کد مطلب: 34006
در مذمت فرصتطلبی و منفعتجویی سیاسی
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۳
بی هیچ استدلالی و با نگاهی اجمالی به عرصه سیاسی کشور به وضوح میتوان جنبهها و اشکال گوناگون بحران اخلاقی را مشاهدهکرد که در این میان از اصلیترین پارامترهای این بحران اخلاقی، استفاده از روشهای ماکیاولیستی و فرصتطلبی سیاسی است.
روز گذشته ارکان تئوریک جبهه اصلاحات در سر مقاله ای به قلم سردبیری، اصلاح طلبان حاضر در مجلس را تشویق به رای به دکتر علی کردان کرد و هدف از این موضع را انتخابات سال 88 و نگه داشتن "پاشنه آشیلی" برای "حذف اصولگرایان" دانست. بدون تعارف باید گفت، سرمقاله دوست و برادر عزیزم محمد قوچانی بدون تردید از موارد بیاخلاقی سیاسی و فرصت طلبی انتخاباتی محسوب میشود.
با این موضعگیری، اکنون اصولگرایان خود را در مقابل مشی ترسیمی ارگان تئوریک اصلاح طلبان می دانند. چراکه اصولگرایی در عرصه سیاست به معنای مسلک و روشی است که ریشهها و بنیادهای نظری را پذیرفته و قواعد و ساختارهایی خاص از اندیشه و عمل سیاسی را خدشه ناپذیر و لازم الاجرا می داند. با چنین رویکردی، "اصولگرایی" معنایی مقابل "فرصت طلبی" و روشهای "ماکیاولستی" می یابد.
دوستان اصلاح طلب باید بدانند که رای به "دکتر علی کردان" با استدلالاتی که آقای سردبیر فرموده اند، مصداق بارز فرصت طلبی و منفعت جویی است. فرصتطلبی به معنای پایبند نبودن به یک عقیده و خط مشی سیاسی و اجتماعی و برای حفظ منافع خود، به اصطلاح معروف، نان را به نرخ روز خوردن و خود را با هر شرایطی تطبیق دادن. منفعتطلبی نیز به این معنا که گروهی یا فردی سعی در حفظ منافع سیاسی و اقتصادی حال و آینده خویش ـ فارغ از اصول اخلاقی - داشته باشد.
اما موضع ما؛ آن روز که اصولگرایی را (حداقل طیف تحول خواه) تعریف میکردند آن را در مقابل قدرت طلبی، فرصت طلبی و البته بیاخلاقی تعریف کردند و بر همین اساس تلاش کردهایم تا در عرصه سیاست مشی کنیم. اصولگرایان تحول خواه اصولگرایی را یک مسلک دارای قواعد و زیر بنایی میدانند و در چنین مسلکی، اصول و ارزش های ساختارمندی که پذیرفته شده اند و مورد توجه هستند، موضوعی برای معامله در جهت کسب منافع مادی و سیاسی نیستند.
نکته دیگر قابل توجه افراد و اصلاحطلبانی که تلاش دارند آقای دکتر علی کردان رای بیاورد این است که اصولگرایی، مرزی کاملاً مشخص و معین و آشکار با مفهوم "قدرت طلبی" دارد، توضیح آن که قدرت طلبی نه به معنی طالب قدرت بودن، بلکه به معنی ارزش اصیل و اساسی برای قدرت قایل شدن و اولویت قایل شدن برای آن نسبت به دیگر ارزشها، یکی از مسلک های سیاسی موجود است که در میان جناحهای قدرت در جامعه کنونی ایران نیز می توان مصادیق نزدیک به کامل آن را به راحتی پیدا کرد. از این منظر قدرت طلب به کسی اصلاق می شود که برای او مهم رسیدن به قدرت و دستیابی به منابع و منافع آن است و از این رو قدرت طلبان با فرصت طلبان چندان فاصله ای ندارند، تنها تفاوت در این است که فرصت طلبان به دنبال تمامی اشکال منفعت هستند و قدرت سیاسی را هم برای چنین منظوری دنبال می کنند و از این رو معمولاً در پشت پرده قرار گرفته و از منافع قدرت سود می برند، اما قدرت طلبان با اشتهای سیری ناپذیری که برای قدرت دارند، آن را مهمترین ارزش و هدف دانسته و به دنبال نفس قدرت هستند. در عرصه قدرت، فرصت طلب و منفعت جو نباشیم.
شقایق
۱۳۸۷-۰۸-۱۲ ۱۱:۳۹:۰۴
اولا آقای قوچانی نظر شخصی اش را بیان کرده و البته نظر گروه منفعت طلب اصلاحطلبان را ؛ و همه میدانند که این آقا زیادی به نظرات شخصی اش بها میدهد و ایشان هرگز نماینده کل اصلاحطلبی نیست که بخواهد مشی تئوریک آنان را ترسیم نماید. شما هم میدانید که روزنامه ایشان جزء معدود روزنامه های اصلاحطلبان است که البته بجز این تعداد معدود روزنامه و چند سایت ضعیف اینترنت , رسانه دیگری ندارند که نظرات طیفهای مختلفشان را بخوبی پوشش دهند.
بنابراین چند یادداشت مختلف با یک موضوع آنهم در باره نظرات یک روزنامه نویس و نه سیاستمدار امری عجیب بنظر میرسد.
ثانیا تا جایی که یادم میاید توصیه های ماکیاولی برای صاحبان حکومت بود و در نتیجه عملکردهای یک گروه حاکم را میتوان به ماکیاولی نسبت داد نه گروههای خارج از حاکمیت.
ثالثا \"تعریف اصولگرایی در برابر قدرت طلبی و فرصت طلبی و بی اخلاقی \" یعنی چه؟ اصولا اصولگرایی یعنی چه؟ گرایش به کدام اصول؟ اصول دین؟ اصول مذهب؟ اصول انقلاب؟ اصول اخلاق؟ برای مردم لطفا مشخص کنید اصولگرایی یعنی چه؟ وآیا اصولگرایی را باید یک جریان سیاسی بدانیم؟ یعنی همه اصولگرایان در مشی سیاسیشان مثل هم عمل میکنند؟ یعنی قدرت طلب و فرصت طلب و بی اخلاق نیستند؟ اگر اینگونه باشد ظاهرا اولین کسی که از این دایره باید بیرون رود نماد اصولگرایی یعنی شخص جناب آقای احمدی نژاد میباشد.
لطف کنید این سؤالها را منعکس کنید شاید پاسخی داشته باشند. (88770)
ظاهرا یادداشت آقای قوچانی فقط فرصتی شده برای فرصت طلبی دوستان اصولگرا !
ضمنا اگر اصولگرایی لفظا پایبندی به اصول در مقابل فرصتی طلبی است، اصلاح طلبی هم لفظا تلاش برای بهبود ست. هر دو در لغت زیبا هستند و باعث پیشرفت. و هر دو دستمایه ی سیاست. (88822)
اصولگرايي يعني پايبندي به چهار اصل:
1-اسلام 2-مردم3- امام 4-ولايت فقيه (89163)
احسان
۱۳۸۷-۱۱-۲۱ ۱۵:۱۶:۲۲
سلام. تعريفي كه در مورد اصولكرايي كردي عاليه.و به نظر من احمدي نزاد به همش توجه داشته.مي دوني جرا؟ جون مهمترين جيزي كه ما بايد به اون اهميت بديم اسلام است و جون اسلام دين جامع است اكه كسي بخواهد به اون عمل كنه مجبوره به سه مورد بعدي هم عمل كنه تا طبق قوانين اسلام جلو رفته باشه.البته اكه واقع بين باشم بايد بكم احمدي نزاد اشتباه هم داشته.بلاخرد اكه اشتباه نكنه كه نميشه.اينا كفتم كه فكر نكني رو احمدي نزاد تعصب دارم.به اميد امدن منجي عالم اقا صاحب الزمان.يا علي. (103312)
mohammad
۱۳۸۷-۰۸-۱۷ ۰۶:۳۹:۵۲
aslan in agha be dalile inke doctor nabood barkenar shod, chera baz dobare shod doctor kordan ? (90586)