسير مي كند. (51539)
 
بيخبر
۱۳۸۶-۱۲-۰۱ ۱۴:۴۸:۱۹
فکر ميکنم كه مشکل اينجا دقيقا واژه هرم است كه احتمالا من با بي احتياطي استفاده کردم. منظوري كه من سعي داشتم به جناب جواد انتقال بدهم دقيقا همين است كه شما ميفرمايد. من از نظر سير در مراتب سياسي مثال هرمي آوردم نه از نظر ساختار قدرت.
مثلا در کانادا نخست وزير کنوني از نوجواني در مدرسه و دانشگاه در متن امور سياسي بوده چندين مرحله در امور سياسي شايستگيهاي نشان داده سالها نماينده معمولي مجلس بوده حزب را رسما متحول کرده و و و و نهايتا الان نخست وزير است. در هر مرحله دقيقا به ميزاني كه ميتوانسته براي حزب يا نهادي كه در آن فعاليت ميکرده مفيد باشد ميدان بيشتري به او داده شده تا امروز كه در راس است و البته اين قدرت نه جز اختيارات اوست كه جز مسيوليتهاي اوست چون او نهايتا مجري تصميمات مبتني بر عقل جمعي حزب است. تا وقتي واجد شرايط مورد نظر حزب باشد در اين مسوليت ميماند چنانچه شخصي لياقت بيشتري نشان دهد او در انتخابات بعدي به عنوان رهبر حزب کمپين را به دست ميگيرد. (51563)
 
ابراهيم قنبري
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۱۱:۲۸:۴۱
به نام خدا
انتخابات انجمن هاي ايالتي در ايالات متحده در حالي سه شنبه بزرگ را پشت سر گذاشت كه در اردوگاه دمكراتها پديده اوباما (بدون محاسبه آراي ميشيگان و فلوريدا كه به دليل عدم رعايت قوانين حزبي نتايجشان محاسبه نخواهد گرديد ) بر رقيب قدرتمندش سناتور كلينتون پيشي جسته است ، سناتور ايالت نيويورك براي جبران مافات دست به اقداماتي از قبيل تغيير مديران كمپين هاي انتخاباتي خود زده است و در اين راه علاوه بر محاسبه آراي ايالتهاي باقي مانده در 5 مارس همچون اوهايو - تگزاس و پنسيلوانيا بر روي حمايت سوپر دليگيت ها نيز در كنوانسيون سراسري حزب در ماه آگوست حساب ويژه اي باز نموده است ، البته در اين بين وي بر حمايتهاي همسرش به عنوان رئيس جمهور سابق كه داراي جذبه اي كاريزماتيك در بين سران حزب ميباشد ، بسيار حساب كرده است .
از آن سو مصائب اوباما در حال پديدار شدن است ، با آنكه جان كري نماينده سابق دمكراتها از وي پشتيباني مينمايد ، اين سناتور ايلينويز به دليل عدم شفافيت در تبيين برنامه هاي سياست خارجه و همچنين امنيت ملي تحت فشار شديد سوپر دليگيت ها در حزب است ، برنامه هاي محوري وي شامل تغيير و اميد در طوفان تبليغات انتخابات دچار روزمرگي و كهنگي شده است و در نهايت با توجه به بافت اجتمايي ايالتهاي سه گانه باقي مانده در ماه مارس ، اميد چنداني به حفظ برتري نهايي ندارد ،( ايالتهاي اوهايو - تگزاس و پنسيلوانيا داراي خصوصياتي چون نسبت بالاي جمعيت لاتين ، سفيد و كشاورز هستند ) .
با اين اوصاف اوباما اميدوار به تبعيت سوپر دليگيتها از روند كلي انتخابات در سطح كشور است ، با توجه به اين نكته كه آراي ابر نمايندگان حتي در روز برپايي كنوانسيون سراسري نيز قابل تغيير است ، سناتور جوان ايالت ايلينويز اميدش را تا آن روز مطمئنا حفظ خواهد نمود . (51391)
 
مهران
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۱۲:۳۱:۲۷
خیلی ها میگویند که نوبتی هم باشد نوبت دموکراتهاست ( صرف نظر از اینکه اوباما باشد یا کلینتون) . بنده معتقدم که باز هم جمهوری خواهان سر کار خواهند ماند....چرا ؟ چون پروژه (( جنگ تمدنها)) ی هانتینگتون که با خودزنی آنها در برج های دوقلو آغاز شد ، هنوز پایان نیافته است. غرب به شدت نیازمند تغییر نقشه کشور های خاور میانه است... اقتصاد امریکا به شدت بیمار است و نیاز شدید به تضمین تامین منابع ( حداقل برای نیم قرن آینده ) دارد و ایران اجرای این پروژه را به شدت دچار مشکل کرده است. مسائل لبنان ، محاصره غزه و حمله عنقریب اسراییل به آن ، ترور مغنیه و تحریک حزب الله به شروع جنگی دیگر و کشاندن رسمی حزب الله به درگیری با امریکا و .... همه و همه نشانگر این نکته است که جایی برای افرادی مثل اوباما و مذاکره با ایران و .....وجود ندارد. بنظرم لازم بسیار هوشیارتر از این حرفها باشیم و بجای آنکه ذهنمان (( دکوراته ی)) بازیهای انتخاباتی امریکا باشد ، از همین الان خودمان رابرای همان چیزی که هفته ی پیش (( مک کین)) یا همان رییس جمهور آینده امریکا ( به زعم من) گفت باشیم . ایشان با صراحت تمام ( بخوانید وقاحت) فرمودند : صراحتا میگویم ، جنگهای دیگری در پیش است.
این یک تعارف نیست....نکات بسیاری در این حرف نهفته است. ...سخن بسیار است اما فعلا رخصت. (51397)
 
۱۳۸۶-۱۱-۳۰ ۱۳:۳۲:۳۴
طرف راه رفتن بلد نبود به راه رفتن ديگران گير مي داد! (51408)
 
۱۳۸۶-۱۲-۰۱ ۱۷:۴۴:۰۱
بسیار خوب! در امریکا روند انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری دمکراتیک نیست، قبول. حالا بفرمایید روند انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری در ایران چه جوریه؟
واقعا که شما دست به شوخی تون معرکه است. (51578)
 
آشنا
۱۳۸۶-۱۲-۰۲ ۰۳:۰۹:۰۶
آنچه در امریکا اتفاق میفته
\"انتخاب توسط منتخبین\"

همان شیوه ایست که ما رهبری را انتخاب میکنیم

استدلال این منطق هم اینست که

\"میزان رای ای که مردم در صندوق میریزند میزان محبوبیت فرد است نه میزان کارآمدی فرد و
باید کارآمدی فرد توسط افرادی که انتخاب میشوند تا این میزان را تعیین کنند براورد شود \"

به نظر من این روش روش مفید و دقیقی است و کارامدی اونهم توی تاریخ بخونید

راستی تا یادم نرفته این سئوال شاید سئوال خیلی ها باشه

\" چرا فقط 2 حزب توی انتخابات حضور دارند ؟ \"

با توجه به تاریخ امریکا و جنگهای داخلی بین شمال و جنوب که 4 سال طول کشید
در داخل امریکا 2 دستگی ای پیش اومد که تا امروز هم ادامه داره و حتی کودکان از کودکی توسط پدر و مادر هاشون یاد میگیرند که طرفدار دمکراتها باشند یا جمهوریخواها (یعنی شمالی باشند یا جنوبی )
و این 2دستگی و دشمنی تا اونجا شدیده که هر حزب دیگه ای در این میان حل میشه

هر فرد مستقلی میتونه توی انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنه


مانند انچه در سال 2000 اتفاق افتاد و مقداری از ارای دمکرات به این کادیدا داده شد که در نهایت سبب روی کار آمدن بوش پسر شد

(51604)